پایان نامه رایگان درباره دریای خزر، میرزا کوچک خان، شعر معاصر، شاعران معاصر

دانلود پایان نامه ارشد

این ناحیه رویشی به خاطر حاصلخیزی خاک، تغییرات دما و بارندگی‌های متعدد، حاوی گونه‌های گیاهی زیادی است.‏ نماد سبزی گیلان‏ است و طبیعت گیلان‏، پوشیده از جنگل و دارای آب و هوای معتدل و مرطوب است. این استان شامل مناطق سرسبز شمال غربی رشته‌ کوه البرز و بخش غربی کرانه‌های جنوبی دریای خزر است.

«چشم او آیتی از خشم خزر
نگه اش جلوه گه راز سحر
محمل برکۀ انگشتانش
بود امواج بلا را بستر» (همان: 18)
– دریای خزر، نماد برکت و روزی‎دهندگی در میان گیلانیان و ساکنان سواحل آن می‎باشد. ولی همین دریا، اگر طغیان نماید و دچار طوفان شود، ویران‎گر و مخرب می‎شود. چشمان مرد این سرزمین را به دریای خزر تشبیه نموده است که اگر خشم در آن نمود پیدا کند مانند طوفان دریای مخرب و هولناک می‎باشد.
– خشم خزر : آشوب و امواج دریا و همچنین عصیان جنگلی‏ها

«خوش برافراشت سپیدار صدا
در دل خامش جنگل میرزا
بوته شالی بیدار را
کرد در مزرع اندیشه نشا» (همان: 18).
– «از نمادهای شعر معاصر، که شاعران در شعر کلاسیک و سنتی نیز از آن در معنای نمادین بی‎ثمر بودن و بی‎حاصلی بهره گرفته‎اند، سپیدار است. در شعر معاصر، این واژه‎ی نمادین با تغییر معنای نمادین و سمبولیک خود در معنایی متفاوت با شعر کلاسیک از سوی شاعران معاصر به کار گرفته می‎شود» (شاکری، 1391: 33). سپیدار در شعر شاعران معاصر، نماد ایستادگی و همیشه سبز بودن و برافراشته‎ بودن است. در این‎جا، صدای اعتراض میرزا کوچک خان جنگلی از دل این سرزمین مانند درخت سپیدار که سبز و پابرجاست، از میان دیگر درختان سربرافراشته و قد راست نموده است که نماد مبارزه و آزادی‎خواهی میرزا می‎باشد.
– میرزا «(ص مرکب ، اِ مرکب ) مخفف میرزاده و میرزاد و امیرزاده» (دهخدا: ذیل واژه میرزا) است و به یونس استادسرایی مشهور به میرزا کوچک خان جنگلی (۱۲۵۷ – ۱۱ آذر ۱۳۰۰ هجری خورشیدی) اطلاق می‎شود که ‏در زمان مشروطیت برای آزادی‎خواهی و استقلال، قیام نمود. واژه «میرزا»، نماد رهبر و پیشوا برای مبارزه و ایستادگی در برابر ستمکاران و مستبدان می‎باشد.
– نشا در لغت به معنای « 1 – روییدن ، نمو کردن . 2 – در فارسی بوته یا قلمه را در جایی کاشتن تا بعد آن را به جای دیگر انتقال دهند.» (لغت‎نامه معین: ذیل واژه نشاء) است و به عمل کاشتن بذر در محوطه‎ای سرپوشیده و تحت کنترل و سپس برداشتن و کاشتن آن در محیطی پراکنده و وسیع می‎گویند. نشاء کردن از اعمالی است که در برنج‎کاری در گیلان، همواره به‎کار می‎رود و نماد کاشتن نهالی کوچک در دل زمین برای رشد و پرورش آن است تا بتوان بعد از مدتی محصول آن را برداشت نمود.
– میرزا، که صدای اعتراضش از دل سرزمین گیلان برخواسته بود، افکار و اندیشه‎های خود را در میان قلب‎ها و اندیشه‎های مردم گیلان مانند نشاء، کاشته تا بعد از او این آزادی‎خواهی و آزادی طلبی در میان مردم رشد و نمو یافته و انسان‎هایی با افکار و اندیشه‎هایی مبارزه‎طلبانه و آزادی‎خواهانه پرورش یابند تا ادامه دهنده راه او گردند.
– شالی‏: شالی زار را گویند که برنج زار باشد. (برهان قاطع) ، (آنندراج ). در زراعت برنج را شالی گویند. (فرهنگ نظام ). دانه برنج که در پوست باشد و نام دیگرش شلتوک است‏. (فرهنگ نظام ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). در زبان سانسکریت شالی به معنی برنج و غلات مشابه آن است‏. (حاشیه برهان‏،‏معین‏،‏ لغت نامه دهخدا‏)
– (‏‏سپیدار‏، جنگل‏،‏ بوته،‏ مزرع‏، نشا و شالی صنعت تناسب‏)‏، ( اندیشه نشا‏: اضافه تشبیهی‏)

«تو دم سبز بهاری میرزا!
خوشه رنج بجاری میرزا
خون خورشید در اندام نسیم
هست با نام تو جاری میرزا» (همان: 19)
– بجار، به معنای شالیزار و برنج‎زار است که سرزمین گیلان را به برنج‎زاری تشبیه نموده است که میرزا کوچک‎خان جنگلی در آن مانند خوشه‎های برنج که از پس کشیدن رنج‎ها و مرارت‎ها رشد نموده است و سربلند نموده است و شکوفا شدنش به معنای ندای اعتراض او در میان بقیه مردم این سرزمین می‎باشد.
– «خورشید منبع پرتوافشانی و مظهر زیبایی و نجات‎دهنده از تیرگی و منشاء نشاط است و به واسطه‎ی عظمت و فایده، همیشه مورد تعظیم و تکریم بود و حتی در مصر قدیم خداوند خورشید پرستش می‎شد» (یاحقی، 1369: 185). خورشید در اینجا نماد بالندگی و میهن‎پرستی است که در رگ‎های میرزا که سمبل مردان مبارز این سرزمین است جریان دارد. خون خورشید، همان عرق میهن‎پرستی است که در وجود مردم این سرزمین جاری و ساری است.
– میرزا: گیلان سرزمین دلاوران و آزادی خواهان در طول دوران برخوردار از تکاپوی شاعران و نویسندگان دیار خود بوده است.‏ رهبر نهضت جنگل، از همان دوران جوانی، سری پرشور، همتی والا و روحی بلند داشت‏. او در اطراف خود، ظلم و تعدی را در مورد هیچ کس تحمل نمی کرد‏. او درس ظلم ستیزی و مبارزه با سلطه بیگانه را آموخت و با مطالعه اوضاع و احوال اجتماعی کشور، به تدریح به سوی حرکت‏های انقلابی کشیده شد.
– خون : نهضت خونین سرخ ، در جنگل انبوه سبز
– خون خورشید: اضافه تشبیهی

«عطر خون می رود از باد خزر
برق زد شیشه فرهاد خزر
تا فراسوی سحر جاری باش
های فوارۀ فریاد خزر» (همان: 20).
– دریای خَزَر یا دریای مازَندَران یا دریای کاسپیَن، پهنه‌ای آبی است که از جنوب به ایران، از شمال به روسیه، از غرب به روسیه و جمهوری آذربایجان و از شرق به جمهوری‌های ترکمنستان و قزاقستان محدود می‌شود.
خزر، نماد برکت‎دهی و دریایی هولناک است که تا زمانی که آرام است در سکون و زیبایی تمام جلوه‎ می‎کند ولی اگر دچار خشم و عصبانیت شود، هولناک و ویران‎گر است.
«ساخت سردار خزر زورق خون
تا برافراشته شد بیرق خون
شب ستیزان وطن صف بستند
کند سلمان سحر، خندق خون شد» (همان: 20)
– خزر، نماد سرزمین گیلان است که این مردم این سرزمین را ساکنان کناره این دریا می‎دانند و سردار خزر، منظور همان میرزا کوچک‎خان است که خزر، در معنای سرزمین ساحلی کنار دریای خزر‏ (گیلان) به کار رفته است.

«خمخانه گل ز کام تو می‏جوشد
امواج خزر ز نام تو می‏جوشد
ای منطق آفتاب، خون سه شهید
در کالبد کلام تو می‏جوشد» (همان: 69)
– در اینجا دریای خزر، سمبل حرکت و مواج بودن است که حرکت و پویایی آن به دلیل شنیدن نام پدر سه شهید است که او را بی‎قرار و بی‎تاب نموده است.

«دل بسته اخلاص و طمأنینۀ تو
رخسار سپیده باد آیینۀ تو
ای جان جوانۀ شکفتن ای پیر
داغ سه شقایق است بر سینۀ تو» (همان: 69)
– در ادبیات ایران، گل شقایق نماد عشق و دلسوختگی و گلی همیشه عاشق است و یادآور کسانی است که در راه عشق جان سپرده‏اند. او پیام آور بهار است‏. شعرا‏، کشتگان میدان جنگ را به دشت شقایق و یا لاله‏زار تشبیه کرده‏اند .
– گل : بویژه لاله نعمانی و شقایق که هردو‏ درادبیات حماسی ، نماد خون می خوانند. سروده معروف آغازین روز‏های انقلاب اسلامی ایران که زمزمه می شد : ” ازخون جوانان وطن لاله دمیده ” مرتبط می‏شود و همچنین لاله‏، نشانه یک عشق بی‏نظیر و ماندگار خوانده شده است شاعران با لاله و گل‏های سرخ رنگ و این پدیده‏ها را درقالب  سروده‏های شان با نماد پردازی‏های جالب آراسته‏اند و خون شهدا را با لاله و گل پیوند داده‏اند. رنگ سرخ“ درکیمیاگری نشانه‏ای‏ از نیرومندی و علامتی است از سرخی خورشید” ؛ همین طور وجود خون و جریان آن درشریان انسان رمز حیات و توانایی انسان قلمداد شده و در شرق ” یاد آور آتش و از جانبی نشان دهنده تولد دوباره” است. در وسط هر گلبرگ شقایق لکه سیاه رنگی است که به صورت داغ بزرگی در قعر جام و در دل شقایق دیده می‏شود. سیاه دلی و دل سوختگی را نشان می دهد.  گل هایی که به رنگ سرخ جلوه آرای می کنند، ‏افاده کننده عشق آتشین نیز هستند و یادگار خون کشته شدگان  در راه هدف مقدس. همان گونه که گل شقایق‏، علاوه از مفهوم امید و آرزو و عشق، ” ‏نشانه‏ای از عشق شورانگیز عاشق به معشوق و نشانه تپیدن‏های قلب” را ارائه می‏دهد.

«ای آیه های شعر و شهامت
گلهای خون گرفته گیلان
ما وارثان مذهب کوچک خان
ما راهیان سنت ابراهیم
در اشتیاق، پرواز می‏کنیم» (رحمدل، 1385: 155)
– لغت‌نامه دهخدا، واژه‏ی گیلان را برگرفته از «گیل»، به‌اضافه‏ی پسوند مکان «ان»، به معنای محل سکونت گیل‌ها دانسته و افزوده‌است که صورت این واژه در زبان پهلوی، گِلان (Gelan) و نزد یونانی‌ها گِلای (Gelae) بوده‌است (لغت‎نامه دهخدا: ذیل واژه گیلان). سرزمین گیلان، همواره نماد سرسبزی و بالندگی بوده است. جوانان و مردان این دیار را به گل‎های روییده از دل خاک تشبیه نموده است که به دلیل ظلم و ستمی که بر آن‎ها رفته است، دلشان خونین است و کشتگان زیادی در راه آزادی و وطن‎دوستی داده‎ان (دهخدا: ذیل واژه گیلان).
– نهضت جنگل و حماسه آفريني ميرزا کوچک خان، از قيام هاي مشهور عليه استبداد شاهي است که اگر از ريشه هاي انقلاب اسلامي به حساب نيايد، به خوبي به عنوان عامل زمينه ساز انقلاب محسوب مي شود و انعکاس فراوان اين نهضت در آثار ادبي، از بازتاب اجتماعي آن حکايت دارد. برخي آثار ادبي، نهضت جنگل را سبب پديد آمدن گونه اي از شعر تحت عنوان شعر چريکي در ادبيات معاصر مي دانند. (شمس لنگرودي، ج3، 1370 :15) بي آن که تعصبي درباره اين نظر ورزيده شود، بايد گفت موضوع نهضت جنگل در شعر قبل از انقلاب چندان جلوه اي ندارد. ماهيت نهضت جنگل در قبل از انقلاب به دليل نزديکي جغرافيايي، وابسته به شرق شناخته مي شود، در حالي که به دليل تمايلات مذهبي شخص ميرزا، بعد از انقلاب در زمره نهضت هاي اسلامي قرار گرفت و از اين رو در شعر شاعران انقلاب تجمع بيشتري يافت. اگر چه نيما، به استناد نامه هايش، خود را از گروندگان به نهضت جنگل دانسته است و براي آن شعر گفته است، در شعر قبل از انقلاب، کمتر به اين خيزش توجه شده است.
– «در سال 1298 هجری قمری در یک خانواده‎ی متوسط الحال کشاورز یا حداکثر خرده مالک به سرپرستی مردی به نام «میرزا بزرگ»، پسری چشم به دنیا گشود که او را «بونس» نام نهادند و همین یونس، بعدها معروف به «میرزا کوچک» شد. طبق مرسوم خانواده‎های گیلان، این قبیل اسامی، گاهی به صورت ترکیبی خودش و گاه به صورت اجزای منفصل به کار برده می‎شود، مثلاً «میرزا کوچک» را گاهی «میرزا» و گاهی «کوچک: و چون کلمه‎ی «خان» هم به اکثر اسامی مذکر افزوده می‎شد، لذا فرزند مورد نظر ما «میرزا کوچک خان» هم خوانده می‎شد. پس از مدتی لقب «جنگلی» نیز به ترکیب اسم او افزوده شد و نام کاملش «میرزا کوچک خان جنگلی» زبان زد همه گردید» (بی ریای گیلانی،1387: 19).
او نماد مبارزه و آزادی‎خواهی است که در تمام ایران شناخته شده می‎باشد. او مبارزی است که در زمان بمباران مجلس توسط محمد علی شاه قاجار، در ایران حضور نداشت اما بعد به ایران آمد و در رشت ساکن گردید. او به مجاهدین فتح قزوین پیوست اما به دلیل برخی رفتارهایی که از مجاهدین سرزد از آن‎ها جدا شد و به رشت بازگشت. در شورش شاهسون‎ها، به کمک ستارخان رفت ولی به دلیل بیماری به تهران مراجعت نمود. او در طی چندین سال مبارزه خود با گروه‎های مختلفی همکاری نمود و در دسته‎های سیاسی متعددی شرکت داشت. «اوضاع سیاسی ایران، با آغاز جنگ بین‎االملل اول (1914) و ورود نیروهای انگلیس، روش و عثمانی، به خام ایران و گسترش فساد در دربار و دولت و دخالت نیروهای نظامی بیگانه در کارهای کشور، بسیار آشفته شده بود و زمینداران بزرگ گیلان هم با پشتیبانی کنسول روسیه، غارت‎گری‎های خود از اهالی شهرها و دهقانان را توسعه و شدت بخشیده بودند. در چنین شرایطی گروهی از آزادی‎خواهان و سیاسیون ایران، با هدف ایجاد مانه در برابر تجاوزات بیگانگان و سروسامان دادن به اوضاع کشور، نشست‎های مشورتی در تهران برگزار کردند و درصدد برپایی سازمانی با نام اتحاد اسلام برآمدند» (رواسانی، بی تا: 82). میرزا کوچک در تهران با این دسته از سیاسیون در تماس بود و سرانجام چس از رایزنی‎هایی قرار شد که برای ایجاد هسته‎های مقاومت در برابر دخالت دولت‎‎های بیگانه و پاسداری از استقلال ایران، کانون‎های مقاومت نظامی در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره دفاع مقدس، امام خمینی، ادبیات فارسی، متغیر مستقل Next Entries پایان نامه رایگان درباره شمال ایران، میرزا کوچک خان، سختی زمستان، دریای خزر