پایان نامه رایگان درباره خاورمیانه، موازنه قوا، ژئوپلیتیک، عربستان سعودی

دانلود پایان نامه ارشد

بودن توزیع توانایی‌ها، مهم شدن تعداد بازیگران در موازنه
منطق والتز در تبیین تعداد طرف‌ها:
بهره‌گیری از منطق اقتصادیون:
– مهم بودن اندازه نسبی شرکت در بقاء آن‌ها
– جلوگیری از ورود بازیگران تازه‌وارد و جدید و افزایش ثبات
– تأثیر افزایش تعداد بر افزایش هزینه چانه‌زنی
– تأثیر افزایش تعداد بر کاهش انگیزه تحمل هزینه‌ها
– کاهش تعداد و افزایش انگیزه طرف‌ها در حفظ سیستم
– افزایش تعداد و توزیع نامتناسب هزینه اجرای توافقات و دستاوردهای احتمالی
– تنوع طرف‌ها و افزایش مشکلات دستیابی به توافق
– افزایش تعداد طرف‌ها و افزایش معضل نظارت بر اعضاء در طی فرآیند زمان
– بروز مشکل پیش‌بینی و بررسی رفتار طرف‌ها
شکل 1 – 1 : والتز و نظریه موازنه قوا ( قاسمی،1390: 481 )

7-موازنه قوا و مطالعات منطقه‌ای
در حوزه مطالعات منطقه‌ای موازنه قوا از ویژگی خاصی برخوردار است. این ویژگی‌ها به ساخت فیزیکی منطقه به ویژه بخش‌بندی داخلی آن، حضور بخش مداخله گر و پیوند آن باسیستم جهانی و سیستم های کنترل نظم آن مرتبط می‌باشد. از سوی دیگر سطح و میزان انسجام داخلی منطقه نیز بخش دیگری از ویژگی‌های سیستم موازنه قوا منطقهای و الگوهای رفتاری مرتبط با آن را تشکیل می‌دهد. از این منظر سیستم موازنه قوا منطقه‌ای از بعد مدل فیزیکی دارای ویژگی‌هایی است که با مدل کلاسیک آن متفاوت می‌باشد. از این بعد سیستم و موازنه قوای منطقه‌ای محل تلاقی دو نوع نظم سیستمی است؛ نخست هر منطقه جولانگاه دو نوع سیستم کنترلی است. از یک سو سیستم کنترل نظم جهانی و از سوی دیگر سیستم کنترل منطقه‌ای با یکدیگر برخورد می‌نمایند. در این میان قدرت مداخله گر منطقه‌ای به عنوان قدرت بزرگ جهانی حلقه چنین پیوندی است. از سوی دیگر تفاوت قدرت در سطح درون منطقه با سطح بین‌الملل الگوهای رفتاری خاصی را از ناحیه واحدها سبب می‌گردد. ( قاسمی، 1390: 493-492 )
وظیفه موازنه قوای منطقه‌ای حفظ استقلال کشورها و جلوگیری از بلعیدن آن‌ها توسط دولت قوی تر می‌باشد. به هر حال امروزه نیز مانند گذشته موازنه قوا در سطح عمومی و یا منطقه‌ای موجب ایجاد نظم می‌گردد. این سیستم نیز مانند عوامل دیگری چون حقوق بین‌الملل، مذاکره دیپلماتیک و جنگ در پی ایجاد جامعه‌ای است که در آن هیچ یک از کشورها به آن اندازه قوی نشود که داعیه تشکیل امپراطوری بزرگ و سلطه بر دیگران را داشته باشد.( علی‌بابایی، 1370: 145-144 )
7-1-نقش مؤلفه‌های ژئوپلیتیکی در موازنه منطقه‌ای
کشورهایی که در معرض تهدیدات ژئوپلتیکی قرار می‌گیرند، بیش از سایر کشورها به توازن قدرت نیازمندند. کشورهای خاورمیانه و خلیج‌فارس در چنین شرایطی قرار دارند. همواره نشانه‌هایی از توازن قدرت ناپایدار در این حوزه جغرافیایی وجود دارد. علت اصلی آن را می‌توان مداخله قدرت‌های بزرگ در حوزه سیاست منطقه‌ای دانست. در چنین شرایطی است که تهدیدات فرا روی واحدهای سیاسی به صورت دائمی در حال افزایش و پیچیدگی است. ( کاکس، 1387: 297 )
جمهوری اسلامی ایران، بیش از سایر کشورهای منطقه در شرایط تهدیدات امنیتی و ژئوپلیتیکی قرار دارد. یکی از دلایل چنین شرایطی را می‌توان شاخصهای جغرافیایی و قابلیت‌های اقتصادی دانست. به هر میزان کشورها از قابلیت ساختاری و پیشینه تاریخی موثرتری برخوردار باشند، به همان میزان با تهدیدات متنوع تری روبرو می‌شوند. به این ترتیب تهدید به عنوان بخشی از واقعیت‌های امنیتی کشورها محسوب می‌شود. به عنوان مثال مرزهای ژئوپلیتیکی ایران را مرزهای تهدید می‌نامند. علت آن را می‌توان در قابلیت‌های اقتصادی، توانمندی راهبردی و امکان دسترسی به حوزه‌های جغرافیایی مختلف دانست. هر تحول منطقه‌ای و بین‌المللی می‌تواند آثار و پیامدهای خود را بر ساختار و فرایندهای امنیتی ایران به جا گذارد.( Menashiri ̧2001: 17-18 )
در این مورد می‌توان تحولات سقوط نظام صدام حسین، روی کار آمدن شیعیان در این کشور، پیروزی حزب‌الله لبنان در مقابل اسرائیل، وقایع شمال آفریقا در ژانویه، فوریه و مارس 2011 را در زمره عوامل تأثیرگذار بر نیازها و شکل‌بندی‌های امنیتی ایران دانست. هر تحول منطقهای می‌تواند بر چگونگی توازن قدرت بین کشورهای خاورمیانه و خلیج‌فارس تأثیر گذارد. از این منظر اقدامات کشورهایی چون ایران، ترکیه، عربستان و اسرائیل در منطقه بعد از این تحولات، برای تأثیرگذاری بر این روندها را میتوان از جمله عوامل و مؤلفه‌هایی دانست که بر توازن منطقهای تأثیرگذار بوده است. به عنوان مثال تلاشهای ایران برای نفوذ در عراق جدید چه از طریق تأثیرگذاری بر روی گروه‌های شیعی، حمایت از دولت مرکزی و استفاده از عراق به عنوان پل ارتباطی جهت حمایت از جبهه مقاومت، از فاکتورهای نشان‌دهنده ایجاد توازن منطقهای میباشد. در مقابل برخی اقدامات انجام‌شده توسط عربستان سعودی را می‌توان در زمره عوامل و مؤلفه‌هایی دانست که توازن منطقهای را تحت تأثیر قرار داده است. از جمله این عوامل می‌توان به نفوذ بر گروه‌های سنی در کشورهای عراق، لبنان و فلسطین ،اعزام نیروی نظامی به بحرین، حمایت از مخالفان اسد، و دیکتاتورهای منطقه را نام برد. این امر موازنه منطقه‌ای را تحت تأثیر قرار داده و منجر به بروز واکنش‌های جدیدی در فضای منطقه‌ای و بین‌المللی می‌شود.

8- نظم‌های منطقه‌ای
منطقه به مجموعه‌ای از کشورها اشاره دارد که با جغرافیا و یک ویژگی مشترک یا بیشتر- مانند سطح توسعه، فرهنگ، یا نهادهای سیاسی- باهم در پیوندند.یک منطقه دسته‌ای از کشورهاست که از نظر سیاسی وابستگی متقابل داشته یا تصور می‌کنند که این‌گونه هستند. ( لیک و مورگان، 1392: 29 )
کانتوری و اشپیگل از چهار متغیر الگویی نام می‌برند که جریانات مختلف منطقه‌ای را تعیین می‌کنند و سبب تمایز آن‌ها از یکدیگر می‌شوند. این چهار متغیر عبارت‌اند از :
1. ماهیت و سطح انسجام یا میزان تشابه و مکمل بودن؛ هرچه انسجام یا تشابه بین واحدها بیشتر باشد شرایط برای ایجاد یک نظم منطقه‌ای مساعدتر است. همچنین میزان مبادلات بین این واحدها برای شناخت یک نظام منطقهای، بسیار مهم است. شباهت سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی به همراه مجموعه‌ای از میراث تاریخی، فرهنگی، زبانی و قومی می‌تواند زمینه‌ای را برای انسجام درون یک منطقه یا نظام تابعه فراهم نماید.
2. سطح قدرت در نظام تابعه؛ این متغیر به سطح قدرت بازیگران منطقه‌ای بازمی‌گردد. میزان قدرت هر یک از بازیگران منطقه‌ای، نقش کلیدی در معادلات درون منطقه‌ای ایفا می‌کند. از نظر سطح قدرت، بازیگران منطقه‌ای را می‌توان به 3 دسته تقسیم کرد : 1) بازیگرانی که نقش مؤثری در نظام منطقه‌ای خود ایفا می‌کنند مانند ایران،ترکیه،مصر، عربستان سعودی و عراق. 2) بازیگرانی که توانایی آن‌ها برای اثرگذاری در نظام منطقه‌ای محدود است مانند سوریه،لبنان، اردن و قطر. 3) بازیگرانی که توانایی ایجاد تغییرات در نظام منطقه‌ای را ندارند مانند کویت، بحرین، یمن و عمان.
3. ماهیت ارتباط بین نظام تابع و نظام مسلط؛ سومین متغیر الگویی که در شکل‌گیری یک نظام تابعه مؤثر است، ماهیت ارتباط بین نظام تابعه و نظام مسلط بینالمللی است. این ارتباطات در قالب مناسبات دیپلماتیک، روابط اقتصادی، تجاری،مبادله نخبگان و دانشگاهیان، حمل‌ونقل و وسایل ارتباط جمعی پدیدار می‌گردد. بدون تردید افزایش ارتباطات، مبادلات و مناسبات در گسترش پیوندهای بین یک نظام منطقه‌ای و نظام مسلط منطقه‌ای می‌تواند مؤثر باشد. برخی از بازیگران منطقه‌ای ممکن است مناسبات بسیار نزدیکی با نظام مسلط داشته باشند. در این موارد می‌توان اسرائیل و مصر در خاورمیانه را نام برد یا برعکس که مناسبات آن‌ها با نظام مسلط خصمانه باشد مانند ایران.
4. ساختار روابط درون منطقه‌ای؛ این متغیر الگویی به ساختار روابط بین بخش‌های پیرامونی و مرکزی مربوط می‌شود. به طوری که گفته شد سطح قدرت و ماهیت ارتباطات بین بازیگران مرکزی و پیرامونی، سبب پیدایش نوع خاصی از روابط ساختاری در بین آن‌ها میشود. با توجه به بیگانگی بازیگران از یکدیگر در توزیع قدرت میان آن‌ها، می‌توان انتظار داشت که ساختار روابط بین بازیگران بیشتر به وابستگی یک طرفه نزدیک باشد تا به وابستگی متقابل، اما این عدم مساوات در توزیع قدرت، قانون عام نیست. در مواردی اتفاق افتاده است که یکی از بازیگران قدرتمند نظام تابعه، به مقتضای عوامل فرهنگی نتواند به طور مسالمت‌آمیزی نقش مرکزی را ایفا کند. دستیابی این بازیگران به نقش مرکزی، زمانی ممکن است که در بین بازیگران مرکزی به گونه‌ای تعارض ساختاری وجود آید که حفظ نظام تابعه در گرو نقش‌آفرینی یک بازیگر بیگانه باشد. تاکنون دو بار تعارض بین کشورهای محافظه‌کار عرب این موقعیت را برای ایران فراهم کرده است که به نقش‌آفرینی در خاورمیانه بپردازد. بار اول ایران در اوایل دهه 1970 شروع به دخالت در شمال عراق ، سرکوب جنبش ظفار، دخالت در شاخ آفریقا و مداخله در یمن کرد. بار دیگر نیز اختلاف در بین کشورهای عربی در جریان تجاوز عراق به کویت، سبب شد ایران نقش مهمی در منطقه به عهده بگیرد و با محکوم کردن تجاوز عراق و حمایت از استقلال و تمامیت ارضی کویت روابط خود را با کشورهای عربی – که به دنبال جنگ ایران و عراق تیره شده بود – بهبود بخشید. (جعفری ولدانی، 1388: 31 )
9- ساختار نظام موازنه قدرت در منطقه خاورمیانه
منطقه خاورمیانه در میان مناطق استراتژیک جهان با دارا بودن 15 کشور با ویژگی‌های متفاوت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی،سیاسی و طبیعی نمونه بارز و پیچیده‌ای از رقابت‌ها،کنش‌ها و واکنش‌ها و جستجوی ایفای نقش ملی و منطقه‌ای به وسیله این کشورها ارائه می‌دهد. از دیدگاه قدرت برتر جهانی، این منطقه کمان بی‌ثباتی استراتژیک نام گرفته و روند کلیدی در آن، اغتشاش و بی‌ثباتی استراتژیک می‌باشد. ( افشردی، 1388: 144 )
امریکا در مقطع زمانی اولیه بعد از 11 سپتامبر 2001 در چارچوب طرح خاورمیانه بزرگ سعی داشت اصلاحاتی بنیادین در جهان عرب ایجاد کند و عراق به عنوان اولویت اول انتخاب شد. اما بعد از چند سال متوجه شد که این اقدام به افزایش نفوذ منطقه‌ای ایران و افزایش شکاف با متحد ین عرب سنتی‌اش منجر شده است. با توجه به این تغییر و تحولات، آمریکا از اواسط سال 2006 به ویژه از زمان جنگ 33 روزه اسرائیل و حزب‌الله تغییراتی در رویکرد خاورمیانه‌ای خود داد و پس از آن ایجاد بازدارندگی و موازنه سازی در مقابل ایران بسیار پرنگ تر شد. در این راستا بود که امریکا تاکید بر اصلاحات در جهان عرب را بسیار تعدیل و حتی تعطیل کرد و کوشید به کشورهای میانهرو عربی نزدیک شود. با تلاش امریکا و برجسته شدن تهدیدات ناشی از موقعیت جدید ایران برای کشورهای عربی، سیاست‌مداران واشنگتن سعی کردند جبهه و ائتلاف جدیدی متشکل از دولت‌های میانه رو عربی، اسرائیل و امریکا در مقابل محور ایران و متحدان آن شکل دهند.
در شرایط کنونی ائتلافی ضد ایرانی توسط کشورهای منطقه خاورمیانه به رهبری ایالات‌متحده شکل گرفته است. (شریعتی نیا، 1389: 201 )
ائتلاف یک تعهد رسمی یا غیررسمی به همکاری امنیتی با نیت افزایش قدرت، امنیت و نفوذ هر یک از آنان است. عنصر کلیدی در معنادار ساختن یک ائتلاف، تعهد به حمایت متقابل در برابر تهدیدات ناشی از یک یا چند بازیگر خارجی است. ( Walt, 2009: 89 )
در شرایط کنونی به نظر میرسد چنین ائتلافی علیه ایران شکل‌گرفته، کشورهای غربی، عربی، ترکیه و اسرائیل به دلایلی مشترک و متفاوت ایران را تهدید تصور می‌کنند و با نگرانی به فعالیت‌های آن نگاه می‌کنند و به همین دلایل است که این کشورها با نگرانی و احساس تهدید به فعالیت‌های هسته‌ای ایران نگاه می‌کنند.
در همه بحران‌های خاورمیانه نقش فوق‌العاده قدرت‌های بزرگ در منطقه مانند امریکا مشخص و تأثیرگذار بوده است. قدرتهای بزرگ همواره تلاش داشتهاند تا با ایجاد موازنه قوا در خاورمیانه از ظهور یک قدرت هژمون منطقهای جلوگیری به عمل آورند.
برای هژمون شدن منطقهای دو عامل مهم است : 1 ) خواست 2) ظرفیت
دلیل اینکه آمریکا از ایجاد هژمون در منطقه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره موازنه قوا، موازنه قدرت، وابستگی متقابل، ساختار بازار Next Entries پایان نامه رایگان درباره خاورمیانه، امنیت ملی، ایالات متحده، ریاست جمهوری