پایان نامه رایگان درباره حقوق بشر، مداخله بشردوستانه، استفاده از زور، نقض حقوق

دانلود پایان نامه ارشد

نظامی در مالی کدامند؟
– آیا مداخله نظامی فرانسه از حکومت مالی می‌تواند به برقراری صلحی پایدار یاری دهد؟
– دكترين مسئوليت حمايت در بحران مالي چه عملكردي داشته است ؟
6.چهارچوب نظری تحقيق
تلاش بر این است که ابعاد مختلف حقوق بشردوستانه، مشروعیت توسل به زور، اصل حاکمیت و مسئولیت حمایت مطرح و بررسی شود.
7.روش تحقیق
روش پژوهش در این نوشتار اسنادی و کتابخانه ای است. در این راستا و در جهت غنی تر کردن پژوهش علاوه بر کتب و مقالات، به اسناد بین المللی اعم از قطعنامه ها و آرا قضایی در این رابطه نیز اشاره شده است. رجوع به منابع و سایت های الکترونیکی مرتبط نیز در راستای غنی تر شدن تحقیق صورت گرفته است. بنابراین این پژوهش مبتنی بر روش توصیفی- تحلیلی است که اطلاعات گردآوری شده مورد تحلیل و بررسی قرار داده خواهد شد.
8.سازماندهی و ساختار تحقیق
این تحقیق در قالب یک مقدمه و دو فصل تنظیم و تدوین شده است. در مقدمه تحقیق به بیان مسئله، سوال ها، فرضیه ها، روش تحقیق، اهداف، کاربردها و ساختار تحقیق خواهیم پرداخت. در فصل اول، موضوع تحقیق از حیث مفهوم و اصول مورد بررسی قرار گرفته است. فصل دوم نیز به بررسی تفصیلی و تحلیلی مداخلات بشردوستانه با تاکید بر کشور مالی پرداخته است. در پایان نیز نتیجه گیری ارائه شده است.
9.پیشینه تحقیق و ضرورت انجام آن
در خصوص مداخلات بشردوستانه تاکنون کارهای اندکی در قالب کتاب، مقاله و پایان نامه صورت پذیرفته که به تعدادی از آنها در فهرست منابع تحقیق حاضر اشاره شده است. اما در ارتباط با موضوع تحقیق حاضر هیچ کار پژوهشی انجام نشده است. بنابراین ضرورت انجام تحقیقی جامع و مانع در ارتباط با مداخله بشر دوستانه در کشور مالی احساس می شود. از مهمترین کارهای تحقیقی که در ارتباط با مداخلات بشردوستانه انجام شده، می توان به موارد زیر اشاره کرد:
دارابی، محسن(1384). تاثیر و جایگاه مداخلات انسان دوستانه در سیاست خارجی آمریکا بر افغانستان و عراق ، پایان نامه: برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته روابط بین الملل / استاد راهنما، صادق زیبا کلام؛ استاد مشاور، اردشیرسنایی. دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز دانشکده علوم سیاسی.
مهاجران، قربان (1384). مداخله بشر دوستانه در نقض فاحش قواعد حقوق بشر، استاد راهنما: میرعباسی، باقر، دانشگاه مفید قم
از آنجا كه در باب مداخلات بشردوستانه تعريف واحدي ارائه نشده و بررسي اين امر در هر قضيه يا پرونده مي تواند متفاوت و قابل تامل باشد، تبيين قضيه مالي به تفصيل، ما را در نيل به نزديكترين مفاهيم و حدود مداخلات بشردوستانه ياري مي نمايد و اين از وجوه افتراق اين پژوهش با ساير تحقيقاتي است كه ذكر شده است.

بخش اول:
کلیات و اصول

بديهي است در راستاي شناخت يك پديده، تبيين و تشريح تعريف، مفهوم و مباني نظري آن بسيار حائز اهميت مي باشد كه در بدو امر به آن مي پردازيم:

1. مبحث اول: مداخله و مداخله بشردوستانه
آر. جی. وینسنت2 در تعریف کلاسیک خود از عدم مداخله و نظام بین المللی، مداخله را اینگونه تعریف می کند: ” فعالیت انجام شده به وسیله کشور، گروهی در داخل کشور یا گروهی از کشورها و یا سازمان های بین المللی که با استفاده از زور در امور داخلی کشور دیگر دخالت می کنند. این فعالیت ها دارای مراحل شروع و پایان است که ساختار سلطه در کشور مورد نظر را هدف قرار می دهد. فعالیت مذکور لزوماً قانونی یا غیر قانونی نیست اما الگوی سنتی روابط بین الملل را نقض می کند” (بیلس و اسمیت، ترجمه ابوالقاسم راه چمني 1383، 106). اما در ارتباط با تعريف «مداخله» اختلافاتى ابراز شده، تا حدّى كه به نظر مي رسد در حقوق بين الملل، مداخله هيچ گاه معناى واحدى نداشته است: از طرفى، مداخله به معناى حق هر يك از دولت ها براى حمايت از اتباع و اموال آنان در خارج از مرزهاى ملّى به كار رفته; و از طرف ديگر، در برگيرنده عمليات قاهرانه يك يا چند دولت بوده كه با اعمال فشار ديپلماتيك يا استفاده از زور و تهديد قصد داشته اند نظر خود را در مورد مسأله اى كه در قلمرو صلاحيت ملّى و حاكميت دولت ديگرى قرار گرفته است، به آن دولت تحميل نمايند.
همچنين اين سؤال مطرح است كه بند 7 از ماده 2 منشور چه نوع مداخلاتى را ممنوع كرده است؟
هيچ يك از مقرّرات مندرج در اين منشور، ملل متحد را مجاز نمى دارد كه در امورى كه اساساً در قلمرو و صلاحيت داخلى دولت ها قرار دارد، دخالت نمايد و اعضا را نيز ملزم نمى كند كه چنين مسائلى را براى حل و فصل تابع مقررّات اين منشور قرار دهند.
بعضى ديگر از حقوقدانان با ارائه تعريفى مشخص، به تجزيه و تحليل آن نيز پرداخته اند. اينان در توجيه كلام خود، به تعريفى كه كاواره كرده و نيز تعريف روسو و در نهايت، تعريفى كه در دائرة المعارف حقوق بين الملل (افتخار جهرمى، 1375، ص 82) تحت عنوان «تعريف و تعيين حدود مفهوم مداخله» آمده، استناد جسته اند. طبق نظر بيش تر نويسندگان، «مداخله» آن است كه كشورى در امور داخلى يا خارجى كشور ديگر به منظور وادار كردن آن كشور به رفتارى نفوذ بكند و بدان وسيله، به او فشار وارد آورد و اراده حاكم كشور تحت مداخله را نقض نمايد (صفايى، 1375، 43).
عناصرى كه در اين تعريف ذكر شده، عبارتند از: نفوذ در امور كشور ديگر، مداخله شونده كشورى مستقل باشد، اجبار به هدف تحميل اراده مداخله كننده.
علاوه بر اين، افرادى مثل رابرت بلدسو و بوسلاو بوسچك، مشكل را در نقطه ديگرى قرار داده اند و در تعريف «مداخله» گفته اند: «مداخله قهرى كشورى در سرزمين كشورى ديگر است، به منظور حفاظت از افراد در مقابل تهديدهايى كه متوجه جان آن هاست و همچنين به منظور مقابله با رفتار وحشيانه و غير انسانى يا اذيت و آزار و شكنجه آنان.» در ادامه اين تعريف، دو اطلاق براى اين نوع مداخله مطرح مى كنند. 1. اطلاع عام كه هم شامل اتباع كشور مداخله گر است و هم مداخله شونده، 2. اطلاق خاص كه مخصوص اتباع مداخله گر است. اگرچه هر دو نوع مداخله مسأله بحث انگيزى در حقوق بين الملل مى باشد (بلدسو و بوسلاوبوسچك، ترجمه عليرضا پارسا، 1375، 406). از مجموع مطالب ذكر شده، مى توان به نكات ذيل اشاره نمود:
1. ارائه يك تعريف روشن و خالى از ابهام از نظر حقوقدانان در اين مورد قدرى مشكل به نظر
مى رسد.
2. در مورد اين كه آيا اين نوع مداخله فقط با زور تحقق مى يابد يا اين كه انواع فشارها را نيز در بر مى گيرد، دو نظريه وجود دارد: بعضى از حقوقدانان به عموميت بند 7 از ماده 2 و نيز تعاريف مذكور استناد كرده اند و مى گويند: چگونه مى توان پذيرفت كه عدم مداخله در امور ملّى دولت هاى عضو سازمان ملل متحد فقط در محدوده مداخلات قهرى باشد؟! هرچند در مقابل اين نظر، بعضى معتقدند كه مداخله فقط حالت قهرى را در برمى گيرد.
3. اين مداخله دو جنبه دارد: هم شامل اتباع مداخله گر مى شود و هم اتباع مداخله شونده. گرچه نظر مخالفى نيز وجود دارد كه فقط مداخله را در مورد اتباع مداخله گر تجويز مى كند.
4. اين مسأله هنوز از مسائل بحث انگيز در بين حقوقدانان و حتى سياست مداران مى باشد.
5. هدف از اين نوع مداخلات به طور اجمال نجات افراد مستقر در كشور مداخله شونده اعلام شده است.
پروفسور روسو موارد ذيل را به عنوان مداخله مشروع ذكر مى كند:
1. مداخله درخواست شده و يا مبتنى بر قرارداد باشد.
2. مداخله براى حمايت از اتباع صورت گيرد.
3. مداخله انسانى باشد.
4. مداخله مالى باشد.
سپس مى گويد: فقط در دو مورد مداخله از نظر فنون حقوقى مجاز است، ولى در ساير موارد ترديد بسيار است و بايد با احتياط رفتار كرد. اما دو مورد مجاز در صورت وجود عهدنامه و در صورت درخواست رسمى دولت است( صفايى، 1375، 83).
مداخله بشردوستانه نیز در حقوق بین الملل یک موضوع مورد مناقشه از نظر عملی و تئوری میباشد. تعاریف ارائه شده به شکل مرتبطی صریح می باشند و بیان ج. ل.هالزگریف3
در این خصوص کاملاً جامع و شامل بسیاری از این تعاریف است:
“این اصطلاح مربوط به تهدید یا استفاده از نیروی نظامی بر ضد تمامیت ارضی یک دولت توسط دولتی دیگر(یا گروهی از دولتها) با هدف ممانعت یا پایان بخشیدن به نقض های شدید و گستردهی حقهای اساسیِ انسانیِ افرادی غیر از شهروندان خود، بدون رضایت کشوری که نیروی نظامی در داخل سرزمین آن اِعمال شده، می باشد” (Holzgrefe, 2003, 15).
اوبرا دوریک ، حقوقدان آمریکایی، مداخله بشردوستانه را دخالتی می‌داند که با استفاده از زور برای جلوگیری از نقض حقوق افراد صورت می گیرد (Doric,1990,10) با این حال، همانطور که اجماع جهانی برای ضرورت حفاظت از حقوق بشر در نیمه دوم قرن بیستم رشد فزاینده‌ای داشت، مسائل داخلی دولتها در مورد نقض حقوق بشر موجبات نگرانی جامعه جهانی را فراهم آورد. هنگامی که شورای امنیت سازمان ملل متحد با مشکل حق وتو برای مداخله نظامی در یک دولت خارجی مواجه می‌شد، استفاده از حق وتو منجر به مداخلات بشردوستانه یک جانبه از سوی برخی از کشورها می‌گردید. اگر چه در دو دهه اخیر تعداد قابل ملاحظه‌ای مداخلات نظامی تحت عنوان مداخلات بشردوستانه توسط یک یا چند دولت در قلمرو حاکمیت دولت دیگر انجام شد اما نتوانست یک حقوق بین‌المللی عرفی را ایجاد کند .(Perisic,2013, 443)
تعریف دقیقی از مداخله بشردوستانه در معاهدات و میثاق‌های بین‌المللی به عمل نیامده است اما می‌توان گفت: مداخله قهری در امور داخلی دولت دیگر با استفاده از نیروی نظامی با هدف جلوگیری از نقض گسترده حقوق بشر یا جلوگیری از رنج انسانی (Matejkova,2006, 76).
1-1.اهداف كشورهاى مداخله گر از نظر تا عمل
كشورهاى مداخله گر اصولا يكى از اين دو هدف را تعقيب مى كنند، البته در نظر:
1-1-2.الف. مداخله به عنوان حمايت از اتباع
اين دليل را بعضى از حقوقدانان غربى معتقدند. به نظر اين ها، حمايت از اتباع در يك كشور مثل حمايت از آنان در خود كشور است. پس دولت حق دفاع از اتباع خود را دارد، هرچند به وسيله زور باشد و هرچند منجر به خسارت به طرف مقابل گردد.
1-1-3.ب. مداخله به عنوان حمايت از اتباع كشور مداخله شونده
هرگاه افراد يك سرزمين در معرض تضييع اساسى ترين حقوق خود قرار بگيرند و چاره اى جز مداخله براى احقاق حق آن ها نباشد، ديگر كشورها مجازند مداخله كنند.
ما معتقديم يكى از اهداف اوليه كشورهاى مداخله گر به دست آوردن منافع است. اگر به موارد مداخله نظر بشود، حقيقت اين امر روشن مى گردد. امروزه در بسيارى از كشورهاى جهان مثل فلسطين بحران هايى ايجاد شده اند، ولى خبرى از مداخله نيست. به طور قاطع مى توان گفت: هرگاه منافع كشور مداخله گر مورد تهديد واقع شود، در زير چتر مداخله بشر دوستانه اقدام به تأمين منافع خود خواهد كرد.
اشاره به سابقه امر تا حدى اهدافى را كه كشورها به خاطر آن ها اقدام به مداخله كرده اند نشان خواهد داد. در سال 1960 بلژيك در كنگو مداخله كرد، كه گفته مى شود صرفاً دليل بشر دوستانه داشته است. مداخله انگليس و فرانسه در مصر سال 1956، مداخله امريكا در جمهورى دومينيكن 1965 و كرانادا سال 1983، مداخله اسرائيل در اوگاندا 1976 براى نجات قريب يكصد سرنشين يهودى يك هواپيماى ربوده شده شركت هواپيمايى ارفرانس و مانند آن نيز از همين نوع مى باشند.
برخى از صاحب نظران معتقدند كه مداخله بشر دوستانه به منظور جلوگيرى از اعمال خشونت يك دولت عليه اتباع و يا پيش گيرى از نقض آزادى هاى مذهبى در حقوق بين الملل به رسميت شناخته شده است; مثلا، گروسيوس بد رفتارى يك حاكم نسبت به اتباعش را براى شروع جنگ كافى دانست(حيدرى، 1376، 85).
آيا به صرف اين نوع اهداف و حتى طبق آنچه گروسيوس گفته است، مجوزى براى مداخله پيدا
مى شود؟ آيا در اين صورت هرج و مرج جامعه بين الملل را فرا نخواهد گرفت؟ آيا هر روز دولتى به اين بهانه به كشور ديگرى حمله نخواهد كرد؟ بله، از حيث نظرى، شايد مشكل خاصى وجود نداشته باشد و دلايل مذكور بسيار هم موجّه باشند، ولى در مقام عمل چه بايد گفت؟ چه معيارى وجود دارد كه روشن كند حقوق اساسى افراد د

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره مداخله بشردوستانه، شورای امنیت، توسل به زور، سازمان ملل متحد Next Entries پایان نامه رایگان درباره سازمان ملل متحد، سازمان ملل، دفاع مشروع، نقض حقوق