پایان نامه رایگان درباره توسعه انسانی، شاخص توسعه، تقسیمات کشوری، آذربایجان شرقی

دانلود پایان نامه ارشد

باشند .
– حتی المقدور استان های یک منطقه شبیه یکدیگر باشند .
– تاجاییکه ممکن است منطقه ها از نظر وسعت وجمعیت همسنگ باشند .97
«برپایه این چهار معیار ،کشور به 10 کلان منطقه کالبدی به شرح زیر تقسیم شد :
آذربایجان : آذربایجان شرقی وغربی،اردبیل ؛
زاگرس :همدان،ملایر،کردستان،ایلام،کرمانشاه،لرستان ؛
خوزستان : خوزستاو کهگیلویه وبویر احمد ؛
فارس : فارس ؛
البرز جنوبی(تهران) : تهزان،مرکزی سمنان وزنجان؛
مرکزی: اصفهان،چهارمحال وبختیاری ویزد؛
جنوب شرقی : کرمان وسیستان وبلوچستان ؛
ساحلی شمال : گیلان ومازندران ؛
یاحلی جنوب : بوشهر وهرمزگان ؛
خراسان :خراسان ؛
علاوه بر تقسیم سرزمین به کلان منطقه ها ،در طرح کالبدی ملی ،مطالعاتی تحت عنوان «تقسیمات فرعی سرزمین» انجام گرفت که در آن هرکدام از مناطق به واحدهای کوچکتری به نام «ناحیه برنامه ریزی» تقسیم شدند .در این ناحیه بندی سراسر سرزمین به 85 ناحیه کالبدی تقسیم گردید .محدوده این ناحیه ها به عنوان محدوده مطالعاتی طرح های جامع توسعه وعمران ناحیه در وزارت مسکن وشهرسازی مبنای کار قرار گرفت و هم اکنون نیز طرح های جامع ناحیه ای بر همین اساس تهیه می شوند .»(عظیمی 1382)
3-2-2-3-3. منطقه بندی ستیران
«از جمله تجارب چند دهه اخیر در زمینه منطقه بندی ایران ،پزوهشی است که توسط گروه مهندسین مشاور ستیران در سال 1355 صورت گرفته است. اساس این منطقه بندی که در واقع آن را نوعی حوزه می توان نامید، برپایه اهداف زیر استوار بود :
ایجاد شبکه بندی چندگانه از حوزه های روستایی ؛
متنوع کردن فعالیت های غیرکشاورزی؛
توسعه شهرهای کوچک ؛
سازمان نواحی پیرامون شهرها ؛
پیشبرد شناخت جامعه روستایی ؛
کمک به نواحی حاشیه ای ؛
سیاستهای لازم در بخشها ؛
توصیه های مربوط به نهادها ؛
بر اساس اهداف فوق وبه ویژه اهداف اول، سوم وششم نظام سلسله مراتب مراکز خدماتی در سطوح مختلف از نظر ستیران ترسیم شده است ودر این جهت لازم گردید قلمروهای روستایی بر حسب شرایط جغرافیایی وتراکمهای جمعیتی گوناگون به حوزه های روستایی مشخصی تقسیم شوند .طی این مرحله چهارنوع شبکه بندی اصلی که شرایط دسترسی به خدمات ،فاصله وفراوانی نیازهای خدماتی متفاوت در آنها رعایت شده اند ،پیشنهاد گردید .»(وثوقی ،1370)
مناطق معرفی شده در منطقه بندی ستیران به شرح زیر می باشند :
استان مرکزی: تهران،مرکزی وقم ؛
خزر : گیلان ومازندران ؛
آذربایجان : آذربایجان شرقی وغربی،اردبیل ؛
زاگرس : همدان،باختران،لرستان،کردستان،ایلام وزنجان ؛
مرکز :اصفهان وچهارمحال وبختیاری
خوزستان : خوزستان ؛
شرق :خراسان وسمنان ؛
جنوب : هرمزگان ،بوشهر،یزد، سیستان وبلوچستان،کهگیلویه وبویراحمد،فارس وکرمان
3-2-2-3-4 . منطقه بندی کلان کشور
اولین مطالعه در زمینه منطقه بندی مناطق مختلف کشور، از ابعاد عمرانی واجرای نظام برنامه ریزی در سال 1350 توسط وزارت آبادانی ومسکن صورت گرفت . نتایج این مطالعات در چهار جلد درج گردید که در تدوین وترسیم برنامه عمرانی پنجم کشور از آن استفاده شد.این منطقه بندی همان منطقه بندی می باشد که در قالب”اطلس برنامه ریزی شهری منطقه ای کشور” منتشر شد.«در این مطالعه ایران با توجه به معیارهای زیر تفکیک گردید :
1) منطقه کلان 2) منطقه میانی 3) منطقه خرد
در این مطالعه ،11 منطقه کلان تعیین شده عبارت بودند از :
1) گیلان ،مازندران و گرگان 6)اصفهان ،یزد وچهارمحال وبختیاری
2)آذربایجان شرقی وغربی 7)فارس
3)تهران،سمنان و زنجان 8) سیستان وبلوچستان وکرمان
4)خوزستان وکهگیلویه 9) خراسان
5) همدان ولرستان 10)کرمانشاهان ،کردستان وایلام
11)بندرعباس وبوشهر
اهداف کلی در این برنامه به شرح زیر است :
1.کاهش نابرابری های درآمد مناطق تا حداقل ممکن
2.رسیدن به هدف های کمی رشد اقتصاد ملی از طریق اجرای برنامه های عمرانی پنجم که بایستی با هدف های فرعی زیر مطابقت داشته باشند :
الف – تسریع در توسعه صنایع کوچک ومتوسط و صنایع روستایی با هدف ایجاد اشتغال وکاهش نابرابری بین سطح درآمدها .
ب- افزایش بازده برنامه های توسعه ای پیش بینی شده
ج – بالا بردن سطح خدمات اجتماعی مناطق تا حداستاندارد قابل قبول .
د – بالا بردن سطح مشارکت مردم در اجرای پروژه های عمرانی دولتی
ه – تقویت مکانیسم برنامه ریزی منطقه ای وعدم تمرکز بخشیدن به آن.»(وثوقی،1370)
3-2-2-3-5 . منطقه بندی گزارش ملی توسعه انسانی
منطقه بندی دیگری که براساس هدف از تهیه،آن را در گروه منطقه بندی های برنامه ریزی قرارداده ایم منطقه بندی گزارش ملی توسعه انسانی در چارچوب گزارش ملی توسعه انسانی کشور سال 1375می باشد . که بر پراکندگی مقادیر شاخص توسعه انسانی برطبق آمار سال 1375در مقیاس ملی بنیان نهاده شده است .
ایده توسعه انسانی با این پیش فرض اساسی ظهور کرد که “درآمد همه زندگی انسانی نیست “، بنابراین پیشرفت انسانی را نمی توان تنها توسط درآمد سرانه اندازه گیری کرد .پروفسور آمارتیاسن برنده جایزه نوبل علم اقتصاد در سال 1998 با طرح ایده “ظرفیت ها وکارکردهای انسانی” این واقعیت مهم را آشکار ساخت که دستیابی به زندگی بهتر بیش از آنکه نیازمند مصرف بیشتر کالاها وخدمات باشد، ثمره پرورش وبسط استعدادها و ظرفیت های انسانی است و بنابراین بسط ظرفیت های ذهنی از طریق آموزش در کنار درآمد از عناصراصلی توسعه انسانی به شمار می آید .
نخستین گزارش ملی توسعه انسانی جمهوری اسلامی ایران ،تحت نظارت سازمان برنامه وبودجه و براساس گزارش های دریافتی از دستگاهها وسازمان های مختلف کشور تدوین شده است .این گزارش تلاش کرده است با تکیه برنقش فضای اجتماعی قابلیت زا در بسط انتخاب های انسانی ،سیمای واقع بینانه ای از دستاوردها وچالشهای توسعه انسانی در کشور را به کمک تحلیل روند شاخص های توسعه انسانی وبررسی تفصیلی ابعاد مختلف جمعیتی،اقتصادی،آموزشی،بهداشتی و زیست محیطی در این راستا وتوجه خاص به مسائل توسعه انسانی زنان در جمهوری اسلامی ارایه کند .
بر این اساس طبقه بندی استان های کشور در 3سطح به شرح زیر ارئه شده است :
سطح 1: استان های تهران، قم، فارس، یزد،گیلان، سمنان و مرکزی .
سطح 2: استان های خوزستان، کرمانشاه، کرمان ، مازندران، آذربایجان شرقی، بوشهر، اردبیل ، خراسان، هرمزگان، چهارمحال وبختیاری، لرستان، ایلام وآذربایجان غربی .
سطح 3: استان های زنجان، همدان، کهگیلویه وبویراحمد، کردستان وسیستان و بلوچستان .
نتایج به دست آمده حاکی از آن است که پراکندگی توسعه انسانی دراستان های کشور قابل ملاحظه است. در سال 1375، استان تهران با شاخص توسعه انسانی برابر 842%از بالاترین توسعه انسانی واستان سیستان وبلوچستان با شاخص توسعه استانی برابر545% از پایین ترین توسعه انسانی برخوردار بوده اند .تفاوت در هزینه ناخالص سرانه در استانها مهمترین عامل تفاوت در سطح توسعه انسانی بوده است .
پراکندگی های مذکور راهنمای خوبی برای تخصیص منابع در استانهای کشور به منظور بهبود وضعیت استانهای محروم تر خواهند بود .محرومیت قابل ملاحظه در استانهای گروه سوم و گستردگی استانها یی که در گروه دوم قرارگرفته اند ،اتخاذ ابتکارات خاصی رابرای کاهش پراکندگی شاخص توسعه انسانی در مناطق مختلف کشور ضروری می سازد .
نتیجه اساسی در ارتباط با پراکندگی این شاخص در سطح استان های کشور نشان از وابستگی زیاد شاخص توسعه انسانی به شاخص هزینه ناخالص سرانه کشور دارد وحاکی از آن است که لازمه دستیابی به توسعه انسانی بالاتر ،دستیابی به رشد اقتصادی بالاتر است .بدیهی است لازمه کاهش تفاوت های منطقه ای بهره مندی مناسب همه استان ها از منافع رشد اقتصادی کل کشور است .98
3-2-2-4. منطقه بندی سیاسی – اداری کشور
3-2-2-4-1 . آمایش سیاسی مناطق در ایران
«در درون واحدهای سیاسی در سطح کشور مستقل به منظور تسهیل در اداره امور وایجاد حداکثر کارایی در خدمت رسانی وبا توجه به ضروریات سیاسی،تاریخی وفرهنگی و وابستگی های عاطفی منطقه ای تقسیماتی صورت می گیرد که به نام تقسیمات اداری – سیاسی کشوری خوانده می شود .»(میرحیدر1384،6) حافظ نیا اینگونه مطرح می کند که «دولت ها برای اداره بهتر سرزمین وقلمرو کشور وشهرهای آن ،سازمان اداری سیاسی خود را در بعد جغرافیایی وفضایی می گسترانند ،که از این کار به تقسیمات کشوری تعبیر می شود »(حافظ نیا 1379،194) درفرهنگ علوم سیاسی تقسیمات سیاسی چنین تعریف شده است :« تقسیماتی که برای سهولت اداره کشور صورت می گیرد ومبتنی بر نزدیکیهای قومی،نژادی مذهبی ،تاریخی اوضاع طبیعی وجز اینهاست .تقسیمات اداری بسته به شرایط اجتماعی وفرهنگی ونوع حکومت هرکشور ،با اسامی واختیارات متفاوت تعیین می شود.» (آقابخشی1376،239) بدیعی نیز تقسیمات کشوری را اینگونه بیان می کند :« تقسیمات کشوری عبارت است از عملی که هدف آن تقسیم کشور به واحدهای کوچکتر به منظور بهتراداره کردن آن می باشد (مانند استان،فرمانداری ،بخش و…)این امریست کلی که در اختیار دولتها و وابسته به مقتضیات وشرایط سیاسی واداره داخلی هرمملکت می باشد. »(بدیعی، 1353: 205) تعریف تقسمات کشوری براساس اهداف مورد نظر نویسندگان مختلف از جمله ودیعی اینگونه مطرح شده است : «تقسیمات کشوری عبارت است از عملی که هدف آن تقسیم کشور به واحدهای کوچکتر به منظور بهتر ادره کردن آن می باشد، حال آنکه هریک از واحدهای به دست آمده از تقسیم کل کشور می توانند از درجه سیاسی خاصی برخوردا باشند(استان،شهرستان،بخش و….)حتی ممکن است دو یا سه واحد طبیعی تشکیل یک واحد سیاسی بدهند و برعکس.» (ودیعی، 1353: 205)
سازمان سیاسی فضا
«فضا ومردم ساکن در محدوده یک کشور ،قلمرو فرمانروایی نظام سیاسی وحکومت آن سرزمین را تشکیل می دهند .در یک تعریف کلی تر سازمان سیاسی فضا به بخشی از سطح زمین اطلاق می شود که توسط مرز محدود شده باشد وبه منظور ایفای نقشهای سیاسی سازماندهی شده باشد .سازمان سیاسی فضا چگونگی ساخت تعامل فضایی انسان را به منظور ایفای نقش های سیاسی در محیط وفضا نشان می دهد .»(میرحیدر،4:1379) .در این ارتباط حافظ نیا چنین می گوید : «سازمان سیاسی بیانگر ماهیت ونحوه استقرار عناصرکالبدی بعد فضایی دولت است .این عناصرکه ماهیت فضایی دارند ،عبارتند از :کانون سیاسی ،مرز ومحدوده های سیاسی وهمچنین تقسیمات سیاسی – اداری کشوری می باشند .» (حافظ نیا،282:1379)
ناحیه بندی سیاسی
«دولت ها به دلیل اهمیت سازماندهی سیاسی فضا در توسعه کشورهایش نسبت به تقسیم فضای درونی سرزمین خود به شکل مناسب وبهینه جدیت خاصی دارند .سطح اختیارات وقدرت تصمیم گیری وکارکرد سیاسی واحدهای تقسیماتی درون کشوری تا حد زیادی تابع نوع دولت وسیستم سیاسی سطح ملی می باشد ؛ یعنی اینکه دولت اعم از اینکه بسیط یا ناحیه ای یا فدرال باشد ،تفاوت می کند.»(همان: 385) «ناحیه بندی سیاسی درون کشوری به قسیم پهنه سرزمین ملی به واحدهای متمایز سیاسی براساس ملاک های معین می پردازد .»(کریمی پور ،385:1381) که ناگزیر این تقسیم بندی بایستی براساس قانون وملاک های شناخته شده باشد ،اما ساده انگارانه است که گمان شود ،ترتیبات تقسیمات کشوری دولت ها صرفا متاثر از نظامی سامانمند وبرپایه شاخص های منطقی است که توسط دولت ومجلس تهیه ،تنظیم ،تصویب واجرا می شود ؛بدون شک ملاک های پنهان ودور ازدسترس ویا عوامل غیررسمی در چنین ترتیباتی در بسیاری از کشورها مرسوم بوده است وآنها از اهمیت بالایی در این زمینه برخوردارند .»(همان ،12)
«با در نظر داشتن اینکه تقسیمات سیاسی – اداری یکی از موضوعات هسته ای درجغرافیای سیاسی می باشد، در داخل هرواحد سیاسی به ویژه کشورهای مستقل برای اداره امور وایجاد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره تولیدات کشاورزی، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، دریای خزر Next Entries پایان نامه رایگان درباره منطقه گرایی، تقسیمات کشوری، مرزهای سیاسی، توسعه پایدار