پایان نامه رایگان درباره بیمارستان، امام حسین، امام حسین (ع)، رسول خدا (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

پرور او می شدند.
گویند هنگام ازدواج زینب (س) با عبدا… بن جعفر با توجه به علاقه و صمیمیت شدیدی که میان زینب (س) و حسین (ع) بود، مولا علی (ع) به صورت شرط ضمن عقد مقرر نمود هرگاه مسافرت طولانی برای امام حسین پیش آمد و قصد سفر کرد، زینب (س) بتواند با برادرش مسافرت نماید و عبدا… این شرط را پذیرفت. این مطلب گویای بعد عاطفی قضیه است ولی آنچه بسیار مهم است قیام و حرکت امام (ع) با آن اهمیت بدون زینب و نقش وی نتیجه نمی داد (حمیدزاده، 1381: 335-337). اگر کاروان سالار اسیران صحنه دیگر حادثه عاشورا را به عهده نمی گرفت:
• موج وسیع تبلیغات دشمن؛
• فرهنگ ضد ارزشی مردم آن زمان که ساخته و پرداخته نیم قرن برنامه ریزی دشمن بود؛
• فاصله شهرها و اینکه هر خبری مدتی طول می کشید تا منتشر شود؛
• سبب حاکمیت دشمن و منزوی بودن اهل بیت (ع) می‏شود.
بی تردید هرکسی نظر کوتاهی به برخورد زینب (س) و قضیه عاشورا نماید، در مقابل ایمان این بانوی بزرگ سر تعظیم فرود می‏آورد آن قدر ایمان و اعتقاد به خدا که همه مصائب را برای او در راه خدا قابل تحمل کرده است و همه اینها را زیبا می بیند؛ به طوری‏که وقتی در کوفه ابن زیاد از او سوال می‏کند: کار خداوند با برادرت را چگونه دیدی؟ می فرماید: چیزی جز زیبایی ندیدم. در تاریخ بشر زنی به صبر و بردباری زینب (س) نیامده است. اگر چنین صبری در ایشان نبود، خون ریخته شده امام حسین (ع) و یارانش به ثمر نمی‏رسید، زیرا خطبه آن حضرت در بازار کوفه، سخنان آن حضرت در مجلس ابن زیاد، فرمایشات وی در مجلس یزید مظهر علم و فصاحت و بلاغت است (فاضلی، 1386: 78-80).
مهم‏ترین کاری که حضرت زینب (س) در واقعه‏ی کربلا انجام دادند، مدیریت بحران بوده است. مدیریت جامع بحران عبارت است از اقداماتی که برای اداره انواع مختلف تهدیدات (طبیعی، تکنولوژیک، جنگی و تروریستی)، و با در نظر گرفتن همه ابعاد تهدیدات (ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، امنیتی) در همه فازهای یک بحران (پیشگیری، کاهش مخاطرات، آمادگی، مقابله، بازتوانی، بازسازی) و با توجه جدی به چرخه حیاتی حاکمیت (فلسفه و ایدئولوژی حاکم، سیاست‏ها، آمایش سرزمین، راهبردها، پروژه ها) انجام می شود. که شامل موارد زیر است:
• «رساندن پیام خون امام (ع) و اهل بیت و اصحابش به توده‏های مردم؛
• تبیین امامت و خلافت رسول خدا (ص) و معرفی امام برای مردم؛
• معرفی چهره واقعی بنی امیه و ذکر جنایات آن‏ها؛
• پیشگیری از تحریف حادثه کربلا بوسیله دشمن با بیان اهداف و انگیزه های آن؛
• بهره گیری از جوشش خون امام حسین (ع) و شهدای کربلا برای ریشه کن کردن بنی امیه؛
• محو آثار تبلیغات پنجاه ساله بنی امیه علیه حضرت علی (ع) و اهل بیت» (تقوی و صادقی 1382: 55-56).

2-10-2 فرنگیس در شاهنامه
مردانگی فضیلتی است که زنان بزرگوار از آن بهره‏ای دارند و از آن استفاده می‏نمایند. حتی کتایون و فرنگیس – از زنان شاهنامه – از آیین سواری و تاخت و تاز بی‏نصیب نیستند.
فرنگیس همسر و بدیل سیاوش و زنی است کمال مطلوب. او بسیار می‏کوشد تا پدر را از کشتن سیاوش باز دارد و عاقبت کار را به او نشان دهد. خود او کمال بینشی اخلاقی و حکمتی عملی است و معتقد است که «کشتن آن‏که به تو پناه آورده، گناه است، به ویژه اگر پادشاه باشد و بی‏گناه باشد. جهان و جهاندار نمی‏پسندد پس رها نمی‏کنند و کشنده را می‏کشند. همچنان‏که دیگر قاتلان از این شتابنده ناپایدار طرفی نبستند تو نیز زیانمندی. کشتن بذر کینه کاشتن و به باد دادن توران و در نهایت ستم بر تن خود است. این کار بیداد و زیان است.
سخنان فرنگیس پندهای حکیمانه‏ی درست اما پوک نیست، زاری زنی است که از رنج خود آغاز می‏کند که می‏گوید: «مکن بی گنه بر تن من ستم»؛ کشتن سیاوش ستم بر تن فرنگیس، بر تن افراسیاب و بر تن آب سوگوار، یعنی بر تن گیتی است. پس رنج فرنگیس در جهان سرایت می‏کند و او با بینشی که از رستاخیز این هستی ستمدیده دارد، هشدار می‏دهد که «خون ریختن کار بازی نیست» از درد خود به دنیای دردمندی می‏رسد که از خون و گرمای درد او مالامال است» (مسکوب، 1384: 75). حاصل این سخنان حکم قتل اوست که با پادرمیانی پیران انجام نمی‏شود.
2-10-3 فلورانس نایتینگل
پدرش ویلیام ا. نایتینگل ثروت هنگفتی به میراث برده بود و با همسرش فانی زندگی پر تجمل و مرفهی داشتند. دو دختر آن‏ها پارتنوب و فلورانس ضمن سفرهای طولانی ماه عسل آن‏ها در اروپا، به دنیا آمده بودند. دختران نزد پدرشان زبان های خارجی، تاریخ و ریاضیات آموخته بودند و زندگیشان بین خانه‏ی ییلاقیشان در هامپشایر و خانه‏ی اشرافی شان در لندن می گذشت.
مثل هر دختر اشرافی طبقه‏ی اجتماعی خودش، فلورانس در آغاز نوجوانی خود را وقف باله، میهمانی‏های پر تجمل شبانگاهی و دیگر مشغولیات کرده بود. اما به هر حال احساس می کرد که می‏باید هدفی والاتر از سبکی و پوچی زندگی معمولی که به ازدواج ختم می‏شود، وجود داشته باشد. در هفده سالگی در دفتر یادداشتش نوشت: خدا با من سخن می‏گوید و مرا به خدمت خود فرا می‏خواند. وقتی که فلورانس به پدر و مادرش اعلام کرد که احساس می‏کند، باید پرستار شود، آن‏ها به حق وحشت زده شدند.
در نظر خانواده‏ی نایتینگل برای هیچ خانم آبرومند و محترمی امکان پذیر نبود که به چنین شغل بدنام و بد اشتهاری مشغول شود.
اما فلورانس مقام تزلزل ناپذیر باقی ماند و بالاخره در سال 1845 شروع به دیدار از بیمارستان‏ها و کسب اطلاعاتی در ارتباط با وضع بیمارستان‏ها و امکانات بهداشتی آن‏ها کرد.
ضمن مسافرتی که با خانواده اش در سال 1851 به کشور آلمان انجام داد، پدر و مادرش را ترغیب کرد به او اجازه دهند در انستیتوی پروتستان دی کونس در کیسرز به تحصیل پرستاری بپردازد.
در سال 1853 سرپرستی زنان اشراف را در انستیتوی کر آف سیک جنتلمن تبدیل به یک بیمارستان نمونه در زمان خود کند. در کنار تخت بیماران زنگ مخصوصی گذاشت تا بتوانند در موقع لزوم پرستاران را فرا بخوانند. آسانسورهای کوچک و مخصوص حمل غذا ونیز لوله کشی آب گرم برای این‏که همیشه در همه‏ی بیمارستان آب گرم در دسترس باشد، در آنجا فراهم کرد.
همچنین کارآموزش دادن به دانشجویانی که می خواستند پرستار شوند به عهده گرفت و کوشید همزمان با صلاحیت و شایستگی شغلی، عادات و خصوصیات اخلاقی آن‏ها را نیز درخور شغل پرستاری بسازد. بدین ترتیب موفق شد دختران و زنان محترم را به شغل پرستاری جلب کند.
سال بعد امر فوق العاده ای پیش آمد و فلورانس نایتینگل را به صورت افسانه و اسطوره درآورد. ارتش بریتانیای کبیر با شور و شوق برضد کشور روسیه در شبه جزیره ی کریمه، دست به مبارزه‏ی نظامی زد. کاری که از پیش مقدماتش را فراهم کرده بود. اما چون وسایل نقلیه ی کافی در اختیار نداشت، مواد داروئی را نتوانست با خود حمل کند و آن را در عقب جبهه به جا گذاشت. در نتیجه باند زخم بندی، وسیله ی بستن استخوان شکسته و وسیله‏ی بیهوشی وجود نداشت. زخمیان روی زمین بر روی کاه‏های کثیف خوابانده می شدند و بسیاری به بیماری وبا و اسهال خونی مبتلا می‏گشتند. بشتر بیمارستان‏های بریتانیا در اسکوتاری و ترکیه، تختخواب، آشپزخانه، فنجان، و سطل برای حمل آب و تعداد کافی پزشک برای گرفتاری‏ها به وسیله ی گزارشگر حوادث جنگی تایمز لندن به نام : ویلیام هوارد اسل به گوش مردم لندن رسید.
آن زمانی بود که او نقش اجتماعی خود را به عنوان یک دختر زیبای متشخص رها کرد تا به تنهائی سطح معیارهای خدمات پرستاری را در بیمارستان‏های بریتانیای کبیر بالا ببرد و سرانجام آن معیارها و الگوها را به صورت بین المللی در سراسر دنیا معمول بدارد. فلورانس نایتینگل به عنوان پیشاهنگ و پیشگام پرستاری، با استعداد سازمان دهی وابداعی که داشت، شغل پرستاری را که به شیوه‏ی زنان که هیچ آموزش پرستاری ندیده بودند انجام می شد، به کلی تغییر داد و آن را به صورت شغلی مدرن و قابل احترام با یک موقعیت ارزشمند، در آورد. پس از این جنگ بود كه شهرت فلورانس نایتینگل عالم‏گیر شد و مورد تقدیر دولت انگلیس قرار گرفت. با این حال، وی با پول این جایزه، مدرسه پرستاری لندن را بنیان گذاشت و با همت او، نمونه‏ های دیگری از آن مدرسه در جاهای دیگر تأسیس شد. فلورانس همراه ویلیام فار یک پزشک نظامی و فرد نیکوکاری به مدت ۲۰ سال برای بهبود وضعیت بیمارستان‏ها و نظام آموزشی پرستاران تلاش کردند. هم‏چنین راهنمایی‏های نایتینگل در فن پرستاری، بعدها در جنگ‏های امریكا و هندوچین بسیار سودمند بود. خانم فلورانس نایتینگل، از پیش‏آهنگان تأسیس سازمان صلیب سرخ جهانی نیز به شمار می‏رود. وی سرانجام در 13 اوت 1910م در 90 سالگی در اوج شهرت و احترام درگذشت (گروه نویسندگان، 1394: 33).

2-10-4 مادر ترزا
مادر ترزا كه نام اصلي‏اش «اگنس گونجا بوياجيو» است، در سال 1910 در «اسكوپيه» امپراتوري عثماني به دنيا آمد و پنج سپتامبر 1997 در «كلكته» هند درگذشت. به‌خاطر ارادتي كه به «ترزا اهل آويلا»، راهبه اسپانيايي و بنيانگذار يكي از جريان‌هاي رهبانيت و خدمات خيرخواهانه بود، نام ترزا را براي خود برگزيد. او كوچك‌ترين فرزند خانواده بود. پدرش كه در مسائل سياسي آلباني درگير بود در ۱۹۱۹ يعني زماني كه ۹ سال داشت درگذشت. پس از مرگ پدر، مادرش او را براساس تعاليم كليساي كاتوليك آموزش داد. اگنس از همان ابتدا مجذوب داستان‌هايي در مورد زندگي مبلغين و خدمات آن‏ها بود. در 12 سالگي متقاعد شده بود كه بايد عمر خود را صرف يك زندگي معنوي كند. در ۱۸ سالگي خانه را ترك و به عضويت گروه خواهران «نتردام دو لورت» درآمد و ديگر هرگز مادر و خواهرش را نديد. اگنس ابتدا به «لورتو ابي» در ايرلند براي يادگيري زبان انگليسي رفت. زباني كه خواهران «نتردام دو لورت» از آن براي آموزش به كودكان در هند استفاده مي‌كردند. او در سال ۱۹۲۹ وارد هند شد و مراحل كارآموزي خود را در دارجلينگ آغاز كرد. او مراسم قسم خود را به عنوان راهبه به صورت رسمي در ۱۴ مي‌۱۹۳۷ هنگامي كه به عنوان معلم در يكي از مدرسه‏هاي صومعه لورتو در شرق كلكته مشغول به تدريس بود به جاي آورد. وی درگروه مذهبي خواهران «نتردام دو لورت» فعاليت مي‌كرد، اين گروه را در سال 1949 ترك كرد تا به‌زعم خود «صدايش را به گوش جهان برساند» و گروه مذهبي خود را تشكيل دهد.
او سرانجام در سال 1950 موفق به تشكيل گروه مذهبي مستقل خود شد. وي نخستين هدف اين گروه را آموزش كودكان خياباني قرار داد. مادر ترزا به مدت 40 سال در هند و ديگر كشورهاي جهان به زندگي فقرا و درماندگان پرداخت. در لحظه مرگ، وي بيش از 610 مبلغ در 123 كشور دنيا تربيت كرده و به كار گماشته بود. گروه‌هايي كه تحت عنوان گروه خيريه مادر ترزا فعاليت مي‌كردند، بيماران خاص را نيز مورد حمايت قرار مي‏دادند؛ بيماراني كه ايدز و جذام داشتند. نيمه دوم قرن بيستم بود كه او در روزنامه‌هاي هندي و غربي مورد توجه قرار گرفت. مادر ترزا، راهبه آلبانيايي ‌الاصل، در سال ۱۹۵۰ در شهر كلكته هند گروه مذهبي «كمك به همنوع» را بنيان گذاشت. هدف از تاسيس اين گروه كمك به درمانده‌ترين انسان‌ها از صميم قلب بدون طلب هرگونه پاداش بود. مادر ترزا كار خود به عنوان مبلغ مذهبي را در سال ۱۹۴۸ شروع كرد. او كه شهروند هند شده بود، با به تن كردن ردايي با رگه‏هاي آبي به زندگي در ميان فقرا و پرستاري از بينوايان و قحطي‌زدگان روي آورد. او مي‌گفت: «مي‌خواستم دير را ترك كنم و در ميان مردم فقير زندگي و به آن‏ها خدمت كنم. اين يك وظيفه بود‏». فعاليت‌هاي مادر ترزا تنها در هند نبود. او ۵۱۷ ماموريت تا سال ۱۹۹۶ در بيش از ۱۰۰ كشور جهان انجام داد و از جمله براي مبارزه با گرسنگي به اتيوپي رفت. در حادثه چرنوبيل براي كمك به آسيب‌ديدگان تشعشات هسته‌اي راهي آنجا شد و براي كمك به قربانيان زمين‌لرزه در ارمنستان به اين كشور سفر كرد. مادر ترزا به خاطر خدمات انسان‌دوستانه‌ خود در سال ۱۹۷۹ جايزه صلح نوبل را دريافت كرد. امروزه گروه مذهبي «كمك به همنوع»، 5 هزار عضو دارد و اعضاي اين گروه در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره جمعیت هلال احمر، آسیب دیدگان، آذربایجان غربی، کنوانسیون ژنو Next Entries پایان نامه رایگان درباره ایران باستان، شاهنامه فردوسی، جلال الدین محمد، فرهنگ و تمدن