پایان نامه رایگان درباره برنامه درسی، برنامه درسی ملی، دوره ابتدایی، مبانی فلسفی

دانلود پایان نامه ارشد

توصیف
2- تفسیر
3- ارزیابی(همان منبع)
آیزنر چهار وجه مهم نقد تربیت را توصیف، تفسیر، ارزشیابی و کفایت ارجاعی مطرح می کند کفایت ارجاعی شامل مشاهدات و استنتاجاتی است که از جنبه های دیگر به دست می آید با پیروی از دیوئی آیزنر نقد تربیتی را به عنوان بازسازی ادراک مطرح نمود(اسمیت،2008).
در توصیف، نقاد تلاش می کند که کیفیت های موجود در بازده های برنامه درسی یا وقایع آموزشی را به تصویر بکشد یا برجسته سازد این توصیف با استفاده از زبان استعاری شکل بهتری به خود می گیرد. تفسیر با تکیه بر نظریه های مختلف علوم اجتماعی یا ارجاع به یک بافت تاریخی انجام می گیرد و در ارزشیابی منتقد خصوصیات مهم موضوع را مطابق معیارهای مشخص ارزشیابی می‌نماید(بارون، 1388). براین اساس در فرایند انتقادی ابتدا منتقد با یک موقعیت مبهم روبه رو می شود در مرحله دوم رابطه بین پدیده های مختلف ادراک می شود و نظم و نقشه آنها روشن می شود در مرحله سوم اندیشه و موضوع اصلی به عنوان واسطه برای ساختار بخشی به پدیده مورد نظر مشخص می شود و در مرحله آخر این ساختار به نوشتن و جریان کار شکل و جهت می دهد. در واقع اندیشه محوری در فرایند انتخاب از بین آن چه هست و آشکار کردن روابط میان عناصر پدیده به کار گرفته می شود(همان منبع).
اما علاوه بر مراحل بالا چندین فن و تاکتیک نیز برای نقد ارائه شده است که عبارت اند از :
1- توجه به خصوصیات غیرزیباشناختی مانند توجه کردن به رنگ و خال که دانش آموزان را تشویق می کند به چیزهایی توجه کنند که غیر از آنهاییکه از لحاظ زیباشناختی رایج هستند می باشند.
2- توجه به خصوصیات و کیفیت های زیباشناختی مانند توجه به عصبانیت، کشمکش و غیره
3- برقراری ارتباط بین جنبه های زیباشناختی و غیر زیباشناختی برای مثال رنگ قرمز قدرت بیان را چگونه ارتقا می دهد؟
4- کاربرد تفسیرهای درست، مؤثق و تشبیه ها
5- استفاده از تقابل ها، مقایسه ها و خاطره ها
6- استفاده از بازگویی و تکرار
7- استفاده از اشارات بیانی یا رفتارهای غیرکلامی(اسمیتb،1971)
توجه به توضیحات راجع به خبرگی و نقادی تربیتی نشان می دهد که این نوع ارزشیابی از نوع ارزشیابی کیفی است تا یک تصویر واقع بینانه و دقیقی از تغییرات رفتاری دانش آموز، از آن چه در جریان برنامه‌ریزی درسی یا تدریس اتفاق می افتد و یا آنچه در یک برنامه درسی به عنوان یک سند مطرح شده ارائه کند.آیزنر (2002،ص190) بیان می کند:« هدف عمده نقادی آموزشی فراهم نمودن یک تصویر ظریف و دقیق از چیزی که در کلاس درس و تجربه دانش آموزان یه عنوان یک نتیجه بیرون می آید و اطلاعاتی برای بهبود تدریس و یادگیری به دست می دهد می باشد. وی در جای دیگر اشاره می کند سنجش و ارزشیابی بایستی به عنوان منابع تربیتی و اقداماتی که منجر به بهبود فرایند تربیتی می شوند قلمداد شوند. اقدامات ارزشیابی در مفید ترین حالتشان برای بهبود یادگیری دانش آموز، تدریس معلم و خود برنامه درسی سازنده هستند این بهبود در استفاده از ارزشیابی نه به عنوان نمره دهی به دانش آموزان بلکه در استفاده از آن به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات درباره چیزی که دانش آموزان انجام می دهند و چیزهائی که نیاز به توجه دارند فراهم می شود. سنجش و ارزشیابی به عنوان دوست نه به عنوان دشمن و همچنین وسیله رتبه بندی دانش آموزان نبوده بلکه راههای یادگیری در مورد آن چه تدریس شده و یادگرفته شده می باشد».
کانلین(1971،ص553) بیان می کند:« با بررسی های زیباشناختی تدریس، یادگیری و دانش می توانند بهبود یابند تحلیل های زیباشناختی روشها می توانند اثربخشی معلمان را در انتقال محتوای برنامه‌های درسی ارتقا دهند و یک استاد بایستی تلاش کند کلاسش را از لحاظ زیباشناختی و تربیتی ارتقا دهد زیرا خود روش های تدریس او نیز نوعی تدریس برای یادگیرندگان محسوب می شود.

نگاهی بر برنامه درسی دوره ابتدایی ایران
در اینجا برنامه درسی دوره ابتدایی ایران را براساس نگاشت چهارم برنامه درسی ملی که در سال1390 از سوی وزارت آموزش و پرورش ارائه شده است به طور اجمالی مورد بررسی قرار می دهیم در این بررسی مبانی و اصول تعیین عناصر برنامه درسی که مدنظر برنامه درسی ملی می باشد توصیف می شوند البته این اصول و مبانی در سطح سیاستگذاری برای برنامه درسی ملی و به عبارتی برای کل دوره ها تعیین گردیده است اما چون سندی تحت عنوان برنامه درسی دوره ابتدایی ایران به صورت منسجم وجود ندارد و توضیحات خاص دوره های تحصیلی در متن برنامه درسی ملی گنجانده شده است برنامه درسی ملی به عنوان منبع اصلی بررسی مد نظر بوده است.
مبانی برنامه درسی
مبانی برنامه درسی ملی از 7 مبنا تحت عنوان مبانی فلسفی و علمی تشکیل شده است که عبارت اند از:
مبانی هستی شناختی 2- مبانی انسان شناختی 3- مبانی معرفت شناختی 4- مبانی ارزش شناختی 5- مبانی دین شناختی 6- مبانی روانشناختی 7- مبانی جامعه شناختی
این مبانی نشان می دهند که 4 مبنای اول همان مبانی فلسفی می باشند البته مبانی دین شناختی نیز جهت تبیین بیشتر ارائه گردیده است که خود به نوعی مبنای همان مبانی فلسفی می باشد چرا که مبانی فلسفی براساس دین مبین اسلام نگاشته شده است پس از آنها مبانی روان شناختی و جامعه شناختی مطرح گردیده اند. علاوه بر این مبانی 2 موضوع رویکرد حاکم بر برنامه درسی ملی و اصول حاکم بر برنامه درسی ملی نیز مطرح گردیده که برخاسته از آن مبانی هستند و در تعیین عناصر برنامه درسی و اصول و معیارهای تعیین آن عناصر اعمال می گردد به عبارت دیگر بر اساس آنها برای تعیین هر کدام از عناصر برنامه درسی اصولی تدوین شده که بدانها اشاره می نماییم.
اصول تعیین اهداف
اهداف در برنامه درسی ملی ویژگی ها و مختصات مطلوب و مورد انتظار و همچنین برونداد را در نظام آموزش و پرورش تعیین می کنند و ضمن سامان بخشی به برنامه‌های درسی و تربیتی، چارچوب جهت‌گيري انتخاب و سازماندهي محتوا، روش‌هاي يادگيري، منابع و ارزش‌يابي را نيز تعيين می‌نمايد.
اهداف در برنامه درسی ملی در 4 سطح تعریف شده است:
هدف غایی، اهداف کلی، اهداف دوره های تحصیلی، اهداف جزئی
تعیین سه سطح اول در سیاستگذاری برنامه درسی یا تدوین برنامه درسی ملی انجام پذیرفته و اهداف جزئی که به اهداف حوزه های یادگیری اختصاص دارد به سطح برنامه‌ریزی درسی واگذار شده که گروه های برنامه‌ریزی درسی هر کدام از حوزه ها به تعیین آنها اقدام می نمایند.
هدف گذاری برنامه درسی ملی دارای الگویی است که در آن اهداف در چهار عرصه ارتباط متربی با خود،خدا، خلق و خلقت براساس 5 عنصر تفکرو تعقل،ایمان، علم، عمل و اخلاق تعیین می شود و نکته دیگر اینکه ارتباط اهداف با خود، خلق و خلقت در ذیل و ظل ارتباط با خدا تعریف و تعیین می شود.
سه سطح هدف غایی، اهداف کلی و اهداف دوره های تحصیلی در سطح سیاستگذاری برنامه درسی تعیین شده و اهداف جزئی به سطح برنامه‌ریزی درسی واگذار شده که تیم های برنامه‌ریزی درسی در این سطح نسبت به تعیین آنها برای حوزه های یادگیری اقدام می نمایند تعیین سه سطح قبلی براساس مبانی که بدانها اشاره شد صورت پذیرفته و برای تعیین اهداف جزئی اصول زیر مشخص شده اند.
1- اهداف جزئی بر اساس اهداف کلی و تفصیلی و در جهت دست‌یابی به آن ها با توجه به شرایط و اقتضائات زمانی، اجرایی، بومی و منطقه‌ای تعیین می‌شوند.
2- در تعیین اهداف جزئی، مدرسه، خانواده و خود متربیان می‌توانند مشارکت داشته باشند.
3- رعایت توازن و تناسب در توجه به عناصر و عرصه‌های الگوی هدف گذاری در هنگام تعیین اهداف جزئی باید مدّ نظر برنامه‌ریزان، تصمیم‌گیران و مجریان قرار داشته باشد.
4- هر فعالیت درسی و تربیتی آن گاه موجّه و معتبر است که نسبت آن با اهداف کلی و تفصیلی و نقش آن در تحقق هر کدام از آن ها واضح و مستند باشد(برنامه درسی ملی، ص63).
محتوا
محتوای برنامه درسی و تربیتی در بین عناصر و مؤلفه های نظام آموزشی از جایگاه و اهمیت خاصی برخوردار است لذا برای آن، اصول زیر به عنوان ملاک و معیار تعیین شده است:
1- درونی سازی یعنی ارائه تجربیات یکپارچه و بهم پیوسته جهت شکل گیری صلاحیت مبنایی تفکر، تعقل و ایمان.
2- ارتباط چند وجهی و یادگیری یکپارچه در عرصه ها و عناصر مختلف که در تعیین اهداف بدانها اشاره شده است.
3- اولویت صلاحیت ها و یادگیری های مشترک در قالب عناصر 5 گانه
4- تنوع و تعدد منابع، روشها و فرصت های یادگیری
5- اهمیت
6- اعتبار
7- علاقه یادگیرندگان
8- سودمندی
9- قابلیت یادگیری
10- آستانه ارتقا قابلیت اجرایی یعنی توجه به زمان، منابع و ظرفیت های حرفه ای معلمان،قوانین و غیره.
11- درهم تنیدگی
12- توالی
اگرچه برخی ملاک های فوق مانند ارتباط چندوجهی و یادگیری یکپارچه با زیبایی شناسی ارتباط دارند اما در بند7/1/2/6 برنامه درسی ملی اصل جذابیت که یکی از اصول زیبایی شناسی است مورد تأکید قرار گرفته و بیان می کند مواد و رسانه های مختلف یادگیری باید با توجه به رعایت اصول فنی هنری و زیباشناسی….طراحی شوند به گونه ای که موجبات خستگی بصری و روحی استفاده کنندگان را فراهم نکنند و موجب شوق و ذوق فراگیران برای استفاده و بهره مندی از آن گردند.
در دوره ابتدایی نظام آموزشی ایران محتوا در قالب موضوعات چندگانه یا حوزه های یادگیری تعیین شده است که بدانها اشاره می نماییم.
در بند4/5/3 سند برنامه درسی ملی 11 حوزه یادگیری برای برنامه‌های درسی به شرح زیر مشخص شده است.
1- تفكر و حكمت
2- قرآن و معارف اسلامي
3- زبان و ادبيات فارسي
4- فرهنگ و هنر
5- كار و فن‌آوري
6- سلامت و تربيت بدني
7- علوم انساني و مطالعات اجتماعي
8- رياضيات
9- علوم تجربي
10- زبان‌هاي خارجي
11- آداب و مهارت‌هاي زندگي
برای برنامه‌های درسی دوره ابتدایی به غیر از زبان های خارجی،10 حوزه دیگر منظور شده که براساس پایه های مختلف تعداد حوزه ها و میزان ساعات آنها متفاوت می باشد که این اطلاعات در جداول شماره (2-2) و (3-2) آمده است.

جدول شماره(2-2):حوزه های یادگیری و میزان ساعات آموزشی سه ساله اول دوره ابتدایی
زمان

حوزه‌هاي يادگيري
زمان در وضع موجود (ساعت 60 دقيقه‌اي)
زمان حداقلي در وضع جديد (ساعت 60دقيقه‌اي)

جمع زمان
زمان كلاسي
زمان غيركلاسي
%10 زمان كل در اختيار استان/ منطقه/ مدرسه
زمان كل (ساعت)

ساعت
درصد

تفكر و حكمت
—-
27
%4
20
7
75
مربوط به هر يك از پايه‌هاي اول تا سوم دوره‌ ابتدايي
قرآن و معارف اسلامي
75
68
%10
60
8

زبان و ادبيات فارسي
231
243
%36
228
15

فرهنگ و هنر
52
54
%8
42
12

سلامت و تربيت بدني
52
81
%12
15
66

كار و فن آوري
—-
27
%4
18
9

علوم انساني و مطالعات اجتماعي




رياضيات
122
108
%16
102
6

علوم تجربي
78
40
%6
32
8

آداب و مهارت‌هاي زندگي

27
%4
13
14

جمع
610
675
%100
530
145
75
750
اقتباس از برنامه درسی ملی(1390)
همان طور که از جدول شماره(2-2) بر می آید برای پایه های اول تا سوم ابتدایی 9 حوزه یادگیری از 10 حوزه مشخص شده منظور گردیده است و از این 9 حوزه یادگیری، موضوعات درسی تفکر و حکمت، کار و فن آوری و آداب و مهارت های زندگی در برنامه‌های درسی قبلی وجود نداشته اند و درس علوم انسانی و مطالعات اجتماعی به صورت تلفیقی در قالب یادگیرهای مشترک در نظر گرفته شده لذا به صورت حوزه مستقل در پایه های اول تا سوم ارائه نمی شود.

جدول شماره(3-2):حوزه های یادگیری و میزان ساعات آموزشی سه ساله دوم دوره ابتدایی
زمان

حوزه‌هاي يادگيري
زمان در وضع موجود (ساعت 60 دقيقه‌اي)
زمان حداقلي در وضع جديد (ساعت 60دقيقه‌اي)

جمع زمان
زمان كلاسي
زمان غيركلاسي
%10 زمان كل در اختيار استان/ منطقه/ مدرسه
زمان كل (ساعت)

ساعت
درصد

تفكر و حكمت
—-
30
%4
24
6
85
مربوط به هر يك از پايه‌هاي چهارم تا ششم دوره‌ ابتدايي
قرآن و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره برنامه درسی، زیباشناسی، ارزشیابی برنامه درسی، تعلیم و تربیت Next Entries پایان نامه رایگان درباره برنامه درسی، دوره ابتدایی، برنامه درسی ملی، تربیت بدنی