پایان نامه رایگان درباره برنامه درسی، زیباشناسی، ارزشیابی برنامه درسی، تعلیم و تربیت

دانلود پایان نامه ارشد

قضاوت نماید(حسین زاده،1383،ص60) پس اگر عشق و علاقه معلم توأم با بصیرت و تفکر باشد وی با تصمیمات فکورانه و سنجیده خویش نیازهای کلاس و دانش آموزان را تشخیص داده و برنامه‌های درسی را با موقعیت کلاسی منطبق می سازد اگر عشق و علاقه معلم را دانش آموزان حس نمایند از یادگیری و بودن در کلاس لذت می برند و شور و شوق معلم، توجه به ظرفیت های یادگیرندگان و نظرات آنها منجر به فعال شدن خود یادگیرندگان می شود و تجربیاتی تحت عنوان تجربه زیباشناختی بدست می آورند که در زیر به شرح آن می پردازیم.
تجربه زیباشناختی
اهمیت تجربه در تعلیم و تربیت سبب شده که در معروفترین تعریف یادگیری نیز به آن اشاره شده است: «یادگیری به فرایند ایجاد تغییرات نسبتاً پایدار در رفتار یا توان رفتاری که حاصل تجربه می باشد گفته می شود و نمی توان آن را به حالتهای موقتی بدن مانند آنچه براثر بیماری، خستگی یا داروها پدید می آید نسبت داد (کیمبل،به نقل سیف،1383،ص30)». یعنی یادگیری که تدریس بدنبال فراهم نمودن فرصت آن می باشد به طور مستقیم با تجربه سروکار دارد تجربه ای که یادگیرنده در اثر تعامل با محیط بدست می آورد. تجربه زیباشناختی از آنجا که یک تجربه است با یادگیری به طور مستقیم ارتباط پیدا می کند و از سوی دیگر ویژگی زیباشناسانه آن کیفیتی به تجربه می بخشد که آن را از سایر تجارب معمولی متمایز می سازد حال سوال این است که تجربه زیباشناختی چیست؟
تجربه زیباشناختی تجربه ای جالب، رضایتبخش، لذتبخش و کامل است آن همچنین تلفیقی، تمام و کمال، کلی و آگاهانه است یک تجربه زیباشناختی درجه کاملی از زندگی تجربه کردن و درک کردن است بین چیزی که زیباست و چیزی که زیبا نیست تمایز ایجاد می کند یعنی تجربه همراه با ساختن و درک کردن است(سیمپسون و دیگران،2005،ص136).
ریمر41(1971) می گوید در تجربه زیباشناختی دو رفتار قابل شناسایی است : 1- درک اینکه چه چیزی بیان می شود درکی که موجب الهامات و بصیرتهای زیباشناختی می شود. 2- عکس العمل و واکنش به چیزی که درک می شود. قسمت درک تجربه زیباشناختی یک اتفاق ذهنی بوده و قابل تحلیل، قابل بیان، قابل سنجش، هماهنگ و سازمان یافته است. بخش واکنش پدیده ذهنی و خلاق بوده که مبهم و غیرقابل تحلیل می باشد و نمی توان آن را به صورت کلامی بیان و یا سنجید. اما کیفیت عکس العمل به کیفیت درک بستگی دارد و عکس العمل شناختی مستقیماً از درک زیباشناختی تأثیر می پذیرد.
اسمیت(1971a) می گوید تجربه زیباشناختی تجربه ای خودکارآمد و خودافزاست لذت زیباشناختی و دانش زیباشناختی حاصل این نوع تجربه می باشد.
تجربه زیباشناختی درگیری پویا و فعال فرد با کارهای هنری است که در آن فرد بی قرار و جستجوگر می باشد فرد در تمیز ارتباطات ظریف و دقیق و همینطور شناسایی ویژگی های نمادی و معنایی آنها درگیر می شود تجربه زیباشناختی شکلی از فهمیدن است و تشخیص بین آن چه اهمیت دارد و آنچه اهمیت ندارد می باشد.(گودمن، به نقل از اسمیت،2008).
هری برودی(1971،ص105) بیان می کند تجربه زیباشناختی با فرایندهای ذهنی و شناختی درباره قضایا تعریف نمی شود با تجربه عملی که در جستجوی وسایل برای اهداف است تعریف نمی شود و مطمئناً فعالیت اقتصادی و مذهبی نیست من با اصطلاح فعالیت زیباشناختی به جای آن موافقم که سه موضوع را پوشش می دهد1- خلق آثار هنری و زیباشناختی 2- تأمل زیباشناختی 3- قدرشناسی زیباشناختی
برداسلی42(به نقل از اسمیت،2008) می گوید تجربه زیباشناختی دارای ابزار هدایت هدفمند، آزادی محسوس، عاطفه، حس کشف فعال و تمامیت می باشد و تجربه زیباشناختی می تواند الگوئی برای اهداف تربیتی ارائه می کند.
تجربیات زیباشناختی نوع معینی از سواد هستند و این باسوادی مستلزم مهارتهای تفسیری و عقلانی مشخصی همچون قوه تمیز، حساسیت، پاسخ دهندگی و یادگیری خودجوش است معرفت حاصل از تجربه زیباشناختی خوشایند، زیبا و نشاط آور است و این نشاط خود وسیله کشف طبیعت و توجیه واقعیات طبیعت است و انسان را حقیقت جو و خلاق نگه می دارد. موضوع دیگر اینکه ایجاد تجربیات زیباشناختی برای افراد در سنین متفاوت گوناگون می باشد در برخی موارد تبیین محاسن خردورزی در ارتباط با واقعیات تأثیر بیشتری دارد و گاهی نیز بیان روش عقلانی شخصیت های بزرگ و بیان داستانهای معقول و استخراج نتایج عقلانی لذت بخش است تا با این روش ها افراد از مرحله احساسات به مرحله تعقل برسند(نوروزی و متقی،1388).
نگاهی به تعاریف و توصیف های تجربه زیباشناختی نشان می دهد که در این تجربه درک کردن با عاطفه و لذت مندی تلفیق می شود و نوعی لذت مندی عاقلانه و عاطفه توأم با آگاهی و فهم است به عبارت دیگر تجربه زیباشناختی دارای دو لایه شناختی و عاطفی است. این تجارب منحصر به تجارب کارهای هنری نیست بلکه در کارهای غیر هنری مانند کارهای تربیتی رخ می دهند هر چند همه تجارب تربیتی تجارب زیباشناختی نبوده و همه تجارب زیباشناختی نیز تجارب تربیتی نیستند(همان منبع) اما آن تجارب زیباشناختی که تجارب تربیتی هم هستند ظرفیتی برای تحقق اهداف تربیتی فراهم می کنند و آن چه از تدریس به دست می آید را ارزشمند می سازد قرار گرفتن افراد در معرض این تجربیات موجب یادگیری مداوم و پیشرفت به سوی کمال می شود.
به طور کلی یادگیری هدف برنامه درسی است یا به گفته تابا43 برنامه درسی طرحی برای یادگیری است و یادگیری بر اثر تجربه بدست می آید این تجربه ها اگر جمال زیباشناختی داشته باشند لذت بخش می شوند و انگیزه را ضمانت می‌نمایند وقتی انگیزه کنجکاوی و جستجوگری در یادگیرنده بیدار شود اصل فعالیت که یکی از اصول تعلیم و تربیت می باشد اتفاق می افتد در اثر فعالیت یادگیرنده تغییر در دانش، نگرش و مهارت وی رخ داده و یادگیری اتفاق می افتد و این همان چیزی است که برنامه درسی بدنبال آن است. بنابراین تجربه زیباشناختی بستر تحقق اهداف برنامه درسی به شمار می رود و بستری است که یادگیرنده با کل وجود خود ، با برقراری ارتباط بین دانشهای مختلف و تأمل زیباشناختی سعی می کند همانند هنرمندان به یک واقعیتی کلی و منسجم دست یابد.تأمل زیباشناختی فعالیتی است که به طور خاصی جذب کنندهآنآن آ است و دامنه توجه فرد محدود و عمیق می شود(اسبورن44،1971،ص469). از این رو تجربه زیباشناختی معادل درک و دریافت زیباشناختی می باشد.
موضوع بعدی که از دیدگاه زیباشناختی در حوزه روشهای تدریس قابل بررسی است محیط تدریس و یادگیری می باشد محیط را که می توان از منظر عاطفی و فیزیکی مورد بررسی قرار داد در دیدگاه زیباشناختی ویژگی هایی پیدا می‌نماید که در خلق تجارب زیباشناختی سهیم هستند. ماکسین گرین(1984) می گوید هنرها در تربیت معمولاً فعالیتهای بیانگر و خلاق را فرا می خوانند که در اتاق های هنر و موسیقی پرورش می یابند این فضاها در تشکیل حوزه عاطفی مؤثر هستند چون ویژگی این فضاها را نمی توان به طور استاندارد ارزیابی کرد و در اتاق های هنر اتفاق می افتد و از سوی دیگر در آموزش و پرورش نتایج کمی به جای نتایج کیفی اهمیت دارند رایج نیستند.
آیزنر(2005) بیان می‌نماید منابع یادگیری در هنگام کار با هنرها متعدد می باشد سالن کنسرت و استودیو مملو از فرصت های یادگیری است. دیوئی(به نقل از سیمپسون و دیگران،2005،ص213) می گوید:« مدیران در کنار سایر اقدامات حمایتی لازم است یک روح هنری در جو مدرسه ایجاد کنند تجارب یادگیری زیباشناختی برای دانش آموزان فراهم نمایند و تخیل کودکان را در تفکر ، یادگیری و تدریس به کار گیرند».
همانطور که قبلاً ذکر شد در تجربه زیباشناختی فرد از محسوسات به معقولات می رسد و انسان جهت اقدام نیاز به تحریک و انگیزه دارد تا به محسوسات توجه و تمرکز نماید بنابراین جهت ایجاد این بستر، محیط تدریس و یادگیری نیز باید جاذب و برنگیزاننده باشد و همانند اتاق های هنر فرصت های متنوع و بدیعی برای یادگیری ایجاد کند. در آراء تربیتی جعفری نیز این امر وجود دارد که راهبردهای سازمانی سطح مدرسه، ساختار کلاس درس، برنامه‌های سلامت روان و برنامه‌های جامع آموزشی لازم است به زیباشناسی توجه نمایند(نوروری و متقی،1388). ارنشتاین(1971،ص412) می گوید:« معلم هنر می تواند علاوه بر نقش متخصص تدریس هنر ، به عنوان یک مشاور زیباشناختی برای کل مدرسه باشد دانش و تجربه او به عنوان یک منبع مشاوره ای برای همه دانش آموزان چه آنانی که هنر می خوانند و چه آنانی که هنر نمی خوانند قرار بگیرد تا آنها چیزهایی از لحاظ زیباشناختی کشف کنند و این امر معناسازی را حتی در سایر دروس افزایش می دهد. بدین صورت معلم هنر مدیران و معلمان را جهت ایجاد کیفیت های زیبا شناختی در فضاهای کلاس ، کتابخانه ، نمازخانه و غیره یاری می دهد و محیط یادگیری به محیطی جذاب و نشاط آور برای یادگیرندگان و معلمان تبدیل می شود».
ارزشیابی
آخرین عنصری که به بررسی آن از دیدگاه زیباشناسی می پردازیم ارزشیابی می باشد . در برنامه درسی ارزشیابی دو نوع می باشد ارزشیابی دانش آموز و ارزشیابی برنامه درسی(اسکایرو،2008،ص41). ارزشیابی دانش آموز به میزان تغییرات ایجاد شده بر اثر اجرای برنامه درسی در رفتار یادگیرنده اشاره دارد و ارزشیابی برنامه درسی به کیفیت و کارآمدی برنامه درسی می پردازد که می تواند با روش های مختلفی صورت پذیرد حال به بررسی این دو نوع ارزشیابی از دیدگاه هنر و زیباشناختی و چگونگی انجام آن در عالم هنر و زیباشناختی می پردازیم.
در برقراری شباهت بین تربیت و هنر تدریس را به هنر، یادگیری را به تجربه زیباشناختی، ارزشیابی را به نقد هنری و خبرگی و رهبری آموزشی را به فرایندهای زیباشناختی تشبیه می کنند(اسمیت،2008). از این رو نقد هنری و خبرگی آموزشی شیوه ارزشیابی مشهوری در دنیای هنر و زیباشناختی به شمار می رود . ازنظر سیروتنیک45 ارزشیابی یک فرایند پژوهش انتقادی است (مک نیل،2009،ص232). آیزنر این شیوه را در تربیت نقادی تربیتی نامید که این نوع ارزشیابی در مقابل ارزشیابی کمی قرار دارد و به کیفیت های زندگی تربیتی می پردازد. نقادی تربیتی زبانی برای ثبت مشاهدات و قضاوتها به کار می گیرد که آن زبان تا اندازه زیادی تخیلی و تفسیری است و اهدافش هم می تواند هر چیزی از زندگی کلاسی، الگوهای تدریس ویادگیری تا قوانین، ساختارها و جو مدارس باشد(اسمیت،2008).
آیزنر(2002) می گوید خبرگی آموزشی و نقد تربیتی مفاهیم هنری هستند اما روش هایی تولید می کنند که مکمل های مورد نیاز را برای رویکردهای علمی ارزشیابی فراهم می نمایند وی همچنین می گوید روش های برنامه‌ریزی درسی در اصل نه در عمل تفاوتی با ساخت هنر ندارند چه هنر نقاشی و چه هنر عملی؛ اگر کودک را به عنوان یک محصول هنری در نظر بگیریم همان طور که کار یک ناقد یا نقاد در درجه ی نخست نشان دادن چیزهایی است که متن پنهان می کند چیزهایی که متن نمی خواهد بیان کند(احمدی،1384). معلم هم به عنوان یک منتقد عمل می کند زیرا یکی از وظایف او آشکارسازی کیفیت ها و ویژگی های کودک بر خود و دیگران است به علاوه معلمان به عنوان منتقد تغییرات رخ داده در کودک را ارزیابی می کنند اما چون معلم علاوه بر منتقد مسئول هم می باشد جهت بهبود کار هنری تلاش می کند به طور خلاصه هم در ساخت وسایل آموزشی(برنامه درسی) و هم ارزیابی عواقب آن معلم بایستی یک هنرمند باشد.
حال این خبرگی و نقادی تربیتی به چه معناست خبرگی به ظرفیت قدرشناسی کیفیت های آشکار و مهم در پدیده های تربیتی اشاره دارد و نقادی عبارت است از وسیله افشا و علنی ساختن این قدرشناسی که معمولاً در قالب یک نوشتار انتقادی انجام می گیرد. در خبرگی آموزشی فرد نخست باید به پدیده های برنامه درسی توجه کند و سپس خصوصیات به دست آمده در یک موقعیت را با آنچه در جای دیگر یافت شده است مقایسه نماید این کار به تقویت قدرت افتراق(تمیزدهی) و ایجاد مجموعه ای از اندیشه ها که به نقاد کمک می کند تا آنچه را می بیند در یک بستر و زمینه فهم پذیر قرار دهد منجر می شود (بارون46،1388،صص370-369).آنه
اما فعالیت انتقادی چگونه انجام می گیرد؟ به صورت کلی به سه بُعد و مرحله اشاره می شود:
1-

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره برنامه درسی، زیبایی شناسی، اهداف تربیت، اهداف تربیتی Next Entries پایان نامه رایگان درباره برنامه درسی، برنامه درسی ملی، دوره ابتدایی، مبانی فلسفی