پایان نامه رایگان درباره برنامه درسی، زیبایی شناسی، آموزش و پرورش، اجرای برنامه

دانلود پایان نامه ارشد

برنامه درسی سیاستگذاران، برنامه ریزان درسی، معلمان و مجریان برنامه درسی و یادگیرندگان هستند که برای هر کدام از آن ها می توان رهنمودهایی از یافته های پژوهش بدست آورد. زیرا از آن جا که نتیجه این پژوهش، الگوی پیشنهادی برنامه درسی مبتنی بر زیبایی شناسی و هنر برای دوره ابتدایی بود مؤلفه های ارائه شده در الگو را می توان از دو منظر مورد توجه قرار داد اول در طراحی و تدوین یک برنامه درسی مبتنی بر هنر و زیبایی شناسی و دوم در اجرای هنرمندانه و زیباشناسانه برنامه درسی.
در نظام آموزشی جمهوری اسلامی ایران چون طراحی و تدوین برنامه درسی و اجرای برنامه درسی در دو محیط جداگانه و توسط افراد گوناگون انجام می شود از این منظر برخی مؤلفه ها به طراحی و تدوین و برخی به اجرای برنامه درسی مبتنی بر هنر و زیبایی شناسی مربوط می شوند. مؤلفه های مبانی، منطق، اهداف، محتوا و مواد و منابع در طراحی و تدوین کاربرد داشته لذا کنشگران سطوح سیاستگذاری و برنامه‌ریزی درسی می توانند از آنها بهره گرفته تا برنامه درسی زیباشناسانه و هنرگونه تولید نمایند. دسته دوم بر اجرای هنرمندانه برنامه درسی دلالت دارند. نظر به وجه هنری تربیت، تدریس، معلمی و خلاصه اجرای برنامه درسی ، مؤلفه های عناصر معلم، فعالیتهای یادگیری، گروه بندی، فضا، زمان و ارزشیابی بر ایفای نقش هنرمندانه کنشگران اجرای برنامه درسی تأکید می کنند. هر چند ایفای نقش هنرمندانه به نوعی مستلزم رعایت مؤلفه های مربوط به طراحی و تدوین برنامه درسی توسط سیاستگذاران و برنامه ریزان درسی نیز است زیرا در این صورت بستر مناسبی برای اجرای هنرمندانه و زیباشناسانه برنامه درسی فراهم می شود. نکته دیگر اینکه این تفکیک به گونه ای نیست که بیان کنیم تمام مؤلفه های گروه اول صرفاً در سطوح سیاستگذاری و برنامه‌ریزی درسی و مؤلفه های گروه دوم نیز فقط در سطح اجرا قابل استفاده می باشند بلکه برخی مؤلفه های گروه اول مانند هدایت زیباگرایی انسان، پرورش تخیل، خلاقیت و شهود که در تعیین هدف مورد اشاره قرار گرفته اند اگر در سطح اجرا نسبت به تحقق آنها اقدامی نشود رعایت آنها صرفاً در سطوح سیاستگذاری و برنامه‌ریزی درسی کاری عبث خواهد بود و به اهداف عقیم تبدیل خواهند شد. برخی مؤلفه های گروه دوم(سطح اجرا) نیز نظیر در نظر گرفتن زمان غیر تجویزی، توجه به رویکرد کیفی در ارزشیابی به جهت تصمیم گیری و نظام متمرکز برنامه‌ریزی درسی در ایران مستلزم توجه و قابل پذیرش بودن آن از سوی کنشگران سطوح سیاستگذاری و برنامه‌ریزی درسی می باشد. علاوه بر موارد فوق، اصول قید شده در الگوی پیشنهادی که شامل 9 اصل می باشد خود بیانگر آن است که این نه مؤلفه در اکثر عناصر برنامه درسی کاربرد دارند زیرا اصول برنامه درسی مواردی هستند که منحصر به یک عنصر یا چند عنصر معدود نبوده بلکه در بیشتر عناصر قابل بکارگیری هستند. در نتیجه با یک نگاه سیستمی اقدامات عاملان این سطوح بر همدیگر تأثیر و تأثر دارند.
موضوع قابل تأمل دیگر، شرایط مورد نیاز برای بکارگیری الگوی پیشنهادی است. برای استفاده از یافته های الگوی پیشنهادی لازم است کلیه سیاستگذاران، برنامه ریزان درسی، مدیران و معلمان آشنایی لازم و همچنین نگرش مطلوبی نسبت به رویکرد آموزش و پرورش از طریق هنر و زیبایی شناسی یا برنامه درسی مبتنی بر هنر و زیبایی شناسی داشته باشند. به عبارت دیگر اشاعه مناسبی درباره نحوه اجرای رویکرد یا برنامه درسی مذکور صورت پذیرد. البته این امر نیازمند بسط مطالعاتی در زمینه پارادیم زیبایی شناسی و هنر می باشد زیرا یکی از محدودیتهایی که در ادامه مطرح خواهد شد این است که حتی صاحبنظران مطالعات برنامه درسی نیز با چگونگی رویکرد آموزش و پرورش از طریق هنر آشنایی مطلوبی ندارند و دانش آنان بیشتر دربارۀ آموزش هنر می باشد. این امر ضرورت توسعه سواد بین رشته ای را نیز یادآوری می نماید از این رو گسترش مطالعات دربارۀ چشم انداز زیبایی شناسی و هنر می تواند جهت دستیابی به بصیرت کافی در این زمینه کمک نماید تا با منابع غنی علمی بتوان به اشاعه چشم انداز مذکور بین عاملان اجرایی برنامه درسی پرداخت. زیرا در صورت اشاعه مناسب و مستدل است که نگرش مناسب در عاملان اجرایی ایجاد می گردد و نگرش مناسب نیز خود مقدمۀ اقدامات لازم برای بکارگیری مؤلفه های زیبایی شناسی و هنر خواهد بود.
دومین موضوع درباره شرایط مورد نیاز برای کاربرد مؤلفه های الگوی پیشنهادی، ارتقاء درس هنر در مدارس است که متأسفانه از جایگاه مناسبی برخوردار نیست(خاکیمو،2005؛ نژونلی121،2005؛آیزنر،2002). به خاطر ماهیت الگوی پیشنهادی، هنر می تواند کمک زیادی به اجرای الگو بنماید. اگر برنامه درسی هنر و همچنین معلمی که هنر را تدریس می نماید از کیفیت مطلوبی برخوردار باشند می توان اهدافی از قبیل تخیل، خلاقیت و غیره را که در الگو به آنها اشاره شده پیگیری نمود. از سوی دیگر معلم هنر نیز می تواند در تدریس هنرمندانه و همچنین بکارگیری مؤلفه های زیبایی شناسی و هنر مؤفق عمل نماید و به سایر معلمان نیز کمک نماید. ساهاسرابود(2005) در این باره می گوید: تجربه در هنرها می تواند آموزش عمومی کودکان را به طور ویژه از طریق رشد مهارتهای تفکر سطح بالا ارتقا بخشد. اکثر مطالعات انجام شده پیرامون موفقیت ها نشان می دهند که فهرستی از ظرفیتهای شناختی، نگرش ها و گرایشها از قبیل تخیل، خلاقیت و توانایی تفکر انتقادی در آنها وجود دارند که از یادگیری در هنرهای بصری، رقص، نمایش و موسیقی به دست آمده اند و همچنین در این مطالعات ذکر شده که ظرفیتهای شناختی مذکور(تخیل،و غیره) توانایی های دیگری نظیر تمرکز انرژی، تمرکز ادراک، انعکاس، انعطاف پذیری، تغییر مسیر، کشف احتمالات و امکانهای جدید و ساختن ایده ها را تقویت می کنند.
سومین موضوع دربارۀ شرایط مورد نیاز برای بکارگیری الگو، آشنایی و مهارت آموزی دانشجومعلمان در زمینه استفاده از هنر و مؤلفه های آن در تعلیم و تربیت می باشد طوریکه قبل از شروع خدمت و فعالیت شان در مدارس با رویکرد آموزش و پرورش از طریق هنر آشنا شوند که این آشنایی می تواند در قالب برنامه درسی رسمی و برنامه درسی غیر رسمی و فوق برنامه اتفاق بیفتد. در برنامه درسی رسمی می توان واحد درسی آموزش و پرورش از طریق هنر را پیش بینی نمود و با طراحی تفصیلی برنامه درسی مناسب و همچنین مدرِّس ماهر نسبت به آشنایی آنان با رویکرد مذکور اقدام نمود. در برنامه درسی غیررسمی می توان فعالیت ها و پروژه هایی پیش بینی کرد تا دانشجومعلمان خود تجربه زیسته در فرایندهایی مثل کار هنری، نقد هنری و غیره بدست آورند و چگونگی تدریس و تربیت هنرمندانه جزئی از برنامه درسی تجربه شده آنان در دوران دانشجویی باشد زیرا چنین تجاربی خود، انگیزه و اعتماد به نفس و مهارت لازم را نسبت به استفاده از فنون هنری در تدریس فراهم خواهد ساخت.
موضوع چهارم در نظر گرفتن کاهش میزان تمرکز در برنامه ریزی درسی است زیرا استفاده از برخی مؤلفه ها مانند تخصیص زمان غیرتجویزی در برنامه زمانی مدرسه و همچنین تولید مواد و منابع آموزشی متنوع و متناسب با موقعیت های جغرافیایی و فرهنگی محیط اجرا نیازمند تفویض اختیار به عاملان اجرایی و مشارکت عوامل استانی، منطقه ای و حتی بخش خصوصی امکان پذیر است.
نکته آخر در مورد اعتبار الگوی پیشنهادی است. الگوی پیشنهادی از سوی صاحبنظران و کارشناسان برنامه ریزان درسی وزارت آموزش و پرورش معتبر تشخیص داده شد و اصلاحات لازم نیز براساس نظرات آان در الگو انجام شد. اما نباید تلقی کرد هر آنچه که این پژوهش بدست آورده کامل و درست است بلکه باید اذعان نمود محدودیتهایی که به آن ها اشاره خواهد شد ممکن است منجر به ارائه برخی مطالب ناصواب گردند از این رو لازم است در آینده با تحقیقات بیشتری، پارادایم زیبایی شناسی و هنر در برنامه درسی توسعه یافته و غنی گردد.
ب) محدودیت ها
پژوهش حاضر مانند هر مطالعه علمی و پژوهش دیگر با محدودیتهایی همراه بود که این محدودیتها عبارت بودند از:
– کمبود منابع علمی لازم دربارۀ موضوع تحقیق
– بین رشته ای بودن پژوهش و دشواری برقراری ارتباط بین زیبایی شناسی و هنر با برنامه درسی
– ضعف شناخت پاسخ دهندگان به سؤالات تحقیق نسبت به ماهیت تحقیق
– کمبود زمان اختصاص یافته به مصاحبه و تکمیل پرسشنامه از سوی اساتید به دلیل اشتغالات زیاد علمی و حرفه ای آنان

1-ج) پیشنهادهای پژوهشی
– تحلیل برنامه‌های درسی موجود از منظر مؤلفه های زیبایی شناسی و هنری ارائه شده در الگو
– انجام مطالعات میدانی در راستای کارآیی و اثر بخشی کل الگو یا برخی مؤلفه های زیبایی شناسی و هنری در محیط اجرا
– برسی قابلیت بکارگیری و اجرایی بودن مؤلفه ها در برنامه‌های درسی حوزه های مختلف یادگیری و مقایسه آنها با یکدیگر
– طراحی الگوی برنامه درسی مبتنی بر هنر و زیبایی شناسی برای حوزه های مختلف یادگیری(برنامه درسی تلفیقی سایر حوزه ها با هنر و زیبایی شناسی)
– بررسی دیدگاه معلمان نسبت به مؤلفه های زیبایی شناسی و هنر از منظر مطلوب و اجرایی بودن آنها
– بررسی موانع بکارگیری و اجرای الگوی پیشنهادی
– بررسی میزان آشنایی کارشناسان برنامه‌ریزی درسی وزارت آموزش و پرورش و حتی معلمان با پاردایم زیبایی شناسی و هنر
– طراحی الگوی برنامه درسی مبتنی بر هنر و زیبایی شناسی برای سایر دوره های تحصیلی
2-ج)پیشنهادات کاربردی
– آشنا نمودن کنشگران مختلف برنامه درسی اعم از برنامه ریزان درسی، مدیران،معلمان و اولیا با مؤلفه های هنر و زیبایی شناسی برای تعلیم و تربیت
– آشنایی معلمان با قابلیت های هنر و زیبایی شناسی و همچنین کسب مهارت در برخی رشته های هنری از طریق آموزش های ضمن خدمت
– حضور افرادی با عنوان مشاوران زیبایی شناسی و هنر در مدارس ابتدایی حداقل هفته ای 1 روز برای ارائه دیدگاههای مشاوره ای به مدیران، معلمان، دانش آموزان و غیره
– اجرای تدریس تیمی از سوی معلمان دوره ابتدایی با مشارکت معلمان هنر و اجرای درس پژوهی در راستای تلفیق هنر و حوزه های دیگر.
– طراحی تفصیلی برنامه درسی واحد درسی هنر و تعلیم و تربیت یا تعلیم و تربیت از طریق هنر در دوره تربیت معلم و اجرای آن برای دانشجو معلمان
– ارتقاء جایگاه هنر در مدارس و همچنین دانشگاه فرهنگیان

منابع

منابع داخلی
1) قرآن کریم،انتشارات سروش
2) دشتی،محمد.(1382).نهج البلاغه. موسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمومنین.
3) ابراهیم زاده، عیسی.(1383). فلسفه تربیت. تهران :انتشارات دانشگاه پیام نور.
4) ابراهیمی قوام، صغری.(1388). کاربرد نظریه های یادگیری در برنامه‌ریزی درسی.تهران:دانشگاه آزاد اسلامی واحد جنوب.
5) احمدی،بابک .(1384). حقیقت و زیبایی، درس های فلسفه ی هنر . تهران: نشر مرکز.
6) احمدوند،محمدعلی.(1383). روانشناسی بازی. تهرا: انتشارات دانشگاه پیام نور.
7) اکبری، رضا.(1392). بازسازی دیدگاه ملاصدرا درباره زیبایی و هنر آفرینی. دوفصلنامه فلسفه و کلام اسلامی،سال چهل و ششم،شماره دوم ،پاییز و زمستان1392.
8) اکبری،مجید و حسینی،سید محمد.(1388). ارزش شناسی در فلسفه ارسطو. فصلنامه آینه معرفت دانشگاه شهید بهشتی،سال هفتم، شماره20،پاییز88.
9) امیرتیموری،محمد حسن.(1382). رسانه های آموزشی:شناسایی،انتخاب، تولید و کاربرد. تهران:انتشارات ساسان.
10) بارون،تی.ای.(1388). خبرگی و نقد تربیتی، ترجمه علیرضا کیامنش. مندرج در برنامه درسی: نظرگاهها، رویکردها و چشم اندازها اثر دکتر محمود مهرمحمدی و همکاران. ویراست دوم. تهران: انتشارات سمت.
11) برنامه درسی ملی.(1390).ارائه شده از سوی معاونت پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی کشور.نگاشت چهارم.
12) بازرگان،عباس.(1389). مقدمه ای بر روشهای کیفی و آمیخته با رویکردهای متداول در علوم رفتاری.تهران: نشر دیدار.
13) باستید،روژه.(1374). هنر و جامعه. ترجمه غفار حسینی. تهران:انتشارات توس.
14) باقری،خسرو.(1383).نگاهی دوباره به تربیت اسلامی.تهران: انتشارات مدرسه.
15) بستانی،محمود.(1371).اسلام و هنر.ترجمه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره برنامه درسی، زیبایی شناسی، دوره ابتدایی، آموزش و پرورش Next Entries پایان نامه رایگان درباره برنامه درسی، زیبایی شناسی، دوره ابتدایی، آموزش و پرورش