پایان نامه رایگان درباره برنامه درسی، زیبایی شناسی، تعلیم و تربیت، برنامه درسی ملی

دانلود پایان نامه ارشد

شناخت یک ارزش تلقی نمی شود و برانگیختگی احساسی از لوازم دستیابی به فهم دقیق تر و عمیق تر موضوعات به حساب می آید. از این رو می توان یکی از آموزه های عالم هنر را توجه به عاطفه و حیطه عاطفی یادگیری دانست تا با فراهم آوردن فرصتهای مناسب جهت تحقق اهداف عاطفی علاقه شاگردان به برنامه‌های درسی و کلاس درس را افزایش داد. به دیگر سخن براساس عالم هنر و زیبایی شناسی اهداف حیطه عاطفی را مهم شمرده و نسبت به تحقق آن کوشید. البته در الگوی هدف گذاری برنامه درسی ملی به جای حیطه های سه گانه یادگیری عناصر تفکر، علم، باور،ایمان، عمل و اخلاق مطرح شده است که به نظر می رسد حیطه عاطفی در عنصر باور و ایمان و تا اندازه ای در عنصر اخلاق قابل طرح است و با تحقق اهداف در این حوزه ها بویژه در عنصر باور و ایمان اهداف حیطه عاطفی نیز محقق خواهد شد. خلاصه اینکه توجه به اهداف عناصر باور و ایمان و اخلاق در عرصه های چهارگانه ارتباط با خود، خدا، خلق و مخلوق به عنوان یکی از مؤلفه های هنر و زیبایی شناسی برای اصول تعیین اهداف الگوی پیشنهادی معرفی می گردد.
2-2-2ج)رعایت تناسب و انسجام بین اهداف
در توصیف ویژگیهای یک چیز زیبا صاحبنظران گوناگون دیدگاه های متعددی مطرح کرده اند برای مثال فیثاغورثیان و افلاطون بر هماهنگی و ارسطو بر لذتبخش بودن و ارزشمندی تأکید نموده اند ارسطو همچنین بر سه معیار منطق و عقل، قوانین اخلاقی و قوانین هنری تأکید می کند و در بحث قوانین هنری و زیباشناختی بر اندازه و نظم اشاره می کند یعنی تناسب اندازه،یکپارچگی و وحدت هنری از قوانین زیباشناختی مورد نظر ارسطو می باشند(کویچ،1389ب). با این توصیف می توان گفت که تناسب، یکپارچگی و انسجام از معیارهای زیبایی به شمار می روند.
اهداف در برنامه درسی عنصری جذاب برای برنامه ریزان درسی است طوریکه همه تصمیم گیرندگان اعم از سیاستگذاران، برنامه ریزان درسی و حتی مدیران و معلمان علاقه مندند سهمی اثرگذار در تعیین هدف داشته باشند زیرا هدف مانند چتری بر سایر عناصر برنامه درسی سایه می اندازد و حتی مطابق مهرمحمدی(1390) می توان گفت در تفکر تربیتی رایج در چارچوب پارادایم تصمیم گیری مبتنی بر عقلانیت هدف و غایت به شکل قطعی و غیر قابل تغییر تعیین می گردند روشها و فعالیتها متعاقب هدف تعریف و تعقیب می شوند. از سوی دیگر هر کدام از مکاتب تربیتی نیز در حوزه اهداف نسبت به سایر عناصر تربیتی حساسیت بیشتری نشان داده اند و هر یک متناسب با نگاه فلسفی خویش به مسائل اساسی نظیر هستی شناسی،انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی اهدافی را برای تعلیم و تربیت برشمرده اند یا می توان از دیدگاههای مطرح شده در آن مکاتب، اهداف مورد نظر آنان را استنباط و استخراج نمود. از این رو به علت تنوعی که در حوزه اهداف وجود دارد گزینش هریک از آنها و حذف دیگری امری ساده به نظر نمی رسد اما آنچه قابل تأمل است وجود سامان ، هندسه و یکپارچگی در بین اهداف است زیرا انسان موجود یکپارچه است هدفهای برنامه درسی که برای او طراحی می شود باید یکپارچه باشند انسجام هدفها به این معناست که هر دسته از اهداف یک مجموعه واحدی را تشکیل دهند به گونه که تحقق آنها قابلیت منسجم چند بعدی بوجود آورد به عبارت دیگر کثرت هدفها به وحدت عملکرد منجر گردد(ملکی،1390).
با عنایت به آنچه گفته شد انسجام و یکپارچگی از قواعد زیباشناختی در توصیف یک پدیده و شی زیبا به شمار می رود و ازنظر تربیتی نیز وجود انسجام و یکپارچگی به علت یکپارچه بودن انسان امری ضروری است از این رو انسجام و یکپارچگی اهداف به عنوان یکی از اصول تعیین هدفها در الگوی پیشنهادی از دیدگاه زیباشناختی قابل توجیه است. صاحبنظر مشارکت کننده در پژوهش می گوید:«با توجه به اینکه افلاطون ملاک تناسب را برای زیبایی مطرح نموده از منظر زیباشناختی باید بین اهداف تناسب وجود داشته باشد یعنی اهداف یک برنامه درسی مجموعه نظام دار، منسجم،هماهنگ و متناسب را تشکیل بدهند»(P1).

3-2-2-ج)جذابیت اهداف
یکی از اصول الگوی پیشنهادی جذابیت برنامه درسی بود در جذابیت برنامه درسی هدف نقش ویژه ای دارد وقتی هدف برای یادگیرنده جذاب باشد میل و علاقه یادگیرنده نسبت به شرکت در فعالیتهای یادگیری جهت تحقق هدف مورد نظر مضاعف خواهد بود.
صاحبنظری در این باره می گوید:«در عالم هنر جذابیت بیشتر مورد توجه قرار می گیرد پس اهداف باید جاذبه داشته باشد»(P1).
البته شاید این سوال مطرح شود که چون اهداف عموماً کمتر به تصویر کشیده می شود و همانند محتوا و فعالیتهای یادگیری در معرض دید شاگردان قرار ندارد چگونه می توان جاذبه را در آنها ایجاد کرد؟ پاسخ اینست که چون یکی از مبانی تعیین هدف در برنامه درسی نیازهای یادگیرنده است بدیهی است هر اندازه اهداف برنامه درسی ناظر بر نیازها و علائق یادگیرنده باشد جذابیت لازم را در هدفها بوجود خواهد آورد زیرا برآورده ساختن نیاز و علاقه یادگیرنده، خود محرک او جهت مشارکت در یادگیری خواهد بود پس وقتی نیازها و علائق یادگیرندگان که برای آنها ملموس و محسوس می باشد در تعیین اهداف و سایر عناصر برنامه درسی مدنظر قرار می گیرد جذابیت اهداف و آن عناصر را فراهم خواهد ساخت. از سوی دیگر علاوه بر نیازها و علائق یادگیرنده وقتی اهداف برنامه درسی با زیباییهایی که خداوند خلق نموده است ارتباط پیدا می کنند جاذبه را در اهداف بوجود می آورند زیبایی های موجود در طبیعت و حتی وجود خود یادگیرندگان می توانند شاگردان را نسبت به خود جذب نمایند. وقتی آشنایی با زندگی اجتماعی زنبور عسل یا چگونگی گردش فصلها و غیره که جزئی از زیبایی های خلقت هستند به صورت محسوس به عنوان هدف برنامه درسی یا تدریس مطرح می شود می توان علاقه شاگردان را نسبت به یادگیری آن موضوعات شاهد بود.مشارکت کننده ای می گوید:«دانش آموزان را با زیبایی های عالم هستی آشنا سازیم بویژه در دوره ابتدایی روح و روان پاک دانش آموز را باید به این زیبایی ها متصل نمود»(P2) . البته برای اینکه ارتباط اهداف برنامه درسی با زیبایی ها موجب جذابیت اهداف شود بایدآن زیبایی ها با رشد زیباشناختی یادگیرندگان متناسب شوند در غیر اینصورت آن زیبایی ها نیز بر وجود یادگیرنده تأثیری نخواهد گذاشت مصاحبه شونده دیگری می گوید: اهداف با رشدزیباشناختی(حسی، تصوری،تخیلی) تناسب داشته باشد تا برای شاگردان فهم و قابل دسترس باشد»(P5).
لذا جذابیت اهداف از طریق ملموس و محسوس سازی به عنوان یکی از اصول تعیین هدف در الگوی پیشنهادی قابل طرح است.
4-2-2-ج)متعادل و متوازن بودن اهداف
در مورد تعادل و توازن در بخش اصول صحبت شد اما نظر به اهمیت و نقش اهداف در برنامه درسی، پرداختن به آن به عنوان یکی از اصول تعیین هدف خالی از فایده نیست. براساس آنچه در قسمت اصول بیان شد متعادل و متوازن بودن هدف از دو منظر توجه به ابعاد مختلف وجود یادگیرنده و رشد و همچنین ابعاد مختلف یادگیری قابل بررسی است که قبلاً آنها را شرح دادیم .
یکی از صاحبنظران برنامه درسی مشارکت کننده در پژوهش چنین می گوید: «اهداف باید متعادل باشند چیزی که افراط و تفریط در آن نمود نداشته باشد زیباست خواه مادی خواه معنوی زیرا خود انسان درباره زیبایی ها داوری می کند و انسان موجود متعادلی است در نتیجه جز تعادل را نمی توان زیبا تلقی کند مگر اینکه خود از تعادل خارج شود در آن صورت نامتعادلها را زیبا جلوه خواهد کرد از این رو اهداف هم اگر بخواهند زیبا باشند باید از منظر توجه به ابعاد مختلف رشد و حیطه های مختلف یادگیری متعادل باشند»(P2).
یکی از اصول تعیین اهداف در برنامه درسی ملی عبارت است از:« رعایت توازن و تناسب در توجه به عناصر و عرصه‌های الگوی هدف گذاری در هنگام تعیین اهداف جزئی باید مدّ نظر برنامه‌ریزان، تصمیم‌گیران و مجریان قرار داشته باشد(برنامه درسی ملی، بند3/8/2).
براین اساس یکی از ملاک ها و معیارهای مهم در تعیین اهداف متعادل و متوازن بودن آنهاست که تصمیم گیرندگان در سطوح مختلف برنامه‌ریزی درسی بویژه سطوح سیاستگذاری و برنامه‌ریزی درسی لازم است اهداف را با عنایت به این اصل تعیین نمایند در سطح برنامه‌ریزی درس نیز معلمان می توانند تصمیم گیری های لازم را نسبت به فراهم ساختن شرائط متوازن جهت تحقق اهداف مختلف اتخاذ نمایند.
5-2-2ج) کلی و قابل انعطاف بودن اهداف
آیزنر(2002) بیان می کند کار و فعالیت در زمینه هنرها توانایی تغییر دادن اهداف را در طی فرایند کار فراهم می سازند و وسایل هم قادر به تعدیل اهداف می باشند. وی براین اساس بر انعطاف پذیری اهداف تأکید می کند. در واقع آیزنر می گوید برخلاف نگاه مبتنی بر عقلانیت که عموماً اهداف به عنوان مقولاتی ثابت مطرح می شوند که باید به آنها دست یافت در حوزه هنر این اهداف دیگر آن مقولات ثابت نیستند بلکه ابزار و وسایل نیز می توانند آنها را تغییر دهند . ازنظر آیزنر(به نقل از مهرمحمدی،1390) اهداف جهت هایی هستند که سمت و سوی سفر و حرکت متوجه آن است و مقوله های ثابتی نیستند.
صاحبنظری در این باره می گوید:« اهداف باز باشند تا آزادی را برای شاگردان فراهم نمایند. بیشتر بخش هنر جوشش است وقتی هنر در مرحله ایده است ناآگاهانه است و در ذهن جوشش می کند به عبارت دیگر فرد در موقعیت فرضی به امیال ناخودآگاه پاسخ می دهد و از این عمل لذت می بیند اگر اهداف باز باشند فرصت آزادی عمل، تفکر و تخیل را برای شاگردان فراهم می کند در غیر اینصورت جلو جوشش درونی کودکان گرفته می شود»(P 9).
با الهام از این ویژگی در حوزه هنر کلی و قابل انعطاف بودن اهداف به عنوان یکی از اصول تعیین هدف در الگوی پیشنهادی مطرح می شود تا مطابق مشارکت کننده (P6) اهداف باز،کلی و انعطاف پذیر باشند و موجبات خلاقیت را فراهم سازند.مهرمحمدی(1390) در این راستا چنین اظهار می کند:هنر مظهر مواجهه با موقعیت های نامتعین و تجربه شگفت زدگی است و مؤلفه انعطاف پذیر داشتن اهداف برای کنشگران در تمامی عرصه های پیچیده تصمیم گیری و عمل بویژه در تعلیم و تربیت ملهم از این عرصه و کیفیت کنشوری در آن است از این رو می توان با الهام از عرصه هنر بر حضور هدف گذاری منعطف و انعطاف هدفمند در عرصه تعلیم و تربیت پای فشرد.
3-ج)محتوا
هرچند تعریف های متعددی درباره محتوا ارائه شده است اما در اینجا ضمن پذیرش این نکته که تعامل بین معلم و شاگرد در کلاس درس و اجرای برنامه درسی نیز جزء محتوای برنامه درسی است و بررسی این بخش محتوا(تعامل بوجود آمده در حین ارائه محتوا و اجرای آن) در عناصر دیگر نظیر فعالیتهای یادگیری انجام خواهد شد منظورمان از محتوا آنچه که برنامه ریزان درسی جهت تحقق هدف انتخاب می نمایند و در مواد و منابع ازجمله کتاب درسی که در نظام آموزشی ایران نقش کلیدی دارد می گنجانند می باشد. از سوی دیگر چون در الگوی پیشنهادی به برنامه درسی دوره ابتدایی و نه برنامه‌های درسی حوزه های یادگیری به طور خاص، پرداخته شده است مصادیق مفاهیم، گرایشها و مهارتهای مربوط به حوزه های یادگیری قابل طرح نیست بلکه اصولی که براساس زیبایی شناسی و هنر لازم است در تعیین محتوا از سوی تصمیم گیرندگان در سطح برنامه‌ریزی درسی رعایت شود به ترتیب زیر معرفی می گردند.
1-3-ج) تلفیق هنر و زیبایی شناسی با سایر دروس
قبلاً درباره جایگاه تلفیق در الگوی پیشنهادی مطالبی بیان گردید و یکی از موارد مناسب تلفیق در الگوی پیشنهادی تلفیق هنر با سایر حوزه های یادگیری است زیرا وقتی از تلفیق اهداف شناختی با اهداف عاطفی سخن گفته می شود تا به تعبیر مهرمحمدی(1390) شناخت توأم با احساس یا احساس توأم با شناخت فراهم آید نقش هنر در این نوع تلفیق روشن می گردد زیرا هنر با قابلیت هایی که دارد کارکرد ایجاد شناخت توأم با احساس یا احساس توأم با شناخت را به منصه ظهور می رساند. پژوهشهایی نیز نظیر شرفی(1390)، هیو ای حسین(2012) و کی بئوم(2005) نشان داده اند که هنر در تحقق اهداف سایر حوزه های یادگیری تأثیر مثبتی دارد. گاردنر(به نقل از شرفی،1390) از رویکرد تلفیقی آموزش هنر حمایت می کند. و وقتی گرایش به سوی برنامه‌های درسی چندرشته ای تداوم پیدا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره زیبایی شناسی، برنامه درسی، تعلیم و تربیت، دوره ابتدایی Next Entries پایان نامه رایگان درباره زیبایی شناسی، برنامه درسی، دوره ابتدایی، میراث فرهنگی