پایان نامه رایگان درباره برنامه درسی، زیبایی شناسی، نظام آموزشی، برنامه درسی ملی

دانلود پایان نامه ارشد

متوازن بودن برنامه درسی از منظر توجه به ابعاد وجودی یادگیرنده: انسان یک موجود چند بعدی است و وجود انسان متشکل از ابعاد شناختی، عاطفی، اجتماعی، زیباشناختی، جسمی و معنوی است از این رو لازم است برنامه درسی به تمام ابعاد نگاه متعادل و متوازنی داشته باشد تا نسبت به پرورش افراد متعادل امیدوار بود.
ب)متعادل و متوازن بودن برنامه درسی باتوجه به حیطه های مختلف یادگیری و عرصه ها و عناصر موردنظر برنامه درسی ملی: یادگیری دارای ابعاد و حیطه هایی است که به طور معمول از سه حیطه شناختی، عاطفی و مهارتی یاد می شود عناصر برنامه درسی نیز معمولاً براساس حیطه های سه گانه تعریف و تعقیب می شوند. در الگوی هدف گذاری برنامه درسی ملی جمهوری اسلامی ایران به جای حیطه ها، عرصه ها و عناصر مطرح شده است در عرصه ها ارتباط با خدا، خود، خلق و خلقت و در عناصر تفکر و تعقل، باور و ایمان، اخلاق، علم وعمل منظور شده است. حال وقتی ابعادی برای یادگیری و اهداف برنامه درسی مطرح می شود می توان تعادل و توازن را به عنوان یکی از اصول برنامه درسی در نظر گرفت تا برنامه درسی در کنار توجه متعادل به ابعاد وجودی یادگیرنده به عرصه ها و عناصر مذکور نیز چنین نگاهی داشته باشد.
وقتی تعادل به عنوان یکی از اصول برنامه درسی مورد پذیرش قرار می گیرد در عناصر برنامه درسی خود را نمایان خواهد ساخت. نظر به اهمیتی که هدف و محتوا دارند این اصل در این دو عنصر متعاقباً بحث خواهد شد اما علاوه بر آنها در سایر عناصر برنامه درسی نیز باید بدان توجه نمود وقتی در گروه بندی می توان از انواع شیوه های گروه بندی شاگردان استفاده نمود یا از تدریس فردی و گروهی یاد کرد باید تعادل و توازن را در اعضای گروهها و میزان بکارگیری شیوه های گوناگون گروه بندی و غیره به کاربست. در زمان می توان بین زمان داخل کلاس و خارج از کلاس درس و همچنین میزان زمان منظور شده در برنامه هفتگی برای حوزه های یادگیری تعادل و توازن را برقرار ساخت در مواد و منابع بین مواد و منابع نوشتاری، واقعی و مجازی می توان این اصل را پیاده نمود. در عنصر مکان تعادل و توازن در تخصیص فضا به حوزه های مختلف یادگیری، فعالیتهای یادگیری، چیدمان و آرایش فضا نیز این اصل قابل طرح و اجراست. در ارزشیابی پیشرفت تحصیلی تعادل و توازن می تواند بین شیوه ها و رویکردهای گوناگون ارزشیابی، ابزار های ارزشیابی و غیره رعایت شوند. در فعالیتهای یادگیری معلم می تواند با طراحی آموزشی خود نسبت به اجرای محتوای متعادل و متوازن در راستای اهداف متعادل و متوازن گام بردارد یا تعادل و توازنی که بین انواع روشهای تدریس(فردی،گروهی، مستقیم، غیرمستقیم و غیره) می تواند برقرار نماید. البته منظور از تعادل میزان استفاده برابر از آنها نیست بلکه به فراخور شرائط و مختصات حوزه یادگیری و دانش آموزان و محیط می توان توازن و تعادل را برقرار نمود.

ج)ارکان الگوی پیشنهادی
ارکان برنامه درسی از ترکیب دو بُعد سطوح برنامه درسی و عناصر برنامه درسی شناسایی و تدوین می شود در هر سطح برای هر عنصر برنامه درسی تصمیم گیری می شود و حاصل این تصمیمات دستاوردی است که آن را می توان رکن برنامه درسی نامید(صفرنواده،1390). در الگو پیشنهادی نیز سعی شده است ارکان آن تبیین گردد اما قبل از تبیین و تشریح ارکان الگو به توضیح سطوح و عناصر برنامه درسی می پردازیم.
سطوح برنامه درسی86
سطوح برنامه درسی یکی از موضوعات بحث برانگیز در رشته مطالعات برنامه درسی است و در برشماری تعداد سطوح برنامه درسی میان متخصصان برنامه درسی اختلاف نظر وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می گردد.
گودلد و سو87 از چهار سطح اجتماعی، نهادی، آموزشی و تجربی سخن می گویند. کلاین7 سطح آرمانی، اجتماعی، رسمی، نهادی، آموزشی، اجرایی، و تجربی را به عنوان سطوح برنامه درسی معرفی می‌نماید. اما به نظر می رسد سطوح برنامه درسی را با توجه به نظام برنامه‌ریزی درسی هر کشور باید مطالعه کرد. از این رو برای نظام آموزشی ایران شاید بتوان سطوح برنامه‌ریزی درسی زیر را برشمرد(موسی پور،1391).
1-1)سطح سیاستگذاری برنامه درسی88
در این سطح تصمیمات کلان و کلی، تبیین وضع برنامه درسی در خصوص برنامه‌های دیگر، میزان تمرکز گرایی و تمرکززدایی، مباحث آکادمیک، فرهنگی، اجتماعی و غیره صورت می پذیرد. به عبارت دیگر ساختار نظام تحصیلات، آرمانها و اهداف کلی،منابع و مبانی اصلی، جهت گیری های کلان، نوع روش آموزش(واقعی، مجازی،همگانی ،خاص و غیره) و چگونگی ارزشیابی جامع برنامه درسی برای کل نظام آموزشی دوره های تحصیلی تعیین می گردد. لذا در نظام آموزشی ایران تصمیمات مربوط به آموزش و پرورش که فراتر از گروه های برنامه‌ریزی درسیِ معاونت پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی کشور اتخاذ می شود در سطح سیاستگذاری انجام می شود و ماحصل آن تصمیمات، اسناد تحول آموزش و پرورش و سند برنامه درسی ملی است.
2-1) سطح برنامه‌ریزی درسی89
در سطح دوم به طور معمول مباحثی نظیر مراحل برنامه‌ریزی درسی، تعیین اهداف کلی و عملکردی هر حوزه یادگیری،سازماندهی دروس، انتخاب و آماده سازی مؤلفه تدریس و بقیه عناصر برنامه درسی مطرح می گردد و برنامه درسی به عنوان راهنمای عمل تعریف، تبیین و تولید می شود و اینکه تصمیمات اتخاذ شده در سطح سیاستگذاری وارد حوزه های درسی و یادگیری می شود که در نظام آموزشی ایران کارشناسان برنامه‌ریزی درسی که در قالب گروه های درسی در معاونت پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی کشور فعالیت می نمایند به این سطح از برنامه‌ریزی درسی مشغول هستند و برنامه‌های درسی حوزه های یادگیری را تدوین می نمایند.
3-1) سطح برنامه‌ریزی در سطح درس90
این سطح نوعی برنامه درسی اجرائی و سازگاری با واقعیت های تربیتی است البته محور اصلی همان تصمیمات سطح دوم و برنامه‌ریزی درسی است اما برای سازگاری با موقعیت های اجرایی اتفاق می افتد و در واقع کاری است که معلم انجام می دهد. به عبارت دیگر برنامه‌ریزی درسی یک درس برای اجرا، برنامه‌ریزی اجرایی یک واحد محتوایی از برنامه درسی و برنامه‌ریزی تدریس می باشد و برنامه‌ریزی معلم برای تدریس حوزه های یادگیری بازتولید برنامه درسی است(موسی پور،1391).
عناصر برنامه درسی91
در طراحی برنامه درسی همواره این پرسش مطرح است که برنامه درسی از چه مؤلفه ها و عناصری تشکیل شده است؟ وقتی عناصر برنامه درسی تعیین می گردد نوع فعالیت هایی که تیم برنامه‌ریزی درسی لازم است دنبال نمایند به نوعی تعیین می گردد. برای پرسش فوق نیز همچون سطوح برنامه درسی پاسخ های متعددی وجود دارد؟ تایلر با 4 پرسش، هدف، تجارب یادگیری، سازماندهی تجارب یادگیری و ارزشیابی را عناصر برنامه درسی می داند. آیزنر(به نقل از فتحی واجارگاه،1388) 6 عنصر هدف، محتوا، سازماندهی محتوا، انواع فرصت های یادگیری، روش ارائه و ارزشیابی را مؤلفه های یک برنامه درسی ذکر می‌نماید. کلاین از 9 عنصر و بالاخره اگر92 با افزودن عنصر منطق به عناصر الگوی کلاین 10 عنصر مطابق جدول(19-4) معرفی می‌نماید:

جدول(19-4): عناصر و پرسشهای جهت دهنده الگوی اگر
عناصر برنامه درسی
پرسشهای جهت دهنده
منطق
چرا آنها یاد می گیرند؟
هدف
در جهت چه اهدافی آنها یاد می گیرند؟
محتوا
چه چیزی آنها یاد می گیرند؟
فعالیتهای یادگیری
چگونه آنها یاد می گیرند؟
معلم
چگونه معلم یادگیری آنها را تسهیل می‌نماید؟
مواد و منابع
با چه چیزی آنها یاد می گیرند؟
مکان
کجا می آموزند؟
زمان
چه زمانی یاد می گیرند؟
گروه بندی
با چه کسی آنها می آموزند؟
ارزشیابی
چگونه پیشرفت آنها در یادگیری ارزیابی می شود؟
با عنایت به اینکه کامل ترین و در عین حال کاربردی ترین برداشت از عناصر برنامه درسی که می تواند به عنوان الگوی زیر بنا در برنامه‌ریزی درسی مورد استفاده قرار گیرد الگوی تار عنکبوتی اکر است(فتحی واجارگاه،1388،ص134). از این رو در الگوی پیشنهادی حاضر نیز 10 عنصر مورد نظر اگر مدنظر قرار داده‌شده که به مختصات آنها در الگوی پیشنهادی یعنی برنامه درسی دوره ابتدایی مبتنی بر هنر و زیبایی شناسی پرداخته شده است.
همانطور که ذکر شد دو بُعد سطوح برنامه‌ریزی درسی و عناصر برنامه درسی ارکان برنامه درسی را تشکیل می دهند از این جهت ارکان الگوی پیشنهادی به شرح جدول(20-4) می باشد.
جدول(20-4)ارکان الگوی پیشنهادی برنامه درسی

سطح عناصر
منطق
هدف
محتوا
فعالیتهای یادگیری
معلم
مواد و منابع
گروه بندی
مکان
زمان
ارزشیابی
سیاستگذاری

برنامه‌ریزی درسی

برنامه‌ریزی درس

با عنایت به هدف پژوهش که ارائه الگو برای برنامه درسی دوره ابتدایی است برنامه درسی یک دوره تحصیلی بیشتر به سطح سیاستگذاری برنامه درسی مربوط می شود. مؤلفه های زیبایی شناسی و هنر که برای این الگو ارائه می شود ممکن است بیشتر به سطح سیاستگذاری مربوط باشد اما ماهیت برخی مولفه های استنتاج شده از اطلاعات گردآوری شده به گونه ای است که می توان در سایر سطوح برنامه ریزی درسی از آن ها استفاده کرد به عبارت دیگر برخی مولفه ها را می توان به سایر سطوح یعنی برنامه‌ریزی درسی حوزه های یادگیری و برنامه‌ریزی درسی در سطح درس اختصاص داد هر چند برخی از مؤلفه ها در هر سه سطح قابل اجرا می باشد و تفکیک بین آنها به صورت قطعی امکان پذیر نیست. از سوی دیگر مبانی مؤلفه های زیبایی شناسی و هنر که در ادامه به تفکیک عناصر خواهد آمد قبلاً در بخشهای مربوط به ادبیات مطالعات برنامه درسی، دیدگاههای صاحبنظران و همچنین مبانی و اصول الگوی پیشنهادی تبیین شده است لذا استدلالهای مربوط به آنها به اختصار بیان شده است.
1-ج)منطق
اکر منطق را عنصر بنیادی می داند که 9 عنصر دیگر نسبت با آن معنا می یابند. علیرغم اینکه منطق به عنوان عنصر مستقل مطرح می گردد ولی می توان آن را وجهی از عناصر دیگر نیز دانست زیرا منطق به چرایی برنامه درسی می پردازد(فتحی واجارگاه،1388). اکر و دیگران(2010) بیان می کنند منطق به همه اصول توجه دارد و هسته مرکزی برنامه است که به عنوان عنصر جهت دهنده عمل می‌نماید و 9 عنصر دیگر در حالت ایده آل با منطق ارتباط پیدا می کنند و در حالت بهتر با هر کدام از آنها ترکیب شده است. آنها در ادامه می گویند پاسخ به سؤالات زیر معمولاً منطق برنامه درسی را تشکیل می دهند:
دانش:میراث فرهنگی و علمی که به نظر می رسد برای یادگیری و برنامه‌ریزی آینده ضروری است چیست؟
جامعه: چه مسائل و موضوعاتی از منظر نیازها و گرایش های اجتماعی برای گنجاندن در برنامه درسی ضروری محسوب می شوند؟
یادگیرنده:کدام عناصر برای یادگیری و پیشرفت دانش آموز از منظر نیازهای فردی، تربیتی و علائق خود یادگیرندگان ضروری هستند؟
واضح است این سؤالات ضرورت و چرایی گنجاندن مسائل و موضوعات گوناگون در برنامه درسی را بیان می کنند و این سه سوال به سه مبانی سنتی برنامه درسی اشاره دارد. حال که مبانی برنامه درسی گسترش پیدا کرده می توان گفت که منطق برنامه درسی بر اساس مبانی تعیین شده شکل می گیرد. به عبارت دیگر منطق برنامه درسی برخاسته از آن مبانی است که برای آن برنامه درسی تعیین گردیده است
در الگوی پیشنهادی زیبایی شناسی و هنر به عنوان مبانی انتخاب شده است لذا منطق آن نیز براساس زیبایی شناسی و هنر است که می توان به مختصات زیر اشاره نمود:
1-1-ج)شباهت تربیت و برنامه درسی با هنر
همانطور که قبلاً نیز ذکر شده است وجهی از تربیت، تدریس و برنامه درسی هنر می باشد و اجرای بهینه استراتژی ها و راهبردهای تعلیم و تربیت، برنامه‌ریزی درسی و تدریس به هنر عاملان آنها بستگی دارد و هنر این کارگزاران در کنار دانش پداگوژیکی و تخصصی آنها بر اجرای فرایندهای مذکور تأثیرگذار است و به عنوان یک اساس و پایه در این راستا عمل می‌نماید. به لحاظ شباهت هایی که والانس(1388) برای برنامه درسی و هنر بر می شمارد برنامه درسی نیز به عنوان یک محصول هنری مطرح می گردد و قرار دادن زیبایی شناسی و هنر به عنوان یک مبنا برای برنامه درسی ضروری به نظر می رسد تا شرایط را

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره برنامه درسی، زیبایی شناسی، انعطاف پذیری، تعلیم و تربیت Next Entries پایان نامه رایگان درباره زیبایی شناسی، برنامه درسی، تعلیم و تربیت، دوره ابتدایی