پایان نامه رایگان درباره برنامه درسی، انتقال معنا، علوم اجتماعی، زندگی روزمره

دانلود پایان نامه ارشد

بپردازیم تا فرصتی فراهم نماییم که بتوان در آن فرصت از تفاوتهای فردی به عنوان یک سرمایه تربیتی بهره برد. از این منظر با الهام از عالم هنر،می توان محتوا را در قالبها و اشکال مختلف بازنمایی ارائه نمود.
– تلفیق هنر با سایر دروس
از مقوله هایی که دیویی را آزار می داد تفکر دوآلیستی بود از این رو وی تنفر و بیزاری خویش را از شکاف بین هنر و زندگی روزمره مطرح کرد از این رو اگر حضور در مدرسه و کلاس درس یا به عبارت دیگر حضور در موقعیت های تربیتی را بخشی از زندگی بدانیم هنر می تواند در این زندگی تحصیلی حضور پیدا کند و باعث اثربخشی برنامه‌ها و فعالیتهای تربیتی گردد. اسمیت (2008) بیان نمود که رویکرد تلفیقی، تدریس هنر را تقویت می کند و هنر نقش مهمی در برنامه‌های تلفیقی بازی می کند. آیزنر(2005) می گوید این امر علاوه بر توجه به هنر باعث بهره مندی معلمان و دانش آموزان از قابلیتهای هنر در تدریس و یادگیری سایر دروس نیز می شود.
کروس57(1966) در زمینه نحوه حضور و تلفیق هنر در سایر دروس می گوید معلمان علوم رسم ها و نمودارهای زیادی در مورد موضوع تدریس ارائه می دهند و تعدادی از فعالیتهای هنری نیز با انواع ابرها، قورباغه ها، چرخه ها، سلولها، نقاشی برگ و غیره دارند یا استفاده از خط، تقارن و غیره هنر را با ریاضی مرتبط می سازد. اسمیت (1971) اشاره می کند که هنر در علوم اجتماعی به شکل موضوعاتی مانند فرهنگ موسیقی و داستانهای یک کشور، در ادبیات به شکل شعر، در تربیت بدنی به شکل الگوهای حرکتی، در علوم به شکل ارائه مباحث علمی از طریق برنامه هنری و در ریاضی از طریق ترسیم و طراحی شکلها می تواند بروز پیدا کند و قالب های محتوایی ارائه نماید.
– ارتقاء جایگاه هنر در برنامه درسی به عنوان یک حوزه یادگیری مهم
ارسطو(به نقل از کویچ،1389ب) می گوید هنر به حصول تعالی ترین هدف انسان که خوشبختی است یاری می رساند. این سخن اهمیت بنیادی هنر را در اساسی ترین هدف تربیت یعنی سعادت بشری نشان می دهد که یکی از لوازم آن اقدام در جهت جلوگیری از به حاشیه راندن درس هنر در مدارس می باشد.
فروبل(به نقل از رضای الهی،1354،ص206) می گوید هنر بهترین نمایش دهنده روان انسان بوده و اطفال را تربیت نموده و همچنین استعداد اطفال بوسیله هنر به خوبی نمایش داده می شود. آیزنر(2005) بیان می کند آموزش هنرها موجب پرورش ادراک حسی، توسعه بصیرت و پرورش تخیل می شود این مهارتها و آمادگی ها نقش محوری در خواندن و نوشتن دارند بدون آنها مشکل به نظر می رسد کودکان بنویسند نه به این دلیل که نمی توانند املاء و هجی کنند بلکه آنها چیزی برای گفتن ندارند.
وی باز تأکید می کند هنرها بایستی به خاطر فواید تربیتی خاص و متمایزشان در اولویت قرار گیرند کمک های اصلی هنرها در تربیت مربوط به نتایج منحصر به فرد خود هنرهاست تولید قالب های گوناگون معنایی، انواع تفکر و تجارب زیباشناختی از قبیل این نتایج هستند(همان منبع).
– توجه به توانایی افراد ازنظر رشد زیباشناختی جهت گنجاندن تصاویر در محتوا
یکی از قالب ها و ابزاری که برنامه ریزان درسی برای انتقال مفاهیم و سهولت یادگیری از آن در محتوا استفاده می نمایند تصویر می باشد. در این خصوص ذکر این نکته ضروری است که افراد مراحل مختلفی را ازنظر رشد زیباشناختی پشت سر می گذارند که مطابق بررسی های انجام گرفته مانند پژوهش رشید و دیگران(1387) می توان به مراحل زیر اشاره نمود:
1- عینی گرایی(در دوره های سنی7تا9، 9تا11 و 11 تا 13 سال)
2- داستان سرایی، عاطفه گرایی(در دوره سنی 13 تا 15 سال):
3- ارزیابی، نمادگرایی(در دوره سنی 15 تا 17 سال)
از سوی دیگر لون فلد58(به نقل از آیزنر،1977) مراحل رشد هنری کودکان را شامل مراحل زیر می داند 1- خط خطی کردن(4-2 سالگی) 2- پیش طرحی59 (7-4سالگی) 3- مرحله طرح کشیدن (9-7 سالگی) 4- سن گروهی(11-9 سالگی) 5- مرحله استدلال(13-11 سالگی) 6- بحران (نوجوانی)
فارابی نیز می گوید هر چه قدر نسبت بین قوه اندریافت(قوه مدرکه) و اندریافته (موضوع ادراک شده) نزدیک تر باشد لذت زیباشناختی حاصل از آن نیز بیشتر است(نصر،1389).
فرض مبنایی این طبقه بندی، طبیعی بودن این مراحل است و در آموزش به هنگام استفاده ازهنر باید بدان توجه نمود. همچنین مطالعات نشان داده است انواع شکل هایی که کودکان توانایی تولید آنها را دارند با سن آنان مرتبط است مثلاً تصویر انسان عمومی ترین موضوع طراحی در سن دبستان است یا در سالهای اولیه ابتدایی کودکان گرایش دارند بر قالب ها و فرم ها به جای زمینه متمرکز شوند و همچنین ترجیح می دهند چیزهایی طراحی کنند که معمولاً بدون ابهام بوده و با سطح توانایی آنان مناسب است(آیزنر،1977).
توجه به تفاوت درک و توانایی افراد در مراحل مختلف رشد به نظر می رسد می تواند هنگام انتخاب و درج تصاویر در محتو،ا یکی از ملاکهای گزینش محتوا برای برنامه ریزان درسی باشد.
– برقراری شباهت بین پدیده های مختلف به ظاهر ناهمخوان در محتوا
کارهای هنری چیزی را براساس صدا، تصویر یا قالب دیگر طوری بیان می کنند که ظرفیتی فوق العاده برای آشکارسازی شباهت بین پدیده هایی که به ظاهر ناهمخوان هستند فراهم می سازد و این عمل نیز تفکر تفسیری را پدید می آورد(آیزنر،2002). نظر به این ظرفیت هنر، می توان در انتخاب و ارائه محتوا شباهتها و استعاره هایی بین مسائل ناآشنا و آشنا برقرار ساخت تا ضمن سهولت یادگیری مسائل ناآشنا، سواد تفسیری را نیز در دانش آموزان تقویت نمود و علاوه بر آن خلاقیت آنان را با درخواست از آنان نسبت به برقراری چنین شباهتها و استعاره ها تقویت نمود.
– استفاده از احادیت و دعاهای هنری در محتوای برنامه درسی
مقصود از حدیث هنری حدیثی است که ساختار آن به جای بیان مستقیم و بلاواسطه بر عنصر تصویر متکی است. اضافه شدن عنصر تصویر به احادیث باعث تفکر و تأمل مخاطب و از سوی دیگر به درک ساده تر حدیث منجر می گردد برای مثال در حدیثی آمده است«قناعت ثروتی است پایان ناپذیر». روشن است که قناعت یک ویژگی روانی است و توضیح آن شرح مفصلی را ایجاب می کند اما امام علی (ع) به ترسیم یک تصویر کفایت کرده است. که عبارت است از مال پایان ناپذیر و پس از آن خواننده را رها کرده تا خود از طریق یادآوری پدیده مال پایان ناپذیر و تأمل در آن به اهمیت قناعت پی ببرد(بستانی،1371).
در حدیث دیگر آمده است:
«مثل دنیا مثل آب دریاست که تشنه هر چه از آن بنوشد بر تشنگی او بیفزاید تا آنکه او را از بین ببرد».
این توجیه به جای آن که بگوید دنیا صاحب خویش را به نابودی می کشاند به عنصر تصویر متوسل شده است و از مثل یک پدیده حسی در تجربیات روزانه استفاده و نتیجه را به خواننده واگذار نموده که او را به تأمل درباره دنیا خواهی و عاقبت آن وا می دارد(همان منبع،304).
در مورد دعا نیز می توان گفت که دعا ناشی از توجه عواطف به سوی خداوند است. دعا به خاطر داشتن ساختار هندسی دارای عنصر موسیقی است به همین سبب دعا را علاوه بر خواندن معمولی می توان تلاوت نمود و تلاوت موسیقی و آهنگ خاصی را می طلبد که با واحدهای صوتی دعا که در سجع یا عبارات متجانس شکل گرفته تناسب داشته باشد(همان منبع).
متون دعاهای اسلامی از زیباترین متون ادبی و هنری و عالی ترین هنر در زبان و همچنین بهترین نمونه بکارگیری فصاحت و بلاغت است (مطهری، به نقل از تاجدینی ،1369،ص18).از این رو دعا هایی که دارای ساختار هندسی مناسب هستند به همراه مفاهیم به ژرفای ضمیر انسان نفوذ می کنند و فرایندهای روانی را مورد توجه قرار می دهند و از این جهت می توانند در ارائه محتوا مفید واقع شده و عواطف آدمی را به سوی خالق آدمی رهنمود سازند.
– استفاده از قصه، داستان و شعر در محتوا
داستان و شعر از قالبهای بیان هستند و این قالب ها در هنر جایگاه ویژه ای دارند برای مثال یکی از ارمغان های هنری قرآن قصه ها و داستانها می باشد که پند، عبرت و حکمتها را به خردمندان ارائه می کند.
ایتون(به نقل از اسمیت،2008) می گوید کیفیت ها و ویژگی های زیباشناختی و اخلاقی به هم پیچیده هستند و این کیفیتها در کارهای ادبی اتفاق می افتد.

– در مورد انواع دانستن(درون،چگونگی،دربارۀ و چرا) محتوا انتخاب و سازماندهی گردد.
در معرفت زیباشناسانه چهار نوع دانستن و معرفت زیر مطرح می گردد:
1. دانستن درون:ترکیب خاصی از درگیر شدن فرد با کیفیت های منحصر به فرد یک اثر هنری
2. دانستن چگونگی: چگونگی استفاده از قوه تحلیل شکل گیری معنا و چگونگی هنرمند شدن
3. دانستن دربارۀ: درک مفاهیمی که به دو نوع دانستن قبلی کمک می کند. در واقع یک نوع سطح آگاهی است.
4. دانستن چرا:چرا یک پدیده بوجود آمده است در واقع یک ساختار ارزشی در اختیار فرد قرار می دهد که در چارچوب آن انواع دیگر دانستن به دست می آید.
به طور کلی دو نوع دانستن اولی به عنوان غایات زیباشناختی و دو نوع بعدی حکم ابزار را دارند(مهرمحمدی،1383).
در برنامه درسی ملهم از عالم هنر می توان برای دانش آموزان محتواهایی راجع به انواع دانستن چهارگانه گنجاند تا آنها نه با دانشهای جزئی و پاره ای بلکه با کل آن آشنا شوند و به یکپارچگی که مناسب با ویژگی انسان و جهان واقعی است برسند.
– توجه بر تعامل بین فرم و محتوا
در عالم هنر فرم و محتوا از همدیگر غیرقابل تفکیک بوده و برای انتقال معنا به هر دوی آنها توجه می شود اما در حوزه های دیگر اغلب بین این دو تمایز وجود دارد و تعامل میان آنها مورد توجه قرار نمی گیرد. این ویژگی در برنامه درسی سبب می شود برنامه ریزان در انتخاب قالب برای انتقال معنا و محتوا به نتیجه تعامل آن دو یعنی حسی که در مخاطب در نتیجه این تعامل به وجود می آید باید توجه نمایند(مهرمحمدی،1389). قبلاً نیز بیان کردیم یکی از درسهایی که تعلیم و تربیت می تواند از هنر بیاموزد جداناپذیر بودن قالب و روش از محتوا بوده و روش بیان چیزی معنای آن چیز را تشکیل می دهد(آیزنر،2002،ص197).
– توجه به علاقه های زیباشناختی و هنری مناسب یادگیرندگان
مسئله ادراک اثر هنری همواره مسئله مهم در فلسفه هنر بوده است. افلاطون بخاطر تأثیر اثر هنری شعر و هنر را از آرمانشهر تبعید کرد و ارسطو بحث کاتارسیس را مطرح نمود لذا هر دو بر تأثیر اثر هنری بر مخاطب تأکید داشتند حتی سارتر دیگر فیلسوفی که نیت مولف را مهم می داند بیان می کند صاحب اثر می خواهد اثرش را در معرض تماشا قرار دهد. این عبارت نشان از توجه سارتر به نسبت بین اثر و مخاطب است در واقع بر اثر ادراک سارتر اثر هنری وجود ندارد مگر اینکه نگریسته شود. آیزر بیان کرده که متن مرده است و مخاطب آن را زنده می کند(احمدی،1384). از طرف دیگر زیبایی وابسته به دو قطب درون ذات و برون ذات هستی است و نظر فلاسفه اسلامی نیز چنین است و بیان می کنند زیبایی امری دو قطبی است درون ذاتی و برون ذاتی. وایتهد(1371،ص678) می گوید« زیبایی هم شامل قطب عینی است که عبارت از هماهنگی واحدهایی که یک مجموعه زیبا را تشکیل داده اند و هم شامل قطب ذهنی تماشاگر که عبارت از داشتن کمالی به نام استعداد زیباجویی و زیبایی است می باشد». براین اساس چون دیدگاه و نظر انسان در دریافت زیبایی تأثیر می گذارد و ایجاد تجربیات زیباشناختی لذت بخش برای هر مرحله و شرایط سنی متفاوت است(نوروری و متقی،1388). لذا جهت فهم و هدایت مخاطبان به سوی زیبایی های والا، شناخت علاقه های زیباشناختی آنان ضروری است. بر این اساس مطالعه یافته های تحقیقاتی در زمینه علاقه ها و سطح فهم زیباشناختی و رعایت آنها در انتخاب و بکارگیری قالب های زیباشناختی برای ارائه محتوا لازم است از سوی تیم برنامه‌ریزی درسی صورت بگیرد.
– در نظر گرفتن محتوایی در خصوص اتصال و ارتباط زیبایی ها با جمال خداوند در همه دروس
مطهری می گویند« اساساً ما باید به یک حقیقت و زیبای مطلق معقول و معنوی به نام خدا قائل باشیم تا زیبایی های معنوی دیگر را درک کنیم یعنی فعل موقعی زیباست که پرتویی از نور خدا در آن باشد»(تاجدینی،1369،ص79). از این رو فهم زیبایی ها به عنوان نمودهایی از جمال الهی و زیبایی مطلق خداوند

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره زیبایی شناسی، برنامه درسی، دوره ابتدایی، انعطاف پذیری Next Entries پایان نامه رایگان درباره برنامه درسی، محیط تربیتی، تعلیم و تربیت، دوره ابتدایی