پایان نامه رایگان درباره باورهای ارتباطی، سازگاری زناشویی، باورهای غیرمنطقی، ناسازگاری

دانلود پایان نامه ارشد

کننده حالات ذاتی و تصمیمگیری های ما هستند. البته همه این باورها ناکارآمد نیستند. مثلاً اعتقاد به اینکه «من هم حق اشتباه دارم» خیلی از مواقع می تواند به بهداشت روانی ما کمک زیادی کند.
با ارتباط درست می توان پیوندهای بین فردی را افزایش داد، امکان اتخاذ تصمیم درست تر را فراهم نمود، نگرش ها وباورهای طرف مقابل را در جهت رسیدن به همدلی بیشتر هدایت کرد و تغییرات و دگرگونی ها را توجیه نمود. عواملی وجود دارد که می توانند اثر بخشی یک ارتباط را تضعیف کرده و موجب عدم درک درست پیام فرستاده شده یا به عبارتی رمزگشایی صحیح آن شوند که به عنوان نمونه می توان به باورهای غلط، پیش داوری ونگرش های منفی اشاره نمود. هم چنین هر چه حوزه های شناختی دو عنصر ارتباط، یعنی گیرنده و فرستنده، از یکدیگر دورتر باشد اثر بخشی ارتباط کمتر خواهد بود.
اگر چه در توضیح و تبیین علل مشکلات ارتباطی دیدگاه های متفاوتی ارائه شده است اما در این زمینه موضع رویکرد شناختی از جایگاه برجسته ای برخوردار است از این دیدگاه احساسات و رفتارهای آشفته صرفاً معلول رفتار غلط یکی از زوجین و یا حتی مشکلات و گرفتاری های زندگی نیست بلکه بخش عمده ای از آن می تواند به دلیل باورها ونگرش هایی باشد که یکی یا هر دوی آنها در مورد رفتارها و یا دشواری های زندگی دارند.
اهمیت و نقش کلیدی الگوها و باورهای ارتباطی در شکل دادن و تعیین کیفیت روابط زوجین از یک سو، و این واقعیت که الگوهای ارتباط و باورهای ارتباطی آموختنی بوده و بنابراین می توان آن ها را تغییرداد، از سوی دیگر، به سازمان دهی تلاش های گسترده ی تحقیقاتی با هدف اجرای طراحی و ابداع روش های تغییر در الگوها و باورهای ارتباطی زوجین منجر شده است (حیدری،1381).
باورهای ارتباطی و زندگی زناشویی
ارتباط، در حل ناسازگارى ‏هاى بين فردى ارزش‏مند است.همچنين از آنجا كه حمايت اجتماعى، نوعى رفتار كلامى است كه در آن، فرد با دلدارى دادن، تشويق، اطمينان‏آفرينى و مراقبت و كمك كردن، به نيازهاى ديگران پاسخ مى‏گويد و از سويى، حمايت اجتماعى، سبب افزايش رضايت زناشويى مى‏شود، پس مى‏توان گفت مهارت‏هاى ارتباطى با تقويت ابراز حمايت‏هاى اجتماعى نيز، مى‏تواند در افزايش رضايت زناشويى تأثیرگذار باشد.نیاز به ارتباط و تعامل با همنوعان،نیازی قدرتمند و جهان شمول در میان انسان ها است.انسان ها نیاز دارند که رابطه با همنوعان خود را شروع کرده و ان را رشد دهند.ارتباط با دیگران اساس شکل گیری احساس هویت است.در صورتی که انسان ها قادر نباشند ارتباطی با معنا با دیگران برقرار کنند،احساس تنهایی،ناشادی و افسردگی در آنها ایجاد خواهد شد(هارجی و دیکسون48 ،2004؛ به نقل از هاشمی گل مهر،1390).
هریک از زوج ها در هنگام ورود به رابطه ی زوجی دارای باورهای ارتباطی هستند که هریک از این باورها ممکن است منطقی و یا غیرمنطقی باشند. از دیدگاه عقلانی ِعاطفی الیس نیز علت اکثر مسایل رفتاری و تعارضات بین فردی از جمله تعارض زناشویی، با باورهای غیرمنطقی فرد در ارتباط است(الیس،1998).
باور ارتباطی عقیده یا ذهنیتی است که زن و شوهر نسبت به ارتباط زناشویی خود دارند و آن را به عنوان واقعیت پذیرفته اند (آیدلسون و اپشتاین، 1992).
مولر، اپشتاین و شر49 (2001) براساس بررسی های نظری و تجربی خود به فرایندهای شناختی مرتبط با رضایتمندی و تعارض در زندگی زناشویی اشاره می کنند که دو نوع فرایند شناختی مرتبط با بحث حاضر عبارتند از:
فرضیات و اصول: یعنی باورها و عقاید اساسی که هر فرد درباره ازدواج و روابط صمیمانه در ذهن خود دارد.
معیارها: یعنی باورها و عقاید زوجین در مورد ویژگی ها و رفتارهایی که هریک از زوجین فکر می کنند باید در همسر یا روابط بین آنها وجود داشته باشد (به نقل عبدالمحمدی، 1385).
در رابطه با اهمیت نوع ارتباط در روابط زناشویی کاهن50 (1970) شواهد روشنی را دریافت که زوج هاي راضی نسبت به زوج هاي ناراضی در رمزخوانی نشانه هاي غیرکلامی یکدیگر توانایی بهتري داشتند.جناردوز51 (1982)در همین زمینه و با استفاده از مقیاس ارتباط زناشویی مشاهده کرد زوج هایی که سازگاري زناشویی بالاتري دارند، آگاهی بیشتري دارند نسبت به سایر زوج هاي ناسازگاري که پیامشان فاقد وضوح و روشنی است (به نقل از میرخشتی،1375 ) .با ارتباط درست می توان پیوندهاي بین فردي را افزایش داد، امکان اتخاذ تصمیم درست تر را فراهم نمود، نگرش ها و باورهاي طرف مقابل را در جهت رسیدن به همدلی بیشتر هدایت کرد و تغییرات و دگرگونی ها را توجیه نمود. عواملی وجود دارند که می توانند اثر بخشی یک ارتباط را تضعیف کرده و موجب عدم درك درست پیام فرستاده شده یا به عبارتی رمزگشایی صحیح آن شوند که به عنوان نمونه می توان به باورهاي غلط، پیش داوري ها و نگرش هاي منفی اشاره نمود. همچنین هر چه حوزه هاي شناختی دو عنصر ارتباط، یعنی گیرنده و فرستنده، ازیکدیگر دورتر باشد اثر بخشی ارتباط کمتر خواهد بود (خلعتبری، 1388).
عناصر باور ارتباطی
اپشتاین و آیدلسون در سال (1998) نقش باورهای غیر واقعی را در انتظارات از درمان و استنباط افراد از مشکلات زناشویی و همین طور باورهای غیرمنطقی مربوط به خودشان را بررسی کردند. باورهای غیرمنطقی مربوط به روابط بخصوص سه باور مربوط به خویشتن، براساس نظریه الیس بنا شده است: این که لازم است دوست داشته شوی تا توسط دیگران پذیرفته شوی، هر فردی باید تمام کمال شایسته، با کفایت و موفق باشد، این وحشتناک است وقتی امور همانطور که فرد دوست دارد، نباشد. سه باوری که توسط درمانگران خانواده و زناشویی ذکر شدند عبارتند از : الف) مخالفت های بین همسران روابط ضعیف را نشان می دهد. ب) همسران باید قادر باشند، خلق و نیازهای دیگران را درک کنند گویی که آنها می توانند ذهنیت یکدیگررا بخوانند. پ)تغییرات مثبت در رابطه و اعضای رابطه غیرممکن است. نتایج پژوهش ها نشان داد که هیچ کدام از سه باور خویشتن ارتباط معناداری با انتظار بهبودی در درمان زناشویی ندارند و این مقیاس ها با سازگاری زناشویی ارتباط منفی داشتند. این باور که همسران نمی توانند تغییر کنند با ارزیابی پایین از روند درمان ارتباط داشت. همچنین تحلیل رگرسیون باورها نشان داد که سه باور مشخص شده پیش بینی کننده های قوی برای سازگاری منفی زناشویی هستند.(به نقل از شایسته،1386)
آیدلسون و اپشتاین (1998) با گسترش ارزیابی باورهای ارتباطی ناکارآمدی که در ارتباط سهیم هستند را مشخص کردند. این باورها عبارتنداز: تخریب کنندگی مخالفت، توقع ذهن خوانی، باور به عدم تغییرپذیری همسر، کمال گرایی جنسی و باور در مورد تفاوت های جنسیتی به نظر آیدلسون و اپشتاین چسبیدن به این باور که مخالفت تخریب کننده است احتمالاً به روش های حل مسأله نادرست یا جبری هدایت می کنند. باور توقع ذهن خوانی، اغلب باعث تعارض، ادراک نادرست و تشدید تعارض می شود. (به نقل از مومن زاده،1381)
باور غیرمنطقی و سازگاری زناشویی
مطالعات دیدگاه شناختی و ارتباطی در مسایل زناشویی و مطالعه عوامل مؤثر بر سازگاری زناشویی نشان داده است که شناخت، تفکرات و باورها نقش به سزایی در روابط زوجین ایفا می کنند. از دیدگاه نظریه عقلانی- عاطفی- رفتاری، ناسازگاری زناشویی علت وفاداری زوجین به یک یا چند اسطوره ارتباطی است که این اسطوره ها عموما مربوط به روابط زناشویی و عشق می باشند. اسطوره ها باور همگانی بوده که باعث می شوند زوجین انتظارات خود را از یکدیگر بالا برده و با دنبال کردن این اسطوره ها در روابط خود احساس نارضایتی کنند. اگر این اسطوره ها تبدیل به الزام و اجبار گردد (باور غیرمنطقی) آنگاه ناسازگاری زناشویی بروز می کند (درایدن ، 2003).
پژوهش های متعددی تأثیر مخرب این باورها را بر روی ارتباطات زناشویی نشان دادند. این باورهای غیرمنطقی به صورت اگاهانه در زوجین وجود دارند و همسران از تاثیرات منفی ان ها در افزایش ناسازگاری زناشویی خود آگاهی ندارد. از آنجا که تفکر و باور سالم یکی از مؤلفه های مهم ارتباط کارآمد زناشویی است و تاکید درمانگران بر این مسئله که برای کمک به زوجین ناسازگار می توان با تکنیک های شناختی به شناسایی این باورهای ناکارآمد و همچنین رشد ارتباط مؤثر زناشویی پرداخت (باکوم52 ،2002). لذا با ایجاد بینش وسیع تر نسبت به این موضوع برای زوجین در قشری از جامعه، می توان رضایت زناشویی را افزایش داد. اگرچه تاکنون پژوهش های متعددی پیرامون این مسأله انجام شده است، اما پژوهش حاضر درصدد بود تا مفروضه های مطرح شده در زمینه باورهای غیرمنطقی ارتباطی را در جامعه ای شاغل،فرهنگی و اداری تحصیلی بررسی کند که ناسازگاری زناشویی به صورت نهفته در آن ها وجود دارد (به نقل از منصور و عبدالمحمدی، 1387).
نظریه های باورهای ارتباطی
نظریه اپشتاین و ایدلسون
باورهای ارتباطی غیر منطقی از نظر اپشتاین و ایدلسون
1- باورهای به تخریب کنندگی مخالفت53: به معنای نپذیرفتن، ناراحتی و تفسیر منفی اختلاف نظرهاست.
2- باور به تغییر ناپذیری همسر54: اعتقاد نداشتن توانایی همسر در تغییر رفتار ها و تکرار شدن آنها در آینده است.
3- توقع ذهن خوانی55: انتظار اینکه بدون نیاز به گفتن و اظهار نظر کردن، فرد باید احساسات، افکار ونیازهای همسر خود را بداند.
4- کمال گرایی جنسی56: انتظار از همسر در ایجاد در رابطه جنسی تام و تمام در همه موقعیت ها بدون توجه به وضعیت او.
5- باور درباره تفاوت های جنسیتی57: نداشتن درک صحیح از تفاوت های شناختی و فیزیولوژیکی زن و مرد، به صورت انتظار یکسان داشتن، یا تفاوت های مادرزادی را علت اختلاف دانستن می باشد.
باور تخریب کننده مخالفت
ریشه این باور به باورهای وحشتناکی، ناشکیبایی(ناکامی) و تأیید دیگران که توسط الیس مطرح شده برمی گرد. در توصیف باور وحشتناکی، الیس(1989) می نویسد زوجین به طور غیرمنطقی خود را متقاعد کرده اند که نمی توانند مشکلاتی را که در روابط تجربه یا پیش بینی می کنند، تحمل کنند.ریشه این ترس از این اعتفاد ناشی می شود که در احساسات نامطلوب واقعاً غیرقابل تحمل است و اینکه نباید چنین احساساتی وجود داشته باشند و زوجین با این حکم که رابطه باید آرام و بدون مشکل باشد،دچار مشکل می شوند.
در باور وحشتناکی، الیس(1989)معتقد است که زن و شوهر با اعتقاد به این مسأله که امور و رویدادها در رابطه باید به سبک خاصی باشد. باعث می شوند که هرگاه واقعیت مطابق انتظارشان نبود،این مسأله فاجعه تلقی شود.
در باور تأیید دیگران نیز الیس(1989) بر این باور است زن و شوهر معتقدند که برای داشتن زندگی شاد و داشتن احساسات خوب از خود، لازم است که همیشه از طرف همسرشان محبت کاملی دریافت کنند تا ارزشمند باشند و برای اینکه این محبت و ارزشمندی را حفظ کنند از بروز هرنوع مخالفتی در روابط خودداری می کنند.
باور توقع ذهن خوانی
منشاء این باور را در باور حکم کنندگی الیس می توان یافت. الیس(1989) این طور عنوان می کند که عقاید غیرمنطقی در رابطه، از فلسفه الزام در مقابل تمایل بوجود می آیند. هرگاه شما به گونه ای آمرانه از شریکتان ویژگی یا رفتار خاصی متوقع باشید مثلاً «همسرم باید نسبت به خواسته های من حساس باشد» با ناکام شدن این الزامات شما احساس خشم و شکست خواهید کرد یا نسبت به خود احساس ترحم خواهید داشت.به نظر بک زن و شوهر به علت وابستگی عمیقشان نسبت به یکدیگر و باورهایی که نسبت به نقش های زن و شوهری در روابط زناشویی دارند معتقدند که همسرشان باید قادر باشد خلق و نیازهای دیگری را درک کند در واقع باید بتوانند ذهن خوانی کنند.
باور عدم تغییر پذیری همسر
این باور از باور غیرمنطقی وحشتناکی الیس نشأت می گیرد.وقتییکی از زوجین رفتار ایده آلی نداشته باشد زوج دیگر می پندارد که وضع وحشتناک است و هیچ گا تغییرات مثبتی در رابطه زناشوییشان رخ نمی دهد. با بررسی این باور در نظریه بک می توان دریافت که زوجین با بزرگنمایی هرگونه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره تعارضات زناشویی، سبک دلبستگی، دلبستگی ایمن، اجتناب ناپذیری Next Entries پایان نامه رایگان درباره روابط زناشویی، عوامل پایداری، رضایتمندی زناشویی، وابستگی متقابل