پایان نامه رایگان درباره اوقات فراغت، سیاست فرهنگی، کتابخانه عمومی، نظام عمومی

دانلود پایان نامه ارشد

از یکدیگر متمایز می کند.
ب- فرهنگ، ارزش های جامعه را به طرزی سیستماتیک (علمی)، تعبیر و تفسیر می کند.
ج- فرهنگ، یکی از استوارترین پایه های همبستگی اجتماعی را فراهم می کند.
د- فرهنگ، رفتار اجتماعی را چنان انتظام می بخشد که شخص در جامعه مشارکت و فعالیت دارد بدون آنکه ناگزیر باشد دائماً شیوه های فکر کردن و عمل کردن را ابداع کند.
هـ- فرهنگ هر جامعه در تکوین و شکل گیری شخصیت اجتماعی افراد سهم به سزایی دارد. علیرغم تفاوتهای میان افراد یک جامعه، نوعی اثر فرهنگی بر افراد جامعه حاکم است که هیچکس نمی تواند از آن برکنار بماند.
تحلیل این کارکردها به سهولت اهمیت فرهنگ را نه برای افراد و گروه ها، بلکه برای روابط بین جوامع در سطح بین المللی آشکار می کند. رابطه متقابل فرهنگ و جامعه چنان است که می توان گفت این فرهنگ است که جامعه اش را شکل می دهد، همانطور که جامعه فرهنگی را می سازد (پناهی، 1381: 9-8).

2-3-2- سابقه برنامه ریزی فرهنگی در ایران
کوشش برای تنظیم سیاست فرهنگی در ایران از فعالیتهای بین المللی الهام می گرفت. همزمان با فعالیتهای یونسکو از سال 1967 به بعد که می کوشید تا کشورهای عضو را به داشتن سیاست مدون فرهنگی تشویق کند، در ایران نیز به این منظور، وزارتخانه مجزایی تشکیل شده و سعی در تنظیم متن سیاست فرهنگی به عمل آمد.
تا پیش از برنامه چهارم عمرانی کشور فصلی به نام فصل فرهنگ هنر و هنر در برنامه های اول تا سوم وجود نداشت. در آن هنگام فعالیت های هنری در چارچوب برنامه های آموزشی قرار می گرفت و مجموعاً فرهنگ نامیده می شد که به طور عمده به مسائل و برنامه ریزی آموزش عالی و نیز فعالیتهای هنری و ورزشی جملگی در وزارت فرهنگ متمرکز بوده در درون این وزارتخانه، سازمان هنرهای زیبای کشور مسئول فعالیتهای هنری آن زمان بود.
در جریان برنامه سوم، یعنی سال 1343 وزارت فرهنگ تقسیم شد و دو وزارتخانه به نامهای وزارت فرهنگ و هنر و وزارت آموزش و پرورش از آن پیدا آمد. پس از تأسیس وزارت فرهنگ و هنر سازمانهایی نظیر سازمان ملی حفاظت آثار باستانی، سازمان ملی فولکور ایران، هیئت امنای کتابخانه های عمومی کشور و شورایعالی فرهنگ و هنر به منظور بهتر اجرایی شدن برنامه های مختلف فرهنگ و هنر تأسیس شدند. در سال 1346 قانون شورای عالی فرهنگ و هنر به تصویب رسید و به دنبال آن نیز این شورا ایجاد شد. پیرو این قانون مهمترین وظیفه شورایعالی فرهنگ و هنر عبارت است از:
– ایجاد هماهنگی در طرحها و برنامه ها و اقدامات فرهنگی و هنری کشور
– برقراری همکاری میان تمام سازمانهایی که به فعالیتهای گوناگون فرهنگی و هنری می پردازد.
توسط این شورا متنی به عنوان سیاست فرهنگی ایران در سال 1348 تهیه که مبین هدفهای فرهنگی دولت ایران بود، فرض بر این بود که تمامی کوشش های فرهنگی با الهام از این سیاست انجام گیرد. سیاست فرهنگی تدوین شده هدف خود را چنین اعلام می دارد:
«هدف کلی سیاست فرهنگی ارتقای جامعه ایرانی به مقامی است که افراد آن با شناخت تمدن و فرهنگ پر ارج ایران در حفظ گسترش آن بکوشند و با آگاهی از فرهنگهای دیگر جهان، خانواده ایران در سیر به سوی کمال معنوی و زندگانی بهتر یاری کند» (پناهی، 1381: 23-22).
کشور ما در حالی که همواره بر پیشینه فرهنگی درخشان و کم نظیر و هویت فرهنگی خود می بالد، در مناسبات فرهنگی جهان امروز به عنوان رکنی از ارکان گفتگوی تمدن ها و فرهنگ ها از چنان موقعیت و جایگاهی برخوردار است که می تواند پیشنهاد دهنده و پیشگام این حرکت جهانی باشد و دیگر تمدن ها و فرهنگ ها را به تعامل و گفتگوی رودررو فرا بخواند (انتظاری، 1382: 5).

2-3-3- اهمیت و نقش برنامه ریزی فرهنگی در شهرها جهت توسعه فرهنگی
در عصر حاضر، مسایل بشری و آنچه مربوط به جامعه انسانی است، از دریچه فرهنگی تبیین می شود. بر همین مبنا، تلاش دولت های مردمی و مجامع علمی برای فراهم سازی شرایط و امکانات زیست فرهنگی مردم بی وقفه ادامه دارد. در این عرصه تلاش هایی که برای حفظ و حراست از محیط زیست، سلامت و نشاط همگانی و توسعه و ترویج امکانات فرهنگی و اجتماعی به عمل می آید جملگی برنامه عمومی «حیات فرهنگی بشر» دسته بندی و ارزشیابی می شود.
بدیهی است که در چنین شرایطی، حرکت بر بستری فرهنگی برنامه های خدماتی و اجتماعی را قرین توفیق خواهد کرد (لواسانی، 1378: 101). فرهنگ با زندگی شهری بالیده و راه تکاملی را پیموده است. شهر واقعی، فارغ از زمان و مکان، بدون فرهنگ بی معناست. فرهنگ شهری پدیده ای هزارتو و کهنسال است که هر روز نو می شود. فرهنگ شهری همراه با دگرگونی شگرف سده بیستم، چنان دگرگون شده است که با تحولات این مفهوم در گستره تاریخ آن برابری می کند. همه عناصر شهری به طور مستقیم و غیر مستقیم از فرهنگ متأثر می شوند و در مواردی نیز بر آن اثر می گذارند (حاجیانی، 1391: 37). به همین دلیل است که برنامه ریزی های توسعه در شهرها و کشورها عمدتاً از دیدگاه فرهنگی صورت می گیرد و امر فرهنگ در حکم ذات همه چیز موجب ایجاد وحدت، هماهنگی و هویت افراد در جامعه می گردد، و انسان محور برنامه ریزی شناخته شده و همه چیز حول این محور نگریسته می شود و برای آن برنامه ریزی صورت می گیرد.
وجود تعادل، تناسب و هماهنگی در کلان برنامه ها و تمامی اجزاء مشخصه ای است که زیربنای برنامه ریزی فرهنگی شهرها را تشکیل می دهد و وجود آن هم در کالبد شهرها و هم در مناسبات اجتماعی، کاربری های شهری، تأسیسات، تجهیزات شهری و نظام حمل و نقل شهرها جوهره فرهنگی را نشان می دهد (لواسانی، 1378: 102-101).

2-3-4- نقش و وظیفه ی شهرداری در برنامه ریزی و مدیریت فضاهای فرهنگی- هنری در ایران
در سالهای دهه 70 و 80 میلادی، شهرها اقدام به گسترش مراکز و مؤسسات فرهنگی ای کردند که برای آنها مولد ثروت بود و صنایع مولد اتومبیل، کالاهای صنعتی و اشیای دیگر را از محیط شهرها به شهرک های صنعتی و بیرون شهر انتقال دادند. در نتیجه این امر، یعنی خارج کردن کارخانجات، کارگاه ها و صنایع، از سویی فضای خالی و تازه ای برای شکل گیری مؤسسات فرهنگی تازه فراهم شد و از سوی دیگر شدت آلودگی و بحران های محیط زیست کاهش یافت. مهمتر از آن اینکه مؤسسات جدید به دلیل آنکه ماهیت فرهنگی و هنری داشتند، می توانستند از نظر زیبایی شناختی و نمادین شهر را دگرگون کنند (فاضلی، 1391: 117-116).
راه اندازی مجموعه های فرهنگی در واقع به عنوان ضرورتی انکارناپذیر در جامعه بشری امروز مطرح می باشد که بحث تهاجم فرهنگی اراده لازم را جهت تأسیس این مراکز در مسئولان شهرداری تهران و متولیان امور شهر باعث گردید (فرهنگسراها، 1375: 1). برنامه ریزی برای ارتقای سطح فرهنگی و اجتماعی مردم شهر تهران، به گونه ای است که همه شهروندان به طور مساوی از منابع و امکانات یاد شده و بهره ور و بهره مند شوند (خانه های فرهنگ محله، 1375: 1). طبق بند 6 از ماده ی 55 قانون شهرداریها، وظایف شهرداری را این گونه تعریف می کند: “تأسیس مؤسسه های فرهنگی و بهداشتی و تعاونی مانند بنگاه حمایت مادران، نوانخانه، پرورشگاه، درمانگاه، شیرخوارگاه، تیمارستان، کتابخانه، کلاسهای مبارزه با بی سوادی، کودکستان، باغ کودکان و امثال آن در حدود اعتبارات مصوب” به عهده ی شهرداری است «شهرداری در این قبیل موارد و همچنین در مورد موزه ها، خانه های فرهنگی و زندان، با تصویب انجمن شهر از اراضی و ابنیه متعلق به خود با حفظ مالکیت، به رایگان و با شرایط معین به منظور ساختمان و استفاده در اختیار مؤسسه های مربوط خواهد گذاشت» (سعیدنیا، 1379: 18-17).

2-3-5- جایگاه فعالیت های فرهنگی در نظام عمومی گذران اوقات فراغت
در شهرهای امروزی به دلیل رواج فرهنگ آپارتمان نشینی و کمبود فضاهای طبیعی و باز از یک طرف و رواج همه گیر رسانه های جمعی، میزان زیادی از اوقات فراغت افراد به صورت غیرفعال و یکسویه درآمده که با اثرات زیانباری همراه است.
به منظور درک روشنتر از جایگاه و نقش فعالیت های گوناگونی فرهنگی در نظام عمومی گذران اوقات فراغت، نوعی طبقه بندی از سلسله مراتب فضاهای فراغتی و بستر فضایی تحقق آنها، ارائه می شود (پناهی، 1381: 11).
جدول 2-2- جایگاه فعالیت های فرهنگی در نظام عمومی گذران اوقات فراغت
فعالیتهای فراغتی در واحد مسکونی
فعالیت فراغتی درون شهر
فعالیت های فراغتی برون شهری
استراحت
مطالعه و تندخوانی
تماشای فیلم
شنیدن موسیقی
دیدار و گفتگو
….
سینما و تئاتر
موزه و نمایشگاه
کتابخانه
هنرکده
فرهنگسرا
گردش
….
سیاحت
زیارت
سفر علمی و فرهنگی
شرکت در جشنواره
طبیعت گردی
دیدار خویشان
….
مأخذ: پناهی، 1381: 12

2-3-6- فضاهای فرهنگی- هنری عرضه شده در شهر تهران
2-3-6-1- تئاتر
تئاتر نخستین هنر از مجموعه های هنرهای هفت گانه می باشد، تئاتر به معنی اعم یعنی انجام دادن یک عمل از پیش معلوم شده، حتی می توان از این هم فراتر رفت «نمایش یعنی انجام دادن و یا تظاهر به انجام دادن امری است که در هر لحظه واقف بر چگونگی بروز آن هستیم.» هنر تئاتر هرچند ابتدا ریشه در مراسمی آئینی دارد و از نیایش های مذهبی نشأت می گیرد، یونانیان اولین قومی بودند که به ترتیب مراحل مختلف نمایشی را یکی از پس از دیگری پشت سر گذاشتند.
کلمه تئاتر (Theatre) در اصل مشتق از واژه تئاترون (Theatron) است که جزء اول آن تئا (Thea) به معنی تماشا کردن یا محل تماشا و مشاهده است و این بدان سبب است که «در یونان باستان تماشاگران در شیب تپه ها می نشستند و مراسمی مذهبی را که با تشریفات خاص در پای همان تپه یا معبد یکی از خدایان برپا می شد، نظاره می کردند.» تئاتر هم بر مکانی اطلاق می شود که این مراسم در آنجا وقوع می یابد و هم بر «فرآیندی ارتباطی» که از طریق آن به «منظوری خاص» در «محلی معین» در اثنای بازسازی واقعه «توسط گروهی»، «اندیشه ای»، به «گروه دیگری» انتقال می یابد. اجزاء و عناصر تشکیل دهنده این فرآیند که هر یک در دیگری اثر می گذارد و به نوبه ی خود از آن تئاتر می شود (خبری و فرهنگی، 1383: 111).
2-3-6-2- فرهنگسرا
فرهنگسرا، مجموعه ی فرهنگی بزرگی است که دارای کارکردهای گوناگون و امکانات و فضاهای متنوعی است. فرهنگسرا بر خلاف خانه فرهنگ محله که کارکرد محلی دارد، کارکرد منطقه ای، شهری و گاهی ملی دارد. از این رو به فضای زیادی نیازمند است و باید در محلی مکان یابی شود که علاوه بر داشتن تأسیسات و تجهیزات لازم، از شبکه دسترسی مناسبی برخوردار باشد تا مراجعین به سهولت بتوانند به آن دسترسی پیدا کنند. همچنین دارا بودن فضای ذخیره برای توسعه آتی، یکی از معیارهای مکانیابی فرهنگسراها به شمار می آید. در فرهنگسرا در کنار امکانات آموزشی متعدد برای ارائه آموزشهای هنری، ورزشی، فنی و… امکانات زیادی برای نمایش محصولات و فعالیتهای هنری، فرهنگی در نظر گرفته می شود. سالن سینما، سالن تئاتر، سالن ورزشی، تالار موسیقی، گالری های هنری و موزه از جمله این امکانات به شمار می آیند (سعیدی رضوانی، 1373: 32).
2-3-6-3- کتابخانه عمومی
کتابخانه یکی از اماکن گذران اوقات فراغت محسوب می شود و اگر به خوبی مکان یابی شود و به نحو صحیحی اداره گردد، نقش مهمی در اعتلای کیفیت گذران اوقات فراغت همه مردم به ویژه جوانان خواهد داشت (سعیدی رضوانی، 1373: 27). مهمترین و رایجترین نوع کتابخانه، کتابخانه ی عمومی است که اغلب شهرداریها و دولت در پی ایجاد و توسعه ی چنین کتابخانه هایی هستند. کتابخانه عمومی کتابخانه ای است که به طور رایگان یا با مبلغی ناچیز در خدمت افراد یک جامعه یا منطقه قرار می گیرد. بدین ترتیب، هدف یک کتابخانه ی عمومی خدمت به توده ی مردم است. کتابخانه ی عمومی در خدمت همه ی کسانی است که بتوانند از آن بهره گیرند. این ویژگی، کتابخانه عمومی را از سایر کتابخانه ها متمایز می کند. مشخصه ی دیگر کتابخانه ی عمومی فراهم آوردن خدمات جامع و گسترده ای است که اجرای وظایفی مانند اطلاع رسانی، آموزش، سرگرمی و الهام را در بردارد (سعیدنیا، 1379: 24-23).
2-3-6-4- موزه
موزه عبارت است از نهادی که بر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره فضاهای ورزشی، تربیت بدنی، مراکز ورزشی، ورزش همگانی Next Entries پایان نامه رایگان درباره سبک زندگی، اوقات فراغت، کیفیت محیط، فضاهای فرهنگی