پایان نامه رایگان درباره انعطاف پذیری، کارکرد خانواده، پیوند عاطفی، کمال گرایی

دانلود پایان نامه ارشد

اشکال در رابطه شان را،اغراق می کنند،با شخصی سازی مشکلات موجود در تعاملشان را به همسرشان نسبت می دهند و با پیشگویی منفی نتیجه گیری می کنند که تغییرات مطلوبی در روابطشان بوجود نمی آید.
باور کمال گرایی جنسی
در این باور، باور حکم کنندگی، نیازمندی و کمال گرایی وجود دارد. هرکدام از زوجین با این باور بر خود حکم می کنند که باید از نظر جنسی کامل و بدون نقص باشند تا مورد پذیرش همسر خود قرار گیرند. تحریفی که در این عقیده وجود دارد،تفکر دو مقوله ای است. بدین صورت که اگر همسری در رابطه جنسی زناشویی شان عالی نباشد،ناکام و شکست خورده است (به نقل از رسولی،1392).
باور درباره تفاوتهای جنسیتی
باورهای قالبی هستند که بدون اساس علمی بوده و مردم پیشاپیش، ویژگی های خاصی را به دو جنس نسبت می دهند. به نظر بک این عقاید غیرمنطقی میراث اجتماعی هستند که از طریق تجارب شخصی، خانواده و فرهنگ جامعه بوجود می آیند. این باور با باور غیرمنطقی درماندگی الیس گره می خورد. به این ترتیب که، با اعتقاد به این مسأله که زنان و مردان ذاتاً از نظر نیازهای شخصی و ارتباطی متفاوت هستند و علت مشکلات اصلی زوج ها همین تفاوت های آنها است و این که این ویژگی ها مانع درک زوجین از یکدیگر می شود و در نتیجه نمی توان کاری برای بهبود رابطه انجام داد. همچنین زن و شوهر از طریق شخصی سازی مشکلات ارتباطی خود را به تفاوت های موجود در خود یا همسرشان نسبت می دهند و با تعمیم افراطی این ویژگی ها را همیشگی می دانند (مولین58 ،1999).
تمرکز اغلب الگوهای آسیب شناسی بر فردی است که کارکرد شناختی وی آسیب دیده و یا مختل شده است، اما امروزه، با گسترش نظریه های سیستمی، فرد در بافت روابط و تعاملات بین اعضای خانواده بررسی می شود و به نظر می رسد که این دیدگاه جامع نگرتر باشد. خانواده بدون شک مهم ترین سازمانی است که بستر ساز رشد و رفاه جسمی، روانی و اجتماعی کودک و عامل رسیدن وی به تعادل (فیزیکی، روانی و اجتماعی) است (وود59، 1996).
خانواده، این سیستم اجتماعی کامل با ایجاد پیوندهای عاطفی و مراقبتی قوی، اعضاء را کنار یکدیگر نگه می دارد. در این سیستم، اعضای خانواده کنترل، تأیید و اختلاف عقیده داشتن با یکدیگر را تمرینمی کنند. در بخشی از این تعامل، هر خانواده یک ساختار دارد که می تواند کارآمد یا ناکارآمد، بی نظم و آشفته یا خشک و انعطاف پذیر باشد. وجود چنین سازمانی در خانواده کمک می کند تا در این چارچوب زمانی و تحولی، خانواده به اهداف خود دست یافته و بقای خود را به عنوان یک واحد اجتماعی حفظ کند (مارتین و مارتین60، 2000).
نظریه اولسون61
کارکرد خانواده پدیده ای بسیار پیچیده است که به شیوه های مختلف سنجش و ارزیابی می شود (ایدلسون، اپشتاین، 1982). به طور کلی، این پدیده به کیفیت زندگی خانواده در سطح سیستمی یا روابط دو تایی اشاره دارد و به نمونه هایی از قبیل سلامت، شایستگی ها، کفایت ها، ضعف ها و قدرتهای نظام خانواده بر می گردد (شک62، 2002). پیوستگی، انعطاف پذیری و ارتباط ابعاد اساسی الگو را شامل می شوند.
به میزان تغییر در رهبری، روابط نقش ها و قوانین ارتباطی، انعطاف پذیری گفته می شود (اولسون، 2000). مفاهیم اختصاصی عبارتند از: رهبری (کنترل، انضباط) سبک های مذاکره، روابط نقش ها و قوانین ارتباط، در واقع نکته اساسی در انعطاف پذیری این است که نظام ها چگونه بین تعادل و تغییر، تعادل می یابند. این بعد قبلاً سازش پذیری نام داشته که تغییر واژه ی انعکاسی تغییر مفهومی آن می باشد (اولسون، 1996). چهار سطح انعطاف پذیری عبارتند از انعطاف پذیری خیلی پایین، ساخت یافته (پایین تا متوسط)، انعطاف پذیر(متوسط تا بالا) و بی نظم (بسیار بالا) می باشد.پیوستگی، پیوند عاطفی اعضای خانواده نسبت به یکدیگر است(اولسون، 1994، 1996، 2000). بر طبق این الگوها بسیاری از متغیرها یا مفاهیم خاصی که برای سنجش و تشخیص پیوستگی خانواده از آنها استفاده می شوند، پیوند عاطفی، مرزها، اتحادها، زمان، فضا، دوستان، شیوه تصمیم گیری، علایق و واکنش ها را شامل می شود. تعادل در این سازه زمانی فراهم می شود که نظام خانواده در حد فاصل جدایی و با هم بودن قرار می گیرد. پیوستگی چهار سطح متفاوت را در بر می گیرد که عبارت از رها شده (خیلی پایین)، جدا شده (پایین تا متوسط)، پیوسته (متوسط تا بالا) و در هم تنیده (خیلی بالا) می باشد. فرض بر این است که کنش مطلوب و بهینه ی یک سیستم با سطوح متعادل و مرکزی پیوستگی (جدا شده و پیوسته) همراهی می شود. سطوح نامتعادل یا افراطی و گسستته و در هم تنیده عموماً در روابط مسئله ساز خانواده ها طی مدت زمان طولانی مشاهده می شود (اولسون، 1996).
بعد سوم در این الگو، ارتباط است که یک بعد تسهیل گر می باشد و اهمیت آن، از جهت کمک به حرکت و جابجایی، در دو بعد دیگر است. برای ارزیابی این بعد مهارتهایی از قبیل: شنیدن، صحبت کردن، خودافشاگری، شفافیت، احترام و توجه به یکدیگر باید مد نظر قرار گیرد (اولسون، 2000).
مهارت های شنیدن به همدلی و گوش دادن دقیق اشاره دارد و مهارت های صحبت کردن، گفتگو با فرد مورد نظر و همزمان با خود افشاگری و احساسات مشترک درباره ی خودو روابط، مرتبط می شود. تعقیق یا دنبال کردن عبارت است از: ماندن در یک موضوع و احترام و توجه به جنبه های مؤثر ارتباط و مهارت های حل مساله در زوج ها یا خانواده. خانواده های متعادل نقاط قوت و توانایی بیشتری داشته، ارتباط با فرزندان و به خصوص نوجوانان دارند و از طرف دیگر مجهز به مهارت های حل تعارض بوده و لذا رضایت بالاتری از زندگی دارند. بنابراین، این نقاط قوت به خانواده قدرت در برابر حوادث استرس زا می دهد و آنها بهتر با استرس ها و نیز تغییرات کنار می آیند و در نتیجه همانند یک عامل پیشگیرانه، کارکرد خانواده را حفظ می کند.
در واقع الگوهای ارتباطی تعاملات و سازگاری، از بین نسل ها انتقال پذیر هستند و این انتقال در رشد اجتماعی و هیجانی کودکان نفوذپذیر است (سباتیلیف63، 2003).
فینچام و برادبوری64 (1993) بیان می دارند که نگرش ها و تفاسیری که زوج ها از رفتارهای همدیگر دارند در سازگاری زناشویی آنها مؤثر است. همچنین در تحقیقی که وانتزتی65 و همکارانش در سال (1992) انجام دادند به این نتیجه گیری منجر شد که نگرش های مثبت در رفتارهای هر یک از زوج ها در امید داشتن به روابط زناشویی خوشایند در آینده تأثیر گذار است. آنها همچنین بیان می دارند که انتظارات مثبت در سازگاری زناشویی مثبت نیز نقش به سزایی دارد. پیش فرضیه ای زوج ها در زمینه ماهیت زن و مرد و توانایی افراد برای تغییر دادن وتحول در عملکرد زناشویی آنها نیز مؤثر است. به عنوان مثال ایدلسون و اپشتاین (1982) طرح کردند که عده فراوانی از مردم معتقدند که همسران آنها تغییر نمی کنند و یا تخریب کننده است و باعث می شود که روابط آن ها مخدوش شود. و این خود، بر هم زدن ارتباط و احتیاج به درمان را موجب می شود. همچنین هر یک از زوج ها باری همسر خود یک سری ملاک ها و انتظاراتی را در نظر دارند که اجرا نکردن این انتظارات و یا رعایت نکردن این ملاک ها باعث پایین آمدن سطح رضایت مندی زناشویی شده و روابط بین زوج ها شروع به تیرگی می کند (ویرکلر66، 1998).
طی چندین دهه گذشته، نظریه و تحقیقات شناختی – رفتاری نقش انواع شناخت ها را در افرادی بررسی کرده اند که سازگاری یا نابسامانی زناشویی را تجربه می کنند. چندین مطالعه به بررسی اسنادهای زن و شوهرها به وقایع مثبت ومنفی پرداخته اند. در حالی که مطالعات دیگر نقش انواع گوناگون سازه های پردازش اطلاعات، نظیر توجه انتخابی، انتظارات، مفروضه ها و ضوابط و استانداردها را بررسی کرده اند.
سایر صاحب نظران نیز نشان دادند که متکی شدن به ضوابط یا باورهای غیر واقعی از طرف یکی یا هر دو شریک زندگی احتمالاً ناراحتی و نارضایتی از زناشویی را موجب می شود (به نقل ازسیف، بهاری 1383).
نقش و اهمیت باورهای ارتباطی در کارکرد خانواده وسازگاری زناشویی
زندگی مشترك با این باور که تنها مرگ می تواند ما را از یکدیگر جدا کند شروع می شود و زوجین هم، حداقل در آغاز زندگی مشترك خود نسبت به آن اعتقاد کامل دارند. اما واقعیت چیز دیگري است، زندگی مشترك تحت تأثیر عوامل متعددي قرار می گیرد که پاره اي از آنها ممکن است زوجین را به طرف اختلاف و درگیري، جدایی روانی و حتی طلاق سوق دهد. پژوهش های مختلف نشان داده است که یکی از مهمترین عوامل مشکل ساز، اختلال در ارتباط یا به عبارتی اختلال در فرایند تفهیم و تفاهم است. اختلافات و تعارضات زناشویی در دنیای معاصر و خطر بروز جدائی و اثر منفی آن بر سلامت روانی زوجین و فرزندان آنان موجب شده است تا مشاوران و به خصوص آنان که با خانواده و زوجین‌ سروکار دارند،راهکارهایی برای کمک به زوجین ارائه دهند تا تلاش خود را در جهت تحکیم این پیوند مقدس به کار بندند.مکاتب مختلفی در روانشناسی تئوری‌ها و نظریات خود را در جهت تبیین مشکلات‌ زناشوئی مطرح کرده‌اند که از جمله آنها می‌توان به نظریات شناختی-رفتاری اشاره نمود (سیف و اسلامی ،1387). در نظریه شناختی-رفتاری افکار اتوماتیک‌ و طرحواره‌های ذهنی در بروز این اختلالات نقش به سزایی دارند. از دیدگاه منطقی- عقلانی الیس نیز علل‌ اکثر مشکلات رفتاری و تعارضات بین فردی از جمله تعارض زناشوئی، مربوط به باورهای غیر منطقی فرد است (فرحبخش، 1383). برای درمان تعارضات زناشوئی بهترین راه، کار کردن بر روی باورهای غیر منطقی‌ و تغییر دادن آنهاست (ویکس و تریت67 ، 2001). در این پژوهش سعی بر شناسائی این باورهاست که در واقع‌ همانند یک اسطوره بر زندگی زوجین سایه انداخته‌اند (لازاروس68 ، 2004). اسطوره‌هایی که در اینجا بررسی می‌شوند، بیشترین شیوع را در بین زوجین دارند-البته اسطوره‌های دیگری وجود دارد که همهی آنها بررسی نشده است- و بیشتر آن دسته از باورهای غلطی هستند که باعث ناسازگاری زناشوئی و ایجاد اختلال در کارکرد خانواده می‌شوند (سیف و همکاران، 1387).
مفهوم وابستگی
وابستگی حالتی احساسی و روانی است که در نتیجه درگیری طولانی مدت یک فرد با ایفای نقش هایی تهاجمی به وجود می آید، و هم چنین نقش هایی که از بروز آزادانه ی احساسات فرد، بیان مستقیم شخصی و ارتباطی او جلوگیری می کند (بیتی69،ترجمه سلامت، 1387).
بیماری آشفتگی هیجانی که اغلب مخرب است و مشخصه آن جدایی و بیگانگی شدید نسبت به احساسات خود آدمی است زندگی برای دیگران و به خاطر آنان به رشد ناکافی عشق به خود منجر می شود. رشدی که به مثابه بنیادی حقیقی برای عشق ورزیدن به دیگران لازم است. تعاریف گوناگونی از وابستگی می شود 1) ا عتیاد به زیستن برای دیگران در مقابل بی تفاوتی نسبت به نیازهای رشدی خود 2) جانشینی برای ابراز وجود صادقانه خود 3) دور معیوبی از استفاده دیگران و سرزنش آناندر هنگامی که مسئولیت آنچه را که انجام میدهیم و آنچه را که احساس می کنیم بر عهده آنان می گذاریم و آنها را مسئول می دانیم 4) نظام کنترل کننده ای که دیگران را به وابستگی های بی ثمر و بی معنی و به خواست و تقاضاهای غیر ممکن وادار می سازد 5) سوء استفاده گرایی که در زیر نگرش هاو حالت هایی از عشق، وفاداری، فداکاری مراقبت و خشنود سازی دیگران پنهان شده است (بختیاری پور و عامری، 1389).
وابستگی را نیز می توان به عنوان مجموعه ای از رفتارهای ناسازگارانه و وسواسی دید که شخص فرا می گیرد تا در خانواده ای که درد و استرس هیجانی فوق العاده ای راتجربه می کند، مثل اعضای الکلی خانواده یا دیگر اعتیادها، سوء استفاده جنسی و یا سایر بدرفتاری های در خانواده یا اعضای مبتلا به بیماری های مزمن یک خانواده، روزگار را سپری کند. افراد وابسته تمایل شدیدی به ورود به رابطه با افرادی را دارند که به لحاظ هیجانی دردسترس و نیازمند هستند و تلاش می کنند تا یک رابطه را کنترل کنند و بدون آنکه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره تعارضات زناشویی، سبک دلبستگی، دلبستگی ایمن، اجتناب ناپذیری Next Entries پایان نامه رایگان درباره روابط زناشویی، عوامل پایداری، رضایتمندی زناشویی، وابستگی متقابل