پایان نامه رایگان درباره اغراض بلاغی، قرآن کریم، مسجد الحرام، مقتضای حال

دانلود پایان نامه ارشد

به فرمان او؟ … » (الهی قمشه‌ای) با این تفاوت که پس از آن «إلّا» آمده و غرض، استفهام انکاری و نفی است.
«إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَكُمْ وَ إِنْ يَخْذُلْكُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُكُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ‏.» (آل عمران: 160)
«اگر خدا شما را يارى كند محال است كسى بر شما غالب آيد، و اگر به خوارى واگذارد آن كيست كه بتواند بعد از آن شما را يارى كند؟ و اهل ايمان تنها به خدا بايد اعتماد كنند. » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه با استفاده از کلامِ استفهامی این سؤال مطرح میشود: کیست که پس از این شما را یاری کند؟ استفهام، متضمن معنای نفی و تحدّی است و به قصد تنبیه و تأکید بر توکّل به خداوند به کار رفته. همچنین تحریض به آنچه استحقاق انتظار نصر و کمک از آن میرود و تحذیر از آنچه همراهی او مستوجب شکست و جدایی است از آن مستفاد میگردد.
«ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ حاجَجْتُمْ فِيما لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ‏ ‏ فَلِمَ تُحَاجُّونَ فِيما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ‏ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏» (آل عمران: 66)
«شما كسانى هستيد كه درباره آنچه نسبت به آن آگاه بوديد، گفتگو و ستيز كرديد؛ چرا درباره آنچه آگاه نيستيد، گفتگو مى‏كنيد؟! و خدا مى‏داند، و شما نمى‏دانيد.» (مکارم)
«ها» برای تنبيه، «أنتم» ضمير منفصل مبتدا و «هؤلاء» خبر است.(درویش،1415:جلد1/528) «هؤلاء» اشاره به يهود و نصارا است كه با كلمه «انتم» مخاطب واقع شدهاند. برخی از مفسّرین آن را منادا گرفتهاند (یا هؤلاء) و برخی منصوب به تخصیص. امّا غرض از کاربرد آن؛ اشارة حسّی به منظور تحقیر مشارٌ الیه میباشد. سیاقِ آیه، توبیخ، تأکید، تنبیه با خطابی طعن آمیز و اشعار به حماقت مخاطبین را نیز القاء میکند.
« ها أَنْتُمْ أُولاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَ لا يُحِبُّونَكُم‏ … » (آل عمران: 119)
«شما کسانی هستيد که آنها را دوست میداريد؛ امّا آنها شما را دوست ندارند… » (مکارم)
سیاق آیه، تنبیه مخاطبین مؤمن خطاکار در دوستی با منافقین یهود است. همچنین تحقیر آنانی است که مرتکب این اشتباه میشوند. در حالتی که «أولاء» را خبر برای مبتدا به حساب آوریم برای استغراب مضمون کلام و وقوع فعل مذکور نیز میباشد. با توجّه به جملة بعد، بیان استغراب از (تعجّب)حال مستغرب(متعجّبٌ منه) نیز مستفاد میگردد. همچنین در نهایت بلاغت، تأکید بر سرزنش در مقام تشویق به دوری از یهودیان منافق و امثال ایشان است.
«ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ جادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا فَمَنْ يُجادِلُ اللَّهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَمْ مَنْ يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلا» (نساء:109)
«آرى، شما همانها هستيد كه در زندگى اين جهان، از آنان دفاع كرديد! اما كيست كه در برابر خداوند، در روز رستاخيز از آنها دفاع كند؟! يا چه كسى است كه وكيل و حامى آنها باشد؟!» (مکارم)
خطاب به مدافعین از سارقین و خائنین در این دنیا دارد که همان موضوع مذکورِ آیات قبل است. با این کلام به قصدِ تنبیه، توبیخ و تقریع با «هؤلاء»آنان را مورد اشاره قرار داده است.

3-2-5 ظرف
اسم‌های اشاره به مکان در جایگاه ظرف قرار گرفته و خود دارای نکات بلاغی هستند که به نمونهای از آن در آیات مورد بحث اشاره میشود.
« فَغُلِبُوا هُنالِكَ وَ انْقَلَبُوا صاغِرِين‏ » (اعراف: 119)
«عاقبت فرعونيان در آنجا مغلوب شده و خوار و سرشكسته بازگشتند. » (الهی قمشه‌ای)
« هُنالِکَ » ظرف مکان، مبهم و محلّاً منصوب، «لام» برای بُعد و «کاف » برای خطاب است. اشاره به میدان مناظره، مجلس، معرکه و جایگاهی است که محل مناظرة حضرت موسی(ع) با فرعونیان بود و به هدف تحقیر موسی فراهم شده بود. به قصد تعیین و تعظیم، مکان مورد نظر با اشاره به دور مشارٌ الیه واقع شده است.

3-2-6 نعت و اعراب به تبعیّت
با عنایت به این که اسماء اشاره به عنوان صفت نیز واقع میشوند به موارد این نقش و نکات بلاغی آن اشاره میکنیم.
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هذا … » (توبه: 28)
«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، محققاً بدانيد كه مشركان نجس و پليدند و بعد از اين سال (كه عهدشان به پايان مى‏رسد) نبايد قدم به مسجد الحرام گذارند … » (الهی قمشه‌ای)
«هذا» اسم إشاره مبني بر سكون، محلّاً مجرور و صفت است. «هذا » اشاره به سال مذکور در ما قبل دارد و در تفاسیر آن را سال نهم هجری(عام النّداء) و یک سال قبل از فتح مکّه معرفی می‌نمایند. یعنی زمانی که آیات ابتدایی سورة توبه نازل شده و در سفر حجّ به منظور برائت از مشرکین و شرایط طواف به اطلاع همگان رسید. سال موردِ نظر، با غرض تعیین و تأکید، با «هذا» توصیف شده است.
« بَلى‏ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوكُمْ‏ ‏ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَة » (آل عمران:125)
«بلى اگر صبر و مقاومت پيشه كنيد و پرهيزكار باشيد، چون كافران بر سر شما شتابان بيايند خدا پنج‏هزار فرشته را با پرچمى كه نشان مخصوص سپاه اسلام است به مدد شما مى‏فرستد. » (الهی قمشه‌ای)
«هذا» صفت برای «فور» و اشاره به ساعت حاضر و هم‌اکنون و استعاره از سرعت، تعجیل و شتاب در امر و حدوث بی‌درنگ است؛ به قصد تأکید بر سرعت و قرب نصرت مسلمانان در مواجهه با کفّار ذکر شده است.
«يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَ لَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آياتِي وَ يُنْذِرُونَكُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا … » (انعام: 130)
(آن گاه خدا گويد) اى گروه جن و انس، مگر براى هدايت شما از جنس خود شما رسولانى نيامدند كه آيات مرا براى شما مى‏خواندند و شما را از مواجه شدن با اين روز سخت مى‏ترساندند؟ … » (الهی قمشه‌ای)
«هذا» در این آیه نیز در نقش صفت برای «یوم» و به تبعیت از آن، محلّاً مجرور است. این اسم، اشاره است به «این روزتان» یعنی روز قیامت و روز ملاقات کیفر اعمال یا حضور در مقابل پروردگار، به غرض تهویل مخاطبین از امری که در آن مینگرند. در این آیه مانند بعضی از آیات دیگر به جزئیات عذاب اشاره نمیشود بلکه مخاطب را به کلّ روز قیامت به قصد تعظیم و تهدید بیشتر متوجّه می سازد.
« … فَالْيَوْمَ نَنْساهُمْ كَما نَسُوا لِقاءَ يَوْمِهِمْ هذا وَ ما كانُوا بِآياتِنا يَجْحَدُون‏» (اعراف: 51 )
«… امروز ما هم آنها را (به رحمت) در نظر نمى‏آوريم چنان كه آنان ديدار چنين روزشان را به خاطر نياوردند و آيات ما را انكار مى‏كردند.» (الهی قمشه‌ای)
در این آیه نیز به همان اغراض مذکور در آیة فوق الذّکر، اشاره به روز قیامت و دیدار آن را متذکّر می‌گردد. یعنی روز قیامت را تعظیم و فراموشکاران را تهدید میکند.

3-2-7 منادا
«ثُمَّ أَنْتُمْ هؤُلاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ …‏» (بقره: 85)
«(با اين عهد و اقرار) باز شما (به همان خوی زشت)خون يکديگر میريزيد…» (الهی قمشه‌ای)
«هؤُلاءِ» اسم إشاره منادا با ياء نداء محذوف میباشد.(درویش،1415:ج1/138) «هؤُلاءِ» اشاره به غایب نیست مانند: ها أنا ذا و ها أنتم أولاء، یعنی اسم اشاره زائد نبوده بلکه تعینی برای ضمیر است که در زبان عربی بیشتر در مقام تعجّب از حال مخاطب کاربرد دارد.   
در كلمة هؤلاء سه احتمال است: 1- يعنى شما اى مردم 2- تأكيد؛ يعنى شما خودتان 3- موصول؛ يعنى شما مردمى كه. (عاملى، 1360: ج‏1/117)
نتیجه اینکه خطاب به منافقین و پیمان شکنانِ حاضر است، از اسم اشاره (غایب و دور) به منظور توبیخ شدید و استبعاد قوی استفاده شده است. برخی آن را خبر برای مبتدای أنتم میدانند. هدف تأکید و تنبیه برای أنتم بوده و چون پیمان شکسته و اقرار و شهادت به آن کردهاند برای استبعاد، به قصد رویگردانی از آنان، با استفاده از اسم مبهم به جای تغییر و تنزّلِ ذات، صفت را تغییر داده است.

3-3 اغراض بلاغی کاربرد اسماء اشاره در موضع مسندٌ الیه در ده جزء ابتدائی قرآن کریم
اغراض بلاغی کاربرد اسماء اشاره از نظر دانشمندان علم بلاغت و مفسّران متفاوت و متعدّد است. با توجّه به اینکه این امر از طریق سیاق کلام و مقتضای حال متکلّم و مخاطب قابل تشخیص است، گاهی برداشتهای متفاوتی در تشخیص آن به ذهن متبادر میشود. بر این اساس در این بخش مهمترین اغراض کاربرد اسماء اشاره به عنوان یک اسم معرفه و در جایگاه مسندٌ الیه که در ده جزء ابتدائی قرآن کریم به کار رفته، با استشهاد به شواهد قرآنی و استناد به دیدگاه مفسّرین و صاحب نظران علم بلاغت مورد واکاوی قرار میگیرد.

3-3-1 تعظیم
« تعظیم » در لغت به معنای احترام کردن و بزرگداشت است. گاهی در کاربرد اسمهای اشاره هدف تنها اشاره با دست یا امثال آن نبوده و متکلّم با استفاده از این اسمها قصد ابراز احترام به مشارٌ الیه یا تعظیم و تکریم آن را دارد. البتّه در مواقعی از اسمهای اشارة دور به قصد بیان بُعد منزلت، علوّ درجه و دور بودن مشارٌ الیه از دسترسی آسان و به غرضِ تعظیم استفاده میشود. در مواضعی دیگر نیز به قصد احترام و بزرگداشت مشارٌ الیه و نزدیکی و قابلیّت درک و احساسِ عظمت آن، از اسم اشاره به نزدیک استفاده میشود. این غرض در تعدادی از آیات مورد بحث نمود یافته است که در ادامه بررسی و تشریح می‌شوند.
« ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ » (بقره: 2 )
« اين كتاب كه هيچ شك در آن نيست، راهنماى پرهيزگاران است. » (الهی قمشه‌ای)
در تعیین نقش « ذلِکَ » نظرات مختلفی در کتب تفسیری و بلاغی ارائه شده است که به تأیید اکثر آراء این اسم، مبتدا و در موضع مسندٌ الیه است.
برخی از مفسّرین بر این عقیده اند: « كلمة «ذلك » در لغت عرب اسم اشاره به دور است، بنا بر اين‏ «ذلِكَ الْكِتابُ‏» مفهومش «آن كتاب» است، در حالى كه در اينجا بايد از اشاره به نزديك استفاده و« هذا الكِتابُ » گفته میشد، چرا كه قرآن در دسترس مردم قرار گرفته بود.» (مکارم شیرازی،1374: ج‏1 / 66)   
تفاسیر متعدّد، هدف از کاربردِ اسم اشارة « ذلک » در آیة دوم سوره بقره را موارد گوناگونی بر شمرده‌اند از جمله:
« « ذلک » به معنای «هذا ؛ این» آمده زيرا قرآن حاضر و مورد اشاره قرار گرفته است و در اشعار و ادبيات عرب نظير دارد. فرّاء و ابو على جبائى ميگويند چون خدا به پيامبرش وعده داده بود كه بر او كتابى نازل كند كه آب آن را محو نكند و حوادث ايّام از بينش نبرند و كهنه‏اش نگردانند پس از نازل كردن قرآن فرمود اين همان كتابى است كه به تو وعده داده بوديم. مبرّد ميگويد: معناى «ذلك» اين است كه اين همان كتابى است كه ما در كتابهاى آسمانى قبلى وعده داده بوديم.» (طبرسی،1372: ج‏1 / 118)
برخی دیگر بر این عقیدهاند: «اشاره به سورههای نازل شده قبل از سورۀ بقره و یا بخشی از قرآن کتاب نامیده شده است و یا اشاره به آن کتابی است که انبیاء گذشته از آن خبر داده بودند و یا خبر از قرآنی است که در لوح محفوظ مثبوت میباشد و یا اشاره به «الم» در آیه قبل است یا اینکه «هذا»و«ذلک» هر دو بر گرفته از یک اصل یعنی «ذا» بوده و بر این اساس «ذلک» تنها جهت اشاره به دور نبوده بلکه «ک» برای خطاب و «ل» عماد است و برای مبالغه و تأکید به آن اضافه شده است.» (فخر رازی،1420ق: ج‏2 / 259)
بنا بر قول دیگری: « ذلک الکتاب …: اشاره به دور در امور حسی است و گاهی برای تعظیم امور معنوی دور به کار میرود. در اینجا اشاره به کتاب است به منظور بُعد منزلت و علوّ درجة آن. یعنی آن کتاب که جایگاه رفیعش دور از دسترس است.» ( زحیلی،1992م: ج 1/29)
آنچه اکثر مفسّرین بر آن متّفق‌القول هستند آن است که اين کاربرد را به دلیل بُعد حسی نمیدانند بلکه به خاطر آن دانستهاند كه گاهى از اسم اشارة بعيد براى بيان عظمت چيز يا شخصى استفاده مى‏شود. مانند این قول: «يعنى آن قدر مقام آن بالا است كه گويى در نقطة دور دستى در اوج آسمانها، قرار گرفته است، این نوع کاربرد نزد عرب متعارف بوده

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره ...، (الهی، قمشه‌ای)، گواهى Next Entries پایان نامه رایگان درباره ارزش اجتماعی، معانی ثانوی، ترس از خدا، ایفای نقش