پایان نامه رایگان درباره ارزش افزوده، بهای تمام شده، ارزش بازار، زمان بندی

دانلود پایان نامه ارشد

شیوه نگهداری مدارک و پرونده های حسابرسی
4- بيمه وماليات
5- وضعیت کارها و کارکنان :
تعداد كارها و اوقات مصرفي كاركنان
تناسب تعداد کارکنان با کارهای حسابرسی
عدم وابستگی و اتکای موسسه به یک گروه سهامدار عمده
6- استقلال و بی طرفی شرکا و کارکنان
7- استخدام کارکنان
8- آموزش کارکنان
9- ارتقای کارکنان
10- نظام مندی کنترل کار از نظر زمان‌بندی
11- نظام‌مندی دستورالعمل‌ها و روشهای حسابرسی
12- گزارشهای حسابرسی
و براي هريك از اين معيارها امتيازي در نظر گرفته شده است.
اما علي‌رغم اين تلاش‌ها تاكنون رتبه بندي براي موسسات حسابرسي در ايران انجام نگرفته است. بنابـراين در اين پژوهش با توجه به انــدازه و قــدمت بيشتر ســازمان حســابرسي، رابطه آن را با فرصـت سرمايه‌گذاري نسبت به ساير موسسات حسابرسي مقايسه مي‌كنيم.
2-5- هزینه و انواع آن
از دیدگاه حسابداری واژهﻱ هزینه بسته به زمینهﻱ کاربرد آن، دارای معانی گوناگون و تعاریف مختلف است. در سیستم اطلاعات حسابداری، هزینه به طور کلی به شکل جریان خروج وجه نقد در گذشته یا تعهد پرداخت آن در آینده و یا انقضای ارزش و مصرف دارایی ها، تبلور می یابد. اما در حسابداری صنعتی و مدیریت به طور اخص، واژهﻱ هزینه به شرح زیر تعریف شده است:
« اندازه گیری پولی منابع اقتصادی که به خاطررسیدن به یک مقصود معین یا یک مزیت مشخص، در گذشته مصرف و فدا شده است، یا در نظر است که در آینده مصرف شود.»
2-5-1-طبقه بندی هزینه ها:
 طبقه بندی هزینه ها به منظور جمع آوری صحیح و استفاده اثربخش از اطلاعات است و بر اساس مبانی مختلفی انجام ﻣﻲشود. از جمله مبانی تقسیم بندی هزینه ها می توان به ارتباط با وظیفه مؤسسه، انتساب به یک موضوع هزینه، چگونگی رفتار هزینه ها، ارتباط با تولید، ارتباط با دوره و … اشاره کرد. در اینجا با معمول ترین دسته بندی هزینه ها آشنا می شویم.
هزینهﻱ مستقیم:13 به هزینهﻫﺎیی اطلاق می شوند که به یک موضوع مشخص هزینه مربوط می شود و می توان آنها را به گونه ای اقتصادی و مقرون به صرفه (یعنی به سهولت و بدون تحمل هزینه غیرموجه و دقت زیاد) با آن موضوع هزینه، ردیابی کرد.
هزینهﻱ غیرمستقیم:14 به هزینهﻫﺎیی گفته می شود که به چندین موضوع مشخص هزینه مربوط می شود، اما نمی توان آنها را به گونه ای اقتصادی و مقرون به صرفه با یکایک آن موضوعات هزینه، ردیابی کرد.
هــزینهﻱ منقضی شده15 و هزینهﻱ منقضی نشـــده16 : هـزینه را می توان به «هزینهﻫﺎﻱ منقضی شده» که مزیت ناشی از آن تنها عاید دورهﻱ وقوع شده است، و به دورﻩهای بعد تسری نمی یابد و «هزینهﻫﺎﻱ منقضی نشده» که انتظار می رود مزیت آن به دوره های آتی نیز تسری یابد تقسیم کرد. هزینهﻫﺎﻱ منقضی نشده به عنوان دارایی تلقی شده و از طریق انعکاس در ترازنامه به دوره های بعد انتقال می یابد. نمونه ای بارز از این هزینه ها عبارت اند: از موجودی ها، پیش پرداخت های هزینه و اموال، ماشین آلات و تجهیزات.
هزینهﻫﺎﻱ منقضی شده در صورت سودوزیان دوره ی وقوع منعکس و بادرآمدهای آن دوره مقابله می شود. نمونه های آن شامل: هزینه آب، برق، تبلیغات و حقوق کارکنان فروش و اداری.
خرید ماشین آلات به عنوان دارایی تلقی و هزینه استهلاک سالانه ی آن در پایان هر سال به عنوان بخش منقضی شده بهای تمام شده این دارایی محسوب می گردد این طبقه بندی از لحاظ تهیه صورتهای مالی در پایان هر دوره مالی فوق العاده حائز اهمیت است.
بهای اولیه17 و هزینهﻱ تبدیل18 : مقصود از اصطلاح «بهای اولیه» یا «هزینهﻫﺎﻱ اولیه»، جمع هزینه مواد مستقیم و هزینه دستمزد مستقیم است، یعنی دو نوع هزینه ای که مستقیماً قابل ردیابی با یک واحد محصول است. اما اصطلاح «هزینه ی تبدیل»، به جمع هزینه دستمزد مستقیم و هزینه سربار ساخت اشاره دارد. این اصطلاح از این واقعیت سرچشمه ﻣﻲگیرد که مواد مستقیم از طریق عواملی چون دستمزد مستقیم و سربار ساخت به محصولات تکمیل شده تبدیل می شود.
هزینهﻱ محصول19 و هزینهﻱ دوره20 : یکی از موضوعات مهم در حسابداری، زمان بندی شناسایی مخارج تحصیل اقلام دارایی به عنوان هزینه است. همانگونه که قبلاً بیان شد، هزینه هنگامی واقع می شود که یک دارایی برای مقصود مورد نظر، به مصرف می رسد، مورد بهره برداری قرار می گیرد و یا به فروش می رود. اصطلاحات «هزینهﻱ محصول» و «هزینهﻱ دوره» برای توصیف زمان بندی مبنای شناخت هزینهﻫﺎﻱ مختلف به کار برده می شود.
هزینه محصول، هزینه ی قابل تخصیص به کالاهایی است که به منظور بازفروش، خریداری و یا ساخته می شوند. هزینه محصول برای ارزشیابی موجودی کالای ساخته شده و موجودی کالای در جریان ساخت تا زمان فروش بکار برده می شود. در دوره ای که موجودی محصول مورد نظر به فروش می رسد، ارزش تخصیص یافته به موجودی کالای فروش رفته (هزینهﻱ محصول) به عنوان هزینه جاری (دوره) شناسایی و اصطلاحاً تحت عنوان «بهای تمام شده کالای فروش رفته» در صورت سود و زیان انعکاس می یابد.
کلیهﻱ هزینهﻫﺎیی را که نمی توان جزو هزینهﻱ محصول منظور کرد، اصطلاحاً «هزینهﻱ دوره» نامیده می شوند. این هزینه ها به جای اینکه به کالاهای خریداری شده یا ساخته شده ارتباط داشته باشند، به نوعی با دوره زمانی که طی آن واقع شده اند، ارتباط دارند. هزینهﻫﺎﻱ دوره در دوره ی وقوع کلاً در صورت سود و زیان انعکاس می یابند.
هزینه از دست رفتن فرصت21 : همان گونه که قبلاً گفته شد، یکی از وظایف حسابداری مدیریت به عنوان سیستم اطلاعاتی، فراهم کردن اطلاعات مرتبط با هزینه ها برای تصمیم گیری های گوناگون مدیران سطوح مختلف در واحدهای اقتصادی است. اما تصمیم گیری های مختلف نیاز به اطلاعات متفاوت دارد. «هزینهﻱ از دست رفتن فرصت» یکی از اطلاعات مهم و مؤثر در تصمیم گیری های مدیران در زمینه های گوناگون، از جمله قیمت گذاری انتقالات داخلی بین قسمتهای مختلف یک واحد اقتصادی، قبول یا رد یک سفارش خاص و ساخت یک قطعه در داخل یا خرید آن از بیرون است.
واحدهای اقتصادی به منظور دستیابی به هدف های مورد نظر خود، منابعی را در اختیار دارند که شامل موجودی نقد، مطالبات، موجودی کالا، اموال، ماشین آلات و تجهیزات، سرمایه گذاری در سهام سایر شرکت ها و نیروی انسانی است. استفاده از هر یک از این منابع، به از دست رفتن فرصت به کارگیری آن منابع به شکلی دیگر، برای واحدهای اقتصادی منجر می شود. بدین معنا که اگر از یکی از این منابع برای مقصودی مشخص استفاده شود، از آن منبع نمی توان برای مقاصد دیگر استفاده کرد.
به طور ساده می توان گفت، «هزینه از دست رفتن فرصت» عبارت از ارزش هر گونه فرصتی است که به خاطر پرداختن به فعالیت دیگر، از آن فرصت صرفنظر می شود. به بیان دیگر، هزینه ازدست رفتن فرصت به عنوان مزیتی تعریف شده است که به واسطه ی خودداری از انجام یک راه کار به خاطر پرداختن به انجام کار دیگر، فدا می شود.
هزینهﻱ ریخته یا از دست رفته22 : «هزینهﻱ ریخته یا از دست رفته» به هزینه ای اطلاق می شود که در گذشته واقع شده است و در نتیجه، بر تصمیمات و هزینهﻫﺎﻱ آتی اثر ندارد و نمی توان آن را از طریق اقدامات فعلی یا آتی برگشت داد و یا تغییری در آن ایجاد کرد. نمونه بارز این گونه هزینه ها، هزینه تحصیل تجهیزاتی است که قبلاً خریداری شده و هزینه ی موجودی هایی است که قبلاً تحصیل شده اند.
هزینه تفاضلی23 : «هزینهﻱ تفاضلی» به اختلاف بین هزینهﻫﺎﻱ دو راه کار مختلف گفته می شود. هنگامی که با مسئله انتخاب از بین راه کارهای گوناگون روبرو هستیم، توجه به هزینهﻫﺎﻱ تفاضلی به جای پرداختن به هزینهﻫﺎﻱ کل و انباشته، اولویت پیدا می کند. در تصمیم گیری های گوناگون، معطوف داشتن توجه به اختلاف بین هزینه ی راه کارهای متفاوت و مقایسه آنها، با ملحوظ داشتن جمع هزینه این راه کارها گویاتر، راحت تر و مؤثر تر است. هزینه ی تفاضلی را بعضاً هزینهﻱ افزایشی24 و هزینهﻱ نهایی25 نیز می نامند.
هزینهﻱ قابل اجتناب26 : هزینهﻫﺎیی هستند که هنگام انتخاب یک راهکارازمیان راهکارهای مختلف، بتوان آن راحذف کرد.

هزینهﻱ غیرقابل اجتناب27 : هزینهﻫﺎیی می باشند که بین راهکارهای مختلف ثابت می مانند و تغییر نمی کنند. به بیانی دیگر،هزینهﻫﺎیی که حتی باحذف بخشی از واحد و یا یک فعالیت همچنان استمرار خواهد داشت.
هزینهﻱ مربوط یا مرتبط28 : هزینهﻫﺎیی هستند که در شرایط خاص تصمیم گیری مؤثر واقع می شوند، و با یک تصمیم گیری خاص مرتبط هستند و به عنوان هزینهﻫﺎﻱ مورد انتظار آتی که موجب تفاوت بین راهکارهای مختلف می شود، تعریف شده است. بنابراین در تصمیم گیری خاص مدیریت اثر گذار بوده و برای محاسبه بهای تمام شده، مربوط تلقی شده و منظور می گردد. هر هزینه برای اینکه هزینه مربوط محسوب شود باید دارای دو ویژگی زیر باشند:
1.       انتظار وقوع این اقلام در دوره های مالی آتی وجود داشته باشد.
2.       مقدار این اقلام برای هر یک از راه حل ها متفاوت باشد.
هزینه ارزش افزوده29 ، هزینه بدون ارزش افزوده30 : طبقه بندی دیگری که در سالهای اخیر در هزینه انجام گرفته است، بر این اساس پایه گذاری شده است که بهای تمام شده به ارزش یک محصول یا خدمات یا بدون اثرات ظاهری روی ارزش بازار یا رضایت مشتری متحمل می شود، اضافه می کند. «هزینه ی ارزش افزوده» عبارت است از هزینه ی یک فعالیت عملیاتی که ارزش بازار یک محصول یا خدمات را افزایش می دهد. یک «هزینه ی بدون ارزش افزوده» عبارت است از هزینه ی یک عملیات، یا یک فعالیت پشتیبانی که هزینه ی یک محصول یا خدمت را اضافه می کند، اما ارزش بازار آن را افزایش نمی دهد.
استهلاک ماشین آلات که ترکیبی از خط موقتی درمحصول نهایی می باشد، هزینه ارزش افزوده است، استهلاک اتومبیل واحد فروش یک هزینه ی بدون ارزش افزوده است. هزینهﻫﺎﻱ متحمل شده که کیفیت یک محصول را بهبود بخشد، هزینه ارزش افزوده است، اگر مشتری تمایل به پرداخت بیشتر برای کیفیت بالاتر داشته باشد. اما اگر چنین پرداختی از سوی مشتری انجام نگیرد، آن هزینه ها، هزینه های بدون ارزش افزوده اند، زیرا ارزش بازار محصولات را افزایش نمی دهد. هزینهﻫﺎﻱ فعالیت های مدیریت مانند حسابداری و یا حقوق و دستمزد کارکنان، هزینهﻫﺎﻱ بدون ارزش افزوده هستند، آنها برای عملیات واحد اقتصادی ضروری و است، اما ارزش محصول را اضافه نمی کنند.
هزینهﻱ نهایی31 و هزینهﻱ میانگین32 : در یک وضعیت خاص، مفهوم هزینهﻱ تفاضلی، هزینهﻱ نهایی است. «هزینهﻱ نهایی» به هزینهﻱ اضافی که در صورت تولید یک واحد محصول اضافی، واقع خواهد شد، اطلاق می گردد. «هزینهﻱ میانگین» هر واحد محصول برابر است با جمع هزینه ها تقسیم بر مقدار محصول ساخته شده.
هزینه استاندارد33 : به هزینهﻱ برآوردی یا بودجه شده ساخت یک واحد محصول مشخص یا انجام یک خدمت که به عنوان الگو و شاخصی برای مقایسه و ارزیابی عملکرد بکار گرفته می شود، اطلاق میگردد. از این هزینه های هدف اغلب در فرایند بودجه بندی نیز استفاده می شود.
هزینه های مشترک34 : هزینه هایی که در فرآیند مشترک ساخت و قبل از این که محصولات مشترک به شکل مجزا ظاهر و قابل شناسایی شوند، واقع می گردد. به بیان دیگر، جمع تمام هزینه هایی که در فرآیند مشترک ساخت تا نقطه تفکیک، صرف ساخت محصولات مشترک می شود.
هزینه های مجزا35 : به هزینه هایی اطلاق می شود که برای پردازش محصولات مشترک بعد از نقطه تفکیک واقع می گردد. ویژگی این گونه هزینه ها، سهولت ردیابی مستقیم آنها با هریک از محصولات مشترک است. این هزینه ها جزء هزینه های فرآیند مشترک ساخت نیست و به مراحل بعد از نقطه تفکیک محصولات مشترک مربوط می شود.
هزینه قابل کنترل36 : هزینهﻫﺎیی که تحت کنترل و نفوذ مؤثر شخصی معین در درون واحد اقتصادی بوده، به گونه ای که در کوتاه مدت برمبلغ آن هزینه اثر گذارد.
هزینه غیر قابل کنترل37 : هزینهﺍﻱ که نمی توانددر سطح و توسط یک مدیر معین تغییر کند یا تحت تاثیر قرار گیرد.
هزینه متغیر38 و هزینه ثابت39 : یکی از طبقه بندی های مهم هزینه، مبتنی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره کیفیت حسابرسی، مؤسسات حسابرسی، استقلال حسابرس، صورت های مالی Next Entries پایان نامه رایگان درباره صورت های مالی، بهای تمام شده، حق الزحمه، حسابرسی مستقل