پایان نامه رایگان درباره ارزش افزوده، بازار سهام، مصرف كننده، ارزش بازار

دانلود پایان نامه ارشد

تعيين مي كند. اگر EVA هاي آتي مثبت باشد، سهام شركت در بازار به صرف فروخته مي شود ولي اگر EVA هاي آتي منفي باشد سهام شركت در بازار به كمتر از ارزش دفتري ( به كسر) فروخته خواهد شد. چنين شركتهايي در بازار سهام از اقبال چنداني برخوردار نخواهند بود. EVA و MVA معيارهاي داخلي و خارجي اندازه گيري عملكرد و تعيين ارزش شركت هستند (همان منبع).
مزايا و معايب ارزش افزوده اقتصادي:
ارزش افزوده اقتصادي داراي مزاياي زيادي است كه مي توان مهمترين آنها را به شرح زير خلاصه كرد :
1- EVA رابطه نزديكي با NPV دارد ، به عبارتي EVA با تئوري تأمين مالي كه بيان مي دارد ارزش يك شركت افزايش خواهد يافت اگر پروژه هايي با NPV مثبت انتخاب شوند ، هم سو و سازگار مي باشد .
2- EVA مديران ارشد شركت را نسبت به معياري كه بيشتر تحت كنترل آنهاست، پاسخ گو مي كند. ( نرخ بازده سرمايه و نرخ هزينه سرمايه بوسيله تصميمات آنها تحت تأثير قرار مي گيرد ) نه نسبت به معيارهايي كه مديران احساس مي كنند نمي توانند آنها را بخوبي كنترل نمايند (ارزش بازار سهام ) .
3- EVA از طريق همه تصميماتي كه مديران شركت اتخاذ مي كنند تحت تأثير واقع مي شود (تصميمات مربوط به سرمايه گذاري و تقسيم سود، نرخ بازده سرمايه و تصميمات مربوط به تأمين مالي، نرخ هزينه سرمايه را تحت تأثير قرار مي دهد ) .
4- EVA معيار مناسبي جهت تأمين پاداش مديران مي باشد (مي توان پاداش را به عنوان درصدي از ارزش افزوده اقتصادي كه مديران ايجاد كرده اند در نظر گرفت ) .
5- EVA به عنوان معيار داخلي سنجش عملكرد، موفقيت شركت درافزودن به سرمايه گذاري سهامدارانش را به بهترين نحو نشان مي دهد .
6- EVA نشان مي دهد كه ارزش شركت مستقيماً به عملكرد مديريت بستگي دارد .
7- EVA با ارزش بازار شركت در ارتباط است . ( ارزش سهام تابعي از EVA هاي آتي پيش بيني شده مي باشد ) .
8- EVA معياري است كه نشان مي دهد عملكرد واقعي شركت نسبت به عملكرد پيش بيني شده ، كاهش يا افزايش داشته است . EVA مثبت به اين معني است كه ارزش شركت با درنظر گرفتن هزينه براي سرمايه به كار گرفته شده ، افزايش يافته است .
9- EVA روش مناسبي براي تعيين اهداف، اندازه گيري عملكرد، ارزيابي استراتژي ها، تخصيص بهينه سرمايه، طراحي سيستم پاداش، افزايش سرمايه و قيمت گذاري مي باشد .
10- EVA به عنوان يك معيار عملكرد اقتصادي با معيارهاي ديگري مثل ارزش افزوده نقدي20 ، ارزش افزوده سهامداران21 و بازده جريان نقدي روي سرمايه گذاري22 سازگار مي باشد .
11- EVA به عنوان معيار اندازه گيري عملكرد كمتر در معرض تحريف هاي حسابداري قرار دارد . به عبارتي از طريق انجام برخي تعديلات، انحرافات ناشي از تغيير در روش ها و برآوردهاي حسابداري به حداقل مي رسد .
12- EVA به عنوان ارائه دهنده زبان واحدي در كل سازمان است .
در كنار مزاياي فوق الاشاره، مطمئنا معيار ارزش افزوده اقتصادي مانند ديگر معيارهاي ارزيابي عملكرد داراي معايب و ايراداتي است كه در اينجا بطور مختصر به آنها اشاره مي شود :
1- محاسبه ارزش افزوده اقتصادي شامل محاسبه نرخ بازده و نرخ هزينه سرمايه مي باشد كه مشكل است.
2- ارزش افزوده اقتصادي معمولا بر اساس ارقام تاريخي محاسبه مي شود.
3- گاهي اوقات تجزيه و تحليل ارزش افزوده اقتصادي غير عملي است. مثلا براي شركت هايي كه تازه راه اندازي شده اند يا براي شركتهاي سرمايه گذاري، تجزيه و تحليل ارزش افزوده اقتصادي مناسب نيست (ابوالحسني، 1389، 48)4.

4-2 بخش سوم : بهره وري23
انسان از ديرباز در انديشه استفاده مفيد و كارا و ثمر بخش از توانائيها، امكانات و منابع در دسترس خود بوده است. در عصر كنوني اين امر بيش از هر زمان ديگري مورد توجه جدي قرار گرفته است. محدوديت منابع در دسترس، افزايش و رشد نيازها و خواسته هاي بشر باعث شده كه دست اندركاران عرصه اقتصاد، سياست و مديريت جامعه و سازمانها، افزايش بهره وري را در اولويت برنامه هاي خود قرار دهند. اصطلاح بهره وري براي افراد مختلف معاني متفاوتي دارد. مانند بازده بيشتر با حفظ هزينه ها در حد ثابتي از نهاده ها. يك فرد در مقام توليد كننده برداشتي از بهره وري دارد و در جايگاه مصرف كننده تعريف ديگري در ذهن دارد.
از جمله رويكردهاي ديگري كه در امر ارزيابي شركتها مطرح است، تجزيه و تحليل و ارزيابي بهره وري است. بهره وري رابطه بين ورودي ها ( يعني آنچه در جريان توليد بكار مي بريم) با خروجي ها يا توليد يا ستانده (يعني آنچه بدست مي آوريم) را ارزيابي مي كند. وروديها عبارتند از : ماشين آلات، مواد ، ابزار، منابع انساني، سرمايه، زمين، انرژي، مديريت، زمان و نظاير آن. خروجيها عبارتند از : كالاها و خدمات. از آنجائيكه منابع (وروديها) محدود مي باشند لذا بايد با اجراي مديريت بهره وري به نحو بهينه اي از آنها استفاده شود. كارگران و كارمندان، توليد كنندگان، مصرف كنندگان و به عبارتي همه ملت و كشور از بهره وري بالاتر منتفع مي شوند (طاهري، 1383، 109)24.

1-4-2- تعريف بهره وري
بهبود بهره وري موضوعي بوده كه از ابتداي تارخ بشر و در كليه نظامهاي اقتصادي و سياسي مطرح بوده است. اما تحقيق درباره چگونگي افزايش بهره وري، بطور سيستماتيك و درچارچوب مباحث علمي تحليلي از حدود 230 سال پيش به اين طرف بطور جدي مور توجه انديشمندان قرار گرفته است.
واژه ” بهره وري ” براي نخستين بار به وسيله فرانسوا كنه25 رياضيدان و اقتصاددان طرفدار مكتب فيزيوكراسي (حكومت طبيعت) بكار برده شد. كنه، با طرح جدول اقتصادي، اقتدار هر دولتي را منوط به افزايش بهره وري در بخش كشاورزي مي داند.

در سال 1883 فرانسوي ديگري به نام ” ليتره26 ” ، بهره وري را دانش و فن توليد تعريف كرد. با شروع دوره نهضت مديريت علمي در اوايل سالهاي 1900، فردريك وينسلو تيلور27 و فرانك و ليليان گيلبرث28 به منظور افزايش كارايي كارگران، درباره تقسيم كار، بهبود روشها و تعيين زمان استاندارد، مطالعاتي را انجام دادند. كارايي، به عنوان نسبتي از زمان واقعي انجام كار به زمان استاندارد از پيش تعيين شده تعريف شد. بعدها كارايي را درباره هر يك از عوامل توليد استفاده كردند. اما واژه اي كه به تدريج جنبه عمومي تر و كلي تر پيدا كرد و در ادبيات مديريت رايج گرديد، بهره وري بود. در سال 1950 سازمان همكاري اقتصادي اروپا بطور رسمي بهره وري را چنين تعريف كرد: ” بهره وري حاصل كسري است كه از تقسيم مقدار يا ارزش محصول بر مقدار يا ارزش يكي از عوامل توليد بدست مي آيد. بدين لحاظ مي توان از بهره وري سرمايه، مواد اوليه و نيروي كار صحبت كرد.”
سازمان بين المللي كار29 بهره وري را چنين تعريف كرده است: ” بهره وري عبارتست از نسبت ستاده به يكي از عوامل توليد (زمين، سرمايه، نيروي كار و مديريت).” در اين تعريف “مديريت” بطور ويژه يكي از عوامل توليد در نظر گرفته شده است. نسبت توليد به هريك از اين عوامل معياري براي سنجش بهره وري محسوب مي شود.
در سال 1958 آژانس بهره وري اروپا30، بهره وري را درجه و شدت استفاده مؤثر از هر يك از عوامل توليد تعريف كرد. همچنين اين سازمان اعلام داشت كه “بهره وري يك نوع طرز تفكر و ديدگاهي است بر اين پايه كه هر فرد مي تواند كارها و وظايفش را هر روز بهتر از روز قبل انجام دهد.” اعتقاد به بهبود بهره وري يعني داشتن ايمان راسخ به پيشرفت انسانها.
در اطلاعيه تشكيل “مركز بهره وري ژاپن”31 در سال 1995، در ارتباط با اهداف ناشي از بهبود بهره وري چنين بيان شده است:
حداكثر استفاده از منابع فيزيكي، نيروي انساني و ساير عوامل به روشهاي علمي بطوريكه بهبود بهره وري به كاهش هزينه هاي توليد، گسترش بازارها، افزايش اشتغال و بالا رفتن سطح زندگي همه آحاد ملت منجر شود. از ديد مركز بهره وري ژاپن، بهره وري يك اولويت و انتخاب ملي است كه منجر به افزايش رفاه اجتماعي و كاهش فقر مي گردد. مركز بهره وري ژاپن از زمان تاسيسش در سال 1955 نهضت ملي افزايش بهره وري در اين كشور را تحت سه اصل رهنمون ساز به جلو هدايت نمود كه عبارتند از : افزايش اشتغال، همكاري بين نيروي كار و مديريت و توزيع عادلانه و برابر ثمره هاي بهبود بهره وري در ميان مديريت، نيروي كار و مصرف كنندگان (طاهري، 1383، 21)32.
افزايش قابل توجه بهره وري در تعدادي از كشورها در دهه هاي اخير موجب شده است كه ارتقاء سطح بهره وري ملي به عنوان يك اولويت در سطح كشورها مطرح باشد. بطور مثال در دوره زماني 1974 – 1967 كشور ژاپن بهره وري ملي خود را 6/99 درصد افزايش داد در حالي كه در همان مدت بهره وري ملي در كشورهاي آلمان غربي و ايالات متحده امريكا به ترتيب 3/43 و 25/29 درصد افزايش يافت. از اوايل شروع دهه 1970 بهره وري يكي از مهمترين موضوعاتي بوده است كه در سطح سازمانها و در سطح كشور تاثير به سزايي بر روي سطح زندگي، تورم، بيكاري، سلامت اقتصادي جامعه و رقابت پذيري در سطح جهاني دارد. در نظر سنجي كه از مديران صنايع امريكا انجام شده است بيش از 90 درصد مديران بر اين باور بوده اند كه ارتقاء بهره وري يكي از دو يا سه موضوع مهم و جدي است كه كشور با آن روبروست (همان منبع، 21)33.
تعاريف ديگري از بهره وري به شرح زير شده است:
استيگل34: نسبت ميان بازده به هزينه عمليات توليدي.
ماندل35: بهره وري به مفهوم نسبت بين بازده توليد به واحد منبع مصرف شده است كه با سال پايه مقايسه مي شود.
ديويس36: تغيير بدست آمده در مقدار محصول در ازاء منابع مصرف شده.
فابريكانت37: يك نسبت هميشگي بين خروجي به ورودي.
در سالهاي 1974 و اواخر 1984 “سومانث38 ” سه تعريف اساسي ( و سپس چهارمي در سال 1987) را درباره بهره وري در ارتباط با سازمانها يا شركتها به شرح زير ارائه داد:
بهره وري جزئي39: نسبت ارزش و مقدار محصول به يك طبق از نهاده را گويند. مثلا محصول به ازاء هر نفر ساعت (معيار بهره وري نيروي كار) يا ارزش و مقدار محصول توليد شده به ازاء هر تن مواد اوليه مصرفي (بهره وري مواد) يا بهره درآمد توليد شده به ازاء هر ريال سرمايه (بهره وري سرمايه) و نظاير آن.

بهره وري كلي عوامل توليد40: عبارتست از نسبت خالص محصول بر مجموع نهده هاي نيروي كار و سرمايه/ معمولا به جاي خالص محصول، ارزش افزوده و در مخرج كسر مجموع ارزشهاي نيروي كار و سرمايه را قرار مي دهند. اين معيار براي برخي از كالاهاي مصرفي كه 65 درصد هزينه توليد آنها را مواد مصرفي تشكيل مي دهد معيار مناسبي نمي باشد.
بهره وري كلي41: نسبت كل ارزش محصول توليد شده به مجموع ارزش كليه نهاده هاي مصرف است. اين شاخص تاثير مشترك و همزمان همه نهاده ها و منابع (از قبيل نيروي انساني، مواد و قطعات، ماشين آلات، سرمايه، انرژي و نظاير آن) در ارتباط با ارزش محصول بدست آمده را اندازه گيري مي كند.
بهره وري چند عامل42: در اين شاخص بجاي همه عوامل در مخرج كسر، ارزش تنها چند عامل از كليه عوامل توليد را قرار مي دهند.
شاخص بهره وري جامع كل43: عبارتست از حاصلضرب شاخص بهره وري كل در شاخص عوامل غير قابل لمس. اين شاخص پيچيده ترين معيار بهره وري است كه مفهوم بهره وري را نسبت به آنچه رايج و متداول است وسعت مي بخشد و عوامل كيفي متناسب با نيازهاي مصرف كننده يا مرتبط با ديدگاه شركت از كيفيت محصول، كيفيت فرآيند تا زمانبندي توليد و سهم شركت در بازار و نگرش جامعه نسبت به شركت را نيز در بر مي گيرد.
امروزه تقريبا نويسندگان اجماع نظر دارند كه اندازه بهره وري با تقسيم ارزش ستاده ها (محصول) به ارزش نهاده ها (داده ها) بدست مي آيد. همين كه در مقدار معيني از نهاده ها، مقدار محصول (با حفظ كيفيت) افزايش يابد يا مقدار نهاده هاي بكار رفته براي يك مقدار ثابت محصول كاهش يابد، بهره وري افزايش مي يابد. بنابراين مقدار شاخص بهره وري در مجموع ميزان اثربخشي و كارايي در يك سازمان را نشان مي دهد. در اين تحقيق نيز شاخص بهره وري به معيارهاي اثربخشي و كارايي طبقه بندي شده كه پس از ارائه توضيحات ضروري ديگر بدان پرداخته شده است ( طاهري، 1383، 24)5.

2-4-2 ديدگاههاي مختلف درباره

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره ارزش افزوده، حقوق صاحبان سهام، صاحبان سهام، ثروت سهامداران Next Entries پایان نامه رایگان درباره بهبود مستمر، حمل و نقل