پایان نامه رایگان درباره ادبیات مقاومت، ادبیات عامیانه، ادبیات تطبیقی، ادبیات پایداری

دانلود پایان نامه ارشد

عنوان بنیاد نظری، دربردارنده‏ی مفاهیمی بنیادین و اساسی در حوزه‏ی ادبیات است، ابتدا تعریفی از ادبیات بیان شده و مفاهیمی مرتبط با آن شرح داده می‏شود. سپس به تعریف زیرمجموعه‏هایی از ادبیات با عنوان ادبیات پایداری (مقاومت)، ادبیات بومی، ادبیات دفاع مقدس و … پرداخته‏ایم. نماد، جز اساسی در ادبیات امروز محسوب می‏شود که از زمان کهن نیز در بین شاعران مرسوم و مورد استفاده بوده است. تعریفی از نماد، کارکردهای آن و مضامین مرتبط با آن نیز به اختصار شرح داده شده است.

2-2 ادبیات
انسان‏ها همواره به روش‏های مختلف از درون خود سخن گفته‏اند، یکی از مهم‏ترین و عمیق‏ترین روش‏ها به شیوه‏ی ادبی است. ادبیات متنی ارزشی است که ادیب تأثّرات، تجربیات، اندیشه‏ها و … را به‏طور غیرمستقیم بیان می‏کند.
ادبیات از دیدگاه‏های گوناگون تعریف شده است، هرکس مطابق با سلیقه‏ی خود آن را تعریف کرده است: نفیسی دانش‏های متعلق به ادب و سلوک و معرفت و فصل و هنر را ادبیات می‏داند (نفیسی، 1317: 143).
رومن یاکوبسون (roman jakobson) ادبیّات را نوشته‏ای می‏داند که نمایش گر «درهم‏ریختن سازمان یافته‏ی گفتار متداول است» (ایگلتون، 1380: 4).
در فرهنگ معین نیز ادبیه به عنوان مفرد ادبیات آمده است و آن‏را از دانش‏هایی وابسته به ادب، علوم ادبی و آثار ادبی دانسته است (معین: ذیل واژه ادبیات) و ادیبه منسوب به ادب است و آنچه پیوستگی به ادب دارد به دانش‏ها و فن‏های ادبی گفته می‏شود و ادب یک واژه غیرپارسی اسـت و در اصل به معنای فرهنگ است. ادبیات حقایقی مانند اندیشه، عرفان عشق، عواطف و احساسات را در بیان می‏کند.
ادبیات آینه تمام نمای افکار و اندیشه‏ها و عواطف احساسات و خصوصیات رفتاری و ویژگی‏های فرهنگی یک ملت است.
به نظر زرین‏کوب ادبیات عبارت است از: «تمام ذخایر و مواریث ذوقی و فکری اقوام و امم عالم که مردم در صبط و نقل و نشر آن‏ها اهتمام کرده‏اند. این میراث ذوقی و فکری که از رفتگان بازمانده است و آیندگان نیز همواره بر آن چیزی خواهند افزود. همواره موجب استفاده و تمتع و التذاذ اقوام و افراد جهان خواهد بود» (زرین‏کوب، 1374: 18).
اصولاً ادبيّات مفهوم ذهني است كه «در جستجوي بيروني خود براي يافتن محسوس عيني مرتبط با آن مفهوم ،‌خواه و ناخواه به آثار ادبي، اعم از شعر (نظم) و نثر مي‌رساند . به عبارتي ديگر آثار معين و متمايز ادبي چه نثر و چه شعر همان عين ادبي يا مصداق خارجي مفهوم ذهني ادبيّات‌اند‏. در واقع اعيان ادبي يا آثار خارجي ادبيّات شامل داستانها و غزلها، قطعه ها ، قصيده‌ها و رمانها و … يا شعرها و نثرها مي‌باشند، كه سروده‌ شدند»‏ (حافظي‏، 1370: 5)‏.
حسن انوری در کتاب فرهنگ بزرگ سخن در تعریف ادبیات چنین می‏نویسد: «ادبیات مجموعه آثار مکتوب که نمایان‏گر بازتاب عاطفی چون غم و شادی و مانند آن‏ها بوده، و به شیوه‏ای هنری در قالب شعر، داستان، نمایش‏نامه، شرح حال، مقاله و جز آن‏ها درآمده باشد و ادبیات بخشی از علوم انسانی شامل دانش‏هایی چون لغت، صرف، نحو، معانی و بیان، عروض و قافیه، شعرشناسی و انشاء و مانند آن‏ها و مجموعه نوشته‏هایی درباره موضوعی مشخص مثل ادبیات جنگ، ادبیات تطبیقی که آن دانشی است که از وجوه اشتراک یا اختلاف ادبیات ملت‏ها و تأثیر آن‏ها در یکدیگر، صحبت می‏کند. ادبیات سنتی (ادبیات کلاسیک) که مجموعه آثار با ارزش‏ باقی‏مانده از سخنوران و نویسندگان کهن هر ملتی است و ادبیات سیاه آن ادبیاتی است با گرایش شدید به بدبینی و ناامیدی و مانند آن‏ها، ادبیات عامیانه (شفاهی) داستان، افسانه، مثل، لالایی، متل – لطیفه و مانند آن‏ها که به طور شفاهی از نسلی به نسل دیگر منتقل می‏شود، به آن ادبیات عامیانه یا «فولکلور» می‏گویند» (انوری، 1381: 144). ادبیات برخلاف متون علمی، بیانگر مقاصد عملی مؤلّف نیست، بلکه زبانی از که مؤلّف از طریق آن به بیان مقاصد درونی خود به خواننده بهره می‏برد.
در ادبیات مسائل سیاسی، اجتماعی و اخلاقی علاوه بر مسائل عاطفی نیز بیان می‏شود. مباحثی که بیان‏شان تنها با زبان ادبیات امکان‏پذیر است. «شعر و ادبیات غذا روح است» هرجا که ملامت غالب شود بیتی زیبا و دلنشین همچون نم آب، بر گل پژمرده روح آن شادابی می‏بخشد (هادی، 1371: 17). زبان و ادبیات جلوه گاه اندیشه‏، آرمان‏، فرهنگ یک جامعه است. ادبیات پدیده‏ای اجتماعی است مطابق با هر پدیده‏ی اجتماعی، قابل تعریف و شرح واضحی نمی‏باشد و تنها تعاریف ذکر شده مبین نقش اساسی و بنیادین ادبیات و نقش عمده‏ی آن در جامعه می‏باشد.
مجموعه نوشته‏ها، اصطلاحات و رفتارهایی که در یک رشته علمی یا حرفة خاص مقبولیت و تداول می‏یابد مانند ادبیات پزشکی، ادبیات مدیریت، ادبیات اخلاق،‏ ادبیات سینما، ادبیات سیاست، در این نوع کاربردها ادبیات به معنی آداب و سلوک رایج در این مقولات است (سید ترابی، 1388: 10).
با این تفاسیر، می‏توان بیان کرد که هر کسی تعریفی مبتنی بر برداشت شخصی خود از ادبیات ارائه می‏کند. در مجموع ادبیات را مجموعه‏ای آثار مکتوب و غیرمکتوب یک ملت که عواطف و احساسات آدمی را تحت تأثیر قرار می‏دهد، می‏دانند. به عبارتی ادبیات مجموعه بازتاب‏های آدمیان است در مقابل عوامل درونی و بیرونی مانند غم و شادی که به صورت کلام همواره با تخیل و عاطفه درآمده و ادبیات یکی از هنرهای زیباست و وظیفه‏ی آن ساختن هنر از واژه‏هاست.
ادبیات در حوزه‏های گوناگونی گسترش یافته است، مانند ادبیات جنگ و ادبیات تطبیقی، ادبیات سنتی، ادبیات عامیانه یا شفاهی و می‏توان گفت در ادبیات حقایقی مانند عواطف، احساسات، عرفان، اندیشه و فکر به هم می‏رسند و مانند آینه‏ای تجلی‏گاه خصوصیات رفتاری و ویژگی‏های فرهنگی یک ملت است. «تقسیم‏بندی جزئی ادبیات جهان به ادبیات فارسی، ادبیات انگلیسی، ادبیات فرانسه، ادبیات عرب، ادبیات آلمان، ادبیات جنگ، ادبیات مقاومت و … را هم نباید یک تقسیم‏بندی زبانی دانست. این تقسیم‏بندی به هویت فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، ملّی و باستانی یک کشور مربوط می‏شود» (اسکولز، 1379: 57).

2-2-1 کارکرد ادبیات
کارکردهای مختلفی برای ادبیات ذکر شده است که به برخی از آن کارکردها اشاره می‏گردد:
1. وسیله‏ای برای بیان عواطف، احساس‏ها و مکنونات درونی.
2. بیان یافته‏های علم حضوری، تجاربی که برای همگان قابل دیدن نیست و انتقال لحظه‏های ناب کشفی و شهودی.
3. بیان تأثیرگذار، اقناع‏گرانه و لذت آفرین، به طوری‏که مخاطب مجذوب آن سخن‏ها یا مفاهیم شود، از این جهت ادبیات، توانایی دارد تا کار اخلاق و مذهب را نیز انجام دهد.
4. بیان لطیف مشترکات عام انسانی اعم از: درد، مرگ، عشق، وفاداری، تولد دوباره، شادی، غم، نفرت و محبت.
5. چند ساختی کردن واژه‏ها و مفاهیم از طریق: ابهام، ایهام، استعاره، کنایه، رمز و گسترش دادن زبان سخن.
6. ایجاد همگرایی در انسان‏ها از طریق نهادسازی‏ها متنوع.
7. توان برقراری ارتباط و همپوشانی رشته‏های مختلف علوم انسانی نظیر: جامعه‏شناسی، روان‏شناسی، تاریخ و مفاهیم عرفانی و مذهبی، با کمک تصویر دقیق اجتماع و کشش‏های آن.
8. امکان دخل و تصرف در طبیعت با استفاده از تخیل و رهایی از عصر تکنولوژی و رفتن در عالمی که انسان را در شرایط لامکانی قرار می‏دهد.
9. نزدیک ساختن انسان‏ها به حقایق عالم هستی، طرح پرسش‏های دقیق از زندگی خود و جهان و رساندن انسان‏ها در مسیر قرب الی الله (یونسی رستمی، 1393: 14-13).
10. ادبیات می‏تواند لذت‏آفرین باشد، از آن جهت که زیبا و والاست. لذّت حاصله از زیبایی و والایی نصیب روح آدمی می‏شود. و منفعت مادی در آن متصور نیست.
11. ادبیات ابزار تبلیغ و اقناع است و قادر است کار مذهب و اخلاق را انجام دهد.
12. ابزار انتقال دانش‏ها و آگاهی و تجربه است. تجربه‏ی اموری که قابل دیدن نیستند.
13. ابزار بیان احساسات و هیجانات و مکنونات درونی انسان است.
14. امکان بیان آگاهی‏های برتر را می‏دهد. لحظه‏های شاعرانه و شهودی، حاوی آگاهی‏هایی فراتر از قلمرو عقل است و ادبیات امکان گزارش این لحظه‏ها را فراهم می‏آورد.
15. ادبیات نشان دهنده‏ی حقایق اموری است که بر اثر عادت‏زندگی قادر به درک آن‏ها نیستم.
16. ادبیات قادر است با ایجاد درنگی و تأمّل در روند عادی زندگی، پرسش‏های هوشمندانه‏ای درباره‏ی زندگی و هستی طرح کند.
17. قادر است به شیوه‏ای هنری و تخیلی تاریخ را بازسازی کند و آن را زنده، پویا و مؤثر سازد.
18. ارزش‏‏های انسانی اصیل، همچون عشق و محبت را در شکل‏های جاودانه به تصویر می‏کشد.
19. از طریق گزارش از درون هنرمند و اشخاص داستان به شناسایی روان پیچیده‏ی انسان می‏پردازد و با روانشناسی هم‏آوا می‏شود (فتوحی و عباسی، 1393: 18-17).

2-2-2 ادبیات و اجتماع
ادبیات، جلوه‏گاه تمام مفاهیم اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و نمود ساختار یک جامعه است. فردی که در حیطه ادبیات وارد می‏شود و اثری را از خود برجای می‏گذارد، در فضای عصر خویش زندگی می‏کند و معمولاً عناصر مورد نیاز برای خلق اثر خویش را از همان فضای جامعه خود کسب می‏کند. به همین دلیل است که بازتاب تحولات جامعه در آثار هر نویسنده هویدا و نمود پیدا می‏کند. برای بررسی این مقوله‏ها، علمی به نام جامعه‏شناسی مطرح می‏شود که در حیطه ادبیات به بررسی عوامل اجتماعی دخیل در آثار نویسندگان و ادبا می‏پردازد. «جامعه‏شناسی به کمک روش‏های علمی خاص، نهادها، روابط و رفتارهای اجتماعی انسان را از نظر ساخت، کارکرد، پویش و دگرگونی بررسی و تجزیه و تحلیل، مقایسه و طبقه‏بندی می‏کند و با نگرشی ویژه به علل اجتماعی، در جستجوی قوانین حاکم بر حیات جامعه از دیدگاه‏های گوناگون است» (محسنی، 1366: 130). این تعریف نشان می‏دهد که رابطه‏ای مستحکم بین ادبیات و جامعه برقرار است، زیرا کارکردها و مقصد یکسانی را پی‏گیری می‏کنند. «جامعه‏شناسی هنر و ادبیات، شاخه‏ای از علم جامعه‏شناسی است که ساخت و کارکرد اجتماعی هنر و ادبیات و رابطه‏ی میان جامعه و هنر و قوانین حاکم بر آن‏ها را بررسی می‏کند» (فاضلی، 1374: 110). رابطه میان ادبیات و جامعه را می‏توان این‏گونه شرح نمود که «یک اثر هنری و ادبی، فرآورده یا تولیدی اجتماعی است، اما در رهیافت‏ سنّتی، هنر و ادبیات معمولاً پدیده‏ای رمانتیک، راز آمیز، آفریده‏ی سرآمدها و نخبگان است و این رویکرد، اساساً هنر و ادبیات را پدیده‏ای برتر از هستی، جامعه و زمان می‏شمارد» (همان).

2-2-3 ادبیات مقاومت (پایداری)
شعر فارسی همواره در پیدایش خود متأثر از عوامل گوناگون اجتماع بوده است. ادبیات مقاومت و پایداری یکی از مباحث و بخش‏های مهم در ادبیات جهان است که هر کشور و فرهنگی را با خود درگیر نموده است. «ادبیات پایداری نوعی از ادبیات متعهّد و ملتزم است که از طرف مردم و پیشروان فکری جامعه در برابر آنچه حیات معنوی و مادی آن‏ها را تهدید می‏کند، به وجود می‏آید» (امیری خراسانی، 1387: 90).
ادبيّات پايداري عبارت است از آثاري كه تحت تأثير شرايطي چون اختناق و استبداد داخلي، نبود آزادي فردي و اجتماعي، قانون گريزي و قانون ستيزي، غضب، سرزمين و سرمايه‌هاي ملي و فردي و … شكل مي‌گيرند. بنابراين جان‏مايه‏ی اين آثار با بيداد داخلي يا تجاوز بيروني از همه‏ی حوزه‌هاي سياسي‌، فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و ايستادگي در برابر جريان‌هاي ضد آزادي است.
کارکرد ادبیات مقاومت آن است که لغزش‏ها و اندیشه‏هایی که در پس هر واکنش اجتماعی نسبت به تهدیدات بشری را بیان کند. «ادبیاتی که نشان‏دهنده‏ی وجدان بیدار در برابر خشونت دشمنان و بازگردان حقوق انسانی است. گاهی ادبیات مقاومت را با اصطلاحی مثل «ادبیات انقلابی»، «ادبیات مقابله» و … می‏سنجد. ادبیات مقاومت شامل همه‏ی آن ادبیات ذکر شده است و حتی ظرفیتی بالاتر نیز دارد» (محنایه، 1389: 81).
مفهوم مقاومت و پایداری در همة فرهنگ‏ها، مفهومی کاملاً ارزشی‏ست، زیرا حسّ مقاومت و دفاع در انسان‏ها، حسّی غریزی – روانی در برخورد با هرگونه خطر، از جمله تهاجم دشمن است. «ادبیا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره دفاع مقدس، شعر دفاع مقدس، ادبیات دفاع مقدس، ادبیات پایداری Next Entries پایان نامه رایگان درباره دفاع مقدس، شعر مقاومت، تصویرسازی، انقلاب اسلامی