پایان نامه رایگان درباره اجتماعی شدن، فیزیولوژی، مجازات تبعی، فرهنگ پذیری

دانلود پایان نامه ارشد

همیشه فرد را از آن صفت محروم می سازد و چنانجه این مرحله از رشد کودک تقویت نشود مم کن است مشکلات عدیده ای را در آینده بوجود آورد .
جرم شناسان نشان داده اند بی اعتنایی عاطفی است که سبب می شود فرد هیچ نوع احساس همدلی و ترحم نسبت به بزه دیده نداشته بتاشد . چنین فردی از تماشای رنج و عذاب دیگری احساس خاصی به راه نمی یابد و از آنجا که از کمبود های سرشتی و تربیتی رنج می برد تعهدی نسبت به جامعه ندارد .95
بعضاً نوجوانی را کودکی مجدد گفته اند . دلیل این تعبیر آن است که نوجوانان همه ی ویژگی های روانشناختی و تحولی مراحل قبل را تواماً و به یکباره و البته در سطحی بالاتر به میدان می آورند . همچون نوزاد سال اول زندگی که قصد اطمینان به دنیای جدید را دارد و می خواهد دنیای جدید او را بپذیرد و به این طریق به او ایمنی دهد او نیز در جرگه دنیای جدید بزرگترها وارد شده و ساز و کارهای زیستی ، ذهنی ، عاطفی تازه بازیافته اش را برای پذیرش در این دنیا بکار می زند .و با به رسمیت شناخته شدن از سوی بزرگترها به اطمینان و ایمنی دست می یابد .
با عنایت به این مجموعه تغییرات و این مجموعه نقشها در نوجوان ، پژوهشها نشان داده اند اولین رفتارهای ناصحیح تربیتی ، غیراجتماعی ، ضداجتماعی و بزهکارانه در این سنین آشکار می شود . اولین احتجاجات کلامی و حاضر جوابی ها نسبت به بزرگترها و والدین و معلم ها در این دوران دیده می شود . اولین دیر به خانه آمدن ها و به خانه نیامدن ها ، اولین قهر کردن ها و فرار کردن ها در این سنین هستند . اولین افت های تحصیلی و به دنبال آن ترک تحصیلی مختص این دوران است . اولین رفتار پنهانی از بزرگترها ( سینما و یا جایی رفتن ، دور هم بودن ) و اولین دروغ گویی های طراحی شده مربوط به این دوران است .
از میان چهار عامل بازدارنده اقتصادی و شغلی ، عاطفی و انسانی و اخلاقی ، آبرویی و شخصیتی و کیفری و تنبیهی در انجام جرایم ، ترس از مجازات تبعی به خصوص در این سنین به هیچ گرفته می شود زیرا از نظر اقتصادی و شغلی چیزی برای از دست دادن که محافظه کاری کند ندارند . از نظر عاطفی و هیجانی غلبه ماجراجویی سبب می شود قساوت قلبی بالا رود و تاثر مخاطب ترهمی در او برنیانگیزد . از نظر اخلاقی به دلیل خوگیری ناصحیح و اجتماعی شدن نابه هنجار مانعی نمی شناسد . ترس از کیفر نسبت به دیگر سنین به حداقل تقلیل می یابد .
احراز پایگاه اجتماعی شآن و موقعیت اجتماعی ، نقش اجتماعی در فرایند اجتماعی شدن و فرهنگ پذیری که در پایان این مرحله انتظار می رود تماما به عنوان زمینه های بحران زا در تکوین شخصیت نوجـوان محسوب می شود .
کسب استقلال شغلی و اقتصادی در زندگی و تمشیت و تکفل اقتصادی خود و دیگران و اساسا دیگران را در تکلف اقتصادی خویش داشتن از نظر روانشناختی متعلق به پایان این مرحله وآغاز واواسط مرحله بعدی است . بالتبع انتظار استقلال در امور دیگر خاصه استقلال حقوقی و ادراک و فهم کامل مقررات نیز در مرحله بعدی است .
بنابراین ، در واقع بلوغ شخصیتی و روانشناختی و اقتصادی و حقوقی تا پایان این مرحله به وقوع نخواهد پیوست . تمهید و در نظرگرفتن مجازات های حقوقی و مکلف دانستن آنان چون بزرگسالان از ادراکی غیر مدرن و فقدان آگاهی روانشناختی نسبت به نوجوان خبر می دهد .

ب) واقعيت تلقين پذيري اطفال و ضعف آنها در برابر تأثير عوامل زيستي، رواني و اجتماعي
پژوهش ها حاکی از آن است که دوره بلوغ یکی از حساس ترین دوران رشد کودک است و کودک در این دوره به سرعت تغییرات فیزیکی ، روحی و بدنی خود را پشت سر می گذارد . علی رغم اینکه سرعت رشد با میزان تحولات و توسعه فکری و عقلی در کودکان در حال بلوغ هماهنگی ندارد و زمینه نا متعادلی روحی و فکری و عملی را در کودکان فراهم می کند .
مقصود ازتلقین پذیری اطفال و ضعف آنها در برابر تاثیر عوامل زیستی ، روانی و اجتماعی بدین معناست که اطفال بدلیل اینکه قوای عقلی و ذهنی آنان طی فرایند رشد در حال دگرگونی بوده و هنوز به تکامل نرسیده ، بعبارتی دیگر دانش و تجربیات لازم و کافی را تحصیل ننموده است . بدین خاطر این ویژگی یکی از خصوصیت ها ، تغییرات و واکنشی است که ایشان تحت تاثیر شرایط زیستی و روانی و اجتماعی از خود نشان می دهند . برای تبیین این تاثیر پذیری از سه منظر به مصادیق آن می پردازیم .
غالب اندیشمندان و جرم شناسان قدیمی بر این باورند که عامل زیستی96 یا بیولوژیکی در ارتکاب کودکان به جرم دخالت دارد . فاکتور ها و عوامل بیولوژیکی و فیزیولوزیکی مورد ادعا در بروز جرم با پیشرفت علم و بالاخص با مشخص شدن قوانین وراثتی که از سوی مندل ( 1884 – 1822 ) مطرح گردید ، بیش از پیش ذهن ذهن مدعیان به تاثیرات زیستی و وراثتی را بروز جرایم و بزهکاری در کودکان را مشغول داشت .
عوامل وراثتی در واقع آثاری هستند که از هسته ی اسپرماتوزئید پدر و هسته ی تخم مادر که به نام زیگوتا معروف بوده و به شکل سلول واحد باردار شده است با برگیری خصوصیات کروموزوم آن را از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد .
بورت97 در حین تحقیقات و فعالیت های آزمایشی خود به این نتیجه رسیده است که کودک گر چه برخی از خصوصیات ژنتیکی را از والدین و یا اجداد خویش به ارث می برد و آنها را به نوعی در جامعه در سنین مختلف و یا تحت شرایطی آشکار می سازد ولی عمل به بزهکاری و ارتکاب به جرم رفتاری است که نمی توان آن را در زمره ی خصوصیات ژنتیکی به حساب آورد . بلکه این محیط ، شرایط موچود در آن ، اطرافیان ، تربیت و پرورش ، القائات و عواملی از این قبیل است که کودک را به سوی بزهکاری سوق می دهد . البته ناگفته پیدا است که خصوصیات ژنتیکی نیز او را در ارتکاب جرم ساعی تر و جسور تر می سازد و عمل خلاف را در ذهنش کار ساده ای متجلی می سازد . وی با بررسی های متقن و محکم ابراز داشت که کودکان بزهکار وراثتی به چهار گروه متفاوت تقسیم می گردند که در آن ها تاثیرات وراثتی98 عاملی در تسریع ارتکاب به جرم کودکان می باشند .
1 – عوامل فیزیولوژیکی باعث می شود تاثیرات سوء وراثتی در کودک ایجاد نموده و او را در ارتکاب به جرم یاری نموده و عملش را تسریع بخشد . این عوامل را می توان به انواع بیماریهای شایع مانند اپی لیسی ، سل ، رماتیسم ، هیپرتروئید و امثال آن ها اطلاق داد .
2 – خصوصیات روانی و یا ذهنی وراثتی یکی دیگر از عوامل ژنتیکی است که بر کودک تاثیر می گذارد . عقب ماندگی ذهنی ، فقدان بهره هوشی مناسب و یا بی استعدادی در ذکاوت و کارهای ذهنی یکی از خصوصیاتی است که از طریقی ژن به کودک منتقل می گردد و می تواند او را در ارتکاب به جرم یاری دهد و کودک به دلیل نداشتن بهره هوشی مناسب و عدم درک عقوبت کاری که انجام می دهد ناخواسته مرتکب عمل خلاف اجتماعی گردد .
3 – عدم تعادل خصوصیات مزاجی ، رفتارهای آشکار ولی ناخواسته ، رفتار های احساسی و عصبی ، ناهنجاریهای رفتاری و روحی نیز یکی دیگر از خصوصیات روحی – روانی انسان هاست که می تواند به صورت ژنتیکی به فرزند انتقال یابد .
4– خودکشی ، اعتیاد به الکل ، ناتوانی و ضعف در روابط جنسی ، استفاده از زور و شدت عمل ، رفتار های ظالمانه و بی رحمانه ، از جمله نماد های عیان در کودکان بزهکار می باشد که هم جنبه ی روانی – روحی داشته و هم ریشه ی فیزیولوژیکی دارد. ساترلنداطفال درطی فرایند رشد ، در سایه تحولات و تغییرات جسمانی و فیزیکی و روحی و شخصیتی با پا نهادن به سن بلوغ بیشتر خودش را در جامعه احساس کرده و نخستین گام جهشی خود را در وارد شدن به ناسازگاری جرگه دوستان و یا شرکت جستن در گروه ها انجام داده و تجربیات نوینی اخذ می نماید و بیشتر از هر سنی تحت مخاطرات القایی قرار دارند .
از منظر روانی و عاطفی تحقیقات نشان داده است که اگر کودک در سنین پایین تحت کنترل نباشد و کارهای خلافش نادیده انگاشته شود آنگاه در سن بلوغ برای ابراز وجود در برابر دیگران و سایر اعضای گروه دوستان سعی خواهد کرد کارهایی را انجام دهد که سایرین از آن ابا داشته و با انجام آن هراس دارند . این عمل نیز با توجه به اینکه مدح و ستایش دوستانش را در پی خواهد داشت ، نوجوان به کار های خلاف با نگاه ارزش و شجاعت نگریسته و آن را به دفعات تکرار خواهد کرد که همین امر او را در برابر ارتکاب به جرم خونسرد ساخته و جرایم در دیدگاه وی کم اهمیت و عادی جلوه خواهد کرد .
چنین حالتی به تدریج نوجوان را با بالا رفتن سن و حضور یافتن در میان دوستان کم جربزه و ابزار شخصیتی قدرتمند ، بیش از پیش در معرض ارتکاب به خطا ها و جرایم قرار خواهد داد. با عنایت به موارد مذکور ، کودک به هیچ وجه در کودکی جرم را نشناخته و کاری را که لقب جرم و بزهکاری بر آن متصور است درک نمی کند .
از منظر عاطفی و روانی باید افزود : باول بای99 در کتاب خود به نام « سلامتی کودک و رشد عشق » می نویسد100 : « منییت و شخصیتی که فرد در جامعه به آن دسترسی یافته و تصاحب می کند ، همان شخصیت و یا موجودیت منی نیست که در هنگام تولد صاحب آن شده است ، بلکه شخصیتی است که فرد بعد از سن بلوغ بدان دسترسی یافته و صاحبش می گردد .
باول بای با اشاره به اینکه هر نوع تلقینات روحی ، فکری و حتی عملکرد والدین در کودکان نقش بسزایی دارد ، اذعان می دارد که وجود مهر و مودت در خانه و میان اعضای خانواده یکی از واکسن های مهم و کارساز در جلوگیری از بروز بزهکاری در کودکان محسوب می نماید .
همچنین اچ . جونز 101 در کتاب خود به نام « جرم در جامعه انسانی » 102 مشابه همین قضیه را ذکر کرده و تایید می نماید که وقتی کودکی دست به سرقت و دزدی می زند ، عمل خلافش بیش از انکه نشات گرفته از نیاز های مادی و فیزیکی وی باشد ، حاصل کمبود محبت و عشق در کودک است .
ساترلند 103 یکی دیگر از جرم شناسان نیز اعتقاد دارد که وقتی کودک در مدت ارتباط عاطفی و رفتاری خود دچار مشکل شده و نتواند آنچه را که به عنوان مهر ومحبت به دیگران معطوف می دارد ، به میزان اندکی آن را دوباره باز پس گیرد ، یقینا ماهیت و رابطه عاطفی را آنگونه که هست ، نمی تواند دریافته و درک کند .غالب کودکان بزهکار در مسائل عاطفی دچار مشکل می باشند . در چنین شرایطی کودک برای رفع نیاز خود به سراغ گروه ها ی دوستی رفته و در نتیجه تحت تاثیر رفتار ها و القائات نادرست دوستان ناباب قرار گرفته و منحرف می شوند .
برای تبیین مسئله ی تلقین پذیری اطفال از منظر اجتماعی باید افزود : در مبحث جرم شناسی 104 این حقیقت ذکر شده است که نوجوانان و جوانان به دلیل علاقه و گرایش به دسته بندی و گروه بازی و عدم اعتماد به نفس شخصی ترجیح می دهند که هر کاری را با اشتراک و همکاری یکدیگر انجام دهند و ریشه این خصوصیت اخلاقی در ذات کودکان و جوانان در آن سن نهفته است . زیرا کودک از زمان طفولیت تا سن 25 سالگی ترجیح می دهد که در بازیها و سرگرمی ها به طور گروهی شرکت جوید .
طبق نظریه 105 انتقال فرهنگی ساترلند ، انحرافات و نابهنجاری های رفتاری عموما از طریق گروه هایی نظیر دوستان یا خانواده آموخته می شود . از نظر روانشناسی می دانیم هر قدر میزان معاشرت نوجوان با گروه های هم سن خود که امور خلاف در آنها هنجار است بیشتر باشد ، فرد همرنگ و همانند آنها می شود و برای کسب احترام در گروه ، به رفتار های خود نمایانه نظیر فرار از خانه تشویق می گردد .

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره منطق ارسطو، منطق ارسطویی، اجتماعی و فرهنگی، افراد بزهکار Next Entries پایان نامه رایگان درباره قانون مجازات، قانون مجازات اسلامی، مجازات اسلامی، مسئولیت کیفری