پایان نامه رایگان درباره آیات و روایات، امام صادق، پیامبر (ص)، نفس اماره

دانلود پایان نامه ارشد

در انسان میشود، سنت های الهی ونحوه مواجه انسان بااین سنت ها است. (عنکبوت 2و3) این سنت ها اعم از وجود مشکلات و ناراحتی ها و وجود رفاه وآسایش است تا انسان در هر مرحله به وسیله هریک به نحوی، بعدی از ابعاد وجودش رشد یابد وکمالی بر کمالاتش افزوده گردد. این امتحانات موجب تمیز انسان از مدعیان می شود و نهتنها ایمان محتاج تلاش وکوشش است بلکه حفاظت از آن نیز محتاج کوشش است. لذا حضرت امیر(ع)به نقل از پیامبر(ص)صبر را سه گونه دانسته،صبر هنگام مواجه با مصیبت(بی قراری نکردن)،صبر بر دستورات الهی(انجام واجبات وترک محرمات)وصبر بر معصیت در مقابل تمایلات نفسانی. (کلینی،1407: 2/91)
درادامه مطالبی درباب ملاك سنجش مرتبه ايمان بیان میشود واین بحث رابه پایان میرسانیم. براى سنجش مراتب ايمان مى‌توان به ميزان التزام عملى افراد توجه كرد. بالاترين مرتبه ايمان لازمه‌اش اين است كه صاحب آن به تمام لوازم عملى بىكم و كاست و صد در صد ملتزم باشد؛ تا برسد به مراتب بعدى كه به تدريج از اين التزام عملى كاسته مى‌شود. انسان‌هاى معمولى اين‌گونه هستند كه با آن كه بنا مى‌گذارند صد در صد ملتزم باشند اما در عمل سستى مى‌كنند و مرتكب معصيت مى‌شوند. چنين كسى «مؤمن گناه‌كار» است و با «كافر باطنى» فرق دارد. كافر باطنى در اصل بناگذارى مشكل دارد، ولى مؤمن گناه‌كار در ميزان پاى‌بندى به بناگذارى.
كسانى كه صد در صد و در همه موارد به بنايى كه گذاشته‌اند متعهد مى‌مانند و ذرّه‌اى از آن تخطى نمى‌كنند «معصوم» ناميده مى‌شوند. از نظر اعتقادات و تعاليم اسلامى، در اسلام كسانى كه معصوم بودن آنها تضمين شده باشد بيش از چهارده نفر نيستند. كسانى هم مثل حضرت زينب عليهاالسلام يا حضرت علىاكبر و ابوالفضلالعباس(عليهماالسلام) حضرت معصومه (عليهاالسلام) دختر گرامى امام هفتم (عليه السلام) نيز مرتكب گناه نمى‌شده‌اند، ولى تفاوتشان با چهارده معصوم در اين جهت اين است كه عصمت آن چهارده بزرگوار تضمين گرديده، اما عصمت اين بزرگواران به اين صورت نبوده است. اعتقاد به عصمت آن چهارده نفر شرط تشيع است و اگر كسى چنين اعتقادى را نداشته باشد به تشيع او خلل وارد مى‌شود، ولى اعتقاد به عصمت ديگران، شرط تشيع نيست. (مصباح یزدی، 1386: 152)
از نظر عقلى كاملاً ممكن است كه يك انسان عادى هم به جايى برسد كه در همه حال كاملاً ملتزم به لوازم ايمانش باشد و هيچ‌گاه گناه نكند. اما افراد عادى اين‌گونه هستند كه ايمانشان ضعيف است و در طول عمرشان دائماً در افت و خيز هستند؛ گاهى مطيعند و گاهى عاصى. مراتب ايمان از همين جا پيدا مى‌شود؛ بستگى به اين دارد كه انسان چقدر گناه مى‌كند و آن تعهد عملى به باور قلبى را مى‌شكند.
3-2. فرق اسلام و ایمان
نویسنده کتاب شریف کافی سند به سماعه می رساند که: « قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَخْبِرْنِي عَنِ الْإِسْلَامِ وَ الْإِيمَانِ أَ هُمَا مُخْتَلِفَانِ فَقَالَ إِنَّ الْإِيمَانَ يُشَارِكُ الْإِسْلَامَ وَ الْإِسْلَامَ لَا يُشَارِكُ الْإِيمَانَ فَقُلْتُ فَصِفْهُمَا لِي فَقَالَ- الْإِسْلَامُ شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ التَّصْدِيقُ بِرَسُولِ اللَّهِ ص بِهِ حُقِنَتِ الدِّمَاءُ وَ عَلَيْهِ جَرَتِ الْمَنَاكِحُ وَ الْمَوَارِيثُ وَ عَلَى ظَاهِرِهِ جَمَاعَةُ النَّاسِ وَ الْإِيمَانُ الْهُدَى وَ مَا يَثْبُتُ فِي الْقُلُوبِ مِنْ صِفَةِ الْإِسْلَامِ وَ مَا ظَهَرَ مِنَ الْعَمَلِ بِهِ وَ الْإِيمَانُ أَرْفَعُ مِنَ الْإِسْلَامِ بِدَرَجَةٍ إِنَّ الْإِيمَانَ يُشَارِكُ الْإِسْلَامَ فِي الظَّاهِرِ وَ الْإِسْلَامَ لَا يُشَارِكُ الْإِيمَانَ فِي الْبَاطِنِ وَ إِنِ اجْتَمَعَا فِي الْقَوْلِ وَ الصِّفَةِ. »(کلینی،1407: 2/25) سماعه گفت: به امام صادق (ع) عرض کردم: به من خبر ده از ایمان و اسلام، آیا با هم اختلاف دارند؟ پس امام فرمود: اسلام شهادت به وحدانیت خدا و تصدیق به رسالت پیامبر خداوند است،که به آن خون حفظ شود و با آن ازدواج و ارث بردن جایز شود و به ظاهر آن اجتماع مردم مسلمان تحقق پیدا کند. ولی ایمان، هدایت است و آنچه که از صفت اسلام در قلب تثبیت شده و منشأ عمل می گردد.
از این حدیث شریف ظاهر میشود که شهادت به وحدانیت و اعتقاد به رسالت اسلام است. ولی ایمان نور هدایتی است که در قلب جلوه میکند و آنچه صفت اسلام است، اگر در قلب ثابت شد و به قلب رسید، آن ایمان است و لازمه ایمان عمل است. و از احادیث بسیار ظاهر میشود که عمل از ارکان ایمان است. و این نه آن است که در حقیقت ایمان، عمل به ارکان مدخلیت دارد بلکه برای آن است که لازمه ایمان، عمل به ارکان است. و در کتاب ایمان و کفر اصول کافی آمده « فَإِذَا أَتَى الْعَبْدُ كَبِيرَةً مِنْ كَبَائِرِ الْمَعَاصِي أَوْ صَغِيرَةً مِنْ صَغَائِرِ الْمَعَاصِي الَّتِي نَهَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْهَا كَانَ خَارِجاً مِنَ الْإِيمَانِ سَاقِطاً عَنْهُ اسْمُ الْإِيمَانِ وَ ثَابِتاً عَلَيْهِ اسْمُ الْإِسْلَامِ فَإِنْ تَابَ وَ اسْتَغْفَرَ عَادَ إِلَى دَارِ الْإِيمَانِ وَ لَا يُخْرِجُهُ إِلَى الْكُفْرِ إِلَّا الْجُحُودُ وَ الِاسْتِحْلَال؛‏ هنگامی که بنده گناهی از گناهان کبیره یا صغیره را که خدا از آنها نهی فرموده، انجام دهد، از ایمان خارج شده و اسم ایمان از او ساقط است و اسم اسلام بر او ثابت می شود، پس اگر توبه و استغفار کرد به جایگاه ایمان باز میگردد». و این سنت جز آنکه این علم و ادراک که در ما هست، ایمان نیست و إلا ملازم با این اوصاف شریفه و اعمال صالحه بودیم. (همان: 2/27)
باتوجه با آیۀ 14 حجرات تفاوت میان اسلام و ایمان و حدود آن معلوم میشود که اسلام آن چیزی است که مردم به زبان و اعضا و جوارح خود معترفند و در حقیقت اسلام عبارت از تسلیم شدن به فرمان خدا در مقابل دعوت پیامبر (ص) است و پذیرش این دعوت آثاری چون محترم بودن جان و مال و حلال بودن ارث و نکاح و امثال آن برای شخص مسلمان در بر دارد. اما ایمان چنان که آیه صریحاً به آن اشاره میکند کار دل (حقیقت وجودی آدم) است.
آیۀ 14سورۀ حجرات به وضوح بر اختلاف این دو واژه تأکید نموده، چنین میفرماید: «قالت الأعراب آمنَّا قُل لم تؤمنوا و لکن قُولوا اسلمنا وَ لَمَّا یدخُل الایمانُ فی قلوبکم و ان تطیعُوا اللّه وَ رَسُولَهُ لایلتکم مِن اعمالکُم شیئاً انّ اللّهَ غفور رحیم. » (حجرات، 14)
باید توجه داشت که منظور از اعراب، عرب های بادیه نشین میباشد که از لحاظ فرهنگی در سطح پایینی از شهرنشینی بودند؛ لذا خداوند به خاطر بکاربردن لفظ ایمان، در مقابل عرب های بادیه نشین موضع میگیرد که شما به دین اسلام درآمدید و ایمان واقعی نیاوردید.
در صورت توجه به آیه این نکته حاصل میشود که معیار ارزش انسان تقواست، زیرا که تقوا محصول شجرۀ ایمان است. آنجا که خداوند سخن از اختلاف در مراتب آدمی به میان میآورد، معیار را در تقوا متجلّی میداند. (حجرات ،13)
بنابر آیات فوق، تفاوت اسلام و ایمان در این است که اسلام شکل ظاهری دین است. لذا هر کس شهادتین را بر زبان جاری سازد، در مسلک مسلمانان وارد می شود و احکام اسلام بر او جاری می گردد، اما ایمان یک امر حقیقی و باطنی یا شهودی است که در قلب آدمی مأوی می کند. اسلام ممکن است انگیزه های مختلفی داشته باشد، حتی انگیزه های مادی و منافع شخصی، ولی ایمان حتماً از انگیزه های معنوی سرچشمه میگیرد و براساس آن میوۀ حیات بخش تقوا بر شاخسار اعمال ظاهر می گردد. پیامبر اسلام (ص) در این زمینه میفرمایند: «الاسلام علانیه و الایمان فی القلب؛ اسلام امر آشکاری است، ولی جای ایمان دل است». (طبرسی،1372: 9/207)
امام صادق(ع) می فرماید: « الْإِسْلَامُ يُحْقَنُ بِهِ الدَّمُ وَ تُؤَدَّى بِهِ الْأَمَانَةُ وَ تُسْتَحَلُّ بِهِ الْفُرُوجُ وَ الثَّوَابُ عَلَى الْإِيمَانِ.؛ با اسلام آوردن، خون آدمی محفوظ و ادای امانت او لازم و ازدواج با او حلال میشود، اما اصل ثواب ناشی از ایمان حقیقی است». (کلینی،1407: 2/25)
همچنین خداوند در آیۀ 62 سورۀ بقره می فرماید: «انّ الّذین آمنوا و ا لذین هادوا و النّصاری و الصّابئین من امن باللّه و الیوم الآخر و عمل صالحاً فلهم اجرهم عند ربهم و لاخوف علیهم و لاهم یحزنون» در صورت دقت در این آیه چنین به نظر می رسد که نوعی تحصیل حاصل به وجود آمده است؛ یعنی خداوند می فرماید: «انّ الّذین آمنوا. . . من آمن …» در حالی که اگر سخن از کسانی است که ایمان آورده اند،«من آمن» لازم نمی آمد، ولی واقع امر این است که ایمان در صورت اول، ایمان صوری و زبانی است و ایمان دوم، ایمان حقیقی و قلبی. چنانچه در جای دیگر به وضوح میفرماید: «یا ایها الّذین آمَنوا آمِنوا؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، ایمان بیاورید». ( نساء، 136) از این آیات و روایات می توان فهمید که خداوند میان اسلام آوردن و ایمان آوردن تفاوت قائل شده است.
در جمله های آخر، به یک اصل مسلّم قرآنی اشاره دارد که شرط قبولی اعمال را ایمان میداند. ایمان تغییرات اساسی در بینش انسان ایجاد میکند. به طوری که درک تازه ای از عالم هستی به انسان میدهد. حجاب ها و پرده های خودخواهی را میدَرَد و افق دیگری را بر آدمی میگشاید. شکوه و عظمت بی مثال آفرینش را در نظر او مجسّم میکند. سپس نور و روشنایی را بر عواطف میتاباند و در پرورش آنها نقش مهمّی ایفا میکند. ایمان ارزش های انسانی را در او زنده میکند، استعدادهای والای او را شکوفا میسازد و علم، قدرت، شهامت، ایثار، فداکاری، عفو، گذشت و اخلاص به آدمی میدهد و از موجودی ضعیف، انسانی نیرومند و قوی و مفید میسازد.
حال، نشانه های ایمان واقعی چیست؟ در پاسخ به این سؤال، خداوند در آیۀ 15 سورۀ حجرات می فرماید: «انّما المؤمنون الّذین آمنوا باللّه و رسوله ثمّ لم یرتابوا و جاهدوا باموالهم و انفسهم فی سبیل اللّه» براساس این آیه، اسلام روشنترین نشانه های ایمان را مطرح ساخته است.
ایستادگی، ثبات قدم و عدم تردید از یک سو، جهاد و ایثار مال وجان از سوی دیگر از نشانه های ایمان میباشد؛ اما از نشانۀ برتر ایمان، جهاد با نفس و نفس اماره میباشد که خداوند در قرآن، فراوان بر آن تأکید نموده است. این معیار را که قرآن براى شناخت مؤمنان راستین از دروغگویان متظاهر به اسلام بیان کرده، منحصر به فقراى طایفه بنی اسد نیست، معیارى است روشن و گویا براى هر عصر و زمان، براى جداسازى مؤمنان واقعى از مدعیان دروغین، و براى نشان دادن ارزش ادعاى کسانى که همه جا دم از اسلام می‏زنند و خود را طلبکار پیامبر (ص) میدانند ولى در عمل آنها کمترین نشانه‏اى از ایمان و اسلام دیده نمیشود. در مقابل، کسانى هستند که نه تنها ادعایى ندارند، بلکه همواره خود را مقصر می‏شمرند، و در عین حال در میدان ایثار و فداکارى از همه پیشگام ترند. و اگر این معیار قرآنى را براى سنجش مؤمنان واقعى به کار بریم معلوم نیست از انبوه میلیونها میلیون مدعیان اسلام چه اندازه مؤمن واقعى هستند، و چه مقدار مسلمان ظاهرى؟!(مکارم شیرازی،1372: 22/210)
3-3. قلب جایگاه ایمان (قلب سالم و قلب مریض از دید امام علی (ع))
علامه طباطبایی در تفسیرالمیزان مینویسد: “مراد از قلب خود آدمی یعنی خویشتن او و نفس و روح اوست. قلب در اصطلاح قرآن موجودی است که درک میکند، میاندیشد، مرکز عواطف انسان است، تصمیم میگیرد، دوستی و دشمنی میکند، ومیتوان ادعا کرد که منظور از قلب همان روح و نفس انسانی است که میتواند منشأ همه صفات عالی و ویژگیهای انسانی باشد چنان که میتواند منشأ سقوط انسان و رذایل انسانی باشد… . (طباطبایی، 1382: 2/356)
میتوان گفت، احتمالا ایمان بیشتر از نظر عاطفی آن به قلب نسبت داده شده است. در آیات و روایات،قلب انسان به یک ظرف تشبیه شده است که چیزی درون آن قرار میگیرد. در سورۀ آل عمران آمده است: «سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ»(آلعمران،151)ما در قلب کافران ترس میاندازیم. القی یعنی انداختن و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره امام صادق، رسول خدا (ص)، حضرت محمد (ص)، حقیقت ایمان Next Entries پایان نامه رایگان درباره انسان کامل، امام علی (ع)، حقیقت وجود، آیات و روایات