پایان نامه رایگان درباره آگاهی بخشی، گناهان کبیره، معانی ثانوی، اغراض بلاغی

دانلود پایان نامه ارشد

برخورداری ایشان از نعمات و برتری آنان را بر اغنیاء با استفهامی انکاری مسخره کردهاند. همچنین هدایت آنان و عدم هدایت خود توسط خداوند را مورد اعتراض قرار دادهاند.

3-3-3 تنبیه
یکی دیگر از معانی ثانوی و اغراض بلاغی کاربرد اسمهای اشاره در آیات قرآنی، قصد تنبیه یعنی آگاه کردن، اطّلاع دادن و حتّی مجازات کردن با نوعی تأکید و تقریر است. آیات ذیل شاهد این مدّعاست.
«أُوْلَئكَ عَلىَ‏ هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَ أُوْلَئكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ » (بقره: 5)
« آنان از لطف پروردگار خويش به راه راستند و آنها به حقيقت، رستگاران عالمند. » (الهی قمشه‌ای)
در تکرار «أُولئِكَ‏ » تنبيه موضوع ماقبل و مرجعِ آن همان مرجع« أُولئِکَ » اوّل است. یعنی آنان که با هدایت مختص شدند رستگاری نیز برایشان ثابت شده است و با این دو ویژگی از سایرین متمایز گشته تنویه شأن ایشان را بیان میکند. همراهی این اسم اشاره با ضمیر فصل ما بعدش افادة حصر و تخصیص نیز میکند. معرفه آوردن مسند پس از مسندٌ الیه معرفه، افاده اختصاص نموده و ضمیر فصل جهت تأکید به کار رفته است.
«وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَ سَعى‏ فِي خَرابِها أُولئِكَ ما كانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوها إِلَّا خائِفِين‏ … » (114 بقره ) .
«و كيست ستمكارتر از آن كه مردم را از ذكر نام خدا در مساجد منع كند و در خرابى آن اهتمام و كوشش نمايد؟ چنين گروه را نشايد كه در مساجد مسلمين در آيند جز آنكه (بر خود) ترسان باشند… » (الهی قمشه‌ای)
خداوند در این آیه صفاتی از کفّار را ذکر نموده است. سپس آن کفّار را به قصد تنبیه با «أُولئک» مورد اشاره قرار داده و در بارة آنها خبر میدهد و با بیان استحقاق بر اتّصاف به صفات مذمومِ مذکور وضعیت آنان را در ترس از خدا به هنگام ورود به مسجد اطّلاع میدهد. «کانَ» وقوع در قبل را نشان میدهد و اشاره به کفّار قریش است که نمیگذاشتند مسلمانان در جایگاههایی که آنان به خود اختصاص داده بودند نماز بگزارند و اکنون با تحلیل قدرت مشرکان و تضعیف آنان با حالتی ترسان وارد مسجد میشوند. همچنین با نوعی تعجّب و توبیخ، سیاق آیه خبر است در معنای امر یا نهی، امر به جهاد با ظالمان و مرعوب ساختن آنان یا نهی از ورود ظالمان به مسجد خاص یا مساجد. البتّه این گونه امر و نهی در قالب جملة خبری بلیغتر است.
«إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتابِ وَ يَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا أُولئِكَ ما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيم‏ » (بقره: 174)
«آنان كه پنهان دارند آياتى از كتاب آسمانى را كه خدا فرستاده بود و آن را به بهاى اندك فروشند، جز آتش جهنّم در شكم نمى‏برند و در قيامت خدا با آنها سخن نگويد و (از پليدى عصيان) پاكشان نگرداند، و هم آنان را در قيامت عذابى دردناك خواهد بود.» (الهی قمشه‌ای)
در این آیه سخن از کسانی است که اقدام به کتمان آیات الهی نموده و آن را به بهایی اندک می‌فروشند. این افراد با اسم اشاره «أُولئُکَ» مورد اشاره واقع شده‌اند و این اشاره بیانگر تنبیه و آگاه سازی آنها از عذاب دردناک به دلیل اتّصافشان به صفات زشت و مذموم است. خدا با آنان سخن نمی‌گوید بلکه ایشان را گرفتار عذابی دردناک مینماید. به بیان دیگر اشاره به موصول به اعتبار اتّصافش به صفات زشتِ مشخّص شده به عنوان بهترین مشخّصة آنان است، به گونهای که گویا ایشان حاضر و قابل رؤیت بوده که مورد اشاره قرار گرفته و از آنان خبر داده میشود. اشاره به دور نیز بیانگر نهایت بُعد منزلت ایشان در زشتی و بدی است.
«فالِقُ الْإِصْباحِ وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْباناً ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيم‏» (انعام: 96)
«خداست شكافنده پرده صبحگاهان، و شب را براى آسايش (خلق) مقرّر داشته و خورشيد و ماه را به نظمى معين (او به گردش) درآورده، اين تقدير خداى مقتدر داناست. » (الهی قمشه‌ای)
خداوند متعال در این آیه برخی از امور مهم جاری دنیا را بر شمرده است مانند: شکافته شدن ظلمت شب به وسیلة صبح (سپیده زدن)، مهیّا بودن شب برای استراحت و وسیلة محاسبه بودن ماه و خورشید و سپس با «ذلِکَ » به منظور آگاهی بخشی به بندگانش آن را مورد اشاره قرار داده، منشأ آنها را اراده و تقدیر خویش دانسته است. با بیان این آیه بندگان خدا را آگاه میسازد که خدای تعالی آن عزیز و مقتدری است که هیچ قدرتی بر قدرت او نمیتواند غالب شود. با اشاره به دور، علوّ شأن مشارٌ الیه و بُعد منزلت و عظمت او را بیان میکند.
« إِنِّي أُرِيدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِي وَ إِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ وَ ذلِكَ جَزاءُ الظَّالِمِين‏ » (مائده: 29 )
«من خواهم كه گناه (كشتن) من و گناه (مخالفت) تو هر دو به تو باز گردد تا تو اهل آتش جهنّم شوى، كه آن آتش جزاى ستمكاران است. » ( الهی قمشه ای )
این آیه در بارة قتل هابیل به دست قابیل یعنی قتل نفس به عنوان یکی از گناهان کبیره است. در ابتدای آیه از قول هابیل از برگشت گناه مقتول به قاتل و عقوبت او که ملازمت با آتش میباشد سخن به میان آمده است. در ادامه از قول خداوند متعال و یا تتمة گفتار هابیل با «ذلِکَ» به آن عقوبت مذکور به قصد تنبیه اشاره گردیده است، تا این عقوبت را برای آن گناه کبیره اعلام دارد.
«إِنَّمَا جَزَاؤُاْ الَّذِينَ يحَُارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فىِ الْأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُم مِّنْ خِلَافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الْأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْىٌ فىِ الدُّنْيَا وَ لَهُمْ فىِ الاَخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ» (مائده: 33)
«همانا كيفر آنان كه با خدا و رسول به جنگ برخيزند و در زمين به فساد كوشند جز اين نباشد كه آنها را به قتل رسانده، يا به دار كشند و يا دست و پايشان به خلاف يكديگر بِبُرند و يا به نفى و تبعيد از سرزمين (صالحان) دور كنند. اين ذلّت و خوارى عذاب دنيوى آنهاست و امّا در آخرت به عذابى بزرگ معذّب خواهند بود. » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه، مجازات قابل اجرا برای محاربان با خدا و پیامبرش و مفسدان فی‌الأرض تبین گردیده، سپس با «ذلِکَ» به این مجازات و حدود به قصد تنبیه و تهدید شدید اشاره شده است. آنها را خواری در این دنیا ذکر نموده و عذاب آخرت را برایشان بسیار بزرگتر اعلام میکند.
«فَأَثابَهُمُ اللَّهُ بِما قالُوا جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ ذلِكَ جَزاءُ الْمُحْسِنِين‏ » (مائده: 85 )
«پس خدا بر آنچه گفتند پاداش نيكو به آنها داد؛ بهشت‏هايى كه از زير درختانش نهرها جارى است كه در آن زندگانى جاويد خواهند داشت، و اين پاداش نيكوكاران است. » (الهی قمشه‌ای)
خداوند در این آیه پاداش نیکوکاران و جاودانگی آنان را در بهشت بیان فرموده است. سپس به قصد تنبیه با «ذلِکَ» نعمتهای ذکر شده را مورد اشاره قرار داده و پاداش نیکوکاران اعلام میکند. با اشاره به دور، بُعدِ منزلت و تعظیمِ این پاداش را تبیین و با اسمِ اشاره بر آن تأکید مینماید.
با بررسی سایر آیاتی که به نحوی در آنها از اسمهای اشاره به این شیوه و با غرض تنبیه استفاده شده است و نیز گردآوری، مقایسه و استنباط از تفاسیر مختلف به نتایج مشابهی در این زمینه خواهیم رسید که به بعضی از آنها اشاره میشود:
در آیات ؛ 9 اعراف «وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِما كانُوا بِآياتِنا يَظْلِمُونَ »، 18 اعراف «فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»، 36 اعراف «أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ »، 37 اعراف «أُولئِكَ يَنالُهُمْ نَصِيبُهُمْ مِنَ الْكِتابِ »، 37 انفال (أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ‏) و74 انفال «أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا »، مشارٌ الیه «أُولئِکَ» در این آیات افراد متّصف به صفات پسندیده یا صفات ناپسندی میباشند که قبل از این اسم از آنها سخن به میان آمده است، سپس به وسیلة اسم اشاره، مورد اشاره قرار گرفتهاند تا تنبیه، آگاهی بخشی و تعلیل از ما بعد این اسمها صورت پذیرد.
سیاقِ اینگونه آیات، آگاهی بخشی، اثبات و اعلام موضوع و مطلبی مهم است. در این آیات اشاره به دور از جهت مسافت مکانی نبوده بلکه بیان بُعد معنوی و شأن موصوف است که در اتّصاف به صفات پسندیده علوّ درجه و در اتّصاف به صفات ناپسند بُعد از حق و کرامت مد نظر است.
این آیات اکثراً با تأکیداتی همراهند مانند: آمدن جمله به صورت اسمیّه، معرفه آوردن طرفین که خود نوعی قصر است، تأکید با ضمیر فصل به قصد انحصار و اختصاص مسند به مسندٌ الیه؛ نیز آمدنِ اسم اشاره در ابتدا به جهت اهتمام و توجّه به حال مسندٌ الیه است.

3-3-4 توبیخ
توبیخ مصدر باب تفعیل ازمادّه «وبخ» به معنای سرزنش و ملامت است. «وَبَّخَهُ» یعنی «لامَهُ» (ابن منظور،2010: ماده «وبخ») و در اصطلاح این بحث استفاده از اسم اشاره به منظور مشارٌ الیه قرار دادن شخصی یا چیزی به قصد نکوهش و سرزنش است. در این بخش به مصادیق این نوع از کاربرد اسمهای اشاره پرداخته میشود.
«أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْحَياةَ الدُّنْيا بِالْآخِرَةِ فَلا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ‏ » (بقره: 86)
«اينان همان كسانند كه (متاع دو روزه) دنيا را خريده و ملك ابدى آخرت را فروختند، پس (در آخرت) عذاب آنها تخفيف نيابد و هيچ ياورى نخواهند داشت. » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه با «أُولئِکَ» به کسانی اشاره شده است که زندگی دنیا را در برابر آخرت خریداری کرده آن را بر جهان آخرت برگزیده و میثاق و عهد با خدا را شکستهاند. افرادی که متّصف به چنین صفت ناپسندی میباشند به وسیلة «أُولئِکَ» به قصد توبیخ و سرزنش مورد اشاره واقع شدهاند. زیرا آنان با برگزیدن قسمتی از کتاب خدا و تکذیب بخشی دیگر و همچنین ترجیح دنیا بر آخرت معاملهای زیانبار کردهاند. استفاده از اسم اشاره به دور، به غرض دوری آنان از راه راست و با تأکید بر وعید همراه خطابی توبیخی، آنان را ملامت می‌کند.
« أُوْلَئكَ الَّذِينَ اشْترََوُاْ الضَّلَالَةَ بِالْهُدَى‏ وَ الْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَةِ فَمَا أَصْبرَهُمْ عَلىَ النَّارِ» (بقره: 175)
«آنها همان گروهند كه اختيار كردند گمراهى را به جاى هدايت، و عذاب را به جاى آمرزش، پس چقدر بر آتش جهنم سخت جان و پرطاقتند!» (الهی قمشه‌ای)
در این آیه نیز مصداق کلام، کسانی هستند که کتمان کنندة حقّ بوده و توصیف آنها در آیات قبل مورد بحث میباشد. این افراد با «أُولئِکَ» به قصد سرزنش، تقبیحِ عمل، تأکید بر حماقت و بلاهت آنان به همراه تنبیه، وعد شدید و تفظیعِ حال، مورد اشاره واقع شدهاند تا حاصل معاملة زیانبار آنها با ملامت به اطّلاعشان رسانده شود. زیرا ترجیح هدایت بر گمراهی از یک سو و از دست دادن رحمت و آمرزش خدا و تبدیل آن به عذابِ دردناک از سوی دیگر، تجارتی بسیار زیانبار است. سیاق آیه در ادامه نیز مبنی بر توبیخ آنان است.
«وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ وُقِفُوا عَلى‏ رَبِّهِمْ قالَ أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ قالُوا بَلى‏ وَ رَبِّنا قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ » (انعام:30)
« و اگر سختى حال آنها را آن گاه كه در پيشگاه (عدل) خدا بازداشته شوند مشاهده كنى! كه خدا به آنها خطاب كند: آيا اين (عذاب قيامت) حق نبود؟ جواب دهند: چرا، سوگند به ذات پروردگارمان (كه حق بود) پس خدا گويد كه اينك عذاب را به كيفر كفرتان بچشيد. » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه، اشاره به روز قیامت، بعث، معاد و عذابهای پس از آن شده که مشرکان در دنیا بر اثر حماقت، لجاجت و عناد منکر این امر عظیم بوده و تکذیبش میکردند. به قصد توبیخ و نکوهشِ ایشان و با اشاره به واقعیّات روزِ قیامت مورد سؤال قرار گرفتهاند. با استفهامی توبیخی انکاری ایشان را به عذابهای آخرت متوجّه ساخته است. استفاده از اسم اشاره

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره ارزش اجتماعی، معانی ثانوی، ترس از خدا، ایفای نقش Next Entries پایان نامه رایگان درباره (الهی، قمشه‌ای)، «أُولئِکَ»، عَلَيْهِمْ