پایان نامه رایگان درباره آموزش علوم

دانلود پایان نامه ارشد

دانش آموزان همه اطلاعات را که ساليان دراز کشف شده مجددا کشف نمايند. در حقيقت قسمت عمده اي از آموزش علوم، يادگيري چگونگي استفاده از کارها و اطلاعات قبلي است (رومي، 1968).
رومي در زمينه کتابهاي درسي معتقد است که کتاب درسي بايد مسايل را از ديدگاههاي مختلف مورد توجه قرار دهد و به نحوي طراحي و تاليف شود که فرد با ديدگاههاي متضاد برخورد کند و در جستجوي راه حل براي آنها برآيد. به عقيده رومي استفاده از کتابهاي درسي بايد اين امکان را به دست بدهند که به يادگيرنده کمک کنيم تا بفهمد ايده هاي مهم از مشاهدات کوچک به دست مي آيند، يعني اصول و مفاهيم علمي که توسط دانشمندان مطرح مي شوند در سايل مشاهدات و تجربيات حاصل شده اند. پس از دسته بندي و ايجاد ارتباط ميان آنها به صورت مفاهيم علمي مطرح مي شوند. به عقيده ديويي نيز اجراي طرح روش حل مساله تا حد زيادي منوط به آن است که کودک در آن شديدا احساس مسئوليت شخصي نمايد، به اين جهت مناسب ترين آن است که مساله به گونه اي باشد که دانش آموز خود آن را به عنوان مساله بشمارد و قبول کند.
ابلهانه است ممانعت كردن شخص كه در كلاس از همه آزموده تر و ورزيده تر است از اين كه درباره مسير تجربه اظهار نظر نمايد. به راستي تقريبا مسلم است كه كودكان نه تنها توصيه هاي معلم را خواهند پذيرفت، بلكه خود در طلب آن خواهند بود. مشروط به اين كه اين توصيه ها به عنوان اندرزهايي از طرف يك همكار و رفيق تحصيلي باشد به عنوان دستورهاي لازم الاجراي حاكم مطلق انسان اظهار شود. (شاتو 1369، ص 311)
همانطور كه ملاحظه مي شود در مورد كتابهاي درسي نيز ديدگاههاي رومي بسيار نزديك به نظرات ديويي مي باشد. در زمينه تصاوير و متن كتابها ويليام رومي با تاكيد به تصاوير و متن فعال و نيز با توجه به سوالات فعال و متناسب منطقي ميان اين مقولات و مقولات غيرفعال در اكثر موارد توصيه هاي ديگر عامل هاي فعال را مورد توجه قرار داده است.
اگر چه نمي توان ادعا كرد كه روش رومي همه ابعاد روشهاي فعال را در بر مي گيرد، اما تكنيك تجزيه و تحليل كمي و يكي از بهترين تكنيك هاي موجود جهت بررسي كلي محتواي كتب درسي و متمايز كردن محتواي فعال از غيرفعال مي باشد.

فرايند ارزشيابي:
فرايند ارزشيابي با بررسي هدفهاي برنامه آموزشي شروع مي شود. زيرا غرض از بررسي اين نکته است که تا چه ميزان هدفهاي آموزش و پرورش تحقق يافته اند. براي اين منظور تعيين شيوه ارزشيابي که بتواند درباره رفتارهاي مربوط به هر يک از هدفهاي اصلي آموزش و پرورش شواهدي در دسترس قرار دهد ضرورت دارد. مثلا اگر يکي از هدفها عبارت از کسب معلومات درباره مسائل اجتماعي عصر حاضر باشد در اين صورت ارزشيابي بايد شواهدي درباره معلوماتي که دانش آموزان کسب کرده اند نشان دهد. يا اگر آشنايي با روش هاي تجزيه و تحليل مسائل اجتماعي و يافتن راه حلهايي براي آنها هدف ديگر آموزش و پرورش باشد، شيوه ارزشيابي را بايد انتخاب کرد که شواهد و اطلاعاتي درباره مهارتهاي دانش آموزان درتجزيه و تحليل مسائل اجتماعي و پيشنهاد راه حلهاي مناسب براي آنها در دسترس قرار دهد. (تقي پور ظهير،1380،ص201)
خلاصه کلام اين که تايلر تجزيه و تحليل دو بعدي، يعني بعد رفتاري هدفها و بعد محتواي هدفها را، که اساس تنظيم فعاليتهاي يادگيري قرار مي دهد، براي طرح ريزي ارزشيابي نيز مفيد و مؤثر مي داند. به نظر وي، تجزيه و تحليل هدفها از نظر رفتاري، و محتوا به عنوان مجموعه اي از مشخصات ارزشيابي، بايد مورد استفاده قرار گيرد. به اين ترتيب که در تجزيه و تحليل، هر يک از عناوين رفتاري، نوع رفتاري را نشان مي دهد که بايد ارزشيابي شود تا معلوم گردد چه ميزان آن نوع رفتاري در دانش آموز ايجاد شده است، نيز هر يک از عناوين محتوا، موضوع يا متني را نشان مي دهد که رفتار مذکور بايد در محدوده آن مورد ارزشيابي قرار گيرد. بنابراين در مورد هدفهاي مثلاً مربوط به کسب معلومات درباره مسائل اجتماعي، تجزيه و تحليل دو بعدي نشان مي دهد که ارزشيابي کدام رفتار- يعني کسب معلومات، در کدام موضوع – يعني مسائل اجتماعي، مورد نظر است. بديهي است اگر هدفهاي رفتاري هنوز به روشني تعريف نشده باشند، قبل از هر چيز بايد آنها را تعريف کرد. زيرا اگر به روشني ندانيم که چه رفتارهايي مورد نظر هدفهاي آموزش و پرورش است انجام ارزشيابي صحيح نيز ميسر نخواهد شد. پس تعريف روشن هدفها حوزه مرحله مهمي در ارزشيابي است. (تقي پور ظهير،1380،ص202)
همچنين به نظر وي( تايلر) ارزشيابي فرايند تعيين ميزان تغييرات مورد نظر در الگوهاي رفتاري يادگيردندگان به وسيله تجارب يادگيري و فعاليتهاي آموزشي تنظيم شده است. بنابراين ارزشيابي از طرح ريزي و اجراي برنامه ضرورت پيدا مي کند، و آن مشتمل بر تشخيص نکات قوي يا ضعيف طرح هاي مي باشد. اين امر نه تنها موجب مي شود که اعتبار مفروضات اساسي، که برنامه آموزشي بر مبناي آنها تنظيم شده است، مجدداً بررسي شوند، بلکه سبب مي شود کارآمدي و سايل معين، يعني معلم و ساير شرايط که در انجام دادن برنامه هاي آموزشي مؤثر هستند مورد بازبيني قرار گيرند به اين ترتيب، در نتيجه ارزشيابي است که مي توان گفت برنامه درسي از چه جنبه هايي مؤثر است و از چه جنبه هايي به اصلاح، تغيير ويا تکميل نياز دارد. (تقي پور ظهير،1380،ص202)
اين مفهوم ارزشيابي- تعيين ميزان تغييرات در الگوهاي رفتاري داراي دو جنبه مهم است. جنبه اول روشنگر اين مطلب است که موضوع ارزشيابي، سنجش ميزان تغيير رفتارهاست. جنبه دوم بيانگر تعدد در امر ارزشيابي است. زيرا که، تغيير رفتار در طول زمان انجام مي گيرد و براي بررسي اين تغييرات به ارزشيابي بيش از يکي دوبار نياز است. پس به نظر تايلر ارزشيابي در آموزش و پرورش حداقل شامل دو نوع سنجش مي باشد يکي در آغاز هر برنامه و ديگري در پايان آن، تا بتوان ميزان تغييرات را اندازه گرفت. بديهي است دو نوع سنجش ياد شده براي انجام دادن يک ارزشيابي دقيق آموزشي لازم است اما کافي نيست. زيرا امکان دارد به بعضي هدفهاي مورد نظر در برنامه که در اثر اجرا به آنها دست يافته ايم، از آن سپس يعني از خاتمه برنامه در زمان کوتاهي به دست فراموشي سپرده شوند. بنابراين، براي اين که بتوانيم ميزان دوام آموخته ها را اندازه بگيريم، لازم است در يک مرحله معين به ارزشيابي ديگري نيز اقدام کنيم. بهترين وسيله براي اين منظور مطالعات پي گيري است که بعضي مؤسسات آموزشي در مورد فارغ التحصيلان خود انجام مي دهند تا از طريق آن به اطلاعات مفيدي درباره مؤثر بودن برنامه هاي درسي خود دست يابند.
از آنجايي که ارزشيابي مشتمل بر جمع آوري شواهدي درباره تغييرات رفتاري دانش آموزان است هر نوع گواه معتبري که بتواند تغيير رفتارهايي را که نظر هدفهاي آموزش و پرورش مطلوب باشد، نشان مي دهد از نظر ارزشيابي واجد اهميت زياد است. لذا براي جمع آوري شواهد اطلاعات، مي توان به طرق مختلفي اقدام کرد. مثلاً از طريق: اجراي امتحان و انواع تست هاي مداد کاغذي، مصاحبه، مشاهده واکنش هي و رفتارها در شرايط و موقعيتهاي مختلف، نمونه گيري از رفتارها، علائق، نگرشها و مهارتهاي ذهني دانش آموزان، جمع آوري اشياء و وسايلي که خود دانش آموزان مي سازند و يا تهيه مي کنند، و مطالعات بکارگيري و غيره مي توان شواهد لازم براي تصميم گيري را جمع آوري کرد. (تقي پور ظهير،1380،ص203)

هدف ارزشيابي:
بسياري از معلمان تصور مي کنند که ارزشيابي از پيشرفت تحصيلي تنها به منظور ارتقاي شاگرد صورت مي گيرد، در حالي که هدف ارزشيابي به مراتب گسترده تر و مهم تر از چنين مفهومي است. ارزشيابي از يک سو بايد وسيله تشخيص باشد، يعني از جهاتي قادر باشد از ميزان فعاليتهاي شاگردان در طول يادگيري و از ميزان آموخته ها، پيشرفت و عقب ماندگي آنان اطلاعاتي معتبر به دست دهد و نيز بتواند آگاهيهاي لازم را از قدرت و ضعف روش تدريس معلم، ارزشمند و صريح بودن هدفهاي آموزشي و اعتبار محتوا در اختيار بگذارد و از سوي ديگر، ارزشيابي بايد وسيله پيش بيني باشد، يعني نشان دهد که شاگرد در چه زمينه اي قادر است موفقيت بيشتري کسب کند و در چه جنبه هايي توان پيشرفت ندارد. از اين رو، معلمان و مسئولان آموزش و پرورش بايد بدانند چرا ارزشيابي مي کنند. به طور کلي، هدفهاي ارزشيابي را مي توان در مقوله هاي زير مورد بررسي و تحليل قرار داد. (شعباني، 1382،ص 335)
1- ارزشيابي به عنوان وسيله اي براي شناخت توانايي و زمينه هاي علمي شاگردان و تصميم گيري براي انجام دادن فعاليتهاي بعدي آموزشي. يادگيري جرياني متوالي و به هم پيوسته است، از همين رو، کسب مهارتها و دانش در هر زمينه مستلزم داشتن پايه هاي قوي در آن زمينه است. به همين مناسبت، ارزشيابيهاي تشخيصي صرفاً به منظور اندازه گيري رفتارهاي ورودي و ارزيابي ميزان آمادگي شاگردان براي ورود و شروع به آموزش به آموزش مطالب جديد به کار مي رود. در طول فعاليتهاي آموزشي، ارزشيابي تکويني نيز به همين منظور مورد استفاده قرار مي گيرد. معلم پس از تدريس هر يک از بخشهاي مواد آموزشي، از يادگيري شاگردان خود ارزشيابي به عمل مي آورد. نتايج اين گونه ارزشيابيها اطلاعات و شواهدي در اختيار وي مي گذارند که مي تواند بر اساس آنها تصميمات آگاهانه تري اتخاذ کند و در صورت عدم تسلط به ترميم مطالب گذشته بپردازد و در صورت تسلط شاگردان به محتوا، مراحل بعدي تدريس را طراحي کند و شاگردان را براي يادگيري برنامه جديد آماده سازد.
2- ارزشيابي به عنوان وسيله اي براي شناساندن هدفهاي آموزشي در فرايند تدريس فعاليتهاي آموزشي به منظور رسيدن به هدفهاي آموزشي صورت مي گيرد و ارزشيابي تحقق يا عدم تحقق هدفها را مشخص مي کند اگر چه هدفهاي آموزشي در شروع فعاليت هاي آموزشي بايد براي شاگردان مشخص باشد، شاگردان مي توانند بسياري از هدفهاي تدريس را از روي سؤالهاي مطرح شده در ارزشيابي کشف کنند. در حقيقت، يکي از وظايف ارزشيابي اين است که وصول به هدفهاي تدريس را مشخص کند و با آگاه ساختن شاگردان از هدفهاي رفتاري هر يک از مواد آموزشي هدايت يادگيري و زمينه سازي در آنها را امکان مطالعه بهتر و بيشتر را فراهم کند. (شعباني، 1382،ص 336)
3- ارزشيابي به عنوان وسيله اي براي بهبود و اصلاح فعاليتهاي آموزشي. نتايج ارزشيابي نه تنها ميزان پيشرفت تحصيلي شاگردان و عملکرد آنان را در فعاليتهاي آموزشي و پرورشي مشخص مي سازد، بلکه کيفيت تلاس شاگردان و روش تدريس معلم و ميزان مهارت وي را در اين زمينه مورد ارزيابي قرار مي دهد. در بسياري از موارد، عدم موفقيت شاگردان معلول روش تدريس نامطلوب معلم است. تحليل نتايج ارزشيابي به معلم فرصت مي دهد که همواره درصدد اصلاح و بهبود روش تدريس خود برآيد و آن را با نيازها وعلايق شاگردان و محتواي آموزشي هماهنگ سازد. گاهي روش تدريس معلم خوب است و تلاش شاگردان چشمگير، اما به دلايل ديگر مثلاً روشن و صريح نبودن هدفهاي آموزشي، مطلوب نبودن محتواي برنامه، عدم امکانات يا نامطلوب بودن تجهيزات يا نامناسب بودن شيوه اندازه گيري نتايج ارزشيابي چندان رضايتبخش نيست. در اين صورت، انتخاب کند با تحليل نتايج و شناخت ضعفها، آنها را برطرف کند، مثلاً هدفها را روشن سازد، محتواي مطلوب انتخاب کند، تجارب آموزشي جديدي پيش بيني کند، از وسايل و تجهيزات بهتر استفاده کند و يا با انتخاب راههاي بهتر جمع آوري اطلاعات، وسايل و روشهاي ارزشيابي را اصلاح کند. (شعباني، 1382،ص 337)
4- ارزشيابي به عنوان وسيله اي براي شناخت نارساييهاي آموزشي شاگردان و ترميم آنها. اگر ارزشيابي، به ويژه ارزشيابي تکويني، بر اساس موازين علمي تهيه و اجرا شود، مي تواند درباره پيشرفت تحصيلي اگر شاگردان و ضعفها و نارساييهاي آنان اطلاعات مفيدي در اختيار معلم قرار دهد. تحليل چنين اطلاعاتي نشان خواهد داد که شاگردان چه مطالبي را فراگرفته اند و چه مفاهيمي را نياموخته اند و چگونه مي توان آنان را براي جبران چنين کمبودهايي ياري کرد.
5- ارزشيابي به عنوان وسيله اي براي ايجاد رغبت و کسب عادات صحيح آموزشي در شاگردان. ارزشيابي را نبايد صرفاً با منظور نمره دادن و مقايسه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره آموزش علوم Next Entries پایان نامه رایگان درباره بازده آموزش