پایان نامه رایگان درباره آموزش زبان، آموزش های نظری، روش های تدریس

دانلود پایان نامه ارشد

تسلط بر روش هاي تدريس از آنجا در امر آموزش اهميت دارد كه گروهي از صاحب نظران و علماي تربيت، تسلط به روش هاي تدريس را مهمتر از دانش و اطلاعات علمي معلم ارزيابي مي نمايند. به طور كلي تجربه نشان داده است معلماني كه به روش هاي تدريس مسلط بوده اند از ديگر همكاران خود كه تنها به اطلاعات علمي تكيه داشته اند موفق تر بوده اند( يغما، 1374،ص9 ).
پیشرفت های شگفت آور دنیای کنونی، بی گمان، زاده ی یادگیری انسان است. طبیعت وجهان پیرامون، پیوسته در مسیر شدن و دگرگونی قرار دارد و انسان نیز برای هماهنگی با آن دگردیسی ها و مبارزه با آن ها، درک چگونگی تغییرات و رسیدن به راه حل های مناسب، سازگاری و ادامه ی زیست، پیوسته در تلاش برای یادگیری و افزودن بر کرانه های تجارب خویش است. انسان از راه یادگیری به ارتقای فکری می رسد، فضیلت می یابد و به رشد تفکر بشر کمک می کند(شلدره ای، قاسم پور مقدم وعلیزاده، 1390).
شناخت ساده ترین روابط میان اشیاء و رویدادهای محیطی تا ادراک پیچیده ترین قواعد و فرمول های علمی در محیط های طبیعی همه و همه در پهنه ی یادگیری می گنجد. درک اهمیت نقش یادگیری در پیشرفت زندگی بشر، لزوم توجه به امر یادگیری و شناخت و شرایط و عوامل حاکم بر آن را توجیه می کند (همان منبع،ص14).
معلم افزون بر آگاهی های لازم در زمینه ی ماده ی درسی، باید درباره ی شیوه های طراحی آموزشی و ارزش یابی آن نیز دانش و مهارت کافی داشته باشد. آموزش یکی از مسائل بسیار مهم نظام های تعلیم و تربیت است. منظور از آموزش، فرآیند دوسویه ی یاددهی – یادگیری اطلاعات، مهارت ها و نگرش های مثبت درباره ی موضوعی معین است که از قبل برای گروه سنی خاصی طراحی و برنامه ریزی می شود و در شرایط زمانی معین به اجرا در می آید(همان منبع،ص94).
برای رویا رویی با انبوه چالشهایی که آینده در دل خود پنهان داشته است، جامعه بشری در تلاش برای رسیدن به آرمانهایی چون صلح، آزادی و عدالت اجتماعی، آموزش و پرورش را سرمایه ای اجتناب ناپذیر می داند. با توجه به پیشرفت تکنولوژی و تغییرات مداومی که به وجود می آید باید شرایط تغییر در هر جامعه ای ایجاد شود. شرط اولیه هر تغییری شناخت و آگاهی است، که به دنبال آن باید کار با برنامه ریزی برای دست یابی به اهداف مطلوب صورت بگیرد(همان منبع،ص15).
اهمیت و ثمر بخشی روشهای تدریس و یادگیری بهتر همواره مورد نظر دانشمندان و محققین علوم تربیتی بوده است از آغاز قرن بیستم توسط مومان7و لای 8و سپس کلاپارد9، ماریا مونته سوری 10، جان دیویی 11، هربارت12، ثورندایک و همکارانش و ….در بسیاری از کشورها مطالعات زیادی به مدت چهل سال در مورد ثمر بخشی میزان روشهای آموزش در کلیه دروس انجام گرفت(شعبانی، 1385).
یکی از ویژگی های بارز انسان کنجکاوی است که از دوران کودکی تا پایان عمر او را به دانستن وکشف حقایق و پرده برداری از مجهولات سوق میدهد این نیروی درونی تکاپوی انسان را برای کسب علم و گریز از جهل افزون می کند. مسئولان و مجریان نظامهای آموزشی باید باور کنند که نظریه ها و اجرای برنامه های درسی عناصری انفکاک ناپذیر هستند وتاثیر متقابل بر یکدیگر دارند. نظریه ها عمل را هدایت می کنند، وبالعکس داده های حاصل از عمل موجب اصلاح، رشد وتکامل نظریه ها می شوند. نظریه های تدریس و یادگیری جهت دهنده فکر و نگرش معلمان هستند و چهارچوب عملی آنان را در فرآیند اجرا شکل می دهند(شعبانی ، 1385).
معلم تصور می کند که عامل اصلی تدریس ، خود اوست و بعنوان گنجینه ی معلومات در برابر دانش آموزان ظاهر می شود. شاید به همین دلیل، به این گونه الگوها و روش ها، ((روش های معلم محور)) نیز می گویند. در این الگو دانش آموزان اطلاعاتی مانند لغات، مفهوم متن و شرح حال بزرگان و… را از زبان معلم دریافت می کنند و چون در کسب آن ها نقش فعالی نداشته اند، مطالب را به زودی فراموش می کنند. آنان حتی گاهی به علت استفاده ی بیش از حد معلم از این نوع الگوها، آرام آرام از درس خسته و دل زده می شوند ؛موفقیت دانش آموز در آزمون های پایان دوره از ویژگی های این الگوهاست؛ در نتیجه هم معلم و هم دانش آموز مطالب درس را فقط برای موفقیت در امتحان می آموزند(همان منبع).
یکی از هدف های آموزش و پرورش کنونی این است که فراگیران را یاری کند تا بتوانند از دانش خویش به طور موثر استفاده کنند و از آن جا که عمر هر رشته دانش بشری دائماً کوتاه تر گشته و قواعدی نوین مستمراً جای آن ها را می گیرند، لذا فراگیران باید به دانش و مهارت های فراگیری مجهز باشند تا هیچ گاه در تنگنا قرار نگیرند. این هدف متخصصین و معلمین آموزش و پرورش را ملزم می سازد تا روش های تدریس نوین را به کار گیرند که منجر به چنین دانش و مهارت هایی می شود. بسیاری از معلمین از فضای غیر فعال و شرایط خشک و غیر واقعی کلاس های خویش ناراضی هستند. آنان به دنبال روشی هستند که بتوانند در دانش آموزان انگیزه کافی جهت کسب دانش و انجام فعالیت های آموزشی ایجاد کند(همان منبع،ص233).
تدریس از مهمترین عوامل در فعالیت های آموزشی و پرورشی است. هنگامی که سخن از آموزش و پرورش به میان می آید، غالباً مفاهیمی چون معلم و بویژه تدریس، بمراتب بیشتر از سایر متغیرهای مربوط، نمایان می شوند. در این زمینه عده ای پا را فراتر گذاشته و تدریس را مترادف با آموزش و پرورش دانسته اند. چنین ارتباط تنگاتنگ و همبستگی عمیق ایجاب می کند تا مفهوم بنیادی تدریس کاملاً روشن شود(فتحی آذر،1382).
2-3 تاریخچه روشهای تدریس در آموزش جهان
روشهای تدریس و آموزش در جهان سابقه ای به بلندی تاریخ بشری دارند. در گذشته های دور که تعلیم و تربیت محدود بود، اقوام بدوی با روش های علمی راههای به دست آوردن خوراک، تهیه پوشاک و پناهگاه را می آموختند و تربیت های دینی و اخلاقی و اجتماعی هم با شرکت در مراسم جشن های قبیله ای صورت می گرفت. بنابر این می توان روش آموختن در این دوره از تاریخ بشر را روش تقلیدی و علمی نامید(فضلی خانی، 1384).

در تربیت دینی به تدریج طبقه ای به نام روحانیان پدید آمدند که نخستین معلمان تاریخ بشر محسوب می شدند و تا قرن ها آموزش و پرورش حق ویژه و تحت نظارت آنان بوده است، با پیدایش طبقه مذکور و اختراع خط و تدوین ادبیات مذهبی روش های آموزش متحول و آموزش های نظری بر آموزشهای علمی که در خانه انجام می شد و آموزش های نظری که طبقه روحانی ضمن اجرای مراسم دینی عهده دار آن بودند انجام می شد(همان منبع).
از حدود قرن پنجم قبل از میلاد تا اوایل قرن بیستم میلادی در کشورهای متمدن جهان مانند اروپا و چین بر آموزش زبان ادبیات و دین تاکید می شد. در اروپا آموزش زبان و ادبیات تا قرن اول قبل از میلاد به صورت بلاغی یا معانی بیان و نیز به روش سقراطی صورت می گرفت و از زمان سقراط تا 800 سال پس از آن روش تدریس زبان و ادبیات غربی پایدار باقی ماند. در اروپا هدف عمده آموزش زبان و ادبیات، پرورش سخنوری بود که این مهارت در سه زمینه ی دستور زبان، سبک بیان و فصاحت سبک می شد. سابقه ی زبان و ادبیات فضیلت های اخلاقی را مانند حرمت نهادن به دیگران و مسئولیت پذیری اجتماعی می آموختند(همان منبع).
معلم برای استفاده از یک الگوی تدریس باید مشخص کند که شاگردانش چه فعالیتهایی باید انجام دهند و توالی این فعالیتها و مراحل اجرائی آنها چگونه باید باشد تا معلم و شاگرد بتوانند سریع‌تر و راحت‌تر و موثرتر به هدفهای آموزشی برسند؛ مثلا باید مشخص شود که معلم باید محور همه فعالیتهای آموزشی باشد یا اینکه فراگیران باید نقشی فعال داشته باشند. در الگوهای آموزشی باید در چهارچوب هر یک از الگوها، به هنگام تدریس باید مراحل خاص و معینی را طی کرد. این مراحل مشخص کننده فعالیتهای آموزشی معلم و شاگرد در فرایند تدریس و در محدوده آن الگوی ویژه خواهد بود(ملکی، 1385).
در اجرای الگوی آموزشی، نقش معلم در کلاس نمایانگر نوع کنش و واکنش او در مقابل شاگردان است. مثلا در اجرای الگوی تدریس، ممکن است نقش معلم کنترل محیط آموزشی تلقی شود. همچنین در کاربرد الگوی تدریس، باید توجه داشت که از نظر یادگیری، چه رابطه‌ای باید بین شاگردان وجود داشته باشد و نحوه تصمیم‌گیری چگونه باید باشد. البته نوع واکنش معلم تا اندازه‌ای تعیین کنند ماهیت روابط میان‌گروهی در کلاس خواهد بود. مثلا اگر معلم انتقال دهنده اطلاعات باشد شاگردان دریافت کننده و غیرفعال خواهند بود (همان منبع).
الگوی تدریسی که معلم با توجه به شرایط مختلف و عوامل متعدد تاثیر گذارد در این زمینه انتخاب می‌کند، تاثیر مستقیمی در روند یادگیری دانش آموزان، تاثیر پذیری آنها از معلم خود، ایجاد دید کلی نسبت به مدرسه و درس و حتی تاثیر زیادی در دید کلی دانش آموز به علم و نفس یادگیری و علم آموزی می‌گذارد. هر قوانین الگو و روند تدریس معلم مناسب باشد تاثیر مثبتی در آینده و زندگی آینده فرد خواهد داشت(همان منبع).
2-4 تأثير شخصيت علمى معلم بر فرايند تدريس
معلم هر اندازه داراى رفتار انسانى مطلوبى باشد، ولى از نظر علمى ضعيف و ناتوان تلقى شود، مورد قبول شاگردان واقع نخواهد شد. شخصيت متعادل همراه با تسلط علمى معلم، او را از نظر شاگردان با ارزش و اعتبار مى‌سازد. معلمى از نظر علمى قوى است که به روش‌هاى ارائه محتوا و چگونگى برقرارى ارتباط، آگاه و بر آنها مسلط باشد. معلم بايد از نظريه‌هاى جديد ارتباطي، از دانش‌هاى جديد روانشناسى و علوم رفتاري، بويژه روانشناسى تدريس و يادگيري، آگاهى کافى داشته باشد. آگاهى از علوم اجتماعي، بويژه روانشناسى اجتماعى نيز او را يارى خواهد کرد تا فرهنگ و ويژگى‌هاى خاص طبقات اجتماعى شاگردان را تا حدودى بشناسد و با شناخت خصوصيات فردى و اجتماعى آنان، به برنامه‌ريزى فعاليت‌هاى آموزشى بپردازد(صفوی،1370).
روش تدريس بايد متناسب با اصول آموزش و پرورش و خصوصيات شاگردان انتخاب شود؛ زيرا وظيفه ی اساسى معلم فقط درس دادن و پس گرفتن درس نيست، بلکه مهم‌ترين وظيفه ی او همکارى و راهنمايى يکايک شاگردان براى رسيدن به هدف‌هاى مطلوب تعليم و تربيت است.
تسلط بر محتوا و موضوع درس، از مهمترين ويژگى‌هاى معلم است. با وجود اينکه دامنه ی علوم حتى در يک رشته ی خاص، بسيار وسيع و گسترده شده است و کمتر کسى مى‌تواند به همه ی آنها دست يابد، لازم است که معلم حداقل بر مطالبى که تدريس مى‌کند مسلط باشد. او براى تحقق چنين منظورى بايد مطالعه مستمر و دائم داشته باشد. اگر معلمى در مسائل علمى ضعيف باشد و نتواند به پرسش‌هاى شاگردان پاسخ دهد، مسلماً در کار خود شکست خواهد خورد. معلم بايد هميشه بر آگاهى‌هاى خود بيفزايد. او بايد در زمينه ی کار خود با يافته‌هاى جديد در ارتباط دائم باشد. اگر معلمى از اين امر غافل شود، در امر تدريس ناچار از تکرار مکررات خواهد بود. مطالعه ی دائم براى معلم بيش از هرکس ديگرى لازم و ضرورى است(همان منبع).
نقش ديگر معلم ايجاد رابطه و پيوند بين جامعه و مدرسه است. شايد چنين تصور شود که وظيفه ی معلم فقط انتقال دانش و اطلاعات است و او کارى به جامعه ندارد، در حالى که واقعيت درست بر خلاف اين است؛ زيرا شاگردان مى‌آموزند تا بهتر زندگى کنند. اگر آموزش رسمى با زندگى اجتماعى و حقيقى آنان ارتباط نداشته باشد، چندان اهميت و اعتبارى نخواهد داشت. بيشتر اوقاتِ شاگردان در خارج از محيط مدرسه مى‌گذرد، پس معلم بايد در زندگى اجتماعى نيز راهنماى شاگردان باشد. راهنمايى معلمان سبب مى‌شود که زندگى واقعى در نظر شاگردان معنى پيدا کند(همان منبع).
آموزش و پرورش هر جامعه با توجه به تاريخ و فرهنگ آن جامعه شکل خاصى به خود مى‌گيرد. معلم آگاه و مسلط بايد با تأکيد بر آن فرهنگ خاص و با توجه به شرايط تاريخى جامعه، کوشش کند تا شاگردان را به ارزش‌هاى والاى جامعه ی پيشرفته و انسانى آشنا کند. از آنجا که جامعه ی پيچيده و پويا به انسان‌هاى انديشمند و باريک‌ بين نياز دارد، معلم بايد سعى کند

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره یادگیری مشارکتی، علوم تجربی، دانش آموزان دختر Next Entries پایان نامه رایگان درباره روش های تدریس، انتقال دانش، روش سقراطی