پایان نامه رایگان درباره …، (الهی، قمشه‌ای)، گواهى

دانلود پایان نامه ارشد

میباشد.
امّا از مواضعی که اسماء اشاره پس از حروف جر قرار گرفتهاند میتوان به مواردِ دیگری نیز اشاره کرد.
«قُلْ أَ أُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِباد» (آل عمران: 15)
«(اى پيغمبر) بگو: مى‏خواهيد شما را آگاه گردانم به بهتر از اينها؟ براى آنان كه تقوا پيشه كنند نزد خدا باغهاى بهشتى است كه در زير درختان آن، نهرها جارى است و در آن جاويد و متنعّم هستند و زنان پاكيزه و آراسته‏اى و (از همه بهتر) خشنودى خدا، و خداوند به حال بندگان بيناست. » (الهی قمشه‌ای)
«ذلک» در معنا به شهوات و امیال نفسانی و جاذبههای دنیایی که در آیۀ قبل ذکر شده اشاره دارد. همچنین از سیاق آیه توبیخ و تنبیه کفّار استنباط میگردد. از سوی دیگر اشاره به دور به جهت تعظیم شأن آن چیزی است که بیانش در ادامة آیه خواهد آمد. ضمیر «کُم» به آن اضافه شده تا مخاطبینش مردم باشند و اگر آنرا مفرد بگیریم مخاطبش پیامبر عظیم الشأن(ص) است.
«… قالَ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى‏ ذلِكُمْ إِصْرِي … » (آل عمران: 81)‏
«… خدا فرمود: آيا اقرار داشته و پيمان مرا بر اين امر پذيرفتيد؟ …» (الهی قمشه‌ای)
خداوند از زبان پیامبران خطاب به امّت ایشان و پیروانشان به قصد تقریر و اعتراف میپرسد آیا به آن عهد و پیمان سنگینی که با من بستید یعنی همان ایمان به پیامبر(ص) و یاری او اقرار داشته و آن را پذیرفتید؟
پس با اسم اشارة «ذلک» به اصل عهد و پیمان مذکور در ما قبل اشاره کرده و با ضمیر «کُم» امّت و پیروان انبیاء را مخاطب قرار داده، با استفهام تقریری به قصد مذمّت، تهدید و تأکید و با اشاره دور به سنگینی و عظمت پیمان اشاره دارد.
«مَثَلُ ما يُنْفِقُونَ فِي هذِهِ الْحَياةِ الدُّنْيا … » (آل عمران: 117)
«مثل مالى كه كافران براى پيشرفت مقاصد دنيوى خود صرف كنند (و از آن بهره نيابند)… » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه و آیة 156 سورة اعراف (… وَ اكْتُبْ لَنا فِي هذِهِ الدُّنْيا …) اشاره به دنیای حاضر، محسوس، نزدیک، زوال پذیر و متعلّقات آن نظیر ثروت و جاه و مقام شده است. از اشاره به نزدیک به غرض تحقیر و پستی دنیا و نزدیکی آن در مقابل زندگی اخروی غایب و نامحسوس استفاده شده است.
«…وَ إِنْ كانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَ لَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ فَإِنْ كانُوا أَكْثَرَ مِنْ ذلِكَ فَهُمْ شُرَكاءُ فِي الثُّلُث‏ …» (نساء: 12)
«… و اگر مردى يا زنى بميرد كه وارثش كلاله او باشند (يعنى پدر و مادر و فرزند نداشته باشد) و يك برادر و يا خواهر (امّى) داشته باشد در اين فرض سهم ارث هر يك نفر از آنها يك سُدس خواهد بود و اگر بيش از يك نفر باشد همه آنها ثلث تركه را به اشتراك ارث برند، … » (الهی قمشه‌ای)
« ذلکَ » اشاره به عدد یکی بودن برادر یا خواهر به قصد تعیین، تحدید و تأکید میباشد که در همین آیه ذکر شده است.
«فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى‏ هؤُلاءِ شَهِيدا» (نساء: 41)
«پس چگونه است (حال آنان) آن گاه كه از هر طايفه‏اى گواهى آريم و تو را بر اين امّت به گواهى خواهيم؟» (الهی قمشه‌ای)
در این آیه «هؤلاء »اشاره به اینها یعنی گروه امّت و قوم است. در ادامة آیات گذشته پس از ذکر مجازاتهای بدکاران و پاداش نیکوکاران مسئلة شهود و گواهان رستاخیز بیان شده و با «هؤلاء» آن امّت و قوم را به قصد احضار ایشان در ذهن شنونده مورد اشاره قرار داده که پیامبرشان در روز رستاخیز گواه اعمال آنان است. علاوه بر این، سیاق آیه، حکایت از تحذیر و انذار مخاطبین دارد.
« … يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها … » ( نساء: 75)
«… مى‏گويند: بار خدايا، ما را از اين شهرى كه مردمش ستمكارند بيرون آر… » (الهی قمشه‌ای)
به تأویل اکثریت قریب به اتّفاق مفسّرین، قریه همان مکّه است که با «هذه» به آن اشاره شده است. مذکّر آمدن صفت ما بعدش به اعتبار آن است که اسم فاعل نعت سببی بوده و مانند فعل از نظر مذکّر و مؤنّث بودن در ما بعد خود عمل میکند. همچنین به قصد تمییز و تأکید مکانی مشخّص از اسم اشاره استفاده شده است.
« … فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثا » (نساء: 78)
« … چرا اين قوم (جاهل) از فهم هر سخن دورند؟! » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه ابتدا قطعیت مرگ، سپس گفتار منافقین و اهل کتاب بیان شده است. آنان به بهانههای مختلف با ترس و وحشت از مرگ از جهاد خودداری میکردند. اتّفاقات خوب را به خداوند و اتّفاقات ناگوار را به پیامبر(ص) نسبت میدادند. به قصد تعجّب از کند ذهنی ایشان و تحقیر و تقبیح، آنان را با «هؤلاء» مورد اشاره قرار داده، شأن آنان مورد سؤال واقع میشود. ( اینها چه کسانی هستند؟! ) همچنین استهزاء و توبیخ، میزانِ درک و فهم آنان را میرساند.
«يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتاباً مِنَ السَّماءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى‏ أَكْبَرَ مِنْ ذلِك‏ … » (نساء: 153)
«(اى پيغمبر) اهل كتاب از تو درخواست كنند كه از آسمان كتابى (يك جا) براى آنان فرود آورى، همانا از موسى نيز درخواستى بالاتر از اين كردند … » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه به بهانهها و خواستههای اهل کتاب اشاره شده که از پیامبر درخواست آوردن کتابی از آسمان را مطرح نمودند. آنگاه این درخواست مذکور در قبل را با «ذلک» مورد اشاره قرار داده و فرموده است: گروهی از اسلافِ ایشان درخواستی بزرگتر و بدتر از آن را مطرح کردهاند و آن، درخواستِ نمایاندن خدا بوده است که این عملی زشت و ناپسند است؛ پس به قصدِ تقبیح، استبعاد و استغراب، درخواست زشت مذکور در قبل را با «ذلِکَ» مورد اشاره قرار داده است.
«قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشرٍَّ مِّن ذَلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللَّهِ … » (مائده: 60)
«بگو (اى پيغمبر): آيا شما را آگاه سازم كه كدام قوم را نزد خدا بدترين پاداش است؟ … » (الهی قمشه‌ای)
اشاره به حالت سرزنش یا عیبجویی از سوی اهل کتاب نسبت به مؤمنان میباشد که به قصد احضار در ذهن و تأکید موردِ مذکورِ در آیة قبل به کار رفته است. مضاف قبل از اسم اشاره حذف شده و تقدیر این گونه بوده است ؛«بِشَرٍّ مِن اهلِ ذلِکََ»
«قُلْ مَنْ يُنَجِّيكُمْ مِنْ ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً لَئِنْ أَنْجانا مِنْ هذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِين‏»(انعام: 63)
«بگو: آن كيست كه شما را از تاريكى‏هاى بيابان و دريا نجات مى‏دهد گاهى كه او را به تضرع و زارى و از باطن قلب مى‏خوانيد كه اگر ما را از اين مهلكه نجات داد پيوسته شكرگزار او خواهيم بود؟ » (الهی قمشه‌ای)
« هذهِ » اشاره است به گرفتاری‌های انسان که در این آیه از آنها به ظلمات شدید خشکی و دریا و مذکور در ما قبل تعبیر شده است .
« … أَمْ كُنْتُمْ شُهَداءَ إِذْ وَصَّاكُمُ اللَّهُ بِهذا … » (انعام: 144 )
« … مگر شما حاضر بوديد كه خدا بر اين حرمت به شما توصيه نموده؟ … » (الهی قمشه‌ای)
اشاره به امر تحریم است که در قبل مذکور و مستفاد از فعل « حَرَّمَ » ما بعد میباشد. اشاره با «هذا» به قصد تهکّم بوده و از سیاق استفهامی جمله توبیخ نیز بر میآید.
«لا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ » (انعام: 163)
«كه او را شريك نيست و به همين (اخلاص كامل) مرا فرمان داده‏اند و من اوّل كسى هستم كه تسليم امر خدايم. » (الهی قمشه ای)
«ذلِکَ» به نفی شریک قائل شدن برای خدا و توجیه عبادت او یا به اعتقاد، اخلاص و گفتار مذکور در آیات قبل اشاره دارد که تماماً به خاطر خداست نه از جانب خویش. همچنین تقدّم جار و مجرور به قصد اهتمام به مشارٌ الیه است.(ابن عاشور:ج7/152) اشاره به دور به غرض توجّه به علوّ درجه و بُعد منزلت در فضیلت میباشد.(ابوالسعود: ج3/207)
« … وَ قالَ ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدِين‏ » (اعراف: 20 )
« … و گفت: خدايتان شما را از اين درخت نهى نكرد جز براى اينكه مبادا (در بهشت) دو فرشته شويد يا عمر جاودان يابيد.» (الهی قمشه‌ای)
«هذه» برای اشاره به درخت، به قصد تعیین و تمییز به کار رفته که در بهشت وجود داشته است و برای حضرت آدم و همسرش تبیین گردیده است.
« … وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبِين‏ » (اعراف: 22)
« … و پروردگارشان آنها را ندا كرد كه آيا من شما را از اين درخت منع نكردم و نگفتم كه شيطان دشمن آشكار شماست؟» (الهی قمشه‌ای)
از ساحتِ پروردگار با استفهامی تهدید آمیز و به قصد تقریر کلام، تقریع، توبیخ و عتاب به آدم(ع) و همسرش ندا آمد که مگر شما را از نزدیکی به این درخت و خوردن از آن نهی نکردم ؟ «تی» اسم اشاره و «لام» برای بُعد که در اتصال به دلیل التقاء ساکنین «یاء» حذف شده و از «کُما» برای خطاب دو نفر استفاده شده است. استفاده از اسم اشاره به دور، بُعد درختی که عدم نزدیکی به آن را فرمان داده بود و بُعد مخاطبین و ندا زدن آنان از دور مورد نظر است.
« … وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه‏ … » (اعراف: 43)
« … و گويند: ستايش خداى را كه ما را بر اين مقام رهنمايى كرد، كه اگر هدايت و لطف الهى نبود ما به خود به اين مقام راه نمى‏يافتيم … » (الهی قمشه‌ای)
اشاره به نعمات فراوان بهشتی و رستگاری بزرگ در آنجا دارد که پس از هدایت الهی در مسیر ایمان، تقوا و انجام اعمال صالح حاصل گردیده است. با «هذا» اشاره به عظمت امر دارد.
«… قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِين‏» (اعراف: 172)
« … همه گفتند: بلى، ما گواهى دهيم. (برخى مفسرين گفتند: مراد ظهور ارواح فرزندان آدم است در نشئه ذرّ و عالم روح و گواهى آنها به نور تجرّد و شهود به توحيد خدا و ربّانيت او در عوالم ملك و ملكوت.) (و ما اين گواهى گرفتيم) كه ديگر در روز قيامت نگوييد: ما از اين واقعه غافل بوديم. » (الهی قمشه‌ای)
با «هذا» به موضوع و جریان عهد و پیمان خداوند و شهادت گرفتن او از بنی آدم بر وحدانیت و ربوبیتش اشاره شده است با این غرض که موضوع مذکور در آیات قبل را متمایز، عظیم و مهمّ به شمار آورد.

3-2-4 خبر جملة اسمیّه
یکی دیگر از مواضعی که اسماء اشاره در غیر موضع مسندٌ الیه واقع میگردند خبر برای مبتدا در جملات اسمیّه میباشد. در آیات مورد تحقیق به نمونههایی از آن اشاره میشود.
«مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيرَةً … » (بقره: 245 )
«كيست كه خدا را قرض الحسنه دهد تا خدا بر او به چندين برابر بيفزايد؟ …» (الهی قمشه‌ای)
در این آیه «ذا» اسم اشاره و خبر واقع شده است.(درویش،1415:ج1/362) «ذا» اشاره به کسی است که در راه خدا بذلِ مال و جان میکند. این شیوه به قصد تخصیص، تشویق و تهییج جهت اتّصاف به خوبیها به کار رفته است. در مواقعی که «ذا» به دنبال « مَن» استفهامی میآید کاربردِ آن به قصد اهتمام به انجام عمل میباشد نه سؤال از عامل آن، و فعلی بعد از آن باید ملازمش گردد که برای آن اسم نقش حال را دارد.
این اسلوبِ زیبا در نهایت فصاحت و بالاترین مرتبة بلاغت برای تشویق به انفاق بدون خطاب و به قصد استعظام و إکبار است.
در آیة الکرسی ( آیة 255 سورة بقره ) نیز این ترکیب با برخی شباهتها به حالت مذکور آمده است. « …مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ … » ؛ « … كه را اين جرأت است كه در پيشگاه او به شفاعت برخيزد مگر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره اغراض بلاغی، طلاق رجعی، سوره بقره Next Entries پایان نامه رایگان درباره اغراض بلاغی، قرآن کریم، مسجد الحرام، مقتضای حال