پایان نامه رایگان با موضوع کسي، خداي، سختي‌ها

دانلود پایان نامه ارشد

اکسير ناکامي‌ها را به کاميابي و شکست‌ها را به پيروزي تبديل مي‌کند. “حُسنُ الصَبر طليعةَ النّصرِ”679 بردباري نيکو، سپيده دم پيروزي است.
“دَوامُ الصَبرِ عنوانُ الظَّفرِ و النَّصر”680 پايداري در بردباري نشانه‌ي پيروزي و کاميابي است. و بسياري روايات ديگر که نشان مي‌دهد سختي‌ها در صورت مواجه‌ي صحيح فرصت‌هاي بزرگ زندگي و جهش گاه سلوک به سوي خدا و خوشبختي ابدي است.
بزرگ‌ترين و تواناترين کسي که مي‌تواند ما را ياري کند و از بلاها نجات دهد خداي تعالي است و او ياري‌اش را در گرو صبر قرار داده است “ما دَفَعَ اللهُ سُبحانَه عَن العبد المُومن شيئاً مِن بَلاء الدُّنيا و عَذاب الاخِرةِ إلاّ بِرضاهُ بِقَضائِه و حُسنُ صَبرِه عَلي بَلائِهِ”681 خداوند پاک رنجي از دنيا و عذابي از آخرت را از مومن بر نمي‌دارد مگر با خشنودي او از خواسته‌ي خدا و بردباري‌اش در آزمون الهي.
البته صبر تنها مربوط به مواجهه با آزمون‌هاي ناخوشايند نيست. چرا که جبرئيل به پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود: “يصبِر في الضَّراءِ کما يصبرُ في السَّرَّاءِ و في الفاقَةِ کما يصبِرُ في الغَني و في البَلاء کما يصبرَ في العافيةِ…” 682 در تنگناها همانند گشايش‌ها صبر کن و در نداري مثل هنگام دارايي و در بلا همچون هنگام سلامتي…
سه گونه صبر داريم يکي صبر در بلا و رنج يکي صبر در طاعت خدا و ديگري صبر از معصيت. هر چند قسم اول ويژه ابتلا به شرور است اما دو قسم ديگر در همه‌ي ابتلا‌ها لازم و از شرايط عبوديت است. و ممکن است صبر توصيه شده در روايت گذشته به اين دو گونه که در ابتلا به خير و شر عموميت دارد، بازگردد.
4-2-6. واهمه و حساسيت نسبت به خطا و لغزش
ترس از لغزش در نعمت‌ها و خوشي‌ها همواره انسان مزکّي را هوشيار نگه مي‌دارد و نمي‌گذارد سرمستي و غفلت خوشي او را بفريبد. “يا ايها الَّذينَ آمَنوا لِيبلوَنَّکُم الله بِشيءٍ مِن الصَّيد تَنالوا ايديکُم و رِما حُکُم لِيعلمُ الله مِن يخافُه بالغَيب”683 اي کساني که ايمان آورديد خداوند شما را مي‌آزمايد به شيءهايي که در دسترس و تيررس شماست، تا بداند چه کسي از غيب (قيامت) مي‌ترسد.
قيامت روز ديدار خدا و سرور اهل يقين و تقواست اما کسي که کوله باري از گناهان را همراه خود آورده و با چشم نابينا در محشر حاضر شود، توان ديدن جمال الهي و درک رحمت او را نداشته، سخت در عذاب خواهد بود. بنابراين به فرموده‌ي مولا علي(عليه السلام) “لا تَخَف الاّ ذَنبَکَ”684 نترس مگر از گناهت. کسي که چنين هراسي را ندارد، مثل کودکي نادان خود را به خطر مي‌زند.
“من قَلَّت مَخافَتُه کَثُرَت آفتهُ”685 کسي که هراسش کم باشد آسيب‌هاي زيادي به او مي‌رسد. ترس از هوس‌ها و گناهان که قهر و غضب الهي را در پي دارد موجب هوشياري و مراقبت شده و غفلت را مي‌زدايد. در نتيجه انسان در آرامش و امنيت در سايه‌ي ايمان و تقوا و عبوديت زندگي خواهد کرد. اين هراس پسنديده برآمده از خردمندي و ايمان و موجب آرامش و عافيت است.
“ثمرهُ الخَوفِ الاَمنِ”686 نتيجه‌ي اين ترس، آرامش امنيت است. هوشمندانه‌ترين بيم، ترس از آسيب‌هاي زندگي دنياست، که ترس‌هاي موهوم را نابود مي‌کند. “من خافَ الله قَلَّت مَخافَتَهُ”687 کسي که از قهر خدا بترسد ترس او از امور موهوم کم مي‌شود. کسي که از خدا نمي‌ترسد همواره در هراس است که مبادا به منافع و دارايي‌هايش زياني برسد و اين منافع فاني او را به بند مي‌کشد. بنده‌اي کسي که از خدا رو گردانده و به جاي خدا قلبش براي دنيا بتپد خداوند او را فريفته و سعادتش نابود شده و بدتر از چيزي که مي‌ترسد به سرش خواهد آمد. “مَن اَمِنَ المَکرِ لَقِي الشَّرَّ”688 کسي که از فريب خدا آسوده است بدترين نتيجه را ديده است.
4-2-7. پوشاندن بلاء از ديد ديگران
گفته شد که انسان مزکّي حاجت و نيازش را به سوي خدا مي‌برد و فقط از او طلب کمک مي‌کند؛و نيز انسان مزکي يقين دارد که بلا از سمت خدا براي تربيت اوست و خود خدا نهايتاً گشايش در کارش مي‌دهد و هر آن‌چه در دنيا رخ مي‌دهد اعم از حوادث خوشايند و ناخوشايند همه در محضر خداست، و خدا است که جهان را تدبير مي‌کند. گفتن بلاء و گرفتاري خود به ديگران و جزع و فزع کردن از آن، گويي شکايت از پروردگار است به مخلوقاتش، که اين با تزکيه اخلاقي و هدف از آن ناسازگار است. همچنين پنهان کردن گرفتاري‌ها و مشکلات از نظر مردم موجب مي‌شود که شخص طوري رفتار کند که گويا مشکلي ندارد، و اين رفتار و اصلاح ظاهري موجب آرامش دروني مي‌شود زيرا ظاهر بر باطن تاثير مي‌گذارد. در برابر آن اگر کسي گرفتاري خود را آشکار سازد به گونه‌اي رفتار مي‌کند که قلبش ناآرام و رنجيده مي‌گردد.
“من کشف ضره للناس عذب نفسه”689 کسي که گرفتاري‌اش را براي مردم آشکار کند جانش را در عذاب انداخته است.
بر خورد مردم هم در دشوارتر شدن مشکل موثر است. تغيير نگاه‌ها، سخنان، اشاره‌ها و زمزمه‌ها مشکل را بزرگ‌تر کرده و بر ذهن و زندگي سنگين‌تر مي‌آيد.
امام باقر (عليه السلام) فرمود: “يا بُنَي مَن کَتَم بَلاءً اِبتلي بِه مِنَ النّاس وَ شَکا ذلکَ اِلي اللهِ عَزَّوجلَّ کانَ حَقاً علي الله اَن يعافيه مِن ذلکَ البَلاءِ”690 اي فرزندم کسي که مشکلي را که به آن مبتلا شده از مردم بپوشاند و فقط با خداي بزرگ و عزيز درد دل گويد حق است که از آن بلا رهايي يابد.
البته مومناني که مظهر لطف و کرم خدا هستند نيز شايستگي اين راز گشايي و درد دل شنوي را دارند. “مَن شَکا ضُرُّه الي مُومن فَکَانَّما شَکا الله سبحانَهُ”691 کسي که گرفتار‌ي‌اش را براي مومني بازگويد، گويا با خداي سبحان در ميان نهاده است.
4-2-8. توجه به نعمت‌ها
يکي از چيزهايي که در مواجه با سختي‌ها و مشکلات، فرد مزکّي بايد به آن توجه داشته باشد، يادآوري نعمت‌هاي الهي حتي نعمت‌هاي گذشته و آينده است که همه را خداي مهربان نه به علت استحقاق ما بلکه از روي کرم و بخشش خودش عنايت مي‌کند. حضرت ابا عبدالله (عليه السلام) فرمودند: “لا خَيرَ في عَبدٍ شَکا مِن مِحنَةٍ يقَدّمها آلافُ نِعمةٍ و اتَّبَعَها الافَ راحَةٍ و من لا يقضي حقَّ الصَّبر علي البَلاء حَرُمَ قَضاءُ الشُّکر في النَُعماء کذلکَ مَن لا يودّي حقَّ الشُّکر في النَّعماء يحرمُ عَن قَضاءُ الصَبر في البَلاء و مَن حُرمَهما فَهُو مِن المَطرودين” 692 شکايت کننده از رنجي که پيش از آن هزاران نعمت بوده و در پي آن هزاران خوشي مي‌آيد، بنده‌ي خوبي نيست. کسي که حق صبر در بلا را به جا نياورد، توفيق شکر در نعمت بر او حرام مي‌شود. همچنين کسي که حق شکر در نعمت را به جا نياورد از بردباري در بلا ناتوان مي‌گردد و کسي که از اين دو (شکر و صبر) محروم شود، از رانده شدگان درگاه خداي مهربان است.
در شرح حال حضرت ايوب (عليه السلام) آمده که در دعاهايش به خداي تعالي عرض مي‌کرد: “خدايا هفتاد سال رفاه و نعمت دادي تا اين که هفتاد سال بلا و گرفتاري بر من قرار دهي.” يعني پس از هفتاد سال نعمت اگر هفتاد سال همه‌ي نعمت‌ها را بگيري و مرا در سختي بياندازي، تازه در نقطه صفر بندگي قرار مي‌گيرم زيرا هفتاد سال نعمت بدهکاري داشتم که با همين ساليان رنج و بلا جبران مي‌شود.693
4-2-9. پرهيز از اقدام نادرست
تزکيه اخلاقي باعث بارور شدن انديشه و عقل مي‌شود و چون انسان مزکّي در برابر مشکلات خود را نباخته و صبر پيشه مي‌کند و سعه صدر دارد، و چون بر نفس خود غلبه کرده و از بي‌تابي و شکوه خود داري مي‌کند، دست به اقدام نادرست در برابر بلاها نمي‌زند. درواقع يکي از راهکارهاي رويارويي با ناکامي‌ها و بلاها که تنها از چشمه سار حکمت الهي بر مي‌آيد و غير از کسي که دانايي‌اش به علم و حکمت ازلي پيوسته، آن را نمي‌آموزد، اين است که حضرت علي (عليه السلام) فرمودند: “انَّ للمِحَنِ غاياتٌ و للغاياتِ نَهاياتٌ فَاصبَروالها حتّي تَبلُغ نَهاياتُها فَالتَّحُّرک لَها قَبلَ انقِضائَها زِيادَةٌ لَها”694 بي‌شک سختي‌ها سرانجامي دارد که به پايان مي‌رسد پس صبر کن تا فرجام مشکلات فرا رسد، هر تلاشي پيش از آن موجب افزايش مشکلات مي‌شود.
در فرمايش ديگري از ايشان مي‌خوانيم: “انَّ للمِحَنِ غاياتٌ لا بُدَّ مِن انقضائِها فَناموُا لَها اِلي حينَ انقضائِها فَانَّ اِعمالَ الحِيلة فيها قَبلَ ذلکَ زيادَة لَها”695 بدرستي که سختي‌ها پاياني دارد که ناچار فرا مي‌رسد. پس آرام بگيريد تا مدتش سرآيد. بي‌ترديد در کار آوردن هر چاره‌اي قبل از فرجام مشکلات سبب بيشتر شدن آن است.
هنگامي که شخصي احساس مي‌کند سختي‌ها به او هجوم آورده و بلاها از هر سو بر او مي‌بارد، نبايد در برابر آن ايستادگي کند، بلکه بايد شرايط را همان‌طور بپذيرد و راه کنار آمدن با آن‌ها را بجويد. “اذا اَتَتکَ المِحَن فَاقعُد لَها فَانَّ قيامَکَ زيادَةٌ لَها”696 وقتي سختي‌ها به سوي تو مي‌آيد بنشين زيرا ايستادگي تو موجب افزايش آن‌هاست.
در اين شرايط انسان اگر خود را جمع کند و آمادگي خود را براي پذيرش آن‌ها افزايش دهد مقاوم‌تر خواهد بود، تا اين که به ستيز با آن‌ها برخيزد و توان خود را از دست بدهد. اما وقتي احساس پايان يافتن سختي‌ها پيدا شد بايد با قدرت در برابر آن‌ها ايستاد و اوضاع را بازسازي کرده و بهبود بخشيد. “اذا خِفتَ صُعُوبَة امر فَاصعُب له يذِلُّ لکَ و خادعَ الزَّمان عَن احداثِه تَهُن عليکَ”697 هنگامي که سختي کاري کاهش يافت به سختي و استوار به آن بپرداز تا ذليل تو شود و روزگار را فريب بده از پيشامدهايش تا بر تو سهل گردد.
فريب روزگار به اين است که اگر سخت شد تو سهل بگير و اگر سهل شد تو سختي و جديت و تلاش را فرومگذار.

نتيجه
در پايان، اين مطلب را ذکر مي‌کنيم که
“منطق وحي اين است که، خداي سبحان هرگز بي‌خود کسي را در رنج و فشار قرار نمي‌دهد، بلکه به منظور آزمودن و تکامل انسان‌ها است و اگر خداي سبحان اراده امتحان نمود، به همه مأمورين الهي دستور مي‌دهد و همه اسباب و علل، در جهت امتحان به کار گرفته مي‌شوند، تا انسان‌ها در درون رنج امتحان، گنج کمال بيابند”.698
بنابراين ابتلاء و امتحان خداوند، يک قانون عمومي و ثابت است که به منظور آشکار شدن صفات دروني انسان چون صداقت، عفت، تقوا، عدالت، صبر، ايثار، و فداکاري و غيره و همچنين تکامل و رشد استعدادهاي نهفته انسان صورت مي‌پذيرد چرا که امتحان و آزمايش خداوند برخلاف امتحانات بشري به منظور يادگيري و استعلام و کشف مجهول نيست، بلکه صرفا به آن جهت است که صلاحيت باطني انسان‌ها از نظر استحقاق ثواب و پاداش و عقاب و کيفر به منصه ظهور برسد.
سنت آزمايش و امتحان الهي از جمله سنن قطعي است که همواره در نظام آفرينش جاري است و همگان را به نوعي در بر مي‌گيرد و به شيوه‌هاي مختلف در صحنه زندگي انسان بروز مي‌نمايد. انسان موجودي انديشمند و داراي استعداد است که با داشتن قدرت انتخاب مي‌تواند راه حق يا باطل، صلاح يا فساد را آگاهانه انتخاب کند و خود را به سرحد کمال ارتقاء داده يا به ذلت و خواري بکشاند. از آن‌جا که خداوند متعال مي‌خواهد انسان‌ها به مرحله عالي از رشد و تکامل نايل آيند، مسأله آزمايش را بر سر راهشان قرار داده است؛ آزمايش در دنيا فقط محدود به مشقت‌ها و رنج‌ها نيست بلکه لذت‌ها و خوشي‌ها نيز براي آزمودن انسان هستند لذت‌ها و زيبايي‌ها از اين جهت مي‌توانند سخت و مشقت آور باشند که انسان بايد، خود را در برابر آن‌ها کنترل کند و از اسراف و تبذير بپرهيزد و چون طبيعت انسان به اين امور تمايل دارد و او بايد در برابر اين تمايلات بايستد و از خواهش‌هاي نفساني دست بکشد اين کار، سخت و دشوار است ولي بايد گفت بلاها و سختي‌ها از هر نوع آن، نه تنها بي‌معنا و بي‌فايده نيستند، بلکه ضرورت حيات انساني اند. انسان بدون بلا و امتحان‌ها، همانند نهال بارور نشده و بذر جوانه نزده‌اي است که پس از مدت زماني کوتاه نابود مي‌شود. اگر انسان به آثار و فوائد ابتلاء در زندگي خود پي ببرد، آن را نشانه علاقه و محبت خدا به انسان خواهد دانست و تحمل مشکلات بر او آسان خواهد شد.
پيشنهاد
با توجه به اهميت موضوع به دليل همگاني بودن آن و اين‌که مردم به راحتي با ابتلاء کنار نمي‌آيند و آن را

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درباره عزت نفس، روان تحلیل گری، دوره نوجوانی Next Entries منبع تحقیق درباره عزت نفس، سبک دلبستگی، دلبستگی ایمن