پایان نامه رایگان با موضوع کرامت نفس، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

دنيا زندگي کند. از رسول خدا(صلي الله عليه و آله و سلم)پرسيدند: زيرک ترين مردم کيست؟ حضرت فرمودند: “أکثَرُهُم ذِکراً لِلمَوتِ وَ أشَدُّهُم استِعدَاداً لَهُ أولَئِکَ هُمُ الأکيَاسُ ذَهَبُوا بِشَرَفِ الدُّنيا وَ کَرَامَهِ الآخِرَه”579، آنان که بيشتر مرگ را ياد مي‌کنند و براي آن آماده‌ترند؛ آن‌ها زيرکاني هستند که شرف دنيا و احترام آخرت را از آن خود کرده‌اند. و فرمودند: “أکثروا ذکر الموت فأنه يمحص الذنوب و يزهد في الدنيا، مرگ را فراوان به ياد آوريد؛ زيرا ياد مرگ انسان را از گناه پاک و به دنيا بي‌رغبت مي‌کند”580.
ياد مرگ آن قدر شخصيت انسان را عوض مي‌کند و ارتقاء مي‌دهد و چنان نفس را دگرگون مي‌کند و آن‌چنان تزکيه مي‌دهد و او را به فضيلت‌هاي عالي مي‌رساند رسول خدا(صلي الله عليه و آله و سلم)در پاسخ سوالي که عايشه از حضرت پرسيدند که آيا مي‌شود کسي با شهداء محشر شود فرمودند: “نعم من يذکر الموت في اليوم والليله عشرين مره”581، بله اگر کسي در شبانه روز 20 بار ياد مرگ بيفتد با شهداء محشور مي‌شود. يکي از اثرات ياد مرگ کاهش طول امل است. پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله و سلم)فرمودند: “انّ اشد ما اخاف عليکم خصلتان اتباع الهوي و طول الامل فامّا اتباع الهوي فانه يعدل عن الحق و اما طول الامل فانه يجيب الدنيا”582، بيش از هر چيز از دو خصلت بر شما مي‌ترسم پيروي هوي و آرزو بلند. پيروي هوي از حق منحرف مي‌کند و آرزوي دراز دنيا را در نظر محبوب مي‌سازد. ياد مرگ نفس سرکش آدمي را آرم و دل را به بندگي خدا مي‌کشاند و انساني که مرگ‎انديش شد، دل به آرزوهاي دراز و توهمات دنيايي نمي‌دهد.
يکي از اثرات مهم آزمايش‌هاي الهي اين است که انسان با آزمايش شدن به مرگ عزيزان و به ياد آوردن لحظه رفتن خويش احساس مفارقت و جدايي از تعلقات دنيايي برايش حاصل مي‌شود و خود را مسافري مي‌بيند که جهان مسافرخانه او است که در آن ماندني نيست. اين‌ها همه موعظه‌هايي است براي افراد خدا جويي که با ديدن چنين بلايايي به تربيت نفس خويش بپردازند و دست از آرزوهاي دراز بردارند و با ديدن مرگ ديگران، مرگ خود را متذکر شوند.
4-1-16. ازبين رفتن عُجب و تکبر
يکي از عوامل تزکيه اخلاقي از بين رفتن عُجب و تکبر است. عجب عبارت است از خودپسندي به سبب احساس کمالي در خويشتن؛ خواه در حقيقت آن صفت کمالي را دارا باشد يا نه و خواه آن وصف در حقيقت کمال باشد يا نه583. در پاره‌اي از کتب اخلاقي در تعريف عُجب آمده است: بزرگ دانستن نعمت و تکيه بر آن و فراموش کردن نسبت آن با نعمت دهنده584. قرآن کريم مي‌فرمايد: “الَّذِينَ ضَلَّ سَعيُهُم فيِ الحَيَوهِ الدُّنيَا وَ هُم يَحسَبُونَ أنَّهُم يُحسِنُونَ صُنعاً”585، همانا کساني هستند که تلاش‌شان در زندگي دنيا گم شده است و گمان مي‌کنند که کار خوب انجام مي‌دهند.
کبر عبارت است از حالتي که آدمي خود را بالاتر از ديگري ببيند و اعتقاد برتري خود را بر غير داشته باشد586.
قرآن کريم مي‌فرمايد: “الَّذِينَ يُجادِلُونَ فيِ ءَايَاتِ اللهِ بِغَيرِ سُلطَانٍ أتَئهُم کَبرُ مَقتاً عِندَالله وَ عِندَ الَّذِينَ ءَامَنُوا کَذَالِکَ يَطبَعُ اللهُ عَليَ کُلّ قَلبِ مُتَکَبِّرِ جَبَّار”587، آنان که در آيات خدا بي‌هيچ حجت و برهان به جدال و انکار برمي‌خيزند اين کار، سخت خدا (و رسول) و اهل ايمان را به خشم و غضب آرد. بلي اين گونه خدا بر دل هر متکبر خودکامه‌اي مهر(شقاوت) مي‌زند(که با سعادت خود دشمن مي‌شود).
عُجب و تکبر زماني انسان را فرا مي‌گيرد که جسم آدمي بسيار در رفاه و آسايش باشد. کسي که درد و رنج را نشناسد نه لذّت شفقت را مي‌داند و نه حالات ترحم را، قلب چنين فردي از هيچ چيزي متأثر نخواهد شد و طعم مطبوع مواهب الهي را احساس نخواهد کرد. چرا که او هميشه در ناز و نعمت و آسايش و رفاه زندگي کرده و فراز و نشيب زندگي را تجربه ننموده است. بنابراين روبه رو شدن و مواجهه با دشواري‌ها و سختي‌هاي روزگار سبب مي‌شود تکبر و عُجب آدمي از بين برود. چرا که سختي‌ها چونان زنگ بيدارباش و زنجير نجات مي‌مانند که بسياري از انسان‌هاي خودپسند را در سراشيبي سقوط بيدار مي‌کند و از هلاکت حتمي نجات مي‌بخشد تا هرگز رو به نسيان عصيان نروند. حضرت علي (عليه السلام) در اين زمينه مي‌فرمايد:
“ولکن الله يختبر عباده بأنواع شدائد و يتعبدهم بأنواع المجاهد و يبتليهم بضروب المکاره اخراجاً للتکبر من قلوبهم و اسکاناً للتذلل في نفوسهم و ليجعل ذلک ابواباً فتحاً الي فضله و اسباباً ذللاً الي عفوه، اما خداوند بندگانش را به انواع آزمون‌ها مي‌آزمايد و به شيوه‌هاي گوناگون تعبدشان را مي‌طلبد و به انواع ناخوشي‌ها مبتلاشان مي‌سازد تا بدين وسيله تکبر را از قلب‌هايشان براند و فروتني را درعمق جانشان بنشاند و اين‌ها وسيله‌اي است براي اين که درهاي فضل و رحمت برروي آن‌ها گشوده شود و اسباب و زمينه عفوش گردند”588.
عصيان از کبر و استکبار ريشه گرفته و ابتلاهاي الهي به ويژه ابتلا به رنج و گرفتاري اين مرض را درمان کرده و مانع بزرگ و بنيادين تزکيه اخلاقي را برطرف مي‌سازد. رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود: “لَولا ثَلاثَةَ في ابنِ آدَمِ ما طَأ طَأَ رأسَهُ لِشَيءٍ: المَرَضُ وَ المَوتُ وَ الفَقرُ وَ کُلُهُنَِ فيه و اِنَّهُ لَمَعَهُنَّ لوثّابٌ”589 اگر سه چيز در فرزندان آدم نبود براي چيزي سرفرو نمي‌آوردند: بيماري، مرگ و نداري و با اين‌ها بسيار سرکش و ستمکار است.
حضرت علي (عليه السلام) “… لکِنَّ الله يختَبَِر عِبادَه بِانواعِ الشَّدائِدِ وَ يتَعَبَّدَهُم بِأَنواعِ المَجاهِدِ وَ يبتَليهِم بِضُرُوبِ المَکارِه اِخراجاً لِلتَّکَبُّرِ مِن قلوبِهِم وَ اِسکاناً لِلتَّذَلُلِ في نُفُوسِهِم…” 590
خداوند بندگانش را با انواع سختي‌ها آزموده و با زحمات و تلاش‌هاي گوناگون به بندگي وا مي‌دارد و به گرفتاري‌ها مبتلا مي‌سازد تا تکبر از دل‌هاي شان خارج شده و تذلل به جاي آن بنشيند…
تا استکبار و تکبر از دل بيرون نرود و تذلل و افتادگي نيايد، تزکيه اخلاقي رخ نمي‌دهد و استعداد عبوديت زمينه‌اي براي شکوفايي پيدا نمي‌کند. هم از اين روي خداوند مهربان در گير و دار حادثه‌ها و سختي‌ها اين حجاب و مانع تعالي و رشد انسان را بر طرف نموده و شجره‌ي طيبه عبوديت را در سرزمين وجود انسان مي‌روياند و مي‌پرورد.
4-1-17. شکسته شدن ديوارهاي غفلت
غفلت نوعي بي‌پروايي، کاهلي، سستي و بي‌اعتنايي است و در واقع انحراف توجه انسان از امري که مي‌بايست به آن توجه شود، غفلت آدمي را از تفکر صحيح باز مي‌دارد، غافل، حواس خود را صرف امور بي‌پايه مي‌کند و از امور حقيقي و مطلوب باز مي‌ماند، گرچه گستره غفلت فراگير است اما در کاربرد قرآني و روايي اين واژه بيشتر درمورد غفلت از خداوند و مظاهر و نشانه‌هاي او به کار برده شده است. دنيا براي غافل اصالت يافته و ماوراء آن فراموش مي‌شود591. در تعريف غفلت آورده‌اند: “الغفله سهو يعتري الانسان من قله التحفظ”592، غفلت سهو و لغزشي است که ناشي از کمي مراقبت و تحفظ است.
انساني که درپي تزکيه اخلاقي است اولين قدمش بايد ذکر و ياد خداوند باشد واين با غفلت ناسازگار است. يکي ديگر از آثار ابتلا بر تزکيه اخلاقي، بيرون آمدن از غفلت، بيداري انسان و توجه او به جهان غيب است. چرا که زندگي شيرين و بي‌دغدغه، مايه غفلت آدمي مي‌شود و انسان را به عالم حيوانيت سوق مي‌دهد تا به جز چند روز دنيا و خوشي زودگذر چيز ديگري را نبيند و چنان پرده ضخيمي از غفلت در برابر چشمان او ظاهر مي‌گردد که ديگر جز امور مادي و هوي و هوس به چيز ديگري نينديشند. وقتي نظام شيرين زندگي به هم مي‌خورد و اسباب و پرده‌هاي ضخيم غفلت دريده مي‌شود و انسان خود را در نابودي مي‌بيند ارتباط و پيوستگي خود را با جهان غيب استوارتر حس مي‌کند. “انسان متنعم و غرق در نعمت‌هاي الهي، همچون مسافري است که با اتومبيل آخرين سيستمي که از هر نظر وسايل راحتي درآن فراهم است مسافرت کند؛ راننده با چنين اتومبيل آخرين سيستمي که از هر نظر وسايل راحتي در آن فراهم است مسافرت کند؛ راننده با چنين اتومبيل راحتي چيزي را در طول سفر درک نمي‌کند؛ ولي هنگامي که پا روي ترمز مي‌گذارد وضع دگرگون مي‌شود آزمون بلاها و مصايب نيز همچون ترمزي است که بشر را در جاده زندگي از خواب غفلتي که نتيجه يک زندگي شيرين است بيدار مي‌سازد593. خداوند درخصوص غفلت اين چنين مي‌فرمايد: “أُولَئکَ الَّذِينَ طَبَعَ اللهُ عَليَ قُلُوبِهِم وَ سَمعِهِم وَ أبصَارِهِم وَ أولَئکَ هُمُ الغَفِلُون”594، همين‌ها هستند که خدا بر دل‌ها و گوش و چشم‌هايشان مهر(قهر) زده است و اين‌ها همان مردمند که (از خدا و قيامت) غافلند.
آري هرگاه آدمي از اين پيش آمدهاي ناگوار و آزمون‌هاي الهي بهره‌هاي معنوي ببرد و به راستي بيدار گردد در اين هنگام است که در مي‌يابد تغيير روال عادي زندگي براي او، بالاترين لطف و احسان خواهد بود؛ ولي اگر او در برابر آزمايش‌هاي الهي واکنش صحيح و درستي از خود نشان ندهد و از خواب غفلت بيدار نگردد، به بدبختي و نابودي دچار گشته است. امام علي (علي عليه السلام) فرمودند: “سُکرُ الغَفلَهِ وَ الغُرُورِ أبعَدُ إِفَاقَهً مِن سُکرِ الخُمُور”595، کساني که مست غفلت و غرور هستند خيلي ديرتر از مست شدگان از شراب به هوش مي‌آيند. در جاي ديگر حضرت فرموده‌اند: “وَ مَن لَم يَنفَعهُ اللهُ بِالبَلَاءِ وَ التَّجَارِبِ لَم يَنتَفِع بِشَيءٍ مِنَ العِظه”596، کسي را که خدا به سبب گرفتاري و آزمايش در امور نفع نرسانيده به موعظه و پند سود نبرده است.
4-1-18. شکوفايي فضايل اخلاقي
نمود تزکيه اخلاقي در شکوفايي فضايل اخلاقي است. وقتي نفس از ريشه‌هاي خصلت‌هاي ناپسند خالي شد سرچشمه بروز نيکي‌ها مي‌گردد. ابتلاها از آن جهت که انسان را از نفسانيت به سوي خداوند سير مي‌دهد و عبوديت را مي‌پرورد، موجب نمودار شدن فضايل و اخلاق نيک مي‌شود. “عِندَ تَعاقُب الشَّدائِدِ تُظهَرُ فَضايلِ الانسانِ” 597 هنگامي که سختي‌ها پياپي مي‌آيد خصلت‌هاي نيک و پسنديده پديدار مي‌شود. حضرت علي (عليه السلام) فرمود:
“في تَصارِيفِ الاحوالِ تُعرَفُ جَواهِرَ الرِّجالِ”598 در دگرگوني شرايط گوهر دروني مردمان شناخته مي‌شود.
يکي از عواملي که در شکوفايي فضايل بر اثر ابتلاها موثر است، کرامت نفس است. زيرا با تقويت اين عامل سازنده‌ي انسان زمينه بالندگي فضايل و راندگي رذايل در انسان پديد مي‌آيد. زيرا انسان کريم تن و روان را به گناه و رذايل نمي‌سپارد و کرامت خود را به تاراج پستي و پليدي نمي‌دهد.
4-1-19. اصلاح دين و ايمان
امام صادق (عليه السلام) فرمودند: “البلاءُ زينَةُ المومنِ و کرامةٌ لِمَن عَقَلَ لانَّ في مُباشِرَتَه وَ الصَبرِ عليه و الثَّبات عِندَه تَصحيحُ نِسبَةِ الايمانِ…”599 بلاء آراستگي مومن و بزرگواري براي کسي است که مي‌انديشد زيرا در نزديکي آن و صبر بر آن و پايداري هنگام بلا، ربط و ريشه‌ي ايمان درست مي‌شود.
يکي از اهداف تزکيه اخلاقي اصلاح دين و ايمان است و در صورتي که انسان اصول مواجهه با بلاها را رعايت کند دين و ايمان او اصلاح و تقويت شده و از آثار تربيتي و اخلاقي ابتلاها بهرمند مي‌شود. قال الصادق (عليه السلام):
“اِنَّ الله يقولُ اِنَّ مِن عِبادي المومنين لَمَن لا يصلَحُ لَهُم اَمرَ دينِهِم الاّ بِالغني وَ الصِّحَةِ في البدن فَابلوُهُم بِه وَ اِنَّ مِن العِبادِ لَمَن لا يصلَحُ لَهُم اَمَر دينِهُم الاّ بِالفاقةِ وَ المَسکَنَه وَ السُّقمِ في اَبدانِهِم فَأَبلوُهُم بِه فَيصلَحُ لَهُم اَمرَدينِهم…”600
خداي تعالي مي‌فرمايد: از بندگان مومن من کسي است که دينش با غير دارايي و سلامتي اصلاح نمي‌شود، پس او را به اين‌ها مبتلا مي‌کنيم. و از ميان بندگان کسي است که غير از نيازمندي، فقر شديد و خانه نشيني و بيماري دينش را اصلاح نمي‌کند پس با آن، ايشان را مي‌آزمايم تا دينش اصلاح شود.
4-1-20. از بين رفتن بي‌تابي و جايگزيني صبر
از بارزترين آثار و ثمرات ابتلاها صبوري و بردباري بنده است. حضرت علي (عليه السلام) مي‌فرمايد “عِندَ نُزُولِ المَصائِبِ و تَعاقُبِ

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درباره روابط جنسی، روابط اجتماعی، حمایت اجتماعی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع امام صادق