پایان نامه رایگان با موضوع وجوه نقد، اندازه شركت، توسعه مدل

دانلود پایان نامه ارشد

منظور استفاده از مدل‌هاي احتمال شرطي به جاي تكنيك تجزيه و تحليل مميزي صورت گرفته است و تكنيك‌هاي لجستيک و براي برآورد احتمال وقوع يك نتيجه (رويداد) مورد استفاده قرار مي‌گيرند. اعتقاد بر اين است كه اين مدل‌ها تناسب بيشتري با نيازهاي تصميم‌گيرندگان دارد و بخصوص آنهايي كه ادعا دارند شركت از سلامتي كمتري برخوردار است اما در مورد ورشكستگي آن اطمينان ندارند. تكنيك تحليل مميزي توانايي توليد نتايج احتمالي را دارد اما قابليت اتكاي آن كمتر از مدل‌هاي احتمال شرطي است.
اوهلسون با استفاده از روش‌هاي احتمال شرطي شكنندگي نتايج را بررسي مي كند. او اين روش را براي نمونه‌اي با احتمال قبلي شكست كه به واقعيت نزديك بود، انجام داد.
معادله برآورد شده 88/3% از نمونه‌ها را بصورت نادرست طبقه‌بندي مي كند. ولي مدل ساده فرض مي‌مي كند كه عدم ورشكستگي در مورد 95/4% از نمونه‌ها غلط باشد. علاوه براين، نتايج كلي حاصل از مدل احتمال شرطي در مقايسه با مدل از بهبود شخصي برخوردار نبود با اينكه دلايلي مبني بر برتري توان تشخيص تكنيك لجستيک وجود دارد. (اوهلسون،1980، ص 131-109) 76.

22-1-2 مشكلات مدل‌هاي پيش‌بيني ورشكستگي:
با اينكه موفقيت‌هاي قابل ملاحظه‌اي براي مدل‌هاي پيش‌بيني ورشكستگي ادعا مي‌شود ولي فوستر77 خاطر نشان مي‌كند كه فقدان يك زيربناي اقتصادي براي مدل سازي در اين حوزه به بروز انتقادات شديد نسبت به پژوهشهاي ورشكستگي منجر شده است، اما معتقد است كه ره‌آورد عماده اين پژوهشهاي در حال حاضر، مستندسازي قواعد تجربي در اين حوزه است. اين مستندسازي هم براي تصميم‌گيرندگان (اعتبار دهندگان و مديران) و هم براي پژوهشگراني كه خواهان مدل اقتصادي ورشكستگي هستند، اهميت دارد.
با اين وجود موارد زير را بايد به خاطر سپرد:
1ـ اين پژوهشهاي بر اساس نمونه‌هاي تطبيقي برحسب اندازه و صنعت اجرا شده است ولي نرخ ورشكستگي شركت‌ها برحسب متغيرهاي ديگري غير از متغيرهاي فوق مي‌باشد.
2ـ تعيين ارزش مدل استفاده شده فوق‌العاده مشكل است (به جاي دقت آن). هزينه‌هاي واقعي خطاي نوع نخست و دوم بايد همراه با كثرت وقوع اين خطاها تعيين شود. در مورد پژوهشهاي فوق توان پيش‌بيني بصورت طبيعي در مقايسه با يك مدل ساده تعيين مي‌شود. در حقيقت روش جايگزين براي تجزيه و تحليل مميزي به طور حتم سامانه مديريت سنتي اعتبار مي‌باش كه بر تجربه و درك مديران استوار است. در پايان، هزينه‌هاي تنظيم و اجراي سامانه بايد درنظر گرفته شود.
3ـ تشخيص دقيق مدل، مخصوص نمونه مورد استفاده در مدل مي‌باشد كه به ويژگي‌هاي مخصوص نمونه‌هاي انتخاب شده، ساير متغيرهاي وارد شده در مدل و دامنه پيش‌بيني بستگي دارد. با توجه به اينكه هدف و نوع روش پژوهش، جستجوي يك مدل مميزي كارآمد از طريق مجموعه بزرگي از متغيرها و با توان ويرايش نمونه مي‌باشد، تعجب‌آور نيست كه مدل از توان پيش‌بيني برخوردار باشد.
متأسفانه قابليت انتقال مدل برآوردي (بر اساس يك نمونه خاصي ) براي تصميم‌گيرندگان شناخته شده نيست.
تصميم‌گيرندگان در زمان استفاده از يك مدل پيش‌بيني ورشكستگي كه در گذشته برآورد شده است يا در ارزيابي صحت اين مدل‌ها بر اساس نمونه‌هاي معتبر بايستي دقت زيادي اعمال كنند. (جعفری، 1387، ص 103-98).1

نگاره (3-2): نتايج حاصل از مدل‌هاي تجربي پيش‌بيني: ( فغاني نرم، 1380،ص89)1

توضيحات:
تحليل مميزي چندگانه- مدل احتمال شرطي اعداد داخل پرانتز در ستون توان پيش‌بيني نشان دهنده درصد طبقه‌بندي نادرست نمونه پايدار (معتبر) و اعداد ديگر نشان دهنده درصد طبقه‌بندي نادرست نمونه برآوردي مي‌باشد.

23-1-2 توسعه مدل‌هاي پيشين پيش‌بيني توانمندي مالي
حسابداري تورمي و پيش‌بيني ورشكستگي: در ارزيابي توان پيش‌بيني مدل‌هاي مختلف يك رويكرد ساختاري وجود دارد و آن مسأله‌ساز بودن انتخاب بين سامانه‌هاي مختلف اندازه‌گيري در حسابداري و خط‌مشي‌هاي حسابداري است. در پيش‌بيني ورشكستگي يك مثال مشخص وجود دارد و آن توانايي تعديل اقدام حسابداري به خاطر تورم يا اندازه‌گيري جريان‌هاي وجه نقد در مقايسه با حسابداري بهاي تمام شده تاريخي يا سنتي مي‌باشد. شواهد موجود پيشنهاد مي‌كنند كه اندازه‌گيري‌هاي CCA (حسابداري ارزش جاري)، جايگزين‌هاي مشابهي براي اندازه‌گيري حسابداري تاريخي هستند. اندازه‌گيري سود به وسيله يك سامانه ديگر با قابليت اتكاي بالايي امكان‌پذير است.
زماني كه نسبت‌هاي حسابداري تعديل شده به خاطر تورم به مجموعه داده‌هاي قبلي كه فقط شامل متغيرهاي تاريخي مي باشد، اضافه شد هيچ نوع بُعد جديدي در تجزيه و تحليل عوامل آشكار نشد.
كيسي و واتسون78 توان پيش‌بيني تكنيك‌هاي تحليل مميزي را در مورد نمونه‌اي از شركت‌هاي كوچك انگليسي قبل و بعد از تعديلات بررسي مي كنند. آنها به شواهد بسيار كمي دست يافتند كه هر نوع تغييري را در توان پيش‌بيني ارقام حسابداري تاريخي و حسابداري ارزش جاري نشان بدهد. پژوهشگران به اين نتيجه رسيدند كه:
“دلايل اندكي براي ارائه به تصميم‌گيرندگان ذينفع در پيش‌بيني ورشكستگي شركت‌هاي كوچك وجود دارد كه تعديلات پيشنهاد شده براي صورتهاي مالي در استاندارد حسابداري در انگليس79 به پيش‌بيني بهتر و برتري منجر شود.” . با اين وجود پژوهشگران فوق متذكر شده‌اند كه دو مجموعه داده‌هاي فوق با قابليت جانشيني يكديگر، براي استفاده‌كنندگان از صورتهاي مالي خالي از فايده نيست.
در آمريكا نيز پژوهشگراني همچون نورتن و اسميت80 از طريق تعديل اطلاعات برحسب سطح عمومي قيمتها و منساه81 با استفاده از اطلاعات تعديل شده برحسب سطح قيمت‌هاي ويژه اي به نتايجي مشابه نتايج كيسي و واتسون دست يافتند. آنها نتيجه گرفتند كه اختلاف كمي بين استفاده از اطلاعات تعديل شده برحسب تورم و اطلاعات ارزش‌هاي تاريخي در پيش‌بيني ورشكستگي وجود دارد .
جنتري82 و همكاران او (1978) در زمينه اطلاعات جريان وجوه83 به عنوان پيش‌بيني كننده ورشكستگي پژوهشهايي را انجام دادند. هدف او تأييد اين مطلب بود كه آيا الگوي جريان‌هاي ورودي و خروجي وجه نقد يك شركت مي‌تواند بين موفقيت يا ورشكستگي به لحاظ مالي تمايز قائل شـود. مـزايـاي ديـگري كه پژوهشگران ايـن روش مدعي مي باشد، پيش‌دستي در حل مشكل انتخاب نسبت مالي و مشكل تئوريك آن بود كه اين امر از طريق طبقه‌بندي كل خالص جريانات وجوه نقد به 12 طبقه و تقسيم آنها بر كل خالص وجوه، تحقق مي‌يافت. سپس مشخص شد كه رويكرد جريانات وجوه همراه با اطلاعات حسابداري تعهدي و سنجش درست اندازه شركت مي‌تواند بسيار مناسب باشد. اين پژوهشگران توان پيش‌بيني اطلاعات جريان وجوه به همراه 7 نسبت حسابداري سنتي به اضافه لگاريتم كل دارايي‌ها را به عنوان معيار اندازه بررسي كرده‌اند.
محققين با استفاده از تجزيه و تحليل توانستند نشان بدهند كه معادله‌اي با 9 نسبت حسابداري و معادله‌اي با 12 نسبت جريان وجوه، اطلاعاتي را توليد مي‌كند كه موجب بهبود قابل ملاحظه‌اي در طبقه‌بندي شركت‌هاي ورشكسته و موفق مي‌شود. علاوه بر اين تركيب اطلاعات مالي و جريان وجوه بهبود قابل ملاحظه‌اي را در توان تميز (تشخيص) بوجود مي‌آورند. با اينكه آزمايش بعمل آماده از توان كافي براي اثبات ارجحيت روش‌هاي مختلف اندازه‌گيري بصورت واضح برخوردار نبود، اما محققين به اين نتيجه رسيدند كه تحليل‌گران مالي و اعتباري بايد از كنترل مستمر اجزاي جريانات وجوه نقد در طول زمان بهره گيرند. (جعفری ، 1387،15)84.

24-1-2 مدل‌هاي پيش‌بيني ورشكستگي
سابقه پژوهش در باره ارتباط بين نسبت‌هاي مالي و پيش‌بيني ورشكستگي و به تبع آن تداوم فعاليت و همچنين قابليت پيش‌بيني نسبت‌هاي مالي به سال‌ها قبل برمي‌گردد. مهمترين پژوهشهاي انجام شده در اين زمينه بشرح زير مي‌باشد:( فغاني‌نرم، 1380 و صفري، 1381)85
ويناكر و اسميت86 1935
مروين87 1942
بيور88 1966
آلتمن89 1968
ادمينستر90 1972
دي كين91 1972
اسپرينگيت92 1978
اهلسون93 1980
تافلر94 1983

فالمر95 1984
زميجسكي96 1984
كا ـ اسكور97 1987

1-24-1-2 مدل ويليام بيور98 (1966)
پژوهشهاي بيور به ايجاد مدلي منجر شد كه به مدل تك متغيره معروف است. بيور در سال 1966 يك مجموعه شامل 30 نسبت مالي كه بنظر خود بهترين نسبت‌ها براي ارزيابي سلامت يك شركت مي‌باشند را انتخاب مي كند. او سپس نسبت‌ها را براساس چگونگي ارزيابي سازمان‌ها، در شش گروه طبقه‌بندي مي كند. اين شش گروه سخن مي باشد از: نسبت‌هاي جريان نقد، نسبت‌هاي درآمد خالص، نسبت‌هاي بدهي به درآمد كل، نسبت‌هاي درآمد نقدي به در‌آمد كل، نسبت‌هاي درآمد نقدي به بدهي موجود و نسبت‌هاي بازده حاصل از فروش. بيور مدل خود را بر اساس چهار اصل تنظيم مي كند:
درآمد نقد خالص يك شركت، احتمال ورشكستگي را كاهش مي‌دهد.
جريان نقد خالص بالا كه ناشي از فعاليت شركت در بازار مي‌باشد نيز احتمال ورشكستگي را پايين مي‌آورند.
ميزان بدهي بالا براي هر شركت، احتمال ورشكستگي آنها را بالا مي‌برد.
نرخ بالاي درآمد نقد مورد نياز به هزينه‌هاي عملياتي سرمايه احتمال ورشكستگي را بالا خواهد برد.
او از اين اصول براي سنجش توانايي نسبت‌ها به پيش‌بيني ورشكستگي استفاده مي كند. بيور براي اينكار 79 شركت ورشكسته و 79 شركت غيرورشكسته را انتخاب مي كند، سپس هر يك از 30 نسبت را در اين شركت‌ها مورد سنجش قرار داد. او در اين پژوهشهاي به اين نتيجه رسيد كه ميزان اعتبار پيش‌بيني هر يك از نسبت‌ها متفاوت است. همچنين شركت‌هاي ورشكسته نه فقط جريان‌هاي نقد كمتري از شركت‌هاي غيرورشكسته دارند، بلكه مقدار ذخيره درآمد نقدي كمتري را نيز دارا مي‌باشند. در ضمن وي پي برد كه اگر چه شركت‌هاي ورشكسته سرمايه كمتري براي پوشش تعهدات خود دارند ولي تمايل به گرفتن قروض بيشتري راا نسبت به شركت‌هاي غيرورشكسته دارند.
بيور در انتهاي پژوهشهاي خود به اين نتيجه رسيد كه ارزش هر نسبت در ميزان اعتبار طبقه‌بندي شركت‌ها در گروههاي شركت‌هاي ورشكسته و غيرورشكسته مي‌باشد و ميزان خطاي طبقه‌بندي كمتر، نشان‌دهنده ارزش بالاي هر نسبت مي‌باشد. طبق اين اصل بيور شش نسبت كه داراي كمترين نرخ خطاي طبقه‌بندي مي‌باشند را معرفي مي كند كه سخن مي باشد از: جريان نقد به كل دارايي، درآمد خالص به كل دارايي، كل بدهي به كل دارايي، سرمايه در گردش به كل دارايي، نسبت جاري و نسبت فاصله عدم اطمينان.
به نظر بيور بهترين نسبت از ميان نسبت‌هاي بالا، نسبت جريان نقد به كل بدهي است كه خطاي طبقه‌بندي آن حدود 13% براي يك سال قبل از ورشكستگي بود. همچنين دومين نسبت مهم نسبت درآمد خالص به كل دارايي بود.

2-24-1-2 مدل آلتمن99 (1968)
از مهمترين مدل‌هاي ارائه شده براي ارزيابي تداوم فعاليت پيش‌بيني ورشكستگي مدل آلتمن مي‌باشد. آلتمن در سال 1968 از طريق تجزيه‌وتحليل مميزي چندگانه و از ميان 22 نسبت مالي كه به نظر وي بهترين پيش‌بيني كننده‌ها براي پيش‌بيني ورشكستگي مي باشد، 5 نسبت را بصورت تركيبي بعنوان بهترين پيش‌بيني كننده ورشكستگي انتخاب كرد. 5 نسبت تركيبي سخن مي باشد از: تسويه100 ، سودآوري101 ، اهرمي102 ، انعطاف‌پذيري103 و فعاليت104. مدلي كه وي تدوين مي كند بشرح زير است:

Z = 1.2×1 + 1.4×2 + 3.3×3 + 0.6×4 + 0.99×5

X1 = (سرمايه در گردش) / (كل دارايي)
X2 = (سود انباشته) / (كل دارايي)
X3 = درآمد قبل از بهره و ماليات. / (كل دارايي)
X4 = (ارزيابي بازار

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع بورس اوراق بهادار، ورشکستگی، بورس اوراق بهادار تهران Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع حقوق صاحبان سهام، صاحبان سهام، ارزش بازار