پایان نامه رایگان با موضوع هنر اسلامی، فرهنگ اسلامی، عرفان اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

امام علی (ع) در میان مسلمانان خصوصاً‌ شیعیان همیشه با عظمت و توجه خاصی همراه بوده است اشعار بسیاری از شاعران و آثار هنرمندان خود گواه این مدعاست. این اشاره گاه به صورت اسم علی (ع) و گاهی در قالب نمادین نیز یاد شده است قرص خورشید در نقش نمادین فروهر در آئین زرتشت بیانگر روزنه ایست که نور معنوی از آن به طرف زمین جریان پیدا می کند.
در هنر اسلامی شمس(کلمه عربی خورشید) به عنوان یک نقش در اکثر آثار هنری خصوصاً‌در تذهیب قرآن کریم مورد استفاده قرار گرفته است. «در بعضی از آثار هنر اسلامی از نقش خورشید و یا شمسه بعنوان نماد پیامبر استفاده می شود. این مفهوم نمادین در ادبیات هم آمده است مولوی نیز در این رابطه چنین فرموده:
آفتاب آمد دلیل آفتاب گر دلیلت باید از وی رخ متاب
نمونه های تجسمی این مفهوم را می توان در نقاشیهای معراج پیامبر شاهد بود که هنرمند در تصویر صحنه معراج به جای تصویر پیامبر نقش خورشید و یا شمسه قرار داده است.» (خزاعی،38،1380).
به طور مثال در خمسه نظامی که در قرن نهم هجری مصور شده است به جای تصویر پیامبر اسلام یک شمسه طلایی طرح شده و در داخل شمسه نام مبارک حضرت نوشته شده و اطراف آن با دوازده برگ پیچشی تزئین شده است.
احتمالاً هنرمندان شیعی هم به این دلیل نقش خورشید و شیر را نماد شیعه قرار داده و از طرفی دیگر از نجومی هم هر گاه خورشید در برج اسد (شیر) قرار گیرد منبع آسایش و آرامش است و خورشید در نیرومندترین وضع خود قرار دارد.
شیر خورشید شکلی است مرکب از صورت شیر که در پنجه راست شمشیری دارد و بر پشت او آفتاب می درخشد و این علامت نشان رسمی دولت و پرچم ایران بوده است. پیشینه این نشان به روزگاران کهن مربوط می شود از مجموع روایات چنین بر می آيد که خورشید مظهر خداوند و شیر نماد قدرت و اقتدار هر دو به نوعی به شاهان مربوط بوده اند و قرائن و نشانه ها تاریخی نیز این نکته تاکید دارند. مفهوم مذهبی نقش شیر و خورشید در هنر اسلامی از اواخر دوره سلجوقیان به بعد مشاهده می شود، به خاطر تعصب و سرسختی سلجوقیان نسبت به شیعیان این نقش به عنوان نماد شیعه در امام زاده ها و مراکز شیعی و در دوره های بعدی در حکومت شیعیان مورد استفاده قرار گرفت در اینجا نقش خورشید به عنوان نماد پیامبر اسلامی (ص) و شیر به عنوان نماد حضرت علی (ع) منظور شده است. فردوسی شاعر شیعی در شاهنامه در این مورد چنین سروده است:
نبی آفتاب صحابان چو ماه بهم پشتی یکدیگر راست راه
منم بنده اهل بیت نبی ستاینده خاک پای وصی
نقش شیر و خورشید در دوران مغول برای تزئینات ابنیه و سکه ها مورد استفاده قرار گرفته است به طور مثال نقش یکی از ایوانهای مدرسه الغ بیگ تیموری در سمرقند با این نقش تزئین شده اگر چه پیدایش اولیه نقش شیر و خورشید را به حکمرانان سجلوق نسبت می دهند اما از زمان صفویه خورشید به صورت نیم دایره ای به پشت شیر چسبیده است که اکثر پژوهندگان این را معلول شتابکاری نقاشان دانسته اند و در زمان شاه عباس بفرمان او این نقش بر سکه دیده می شود. شیرهای سنگی از دیگر آثاری هستند که در امامزاده ها و گاهی هم به عنوان سنگ قبر احتمالاً‌ از دوران قاجار برجای مانده اند نمونه های این شیرهای سنگی را می توان در امامزاده رب امام، امامزاده هارون و لابه ی اصفهان دید در این شیرها خورشید به صورت شمسه تزئینی روی شانه راست آنها و در سمت چپ آنها شمشیر «گاهی اوقات ذوالفقار»‌قرار دارد.
«روایت است که در عهد فتحعلیشاه قاجار، ایران دو بیرق داشته که یکی از آنها شمشیر ذوالفقار علی (ع) و دیگر شیر و خورشید بوده است و در دوره محمد شاه قاجار برای اینکه بیرق رسمی ایران دارای یک علامت واحد گردد شمشیر ذوالفقار را به دست شیر که بر بالای آن خورشید قرار گرفته داده می شود تا حامی و حافظ استقلال ایران باشد.» (خزاعی،39،1380).
از سال 1280 ه.ق یعنی از زمان ناصرالدین شاه نقش شیر و خورشید نشان رسمی ایران شناخته شد اما متاسفانه جنبه های مذهبی نقش شیر و خورشید همراه با شمشیر ذوالفقار در دوران حکومت پهلوی روز به روز کم رنگ تر گردید به گونه ای که این نقش شیعی که بیش از هفتصد سال قدمت داشت با قرار دادن تاج پادشاهی بر فراز خورشید نبوت آن را به یک نشان کاملاً‌ سلطنتی و درباری تبدیل نمود.

3-2-1-4- آب
نماد شروع رویش و باروری است.آب نقش زاینده دارد وهمواره نشان زایندگی بوده است.سرچشمه زایندگی نیز مادینه است،مادینه ای مقدس.(حمزه پور محمدی فلاح)

3-2-2- نماد هاي موجودات افسانه ای
3-2-2-1- سیمرغ
سیمرغ نماد پرنده، عقاب و پرنده افسانه ای اساطیر ایران که در اوستا و شاهنامه و حتی،‌ یاد شده در پهنه عرفان اسلامی است در شاهنامه آشیانه اش بر البرز کوه است و حتی کوه قاف را نیز همان کوه البرز شمرده اند. سیمرغ به منزله موجودی غیر عدی تصویر می شود که دارای واقعیتهای این جهان است. ارتباط او با جهان ما تنها از طریق زال است که یکی از ایزدان یا فرشتگان می ماند، درخت یا کوهی که بر آن آشیان دارد،‌ درخت یا کوهی که بتوان موقعیت جغرافیایی آن را در عالم خاک معین کرد نیست. از نظر چینیان سیمرغ یا مرغ نماد جهان یا نفس است بدین معنی که نفس خود را به صورت ذاتی بالدار می بینند که به سوی عالم افلاک که موطن اوست پرواز می کند و به راحتی همه چیز را در چنگال دارد و هر چیزی را که بخواهد می زید در بلندی آسمان پرواز می کند و به راحتی همه چیز را در چنگال دارد و هر چیزی را که بخواهد به منقار می گیرد.» (واحد دوست،83،1379).
آرزو، آتش، آزادی، اقتدار، الوهیت، الهام، امپراتوری بردباری، بی پروایی،‌ پادشاهی،‌ پاکدامنی،‌ پرهیزگاری،‌ پیروزی و تحمل،‌ عظمت، فراوانی، فناناپذیری و قدرت از ویژگی های عقاب و در نهایت سیمرغ است عده یای سیمرغ را سلطان پرندگان دانسته اند، یگانه پرنده ای که قادر است به خورشید خیره شود که کنایه ای است از حقیر شمردن عظمت دنیا و پرنده ای شکاری دشمن مار و ماهی.
در اساطیری داستان ایرانی یعنی شاهنامه سیمرغ با سه بعد معنوی، انسانی و جانوریش چشمگیرترین نماد شاهنامه است، این پرنده نمادین در بردارنده رمزها و رازهای بنیادین حماسه ایرانی است. نه تنها در پهنه اسطوره های حماسی بلکه در اسطوره های عرفانی نیز جایگاهی بس گسترده و والا دارد از دیدگاه مرحوم پور داوود:«کلمه سیمرغ در اوستا به صورت مرغوسن آمده است. جز دوم آن با اندک دگرگونی به شکل سین و در فارسی دری با حذف نون سی خوانده شده است بنابراین سی به هیچ رو نماینده عددی نیست بلکه در اوستا به معنای شاهین به کار رفته است اما علاوه بر آن اوصافی که در کتابهای دینی زرتشتی اوستا یا کتب پهلوی درباره عقاب و وارغن آمده نیز همانندی بسیاری با حالات سیمرغ دارد.» (بهار،110،1379).
سیمرغ در شاهنامه به بزرگی اندام و قدرت پرواز وصف شده است برای مثال،‌در خوان پنجم وقتی اسفندیار زال را می کشد پر و بال سیمرغ دشت را می پوشاند و خون او گردونه و زمین را گلگون می کند ریشه این اوصاف را می توان در اوستا نیز جستجو کرد در شاهنامه سیمرغ توان برداشتن هر چیزی را دارد و چون بر هوا می گسترد برای زمین هوش و برای خورشید شکوهی بر جا نمی ماند سیمرغ در جایی زال را که جوانی نیرومند شده است به آسانی از فراز البرز کوه به نزد سام می برد.
سیمرغ دارای پرهای فوق العاده ایست که می توان جادوی دشمن را باطل کند همچنین کسی که استخوانی از این مرغ دلیر یا پری با خود دارد هیچ کس، توانایی کشتن او را ندارد و همین خاصیت در حماسه رستم وجود دارد که سیمرغ پرهای خود را بر بدن رستم می ساید و در زمان کوتاهی بهبود می یابد سیمرغ به رستم فرمان می دهد تا پرهای او را در شیر خیس کند و چون مرهمی بر زخمهای خود نهد. «دودی که از سوختن پرهای سیمرغ ایجاد می شود می تواند سیمرغ را در هر نقطه جهان که باشد به سوی خود فرا خواند و این تشریفات احضار سیمرغ بوسیله بخور و دود پر او شباهت زیادی به بعضی از مراسم دینی دارد.» (واحد دوست،100،1379).
در شاهنامه سیمرغ به عنوان پزشکی ماهر نیز معرفی می شود که در علاج زخمها، جراحی و زایمان چیره دست بوده، به این صورت که در هنگام زایمان رودابه دستور جراحی می دهد و به خاصیت دارویی گیاهان آشناست. در خصوص زیبایش، سیمرغ در شاهنامه به ابری مانند شده که بارانی از مرجان از او می بارد و جان را آرامش می دهد. وجود دو سیمرغ در شاهنامه و نقش تقریباً‌دوگانه آنان گروهی از پژوهشگران را بر آن داشته است که این دو مرغ را در حماسه ملی ایران بوجود دو نیروی متضاد تعبیر کنند و آنرا نشانه ای از جاودانه نبرد اهورامزدا و اهریمن یا شر، به شمار آورند. صادق هدایت معتقد است که سیمرغ نگهبان زال نیکوکار و سیمرغ هفتخوان اسفندیار نماینده اهریمن است.
از آنجایی که اسطوره های کهن در اسطوره های عرفانی پس از اسلام بازتابی گسترده دارند سیمرغ اسطوره های که رامی توان در پهنه عرفان نیز پی گرفت. سیمرغ بعد از اسلام هم در حماسه های پهلوانی و هم در ادبیات و حماسه های عرفانی حضور می یابد. تقریباً‌ تمام صفات سیمرغ در فرهنگ اسلامی به جبرئیل از فرشتگان مقرب است داده اند و یا در وجود او جمع است. یکی از کارهای بزرگ فردوسی ایجاد توافق و پیوند حیرت انگیزی است که وی در میان دو فرهنگ، که مستقیم و غیر مستقیم می بایست داد و ستدهای با یکدیگر داشته باشند خواسته و ناخواسته برقرار کرد.
«خصوصیات ظاهری سیمرغ با خصوصیات جبرئیل از فرشتگان مقرب خداوند مشابه است اولاً‌ بنا بر آیه ای از قرآن کریم فرشتگان به داشتن بال توصیف شده اند و ثانیاً‌ جبرئیل بر اساس نظریه حکما فرشتگان عقل محسوب می شود اما در واقع نقش و با عالم فساد و واسطه وحی میان خدا و پیامبران بوده و سبب اهمیت وحضور بیشتر وی در شریعت و بطور کلی فرهنگ اسلامی شده است. همانگونه که زال سیمای پیامبر گونه در شاهنامه دارد جبرئیل نیز به عنوان فرشته وحی، میان خدا و پیامبران است. زادگاه و آشیان سیمرغ کوه قاف یا البرز کوه است و جبرئیل نیز در کوه سینا محل وحی به حضرت موسی حضور دارد.»
بنابراین سیمرغ (عنقا) شاه مرغان که در حکمت و عرفان، مصدر جانهاست و جان جهان و جان جانان،‌ تصویر فرشته جبرئیل و عقل فعال و روح القدس نیز هست. سیمرغ، انسان مرغ است. انسان بالدار و رمز طیران آدمیت اما گوهر انسانیت وی سرشته به حکمت و دانایی است و همانند انسانی روشندل، رازآشنا،‌ چاره ساز و نجات بخش است و چنین انسانی که مرغ سخنگوست می توان چون مرغ به عالم علوی پرواز کند.

3-2-2-2- اژدها
اژدها نمایه مار است و به تعبیر بعضی از شعرا،‌ رشد یافتن مار، او را به اژدها تبدیل می سازد، در عجایب المخلوقات آمده است:‌«چون مار را، درازی به سی گز و عمر به صد سال رسد آن را اژدها گویند و در همان کتاب آمده است: مار دو چند که برآید جوانتر گردد، اول درجه حیه بود، دوم درجه جان بود و سوم درجه شعبان گردد.» (طوسی،619).
روی هم رفته،‌ در اسطوره ها، شناخته ترین سیمای اژدها مار است بنابر باورهای باستانی ایران می توان گفت: گاهی مار نمادین با ویژگی های خاصی همچون بزرگی و دم آتشین می توانند همانند اژدهای اسطوره ها باشد. از دیدگاه روانشناسی و روانکاوی یونگ بر این باور است که شاید معمولترین سمبل تعالی در رویا مار است، همان طور که به عنوان سمبل شفا در خدای پزشکی روم نماینده شده است.
میان ادیان باستان مار در آیین میترایی،‌ زیانکار، نامقدس و از عوامل اهریمن است. در اساطیر یونان مار نماد زمین است و در آیین میترایی نیز پذیرفته شده و در بسیاری از نقوش همراه شیر است در این نقوش مار خون گاو را می لیسد تا بارور شد و به آبستنی و تولید برسد و موجب خیر و برکت و فزونی شود.
در افسانه پردازی سراسر جهان به جز چین،‌ اژدها نمودار نیروی ناپاک است. اژدها آب را از بارور کردن باز می دارد و می خواهد خورشید و ماه را فرو برد،‌ به همین دلیل اژدها به عنوان نیروی اصلی اهریمن و به گونه دشمن در دینها و ادبیات گوناگون پدیدار شده است و به یاری دانش جانورشناسی و باستان شناسی و نیز به یاری حفاریهای بیشمار امروزه می دانیم که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع کاروانسرا، دوره سلجوقیان، دوره سلجوقی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع اکوان دیو، قرون وسطی، فرهنگ ایرانی