پایان نامه رایگان با موضوع نهج البلاغه

دانلود پایان نامه ارشد

78 ه.ق)116
7. ابوذر جندب بن جناده غفاري، متوفاي(31 ه.ق) .117
8. حسّان بن ثابت.118
9. امام حسن مجتبي(ع) سبط رسول الله(ص) .

«ابن عقده » در «كتاب الولايه »119، حديث امام مجتبي(ع) را با اسنادي كه آورده، و نيز «‌جعابي » در «النخب » روايت كرده اند . «خوارزمي » هم ايشان را از راويان حديث غدير بر شمرده است.120
10. سيّد الشهداء امام حسين(ع) ، سبط رسول الله(ص) .121
11. زبير بن عوّام قريشي، كشته شده به سال(36 ه.ق) .
او يكي از ده نفر معروف به عشره مبشره122 است. «ابن مغازلي » همه آنها را از راويان حديث غدير شمرده است.123 . و «جزري » شافعي در «اسني المطالب » هم او را از روات حديث غدير مي داند.124.
12. ابو اسحاق سعد بن ابي وقاص، متوفای(54 و 55و 56 و 58ه.ق) .125
13. ابو عبد الله سلمان فارسي، حدودا سيصد سال عمر كرده است، متوفاي(36، 37 ه.ق) .126
14. عايشه دختر ابو بكر، همسر پيامبر(ص) .
ابن عقده در «حديث الولايه»127 از او حديث غدير را نقل كرده است.
15. عباس بن عبد المطلب بن هاشم، عموي پيامبر(ص) ، متوفاي(32 ه.ق) .128
2. راويان حديث غدير از تابعان129
علامه اميني در موسوعه الغدير130، (84) تن از تابعان را نام مي برد كه حديث غدير از آنان روايت شده است. بنابر اختصار به ذكر(6) مورد بسنده مي كنيم :
1. ابو القاسم اصبغ بن نباته تميمى اهل كوفه131.
«عجلي »132 و «ابن معين » او را تابعي ثقه دانسته اند.
2. سالم بن عبد الله بن عمر بن خطاب فرشى عدوى مدنى .
ذهبى در كتاب «تذكره »133 شرح حال او را بيان داشته و نوشته :
او فقيهي حجّت بوده، و يكي از كساني بود كه بين علم و عمل، وزهد وشرف جمع كرده بود.
در كتاب «تقريب » 134آمده :
او يكي از فقهاي هفت گانه بود، بدون دليل حرفي نمي زد، فردي عابد و در متانت و شخصيت همانند پدرش بوده و از كبار و بزرگان طبقه سوم محسوب مي شده است. بنابر قول صحيح در اواخر سال(106) ه.ق از دنيا رفته است.
3. عمر بن عبد العزيز، خليفه اموي، متوفاي(101 ه.ق) 135.
4. عمر بن علي امير المؤمنين(ع) . در كتاب «تقريب »136 آمده :
ثقه و از طبقه سوم روات بوده است . در زمان وليد وفات نموده و بنابر قولي قبل از آن .
5. محمّد بن عمر بن علي امير المؤمنين(ع) . در زمان خلافت عمر بن عبد العزيز وفات نموده است، و گفته مي شود در سال(100) ه.ق ابن حبان137 از او با عنوان «ثقه » ياد مي كند، و ابن حجر138 مي گويد : صدوق و راستگو، از طبقه ششم روات بوده و بعد از سي سالگي از دنيا رفته است.139
6. معروف بن خَربُوذ 140( به ضمّ باء، و پايان آن ذال است.)
«ابن حبّان » او را ثقه دانسته است.141
3. طبقات راويان از علما
مرحوم علامه اميني در كتاب الغدير 142(360) نفر از علماي قرنهاي پياپي از قرن دوّم تا قرن چهاردهم كه اين حديث را به سندهاي گوناگون در لابه لاي كتابها ذكر كرده اند را بر شمرده است ؛ برخي از آنها از اين قرارند:
1. امام شافعيان، ابو عبد الله محمد بن ادريس شافعى متوفاى( 204) .
بطوريكه «نهايه»ابن اثير143 آمده، وي حديث غدير را روايت كرده است144.
2. محمد بن كثير ابو عبد الله عبدي بصرى، برادر سليمان بن كثير كه پنجاه سال از وي بزرگتر بوده است. ابن حبان گفته است145 : وي فردي ثقه و فاضل بوده و در سال(223 ) در سن صد سالگى در گذشته است.
3. امام حنبليان، ابو عبد الله احمد بن حنبل شيباني، متوفاي(241) .او حديث غدير را به طرق صحيح فراواني در كتب «مسند»146 و نيز كتاب «مناقب » نقل كرده است.
4. حافظ ابو عبد الله محمّد بن اسماعيل بخاري، متوفاي(256) ، نگارنده كتاب صحيح معروف كه يكي از صحاح شش گانه مي باشد. وي اين حديث را در كتاب تاريخ147 خود ذكر كرده است [ و عجيب آن است كه در كتاب صحيح خود آن را نقل نكرده و بدين وسيله صحّت كتاب خود را زير سؤال برده است !].
5. حافظ محمّد بن عيسي، ابو عيسي ترمذي، متوفاي(279) .
وي يكي از ائمه ششگانه صاحبان صحاح و از هرگونه توثيقي بي نياز است.
6. حافظ احمد بن يحيي بلاذري، متوفاي(279) .
ائمه اسلام بر وي و بر كتابش اعتماد كرده و از اين كتاب و ديگر كتابهايش از زمان وي تا كنون، نقل مي كنند. اين حديث را در كتاب «أنساب الأشراف »148 آورده است.
7. حافظ عبد الله بن احمد بن حنبل، ابو عبد الرحمن شيباني، متوفاي(290) .
خطيب بغدادي در تاريخ خود 149، وي را به ثقه بودن، توان ثبت و ضبط و فهم مطالب، ستوده است. ذهبي در كتاب «تذكره » 150 گفته است :
هماره مشاهده مي كنيم كه بزرگان براي عبد الله به شناخت رجال احاديث و شناخت علل حديث [ اشكالات و ضعفهاي موجود در احاديث ] و اسامي روات و مواظبت و استمرار بر طلب حديث، گواهي مي دهند تا بدانجا كه برخي افراط كرده، وي را بر پدرش – امام حنبليان – در كثرت [‌نقل حديث ] و شناخت احاديث، مقدم مي دانند.
8. حافظ ابو عبد الرحمن احمد بن شعيب نسائي، نگارنده «سنن » متوفاي(203) در سن(88) سالگي.
ذهبي در كتاب «تذكره »151 از دار قطني چنين حكايت كرده است :
نسائي در عصر خود فقيه ترين مشايخ مصر و آگاه ترين آنها به حديث بوده است.
وي حديث غدير را در كتاب «سنن »152 و كتاب «خصائص »153 به طريقهاي فراوان كه همگي صحيح و رجالشان ثقه اند، نقل كرده است.
9. حافظ محمّد بن جرير طبري، ابو جعفر، نگارنده كتاب تفسير و كتاب تاريخ معروف، متوفاي(310) . ذهبي در كتاب «تذكره»154 وي را به امامت زهد و دوري از دنيا ستوده است. او كتابي مستقل پيرامون غدير نگاشته است.
10. ابو عمر احمد بن عبد ربه قرطبي، متوفاي(328) .
ابن خلكان در كتاب «تاريخ » 155 خود در شرح حال وي چنين نگاشته است :
وي از عالماني است كه محفوظات فراواني داشته و از اخبار مردم اطلاعات گسترده اي دارد. وكتاب «العِقد الفريد» را كه از كتابهاي سودمند است، نگاشته است.
در كتاب «العِقد الفريد »156 آمده است :
علي در سن پانزده سالگي اسلام آورد، او اولين كسي است كه به لا اله الا الله و محمّد رسول الله، شهادت داده است، و پيامبر اكرم عليه الصلاه و السلام در حق وي فرموده است : «من كنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه».
11. حافظ علي بن عمر بن احمد دارقطني 157، متوفاي(385) .
شرح حال وي در بسياري از كتابهاي تراجم احوال و تاريخ يافت مي شود.
خطيب بغدادي در كتاب «تاريخ »158 خود گفته است :
وي در عصر خويش يگانه، بزرگ و رئيس، بي نظير، و امام بوده است. علم حديث و شناخت ضعفهاي آن و نامهاي رجال حديث و احوال راويان، به وي ختم مي شود . وي فردي راستگو، امانتدار، فقیه و عادل بوده و شهادتش پذيرفته مي شده و داراي عقيده اي درست و مذهبي سالم بوده و درعلوم ديگر غير از علم حديث نيز تبحّر داشته است.
12. متكلم قاضي محمّد بن طيب بن محمّد، ابوبكر باقلاني، متوفاي(403) ، از اهل بصره، و ساكن بغداد بوده است، وي از بزرگان علم كلام بوده و در اين علم بسيار نگاشته است.
خطيب بغدادي در كتاب «تاريخ »159 خود وي را توثيق كرده و ستوده است.
13. ابو اسحاق احمد بن محمّد بن ابراهيم ثعلبي نيشابوري 160، مفسر مشهور، متوفاي(427، 437) . ابن خلكان در كتاب «تاريخ »161 خود در شرح حال او نوشته است:
وي در عصر خود يگانه علم تفسير بوده، و تفسير كبير را كه برديگر تفاسير برتري دارد، نگاشته است.
14. حافظ احمد بن حسين بن علي، ابو بكر بيهقي، متوفاي(458) در سن(74) سالگي. بيشتر نگارندگان كتابهاي تراجم احوال و تاريخ، شرح حال وي را نوشته اند.
ابن اثير در كتاب «الكامل»162 از وي چنين ياد كرده است :
او بر مذهب شافعي در حديث و فقه امام بوده است. داراي تأليفات خوب فراوان است ؛ يكي از آنها كتاب «السنن الكبير »- در ده مجلّد – است.فردي عفيف و زاهد بوده است.
15. حافظ أبو عمر، يوسف بن عبد الله بن محمّد بن عبد البرّ نمري، قرطبي، متولّد(368) و متوفاي(463)، نگارنده كتاب «استيعاب ». وي در علم أنساب و أخبار اطلاعات فراواني داشته است.163
4. نويسندگان پيرامون حديث غدير
توجه علما به اين حديث به حدي بوده است كه نقل آن در لابلاي كتابها قانعشان نساخته است و پيرامون آن كتابهاي مستقلي نگاشته اند، بدين منظور سندهايي از اين روايت را كه به آنها ختم مي شود تدوين كرده و طريقهايي را كه صحيح دانسته اند، تعيين كرده اند. اين تلاشها به جهت حفظ و مصونيت متن آن از نابودي و تحريف بوده است‌؛ از آن نويسندگان است :
1. ابو جعفر محمّد بن جرير بن يزيد بن خالد طبري آملي، متولد(224) و متوفاي(310) . او كتاب ولايت را پيرامون حديث غدير نگاشته و آن را از بيش از هفتاد طريق روايت كرده است. حموي در «معجم الاُدباء »164 در شرح حال طبري گفته است :
وي كتابي درباره فضايل علي بن ابي طالب(ع) نگاشته است. درآغاز اين كتاب پيرامون صحت روايات غدير خم سخن گفته و سپس فضايل حضرت را بر شمرده هر چند تمام فضايل را گرد نياورده است.
و نيز گفته است 165 :
او هر گاه در كسي بدعتي مي ديده، وي را طرد و از وي دوري مي جسته است.
2. ابو عبّاس احمد بن محمّد بن سعيد همداني، حافظ، معروف به ابن عقده، متوفاي(333) .
وي كتاب ولايت را در طرق حديث غدير نگاشته است، و آن را به(105) طريق روايت كرده است. ابن اثير در «اُسد الغابه » و ابن حجر در كتاب «إصابه » از اين كتاب بسيار نقل كرده اند.
مرحوم علامه اميني در كتاب الغدير166، (26) تأليف در اين باره بر شمرده است و در پايان گفته است :
پيرامون موضوع غدير خم كتابهاي ديگري نيز وجود دارد كه در بحث صلات غدير خواهد آمد.
5.حافظان مورد اطمينان و سرشناسان اهل سنت
اين بحث را به انگيزه نياز به اثبات صحت حديث غدير واثبات تواتر آن مطرح نمي كنيم‌؛ زيرا ذات اين حديث و جوهره قائم به نفس آن از هر گونه بحثي بي نياز است.
با وجود اينكه راويان بسياري از سندهاي اين حديث، راويان دو كتاب «صحيح مسلم » و «صحيح بخاري » هستند، چه كسي مي تواند صحت اين حديث را انكار كند؟!
و با توجه به اينكه هر دور و نزديكي، شاهد اين حادثه بوده و آن را روايت كرده و بيشتر نويسندگان حديث، تاريخ، تفسير و كلام آن را نگاشته اند، ‌و برخي نيز درباره آن كتابهاي مستقلي نوشته اند، چه معاندي مي تواند اين حديث را كه با صرف نظر از برخي اختلاف واژه ها، تواتر لفظي دارد، و در تفاصيلش تواتر معنوي، و در برخي شئونش تواتر اجمالي دارد167، رد كند؟!
مرحوم علامه اميني در كتاب الغدير168(43) نفر از كساني كه قائل به صحت و تواتر اين حديث اند را بر شمرده است ؛ برخي از آنها از اين قرارند :
1. حافظ ابو عيسي ترمذي، متوفاي(279) .
وي در كتاب روايي خود پس از ذكر حديث غدير گفته است : «هذا حديث حسن صحيح »169 [ اين روايت، حديثي حسن و صحيح است].
2. حافظ ابن عبد البر قرطبي، متوفاي(463) .
وي در كتاب «استيعاب »170 پس از ذكر حديث مؤاخاة ‍]برادري علي(ع) با پيامبر اكرم(ص) ]‌و دو حديث ولايت و غدير گفته است : «هذه كلها آثار ثابته » [تمام اين روايات آثاري ثابت هستند.].
3. فقيه ابو الحسن بن مغازلي، شافعي، متوفاي(483) .
وي در كتاب «مناقب »171 – پس از نقل حديث از استاد خود ابوالقاسم فضل بن محمّد اصفهاني – گفته است :
ابوالقاسم بر اين باور است كه اين روايت، حديثي صحيح از رسول خدا(ص) است. و حدود صد نفر از جمله عشيره مبشره آن را روايت كرده اند. و آن، حديثي ثابت است و هيچ اشكالي ندارد. اين فضيلت ويژه علي(ع) است و هيچ كس با وي در آن شريك نيست.
4. حجة الاسلام ابو حامد غزالي، متوفاي(505) . وي در كتاب «سرّ العالمين »172 مي نويسد :
حجت ‍[ برهان و دليل ] پرده از رخ خود برداشته است، و همگان بر متن حديث از خطبه رسول خدا(ص) در روز غدير خم، اتفاق نظر دارند . ايشان در بخشي از اين خطبه فرموده اند : «من كنت مولاه فعلي مولاه » . و عمر [ در مقام تبريك به حضرت علي(ع) ] گفته است : بخ بخ [ به به، خوشا، آفرين ].
5. ابن ابي الحديد معتزلي، متوفاي(655) . وي در شرح «نهج البلاغه »173 اين حديث را از روايات همگاني و معروف در فضايل امير مؤمنان(ع) بر شمرده است.
6. حافظ ابن حجر عسقلاني، متوفاي(852) . وي در كتاب «فتح الباري »174 مي گويد :
و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع نماز جماعت Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع غدير، ولايت، گويد، «مولي