پایان نامه رایگان با موضوع نهج البلاغه، خاوران نامه، رسول خدا (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

الله ! خدا و رسول را شناختيم؛ اولي الامر که خداوند اطاعتشان را همراه اطاعت تو قرار داده، چه کساني هستند؟ فرمود: اي جابر آنان جانشينان من هستند، و پيشوايان مسلمين پس از من، اوّل ايشان علي بن ابيطالب است وپس از وي حسن وحسين و علي بن حسين و فرزند علي بن الحسين محمّد که در تورات به باقر معروف است و تو وي را خواهي ديد و وقتي وي را ديدي سلام مرا به او برسان. در مطالبي که ذکر شد با چهر? درخشان علي و عظمت شأن آن حضرت از ديدگاه روايات و قرآن کريم تا حدي آشنا شديم، در اين جا نگاهي کوتاه به افضليت و منزلت والاي آن بزرگوار در دو منظومه علي نامه و خاوران نامه داريم.
منظوم? علي نامه
چو شد کشته عثمان مروان نخست
مدينه چو درياي پر شور شد
برآمد بهم برسپاه عرب
بد اندر عقيق آن بحق رهنماي
يکي گفت عباس شايد امام
ابردين تقي ونقي به امام
سخي بايد و عالم وچيره دست
دگر آنک زال پيامبر بود
وليکن چنين کس بعالم درون

ابا عمرک عاص پنهان نشست
دل وچشم عثمانيان کور شد
همي کرد هر کس اميري طلب
که بد مير ز امر رسول خداي
دگر گفت هست اين سخن ناتمام
که تا کار دين از وي آيد تمام
امام وفا پيشه و دين پرست
بفضل از همه خلق برتر بوذ
بجز مرتضي نيست ايذر کنون
( ربيع، 1388: 5پ )
و در منظوم? خاوران نامه
پيراي? مردان خدا، حيدر کرّار
آن حاجب بار در اسرار پيمبر
شاهي شده هم گوهر او احمد مرسل
سلطان شريعت را او بود سپر کش
جان کرد فداي نبي الله و همي گفت

آن هم نسب و هم نفس احمد مختار
آن مير دلير سپه دين جهاندار
شيري شده همشير? او جعفر طيّار
ميدان شجاعت را او بود سپهدار
تقصير همي باشد و معذور همي دار
( ابن حسام، 1382: 45 )
در منظومه هاي ديني به ويژه علي نامه،شخصيّت اصلي حضرت اميرالمؤمنين است و اشخاص ديگر پيرامون اين محور تشّخص مي يابند.از اين رو افضليت آن حضرت از جهت خواننده جنب? اعتقادي دارد و حاصل کرامات وفضايل آن حضرت در پيوند با پروردگار است يعني مجموع? حوادث به نوعي بيان فضيلت و منقبت، يا توصيف خصوصيات و حالات آن حضرت است و جنبه هاي مبالغه آميز آن هم توجيه اعتقادي دارد. در خاوران نامه و منظومه هاي مشابه به خلاف حماسه ها و روايت هاي عيّاري، هدف اعتقادي و اجتماعي است يعني شاعر علاوه براقناع نفس به انگيز? مبارزه جويي قلم بر داشته و با استفاده از روايات تاريخي دريک بافت تخيّلي اغراق آميز حوادثي مؤثر بر فضايل ومناقب اعتقادي شخصيّت هاي معلوم و مورد علاقه را به نظم مي آورد. اين طبع آزمايي اگرچه به انگيز?تبرّک جويي، اقناع نفس، و بيان اعتقاد صورت مي گيرد، امّا در حقيقت نوعي معارضه و مقابل? فکري وفرهنگي با مخالفان است. به همين سبب اين منظومه ها گرچه در مبارزه جويي با حماسه ها وروايت هاي عيّاري همساني دارد امّا از جهت هدف با آنها متفاوت است، اين جا نه شکل بندي مليّتي مورد نظر است و نه تلاش درراه ايجاد حکومتي، بلکه چنان که گفته شد،هدف مفاخر? تعارضي و تقابلي با مخالفان و اقناع نفس است.
“از آن جايي که مخاطبان منظومه هاي ديني هم مردم اند،هم عامّه و هم درس خواندگان، و هردو گروه در اين موضوع ذهن بندي نسبتاً مشترکي دارند و هم?آنان برابر اعتقادات خود مي توانند مجموع? امور خارق العاده را بپذيرند و واقعيت آن را باور داشته باشند، بدين سبب سراينده اجباري ندارد که از جنبه هاي منطقي بهره گيرد و آنچه را که در حماسه هاي تاريخي يا مصنوع نياز به توجيه دارد تحليل نمايد، بلکه در پرداخت حوادث از قرآن، سنّت و مغازي بهره مي گيرد و مجموع? اجزاء را دريک بافت تخيّلي، به مدد تجارب،عقايد و عواطف بشري توصيف مي کند. اين ساختارممکن است برمعيارهاي علمي و فنّي متکي نباشد امّا منظور سراينده را، که مانند هم? هنرمندان دادن نوعي احساس عاطفي خاص به خواننده جهت ايجاد لذّت زيبايي است، برآورده مي کند تا به وسيل? آن به هدفي که مورد نظر اوست،برسد.” ( ژان پل سارتر، بي تا:،88 )

4-3 – شرف وبزرگي امام علي(ع)
“تا آن را براي شما (مايه) تذکر گردانيم و گوش هاي شنوا آن را نگاه دارد.( الحاقه:12) “از پيامبر(ص) نقل شده که فرمود: اي علي ! در هنگام نزول اين آيه، از خدا خواستم که آن را گوش تو قرار دهد. علي (ع) مي فرمايد: من بعد از آن چيزي را فراموش نکردم و شايست? من نيز نبود که چيزي را فراموش نمايم.” ( مامقاني،1349: ج2،139) اميرالمؤمنين (ع) نزد پيامبر(ص) مقام والا و شريف دارد، به گونه اي که گاهي وقتي آيه اي نازل مي شد، حضرت براي امام مي فرمود: خداوند اين آيه را چشم و گوش تو قرار دهد.اين آيه بيانگر منزلت والاي اميرالمؤمنين (ع) نزد حضرت رسول رحمت (ص) است. “عَن النَبي (ص) عِندَ نزول هذه الآيه: سَألتُ الله أن يََجعَلُها أذنَکَ يَا علي. قال علي (ع ): فَما ليَست شيَئاً بعدَ ذلکَ و ماکانَ لي أن أنسي” (همان: 140) شرف وبزرگي امام علي آشکارتر ازآن است که لازم به ذکر ويادآوري باشد وچه بسيار آثار که در اين باب به نگارش درآمده و چه فراوان روايات و احاديث که درتأييد اين بزرگي آمده است. در تفسير جامع ذيل آي? “فَإن کُنتَ في شَکَ مِمّا أنزَلنا إلَيَکَ فَسعَلِ الَذيَنَ يََقر ء وُنَ الکَتبَ مِن قَبلِکَ لقَد جاءکَ الحَقُّ مِن رَبَکَ فَلا تَکُونَنَّ مِنَ المُمتَرِيَنَ” ( يونس: 94 ) آمده است: “از حضرت امام صادق عليه السلام روايت کرده، فرمود: شبي که پيغمبر صلي الله عليه وآله و سلّم را به معراج بردند،آنچه خداوند در فضيلت و شرافت ومقام و منزلت علي اميرالمؤمنين عليه السلام نازل مي فرمود، به صورت وحي به پيغمبر رسانيد وچون حضرتش در بيت المعمور رسيد تمام انبياء و پيغمبران حضور يافته و در پشت سر پيغمبر ايستاده و به پيشوايي آن جناب نماز گذاردند، در پايان نماز در نفس پيغمبر در مقام و منزلت علي اعجاب آميخته و تحسين پديد آمد، که تقّرب او نزدپروردگار تا چه پايه اي است و چگونه در موارد عديده در قرآن کريم آياتي در اين مورد نازل شده است ! خداوند اين آيه را “فإن کُنتَ في شَکَ” را برپيغمبر نازل کرد و فرمود: چنان چه در فضيلت و بزرگي علي (ع) شکي داري پيغمبران سلف همه در خدمت تو حضور دارند، از آنها سؤال کن که اميرالمؤمنين علي را چگونه مي شناسند ودرکتب آسماني که براي آنها نازل نموده ايم، از قبيل صحف و زبور وتورات وانجيل، مانند قرآني که براي تو نازل کرده ايم. درباره اميرالمؤمنين علي عليه السلام و شرافت او چه بياناتي مندرج است، پيغمبر (ص) از انبياء و پيغمبران سؤال کرد، همگي گفتند: بلي در کتاب هاي نازل شده برما از طرف پروردگار عظمت مقام و فضيلت شأن علي (ع) بيان و تشريح شده است” ( فخر رازي، بي تا: ج 3،234 )
با وجود اين که چهر? راستين اميرالمؤمنين را منحصراً خدا و پيامبرش مي شناسد و فضائل آن حضرت، قابل احصاء و احاطه نيست و رسول اکرم نيز تمامي آن مناقب را به جهت عدم ظرفيت و خوف افراط بازگو نفرموده اند، واز ميان قليل مکارمي هم که فرموده اند، نيمي را دشمنان آن حضرت از سر حسادت و نيم ديگر را دوستان به علّت خوف و تقيّه کتمان داشته اند. “در مناقب ابن مردويه به نقل از ابن عباس آمده است که رسول خدا (ص) فرمودند: “ما في القرآنُ آيَةٌ فيَها يَا ايَُها الذيَنَ آمنوا الاّ عليُ رأسُها و قائِدُها” هر آيه اي که در قرآن باجمل? افراد با ايمان آغاز گرديده، علي(ع) در بالاترين مرتبه و در مقام پيشوايي آنان است.” ( ابن هشام، 1409: ج 2،168 )

4-3-1- حضرت علي در نهج البلاغه
موارد زير نمونه هايي از شرف و بزرگي امام علي (ع) در نهج البلاغه است: الف) “فَأسِدُکُمُ اللهَ هَل فيَکُم أحَدٌ قالَ رسولَ الله: تُقاتِلُ الناکِثيَنَ والقاسِطيَنَ والمارِقيَنَ عَلي لِسانَ النبيُّ غيَري؟ (نهج البلاغه، 1387: خ57) شمارا به خدا، جز من کسي درميان شمااست که درباره اش فرموده باشد، با فرمان پيامبر با قاسطين و مارقين و ناکثين مي جنگي؟ گفتند: به خدا کسي نيست.
ب) وَلَعَمري ما عَلَيَّ مَن قِتالَ مِن خالَفَ الحقُّ وَ خابَطَ الغيَّ مِن إذهانٍ والايَمانٍ ( نهج البلاغه،1387: خ 24 ) به جان خودم سوگند که در مبارزه با مخالفان حق و کساني که در گمراهي غوطه مي خورند، درنگ وسستي نمي کنم.
پ) “لَقَد کُنتُ وَ ما أهدّدُ بالحَربِ وَ لا أرهَبّ با الضّربِ، وَإنّي لَعلي يََقيَنٍ مِن رَبَّي، وَغَيَرِ شُبهَة مِن ديَني”.(نهج البلاغه، 1387:ن 45 ) من کسي نيستم که به نبرد تهديد شوم و يا از ضرب? شمشير بهراسم. من به پروردگار خويش يقين دارم و در دين خود دچارشک وگمان نيستم.
ت ) وَاللهِ لَو تظاهَرَتِ الحَرَبُ علي قتاليِ لَما وَلّيَتُ عَنها، وَ لَو أمکَنتِ الفُرَصُ مِن رِقابِها سارَعَتُ إليَها وسَأحمَدُ في أن أطَهَّرَ الارضَ مِن هذا الاشَخصِ المعکوسِ والجِسمِ المَرکوسِ حتيّ تَخرُجَ المَدَرَةُ مِن بَيَن ِ حِبَّ الحصَدِ. ( نهج البلاغه، 1387: خ45)به خدا سوگند، اگر عرب براي جنگ با من پشت به پشت هم دهند و يکديگر را ياري کنند، من هرگز از اين نبرد روي برنگردانم. واگر فرصت مناسبي به دستم آيد، به سوي آنان مي شتابم و گردنشان را قطع مي کنم. وبه زودي مي کوشم تا زمين را از اين شخص وارونه و کالبد واژگون (معاويه) پاک سازم؛ باشد که سنگ و خاشاک از ميان دانه هاي درو شده بيرون آيد.
ج)”إني وَالله لَو لقيَُتُهُم واحداً وَهُم طلاعُ الارضَ کُلَها ما با ليَتُ و لا اسَتو حشتُ وَ إنِِيَّ مِن ظَلالِهمُ الذي هُم فِيَه وَالهُدي الذي أنا عَليَه لَعَلي بصيَرةٍ مِن نَفسي و يَقيَنٍ مِن رَبَّي وَإنّي إلي لِقاء اللهِ لَمشتاقٌ وَبِحُسنِ ثوابِهِ لَمنتَظِرٌ راجٍ”(نهج‌البلاغه، 1387: ن62 ) به خدا سوگند که اگر من به تنهايي با همه دشمنان رو به رو شوم، وآنان از فراواني سپاه،هم? جمعيّت روي زمين را پر کرده باشند وهرگز از آنان هراسان و بيمناک نيستم؛ زيرا من گمراهي و ضلالتي را که ايشان در آن فرو رفته اند، و راه رستگاري خويش را که برآن قوم مي‌گذارم، با چشم خود مي بينم و از سوي خدا به راستي و درستي راه خويش يقين دارم. من به ديدار پروردگار آرزومند و به پاداش نيک او، اميد فراوان دارم.
مطالبي که ذکر شد قطره اي از فضايل آن حضرت در نهج البلاغه است. ذات بزرگوار و نهان طيّب آن حضرت آن چنان نفيس است که به وصف نمي آيد. زيرا اونقطه کمال ولؤلؤ هم? صدف هاي فضيلت، و پيش قدم در گوهر پر قيمت انساني و اساس هم? بزرگواري ها ست.
منظوم? علي نامه و خاوران نامه سرشار از بزرگي ها و رشادت هاي علي (ع) است که اين دو سراينده با توجه به نگاه شيعي و حبّ علي و با تکيه برواژگان خاصّ ادبّيات حماسي، با گونه اي تازه و دلنشين، به شرح اين رشادت ها از دو منظر اسطوره و واقعيت پرداخته اند. از ميان نمونه هاي فراواني که اين دو سراينده ذکر کرده اند به ذکر دونمونه اکتفا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع امام حسن (ع)، خاوران نامه، فضائل و مناقب Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع خاوران نامه، ضرب المثل، امام صادق