پایان نامه رایگان با موضوع منطقه گرایی، اتحادیه اروپا، روابط بین الملل، سازمان های منطقه ای

دانلود پایان نامه ارشد

شرقي آسيا؛ جهاني شدن(علیرضا طیب،1390: 12).
2-5-تاریخچه منطقه گرایی :
طی سال‌های گذشته بحث‌های زیادی درخصوص منطقه و روندهای منطقه‌گرایی در روابط بین‌الملل آغاز شده است . منطقه (Region) به فضای خاص جغرافیایی اطلاق می‌شود که از یک سلسله پدیده‌های مشابه و عوامل پیوند‌دهنده فرهنگی ، قومی ، مذهبی ، نژادی ، اقتصادی ، سیاسی ، امنیتی و اجتماعی برخوردار است . روند رشد و تکامل منطقه‌گرایی (Regionalism) در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ موجب رشد ابعاد مختلف سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی مناطق مختلف شد . در این بین پایان جنگ سرد و فروپاشی بلوک شرق به مثابه یکی از دلایل رشد منطقه‌گرایی ، باعث شد که سطح تحلیل به‌ویژه در عرصه مناسبات بین‌المللی ، از دولت- ملت به اتحادیه و بلوک‌های سیاسی ، اقتصادی و تجاری منطقه‌ای تغییر پیدا کند .   
ادبیات مربوط به سیستم های منطقه ای در دهه 1960 میلادی در رشته روابط بین الملل گسترش یافت . اما در دهه های بعد تا فروپاشی شوروی دردهه 1990 میلادی برای مدتی طولانی کم توجهی به این ادبیات صورت می گرفت .  پس ازفروپاشی نظام بین الملل دو قطبی بار دیگر توجهی خاص به مبحث سیستم های بین المللی و منطقه ای صورت گرفت . همان گونه که باری بوزان بیان داشته است علت این کم توجهی یا بی توجهی اولیه این بود که جنگ سرد موجب توجه زیاد به سطح نظام جهانی و بی توجهی به تنوعات در میان سیستم های گوناگون منطقه ای شده بود . البته یک دلیل این امر نیز ابهام های اساسی در این ادبیات بود . در هر حال با پایان جنگ سرد اقبال جدیدی نسبت به سیستم های منطقه ای صورت گرفت . در مجموع می توان به دو رویکرد یا نظریه عمده در مورد سیستم های منطقه ای اشاره کرد . رویکرد اول منطقه را به مثابه الگوهای روابط یا اندرکنش ها درون یک عرصه جغرافیایی خاص می داند که میزان خاص از  قاعده مندی و شدت را به نمایش می گذرد ، به حدی که دگرگونی در یک نقطه از سیستم بر نقاط دیگر نیز تاثیر می گذارد . رویکرد دوم با عنوان رویکرد سازنده گرائی منطقه را به عنوان یک کیان اجتماعی می داند که به سبب اینکه دولتها خود را به عنوان بازیگرانی که در یک عرصه مشترک با یکدیگر زندگی می کنند و دارای آینده مشترکی هستند تصور می نمایند معنا واهمیت می یاید . سیستم های منطقه ای فهم هائی از خود هستند که به طور دسته جمعی ایجاد شده اند .
تأسیس نظام های منطقه ای و گروه بندی کشورها با اهداف اقتصادی ، نظامی و سیاسی از سال 1945 یعنی بعد از جنگ جهانی دوم آغاز شده ، هر چند همکاری های اقتصادی ، به مراتب ساده تر و سهل الوصول تر از همکاری های سیاسی و نظامی است . امروزه جهان شاهد اتحادها و ائتلافهای فضایی – منطقه ای متعددی است که به دنبال تجربه های اروپایی (اتحادیه اروپا) شکل گرفته است . برای نمونه در مقیاسهای کلان ، به اتحادیه های آفریقا ، اقیانوس کبیر ، اقیانوس هند و کشورهای مشترک المنافع شوروی پیشین ، در مقیاس متوسط اتحادیه نفتا در آمریکای شمالی ، سارک در جنوب شرق آسیا و اتحادیه عرب و در مقیاس کوچک به شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه شرق آفریقا اشاره کرد (حافظ نیا ، 1383 : 63 – 64) .
در هزاره سوم ، آهنگ جهانی شدن سریعتر از گذشته در مسیر ادغام سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی دنیا در حرکت است و دولتها برای تقویت قدرت چانه زنی سیاسی و رقابت پذیری اقتصادهای ملی خود ، در فرآیند جهانی شدن به گروه بندی های منطقه ای پناه آورده اند (امیدی ، 1388: 13).
از دهه 1980 ، تلاش های گوناگونی در گوشه و کنار جهان ، از جمله آمریکای شمالی ، آمریکای مرکزی و جنوبی، حوزه کارائیب ، آسیا و حتی در ممالک اسلامی در جهت همگرایی های منطقه ای به چشم  می خورد. سازمانهای تشکیل شده مانند اتحادیه اروپا (EU) ، بازار مشترک آمریکای جنوبی (MERCOSUR)،  سازمان همکاری  اقتصادی آسیا و اقیانوسیه (APEK) و … جدا از موفقیتهای اقتصادی ، در پیشبرد اهداف سیاسی اعضاء و همکاریهای منطقه ای نیز  موثر بوده اند .
منطقه گرایی معادل کلمه لاتین رژیونالیسم است که از لغت region به معنای منطقه و پسوند ism که به معنای گرایش و اعتقاد ترکیب شده است . مراد از این اصطلاح در ادبیات روابط بین الملل ، تشکیلات و اجتماعاتی است که مرکب از حداقل سه واحد سیاسی باشد (کاظمی ، 1370 : 103 ) در ادبیات روابط بین الملل ، رژیونالیسم هنگامی کاربرد دارد که دولتهای واقع در یک منطقه جغرافیایی که دارای علایق مشترک هستند از طریق سازمانهای منطقه ای با یکدیگر همکاریهای نظامی ، سیاسی و اقتصادی داشته باشند  (علی بابایی ، 1372 : 132)
در ادبیات روابط بین الملل و جغرافیای سیاسی ، منطقه به عنوان پیوستگی متقابل تعدادی از کشورها اطلاق می شود که از جهت جغرافیایی و فرهنگ متجانس می باشند. به عبارت دیگر ، تعدادی از کشورها از طریق تأسیس یک نهاد منطقه ای و همکاری در حوزه های مختلف به ایجاد و گسترش هویت مشترک مبادرت  می نمایند  (امیدی ، 1388: 20) .
 2-5-1- منطقه گرایی معمولاً به سه صورت تجلی می یابد
الف : سیستم های اتحاد نظامی مانند ناتو و … .
ب : اتحادیه های اقتصادی مانند اتحادیه اروپا و … .
ج : گروه بندیهای سیاسی از قبیل اتحادیه عرب و …  . 
 از لحاظ تاریخی ، منطقه گرایی را می توان به دو نوع مشخص « سنتی » و « مدرن » تقسیم نمود . هر یک از این انواع ، دارای ویژگیهای خاص خود می باشند . یکی از مهمترین ویژگیها این است که در منطقه گرایی سنتی ، اصرار خاصی بر بعضی اهداف و عمدتاً ناشی از گزارشهای امنیتی بود (مانند پیمانهای ورشو ، ناتو ، سنتو و … که بیشتر با رویکردهای امنیتی و نظامی تشکیل شده بودند) ولی در منطقه گرایی مدرن ، اهداف و فرآیندها چند بعدی هستند مانند توطعه اقتصادی ، تجاری ، امنیتی ، زیست محیطی و اجتماعی (مانند اتحادیه اروپا ، آ.سه.آن ، مرکوسور ، نفتا و … ) . (آقابخشی ، 1364 ؛ 205) 
در ادبیات سیاسی ، منطقه گرایی با مفهوم همگرایی مترادف شده است . همگرایی به معنی ترکیب و ادغام اجزاء در یک کل یا یکسان سازی سیاستهای اقتصادی و سیاسی است . همگرایی هم در سطح یک کشور معنی می دهد و هم در یک منطقه بین تعدادی از کشورها . در داخل کشور ، به معنی ادغام بخش های مختلف کشور است و در منطقه به معنی ادغام سیاستهای تجاری ، اقتصادی و سیاسی کشورهای آن منطقه . همگرایی را می توان به صورت یک هدف یا روند در نظر گرفت . ولی در دنیای واقع ، همگرایی یک روند یا طیف است که حد پایین آن به مفهوم ادغام اقتصادی و حد بالای آن به مفهوم اتحاد سیاسی و در پیش گرفتن سیاست خارجی و امنیتی مشترک است  (امیدی ، 1388 ، 23 – 24) .
منطقه گرائی در سیاست بین الملل به گسترش قابل ملاحظه همکاری های سیاسی و اقتصادی میان دولتها و سایر بازیگران در نواحی جغرافیایی خاصی اشارت دارد . برای اولین بار در نوشته های کارکردگرایان مانن « میترانی» و « ارنست هاس » و « جوزف نای » مطرح شد . به عنوان مثال ارنست هاس؛ همگرائی را فرایندی می داند که طی آن بازیگران سیاسی چندین واحد ملی مجزا ترغیب می شوند تا وفاداری و فعالیت های سیاسی و انتظارات خود را به سوی مرکز جدید معطوف سازند . وی بعنوان پایه گذار نظریه همگرایی ، نظریه اش را چنین توضیح می دهد : « پروسه ای که به وسیله آن رهبران سیاسی چند کشور مختلف متقاعد و راغب می شوند که وفاداری ، انتظارات و فعالیتهای سیاسی شان را به سمت مرکز جدیدی که نهادهایش اختیارات قانونی داشته یا متقاضی اختیارات قانونی و رأی اختیارات ملت و کشورها باشد سوق دهد » . کشورها برای تأمین امنیت و سعادت و خوشبختی خود ناگزیر از همکاری با یکدیگرند و این همکاری جایگزین امپراتوریهای گذشته می شود . از این رو تأمین تمام یا بخش عمده ای از اهداف مزبور در سطح منطقه ای ، مستلزم ایجاد سازمان منطقه ای است تا همکاری بین عناصر منطقه ای را تقویت کند » (حافظ نیا ، 1383 ؛60 – 61) .
در هزاره سوم ، وقتی صحبت از منطقه گرایی می شود همکاری های سیاسی و اقتصادی کشورهای یک منطقه در قالب سازمان های منطقه ای مدنظر است . ولی در برخی از سازمان های منطقه ای مانند « شورای همکاری خلیج فارس » بعد سیاسی آن بر بعد اقتصادی سنگینی می کند ، ولی در برخی از سازمان های منطقه ای مانند اکو ، بعد اقتصادی بر بعد سیاسی سنگینی می کند . در برخی دیگر مانند اتحادیه اروپا ، نوعی توازن بین ابعاد سیاسی و اقتصادی وجود دارد . با این حال ، فرایند منطقه گرایی با تأسیس یک سازمان بین المللی منطقه ای پیش می رود . نمی توان فرآیند منطقه گرایی را بدون یک سازمان بین المللی تصور کرد . از آنجا که این نوع سازمانهای منطقه ای براساس همسویی منافع اعضاء و موضوعات فنی شکل می گیرند و تکامل پیدا می کنند ، منجر به پدیده ای به نام « رژیم های موضوعی » می گردد و فرآیند همکاری بدین وسیله تسهیل می یابد (امیدی ، 1388 ؛ 25) .
2-6- مفهوم قدرت منطقه ای
قدرت منطقه اي واژه اي است كه استفاده از آن در تجزيه و تحليل هاي مربوط به امور بين المللي بسيار رايج است . اين واژه كه بنيان نظري خاصي در ادبيات رو ابط بين الملل دارد،گوياي نوع خاصي از تقسيم بندي دولت هاست كه در آن ، قدرت ملي به مثابه معيار اصلي مورد توجه قرار مي گيرد. دولت ها را به انحاء مختلف مي توان تقسيم بندي كرد؛ براي مثال اگر سطح توسعه ملاك باشد، تقسيم بندي رايجي وجود دارد كه طبق آن ، دو لت ها به دو دسته توسعه يافته و توسعه نيافته يا كمترتوسعه يافته تقسيم مي شوند. به لحاظ سطح فضاي باز سياسي نيز در تقسيم بندي دولت ها با مفاهيمي چون دولت هاي دموكراتيك، دولت هاي اقتدارگرا و دول ت هاي توتاليتر برخورد مي كنيم. حال اگر معيار تقسيم بندي، سطح قدرت ملي باش د، به مفاهيمي چون ابرقدرت ها، قدرت هاي بزرگ، قدرت هاي مياني و قدر تهاي منطقه اي مي رسيم.
ابرقدرت ها به تبع موقعيت برتري كه در گستره جهاني دارند ، منافع و حوزه هاي نفوذ ودخالت خود را در كل جهان تعريف كرده اند، به گونه اي كه اگر سيستم بين الملل تك قطبي باشد، فقط ابرقدرت موجود در گستره جهان اعمال نفوذ و دخالت مي كند، اما اگر دوقطبي يا چندقطبي باشد، ابرقدرت ها در مورد كم وكيف اعمال نفوذ به نحوي توافق كرده يا ناگزير از پذيرش نوعي تفاهم مي شوند. تقريباً همان نقشي را كه ابرقدرت ها در سطح جهاني ايفا مي كنند، قدرت هاي منطقه اي در سطح منطقه اي خاص اعمال مي نمايند.
قدرت هاي بزرگ و قدرت هاي مياني، حالت بنيابين دارند . آنها اگرچه قدرت مانورشان فراتر از منطقه خاص است، اما قدرت و قابليت اعمال نفوذشان ، محدودتر از گستره جهاني است و در عين حال، به سمت كنارآمدن با ملاحظات ابرقدرت ها سوق داده مي شوند سيستم و زيرسيستم در روابط بين الملل برخي تئوري پردازان، در تحليل پديده هاي اجتماعي با رويكردهاي كل گرايانه وارد شده و آنها را در قالب سيستم مورد بررسي قرار مي دهند. استدلال آنها اين است كه موضوعات مورد مطالعه به قدري متكثر و پيچيده اند كه با تمركز روي اجزاء آنها نمي توان شناخت صحيحي از پديده اجتماعي تحت مطالعه به د ست آورد . راه حل جايگزين آن است كه اجزاء پديده را در ارتباط و پيوستگي متقابل بررسي كنيم و آنها را در قالب كلي اي قرار دهيم كه منطق مشخصي بر آن حاكم است . براي مثال، به منظور درك سياست بين الملل، تمركز بر امور سياس ي و روابط خارجي تك تك دولت ها، نه تنها وقتگير است، بلكه نتايج قابل قبولي از آن حاصل نمي شود. در عين حال ، اگر سيستم بين المللي موجود و قواعد آن را بشناسيم، فهم سياست و روابط خارجي دولت ها برايمان آسان م ي شود. بنابراين، جهان را بايد به مثابه سيستمي دانست كه دولت ها اجزاء آن هستند و در چارچوب قواعد و الزامات آن عمل مي كنند. سيستم، اگرچه به مجموعه اجزاء خود وابسته است ، اما هويتي مستقل از آنها دارد . سيستم كليتي است كه به واسطه وابستگي متقابل اجزايش به صورت » ، بنا به تعريف آناتول راپوپورت( دوئرتي،1372: 224) هر سيستم از اجزايي تشكيل شده كه ميان آنها روابط ي وجود دارد « كل عمل مي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع امنیت منطقه ای، واقع گرایی، نظام بین الملل، مطالعات منطقه ای Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع اتحادیه اروپایی، اتحادیه اروپا، جهانی شدن، ژئوپلیتیک