پایان نامه رایگان با موضوع مظالم اجتماعی، فکر و اندیشه، روزنامه نگاری، نهج البلاغه

دانلود پایان نامه ارشد

1335 ش‌/ 1956 به‌ عنوان‌ پناهنده‌ در سوریه‌ اقامت‌ داشت‌ و یك‌ سال‌ بعد به‌ عراق‌ بازگشت‌ و با به‌ قدرت‌ رسیدن‌ عبدالكریم‌ قاسم‌ در 1337 ش‌/ 1958، جواهری‌ كه‌ تمایلات‌ سوسیالیستی‌ و دوستی‌ دیرینه‌ با وی‌ داشت‌، به‌ حمایت‌ از قاسم‌ پرداخت‌ كه‌ حاصل‌ آن‌ انتشار مجدد روزنامه الرأی‌ العام‌ و نمایندگی‌ در اولین‌ اتحادیه روزنامه‌نگاران‌ و ریاست‌ اتحادالادباء العراقیین‌ (انجمن‌ ادبای‌ عراق‌) بود (عطیه‌ 199: ‌ 74ـ75.)
3 ـ 1 ـ 16 ـ مخالفت با قاسم و رفتن به چکسلواکی
وی‌ پس‌ از مدتی‌ به‌ صف‌ مخالفان‌ عبدالكریم‌ قاسم‌ پیوست‌ و چون‌ عرصه‌ را بر خود تنگ‌ دید، به‌ چكسلواكی‌ رفت‌ و هفت‌ سال‌ در پراگ‌ اقامت‌ كرد و در 1965 دیوان‌ بریدُالغُربه را در آنجا منتشر ساخت با به‌ قدرت‌ رسیدن‌ احمد حسن‌ البكر، جواهری‌ در 1968 به‌ عراق‌ بازگشت‌ و مورد استقبال‌ دولتمردان‌ قرار گرفت‌ و مجدداً رئیس‌ انجمن‌ ادبای‌ عراقی‌ شد (همان: 132ـ133).

3 ـ 1 ـ 17 ـ مخالفت جواهری با حکومت بعثی عراق و رفتن به پراگ
در اواخر دهه 1970، به‌ دلیل‌ مخالفت‌ با حزب‌ بعث‌ ، بار دیگر به‌ پراگ‌ رفت‌ و مدتی‌ در آنجا ماند تا بالاخره‌ دمشق‌ را برای‌ اقامت‌ برگزید و مورد استقبال‌ گرم‌ مردم‌ و رئیس‌جمهوری‌ سوریه‌ قرار گرفت‌.
3 ـ 1 ـ 18 ـ مسافرت جواهری به کشور ایران
در 1992، وی‌ در سفری‌ شش‌ ماهه‌ به‌ ایران‌، در تهران‌، مشهد و قم‌، مورد عنایت‌ ادبا و شعرا و مقامات‌ سیاسی‌ قرار گرفت‌ و مجالس‌ فراوانی‌ در تكریم‌ وی‌ برگزار شد (مهدوی‌ دامغانی‌، 1387: 145ـ146.)

3 ـ 1 ـ 19 ـ وفات جواهری
وی‌ در 5 مرداد 1376 در دمشق‌ درگذشت‌ و در زینبیه‌ به‌ خاك‌ سپرده‌ شد (جُحا، 1999: 378.) پس‌ از درگذشت‌ وی‌، شاعرانی‌ نظیر عبدالوهاب‌ بیاتی‌ و زاهد زُهدی‌ در رثای‌ وی‌ اشعاری‌ سرودند و بیش‌ از سیصد مقاله‌ و شعر به‌ یاد او در نشریات‌ عربی‌ به‌چاپ‌ رسید (بیاتی2004‌: 13ـ14).
3 ـ 1 ـ 20 ـ حافظه قوی جواهری
جواهری تحصیلاتش را در مدرسه های دینی نجف آغاز کرد. (بیضون، 1993م: 7) و با حافظه قوی خود هر روز آیاتی از قرآن کریم، خطبه ای از نهج البلاغه و قصیده ای از دیوان متنّبی را حفظ می کرد (جحا، میشال، 1999م: 289) ؛ هم چنانکه به کتاب های ادبی جدید و آثار شعری معاصر از جمله اشعار احمد شوقی، ایلیا ابو ماضی و دیگران اهتمام می ورزید. (بیضون، 1993: 20)
جواهری تقریباً به مدت سی سال به روزنامه نگاری مشغول بود و از جمله روز نامه هایی که منتشر کرد «الفرات»، «الإنقلاب» و «الرّأی العام» بود. روز نامه اخیر بارزترین و بر جسته ترین روزنامه ای بود که جواهری بخش زیادی از عمر خود را صرف انتشار آن کرد. این روزنامه چندین بار به دلیل موضعگیری های میهنی اش با تعرض مخالفان یا تعطیلی رو به رو شد (الخیّاط، 1385: 34 -35. )
جواهری در زندگی خود، فراز و نشیب های زیادی را پشت سر گذاشته است. او در سال 1924 و1926م به ایران آمد. در سال 1947م از سوی دولت به عنوان نماینده کربلا انتخاب شد (الخیّاط 1970م: 95) ولی در همان سال، همگام با دیگر نمایندگان مخالف سیاست های استعماری گرایانه بریتانیا از نمایندگی استعفا کرد (بیضون، 1993م،: 10) مبارزه پیوسته او بر ضد حکومت عراق باعث شد که به سوریه برود. حکومت سوریه نیز حق پناهندگی سیاسی را به او داد تا اینکه با کودتای 1958م به بغداد بازگشت و صدور روزنامه «الرّأی العام» را از سر گرفت و به عنوان رئیس اتحادیه نویسندگان و هم چنین رئیس روزنامه نگاران عراق انتخاب شد. (همان: 75 )
هنوز یک سال از این کودتا نگذشته بود که با مشکلات زیادی روبه رو شد . بنابراین از بیم جان خود عراق را ترک کرد و به شهر پراگ پایتخت چکسلواکی رهسپار شد و مدت هفت سال در آنجا اقامت داشت (الفاخوری، 2005م، 508)
جواهری به دلیل همت بلند، اصالت خانوادگی و توانایی زیادش در سرودن شعر و پرداختن به انواع فنون آن بر جایگاه والای ملک الشعرایی دست یافته است (آل محبوبه، 1986: 2/136—137). او در نبوغ شعری به حدی رسیده است که برخی از ادیبان معاصر، لقب متنبی عصر جدید را به او داده اند (بیضون، 1993م: 67 ) ناقدان بر این عقیده اند که جواهری بزرگترین شاعری است که وضعیت پر تلاطم جامعه عراق را از دهه بیستم میلادی به تصویر کشیده است (الخیّاط، 1970م: 264)
بکیت و ما علی نفسی و لکن

علی وطن مضام مستهان

«گریستم، لکن نه بر خویش، بلک بر وطن ستم دیده و خوار».
علی وطن عجیف لیس یقوی

علی نوب مسلسله سمان

«بر وطنی که در برابر بلاهای عظیم و پی در پی، نزار و ناتوان است»
او پس از عمری طولانی و پر فراز و نشیب، سرانجام در سال 1997 در سوریه در گذشت (دیب، 2004م، 196) دیوان اشعارش که چهار مجلد است، تا کنون چندین بار به چاپ رسیده است.
3 ـ 2 ـ مظالم اجتماعی طبقه کشاورز در شعر جواهری
مظالم اجتماعی، که جواهری آن را مورد انتقاد قرار داده است، اغلب در فاصلۀ طبقاتی شدید و توزیع نا عادلانه ثروت نمود می یابد که نتیجه آن از یک سو، بینوایی و فقری است که اکثریت قریب به اتفاق مردم را فرا گرفته است و از سوی دیگر ثروت فراوانی است که در دست گروه اندک حاکم بر جامعه است. حاکمان فئودالی که بهترین زمین های کشاورزی را در تصرف خود داشته، به غارت محصولات آن می پردازند و با به کارگیری هزاران کشاورز زحمتکش از دسترنج آنها بهره می برند:
هی الأرض لم یخصص لها الله مالکاً

یصرفها مستهتراً با لجرائم

« خداوند زمین را، ویژه یک مالک نگردانده است که در آن تصرف کرده بی پروا، ستم روا دارد.»
و لم یبغ منها أن یکون نتاجها

شقاوة مظلومٍ وَ نعمة ظالم

(جواهری، 2004م ،2/378)
« او نخواسته است که محصول زمین موجب بینوایی ستمدیده و نعمت و رفاه ستمگر باشد.»
او به مخالفت شدید با این طبقه حاکم برخاسته، به باز گرداندن اموالی که غارت کرده اند اکتفا نکرده، بلکه با لحنی تمسخر آمیز خواهان این است که زیرکی و فهم را از آنان بگیرد:
و أنکاد من هذا التغابن قرحهً

غباوة مخدومٍ و فطنة خادم

« و درد آورتر از این کلاه گذاری، کودنی ارباب و زیر کی خدمتکار است.»
و کم من خمول لاح فی وجه مترف

و کم من نبوغ شع فی عین عادم

(جواهری،2004م ، 2/387)
«چه بسیار سستی و تنبلی که در چهره خوش گذران نمایان شد و چه استعداد و نبوغی که در چشم فقیر نادار درخشید.»
جواهری تناقص شدیدی را که بین زمین داران فئودال و فقیران و گرسنگانی که اطراف او هستند به تصویر می کشد. او از دست های بی رحم و فرو مایه ای می گوید که بر پشت انسان های بی گناه تازیانه فرو می آورد:
«تازیانه ها بر پشت انسان محترم وارجنمد تاب خورد حال اینکه تازیانه زننده خود از فرومایه ترین افراد است» (جواهری ، 2004م ،2/378)
و با قرار دادن تصاویری از شکم های سیر ثروتمندان، قصد دارد به انتقاد از تناقض و فاصله طبقاتی شدید جامعۀ معاصر عراق بپردازد:
وباتت بطون ساغبات علی طوی

و أتخمت الأخری بطیب المطاعم

(جواهری، 2004م ،2/387)
«چه شکم هایی که با گرسنگی شب را گذراندند و حال اینکه شکم های دیگری از خوردن غذا های لذیذ دچار سوء هاضمه شدند.» و اظهار می کند که هزاران تن در رنج و زحمت به سر برده تا یک نفر در رفاه و آسایش باشد:
أمن کدح آلاف تفیض تعاسةً

یمتع فرد بالنعیم الملازم

(جواهری،2004م ، 2/379)
«آیا از زحمت هزاران نفر که تیره روزیشان فراگیر می شود یک تن پیوسته در نعمت و آسایش باشد؟»
با این همه او تلاش می کند امید را در دل ها بپروراند و تناقضات شدید جامعه را رو به نیستی و نابودی نشان دهد:
ألا إن وضعاً لا یکون رفاهُهُ

مُشاعاً علی أفراده غیر دائمِ

( جواهری، 2004م ،2/ 379)
«هان ! وضعیت رفاه و آسایش برای افرادش فراگیر و ماندگار نخواهد بود.» و این اساس فلسفه جواهری در مورد فاصله طبقاتی جامعه عراق است که شدید ترین نوع آن در روستاها و در زندگی کشاورز و مالک نمود می یابد.
مسئله زمین و بینوایی کشاورزان و آسایش و رفاه زمین خواران از یک طرف، جزء اصول فکری جواهری، و از سوی دیگر چیزی است که موجب شده، انگشت اتهام هواداری از کمونیسم به سوی او دراز شود (الخیّاط، 1970: 95) آنچه موجب تشدید این اتهام شده، طرفداری شدید او از پیروزی ارتش اتحاد جماهیر شوروی سابق در برابر نیرو های هیتلر است. (جبران،2003م: 138) او همگام با جانبداری از نیروهای شوروی به موضع گیری در مقابل مظالم اجتماعی پرداخته، از عدالت کامل اجتماعی دفاع کرده است؛ عدالتی که بر محوریت زمین دور می زند:
أمة لاصدع فیها

لا ارتجاع لا انقسامُ

« امتی که در او هیچ گسستگی، واپسگرایی و تفرقه ای نیست»
هَکَذا تُنبِتُ أرضٌ

وَهیَ بِالحقَّ اقتِسامُ

«این چنین زمین می رویاند و در حقیقت آن قابل تقسیم برای همگان است»
یَملِکُ الزَّارعُ مایَز

رَعُ لا عَبداً یُسامُ

(جواهری، 2004: 3/402- 403)
«کشاورز مالک چیزی است که می کارد، نه برده ای که در معرض فروش گذاشته شود» او در همین زمینه با قصیده «استالینگراد» به مسئله زمین می پردازد تا رؤیای تولستوی نویسنده مشهور روس را در زمینه تحقق عدالت در مورد کشاورزان بر آورده سازد:
یا «تُولستوی» وَ لَم تَذهَب سُدًی

ثورهُ الفِکر وَ لا طارَت هباء

«ای تولستوی، انقلاب فکر و اندیشه باطل نشد و به هوا نرفت»
یا ثَریّاً وَهَبَ النَّاس الثَّراءَ

قُم ترَ النّاسَ جمیعاً أثریاء

«ای توانگری که دارایی خود را به مردم بخشیدی، به پاخیز و ببین که همه مردم توانگر شده اند»
قم تجدهم مالکی غلتهم

من علی عهدک کانوا الأجراء

(جواهری، 2004: ،2/411
« به پاخیز و آنان را ببین که مالک محصول خود هستند؛ انانی که در زمان تو کارگر مزد بگیر بودند»
با این همه جواهری در مقام دفاع از خود بر آمده وابستگی خود را به چپ رد، و اظهار کرده است که سخنان او جامه گشادی است که برای هر قامتی مناسب است. او فقط یک انسان تجدد طلب است که از ظلم و ستم امتناع دارد. ا(لخیّاط،1970: 95ــ96)
و خیر و نیکی را هر طور و هر کجا که باشد، دوست می دارد. (شکیب انصاری، 1383: 129).
شایان ذکر است که گرایش های مارکسیستی و سوسیالیستی بسیاری از تحصیل کرده ها، ادیبان و شاعران از جمله جواهری و نیز توده هایی از مردم عراق ناشی از ستمگری های استعمار گران غرب و عمال ایشان بوده که موجب شده است این عده از آن به ستوه آیند و به دنبال آن فریب پر زرق و برق شرق را خورده در دام آن بیفتند و گرنه ظلم حکومت های مارکسیستی و سوسیالیستی در حق مردم به ویژه شوروی سابق، کمتر از ابر قدرت های غربی نبوده است تا جایی که سر انجام خود مارکسیست های شوروی در زمان گور با چف به بطلان افکار و نظریاتشان پی برده، آنها را به بوته فراموشی سپردند.
3 ـ 3 ـ طبقه کارگر
جواهری علاوه بر کشاورزان به طبقه کارگران نیز اهتمام می ورزد؛ چرا که آنها مظهر خود کفایی و بی نیازی جامعه هستند. او در عید ها و جشن های مربوط به کارگران شرکت کرده، قصاید رسایی در این زمینه سروده است. شاعر در این قصاید از ظلم طبقاتی حاکم بر آنها انتقاد کرده است.
حییت أیاراً بعطر شذاتی

و خصصتهُ بالحض من نفحاتی

«با کلام عطر آگین خویش به ماه أیار تحیت و درود فرستادم و او را با این عطرها برانگیختم»
حییت شهراً فکرهُ من فکرتی

فیما یخط و ذاته من ذاتی

« به ماهی درود فرستادم که اندیشه او از من است و وجود او از وجود من»
و بوحی کدح الکادحین رسالتی

و علی یدیه تنزلت آیتی

«و رسالت من وحی و الهام رنج رنجبران است، و آیات اشعار دستان ایشان فرود آمده است.»
لوجدتنی و البائسین کما التقت

جناباً إلی جنبٍ جذور نبات

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع اخوان ثالث، روزنامه‌نگاری، جنگ تحمیلی، استان خوزستان Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع شاعران معاصر، مظالم اجتماعی، وضعیت اجتماعی، تاریخ ادبیات