پایان نامه رایگان با موضوع مشارکت مردم، انتخاب عاقلانه، بحران مشروعیت، انتقال اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

ین مشارکت دارای سطوح متفاوتی است. این سطح از بی قدرتی محض شهروندی تا کنترل شهروندی ادامه دارد. او مشارکت شهروند را به پلکاني توصيف کرده است که از بي قدرتي شهروند شروع شده تا اختيار و قدرت تفويض شده شهروندي کشيده مي شود.

دو پله اول ,اصلا شکلي از مشارکت مردمي را دارا نيست و فقط جنبه هاي فريبکاري و دستکاري مردمي را در خود دارد. سطح مياني که سه پله دارد به انتقال اطلاعات و دريافت پيشنهادات مي پردازد, اما ضمانتي بر اعمال نظرات و پيشنهادات وجود ندارد و شکل يک طرفه اي دارد. اما مرحله سوم که کنترل شهروندي را شامل مي شود شامل شراکت, تفويض اختيار و کنترل شهروندي است. در اين مرحله شهروندان به کار مسئولين شهري نظارت و مديريت دارند.
نکته مهم اين است که ايجاد مشارکت شهروندي به صورت پله اي و سلسله مراتبي است و بودن در هر مرحله دليلي بر حرکت رو به رشد پله هاي مشارکتي است.
مشارکت از مولفه هاي با اهميت توسعه پايدار است و نتايج مطلوبي بر کارايي اجتماعي دارد. مشارکت پذيري محلي يکي از ظرفيت هاي با اهميت اجتماعات انساني است و به عنوان يکي از نتايج مطلوب سرمايه اجتماعي مورد سنجش قرار مي گيرد.
از سویی مشارکت مردمی یکی از ابزار های با اهمیت مقتدر سازی است. مقتدر شدن مردم برای به عهده گرفتن مسئولیت های خود و برآمدن از آنها به وسيله مشارکت و ورود مردم به چرخه امور محله ای و شهری ممکن خواهد شد (سعادت، 1372).
2-2-8-پیش‌شرطهای مشارکت5
شرایط و زمینه‌های آماده برای مشارکت را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد، پیش‌شرطهای‌ملی یا کلان و پیش‌شرطهای سازمانی خرد.
الف-پیش‌شرطهای ملی(کلان) : در فرایند مردمی کردن نظام اداری از آنجا که هدف حساس‌کردن مردم نسبت به سرنوشت حکومت و از بین‌بردن حالت بی‌تفاوتی در آنهاست، باید ابتدا زمینه‌های مشارکت فراهم شود. افزایش ظرفیت‌نظام حکومتی مستلزم تامین زیرساختهای‌ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی متناسب با مشارکت است. در این راه بحرانهایی وجود دارد که پس از پشت سر گذاشتن آنها می‌توان به‌مشارکت گروه‌های مختلف اجتماعی و اقتصادی ‌و سیاسی امید بست. بحرانهایی مانند بحران‌ هویت، بحران وحدت، بحران مشروعیت، بحران توزیع، بحران ارتباطات و بحران‌ مشارکت. در این فرایند سه جریان عمده نیز باید محقق گردد که عبارتند از نهادی کردن مشارکت، جامعه‌پذیری و درونی کردن.
بر اساس بحرانهای فوق شرایطی را که وجود آنها، زمینه‌ساز تحقق مشارکت مردم در نظام‌اداری است به شرح زیر است:
*متشکل شدن جماعات و گروه‌های مختلف ‌جامعه. در این صورت افراد و گروه‌ها از عزلت‌گسیختگی و لا قیدی خارج شده و در قالب ‌تشکل‌ها، احزاب و انجمن‌های حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای هویت پیدا می‌کنند و از عناصری ‌بی‌هویت و خودباخته به اعضایی دارای نقش و اقتدار تبدیل می‌شوند.
*برقراری رابطه مورد قبول بین رهبران و مردم. این شرط که می‌توان از آن تحت عنوان‌مشروعیت و مقبولیت یاد کرد، گرچه خود تا حدودی ناشی از گسترش مشارکت واقعی‌مردم است اما تا حدود زیادی نیز منشاء بروز و ظهور مشارکت مردم است. این شرط بیانگر وجود رابطه بین قدرت و نظام ارزشی جامعه‌است. هرچه این رابطه قوی‌تر باشد مشروعیت‌مورد نیاز شرکت مردم در حکومت و مدیریت نیز قوی‌تر است.
*هم‌گرایی و همبستگی جامعه. هم‌گرایی اجزاء مختلف جامعه اعم از اقوام، نژادها، مذاهب، گروه‌ها، احزاب، مناطق جغرافیایی، اقتصادی، سیاسی نشانگر انجام و جامعیت نظام مدیریتی‌و تشکیلاتی کشور است که یکی از بسترهای‌لازم برای تحقق دخالت و شرکت مردم در سازمان و مدیریت است.
*توزیع مناسب و عادلانه منابع، خدمات و ارزشها و بهره‌مندی مردم از فعالیت‌های دولت. یکی از علل عدم تحقق مشارکت واقعی، تجمع‌منابع قدرت و ثروت در دست گروه یا افرادی‌خاص است. برای برانگیختن حس مشارکت‌مردم در مدیریت و سازمان، توزیع مجدد قدرت‌و ثروت از ضروری‌ترین کارهایی است که باید تحقق یابد.
*برقراری جریان صحیح و منطقی تبادل‌اطلاعات و گفتگو میان اقشار و گروه‌های‌مختلف جامعه. در طی این جریان است که مردم‌از انرژی، اطلاعات و خلاقیتهای یکدیگر آگاهی‌می‌یابند و ضمن تصحیح رفتار یکدیگر حس‌رقابت و بهتر شدن را برمی‌انگیزند.
*علاوه بر موارد فوق ایجاد سازمان مناسب، ارائه آموزشهای لازم و تعریف دقیق و عملیاتی‌مشارکت ضروری است تا سه جریان نهادی‌کردن، جامعه‌پذیری و درونی کردن محقق شود.
ب-پیش‌شرطهای سازمانی(خرد):علاوه بر وجود زمینه‌های ملی و کشوری، برای تحقق‌مشارکت، شرایطی در سطح سازمانها و شرکتها نیز بایستی فراهم شود تا بتواند در سازمانها و موسسات توجه افراد و کارکنان را به شرکت در تصمیم‌گیریها و برنامه‌ریزیها جلب کرد. این ‌شرایط 6 عبارتند از:
*وجود اهداف سازمانی کاملا مشخص و روشن. ابهام در اهداف و روشن نبودن تلاشها و فعالیتها برای کارکنان زمینه بروز مشارکت آنان را فراهم نمی‌کند.
*مشخص بودن میزان کار و فعالیتی که هرفرد در سازمان باید انجام دهد. تعریف حدود وظیفه‌ای کارکنان و به عبارت بهتر تقسیم کار بطوری که عدم تداخل امور در یکدیگر را به دنبال‌ داشته باشد، ضمن اینکه فرد را به سمت ‌تخصصی کردن کارها سوق می‌دهد، او را تشویق‌به بهتر کردن کیفیت کار از طریق ارائه پیشنهادات‌و… وامی‌دارد. البته این خود مشروط به وجود مهارتهای لازم برای انجام وظایف در افراد است.
* افراد بدانند که سازمان همواره از طرف عوامل‌محیطی خارجی مورد تهدید است. در این‌صورت میزان همبستگی و یکپارچگی کارکنان، به‌ویژه اگر این تهدید متوجه اصول بنیادی‌سازمان باشد، به طور چشمگیری افزایش می‌یابد.
* افراد و کارکنان از بلوغ سازمانی نسبتا بالایی‌برخوردار باشند. در این زمینه در قسمتهای بعدی‌توضیح مشروحی آمده است.
*کارکنان دارای تجربه قبلی تصمیم‌گیری‌متمرکز باشند. مشخصه بارز تصمیم‌گیری متمرکز یا غیرمشارکتی عدم دخالت کارکنان در اخذ تصمیمات است و در آن مدیریت سازمان، اعضاء را واجد مشارکت در تصمیم‌گیری نمی‌داند. به‌همین دلیل کارکنان در شرایط مشارکتی احساس‌بلوغ و اهمیت پیدا می‌کنند.
*شرایط سازمان در عمل، مشوق و پشتیبان‌ عملکرد خوب و موثر کارکنان باشد. افراد باید مطمئن شوند که تلاش و کوشش بیشتر، از حقوق و مزایای بیشتر، ارتقاء و احترام برخوردار است(قوام، 1368).
2-2-9- الگوهاي سازماني مشارکت شهري
 – الگوي سازماني مشارکت شهري خود جوش
– الگوي سازماني مشارکت شهري سازمان يافته
در جامعه امروز ما نظام مديريت شهري و ارکان آن (شهرداري ها و شوراهاي شهر) وزن بيشتري به الگوي سازماني مشارکت شهري سازمان يافته (رسمي، برنامه ريزي شده و نهادي) داده اند. دليل اصلي اين است كه مشارکت خودجوش، داوطلبانه و سازمان نيافته هنگامي شکل مي گيرد كه « فرهنگ مشاركتي» قوي شکل گرفته باشد و مشارکت توانسته باشد تبديل به « هنجار فرهنگي6» شود.
از آنجا كه در جامعه شهري جهان سوم، بويژه بخش توسعه نيافته آن، فرهنگ مشاركتي شهري هنجارهاي فرهنگي شهري مربوط به مشارکت هنوز به طور شايسته شکل نگرفته است، نقش الگوي سازماني مشارکت شهري رسمي و سازمان يافته اهميت بيشتري دارد.
الگوي خودجوش مشاركت به عنوان سيستم موثر مسئوليت پذيري و مشاركت شهروندي در مقابل الگوي سازماندهي شده مشاركت، ‌مانند شوراهاي شهر يا محله مي توان در راستاي فرهنگ سازي براي مشاركت خودجوش و مردمي تلاش كرد. مشاركت مردمي در اداره امور شهري باعث بهبود كارايي، تخصيص هزينه به سوي اولويت هاي اجتماعي و پروژه هاي زيربنايي مي گردد. مشاركت مردمي كه نوعي تمركززدايي در اداره امور مي باشد باعث افزايش توسعه انساني و عامل برابري و تحقق عدالت اجتماعي- سياسي مي گردد (قاسمی، 1393).
2-2-10- مشارکت اجتماعی
قرن بيست و يكم را قرن همياري و مشاركت نام نهاده اند و با هدف شناخت عميق تر اين مفهوم، طبقه بندي هاي مختلفي از آن ارائه شده است كه رايج‌ترين آن مشاركت اقتصادي، فرهنگي، سياسي و اجتماعي م يباشد.
مشاركت اجتماعي از انواع مهم مشاركت محسوب مي شود. اگرچه تمامي اشكال مشاركت داراي نوعي رابطه اجتماعي هستند و بحثي جامعه شناختي به شمار مي‌آيند، اما عرصه‌هايي كه به عمل متقابل افراد و گروه‌هاي اجتماعي با محيط پيرامونشان مربوط است موضوع مشاركت اجتماعي است. مشاركت‌هاي محلي، روستايي، شهري، انواع انجمن‌ها، اجتماعات، گروه‌ها، سازمان‌هاي داوطلبانه و غير دولتي، حقوق شهروندي در وجوه اجتماعي آن و… از مظاهر مهم مشاركت اجتماعي به شمار مي‌رود. مشاركت اجتماعي فرايندي است كه از طريق آن، اجتماع، جماعت يا گروه، به هم مي پيوندند تا عملكردهاي مورد انتظار يا مورد نياز را به اجرا درآورند. همچنين فرايندي است كه از طريق آن شخصيت انساني شكل مي گيرد و فرد براي زندگي گروهي آماده مي شود (دري نوگوراني، 1369: 35).

2-2-11- مختصری از تبيين نظري مشاركت اجتماعي از منظر جامعه شناختي
نظريه ها و تئوريهاي متعددي در باب تبيين موضوع مشاركت اجتماعي وجود دارد كه با رهيافتهاي مختلف و مبتني بر بينش و متدلوژي خاص خود به شرح و تفسير موضوع پرداخته اند. نظريه هاي اختيار عاقلانه، عمل جمعي، تفسيرگرايي، ساختارگرايي و كاركرد گرايي، نظريه همراه ساختن، نظريه مشورتي نظريه درمان، آموزشي، نظريه قدرت جامعه و… هركدام از منظري به كالبد شكافي مشاركت پرداخته اند.
كنش مشاركتي افراد را محصول اغراض، معتقدات و انتخاب عاقلانه آنها مي داند و بر اين اعتقاد اختيار عاقلانه نظريه است كه بروز اعمال دسته جمعي، وجود نهادهاي با دوام اجتماعي و شركت در فعاليتها و برنامه هاي اجتماعي، حاصل جمع محاسبات عقلاني افراد مي باشد (سعيدي، 1381: 20).
طرفداران تئوري عمل جمعي قائل به نوعي تناقض ميان عقلانيت فردي و عمل جمعي هستند. آنان محصول عمل جمعي را از كالاهاي همگاني( كالاهايي كه غير قابل قسمت كردن است و كسي را نمي توان از استفاده كردن از نوع آن محروم كرد مثل آب و هوا( ميدانند و معتقدند كه انسانهاي عاقل و نفع طلب بدنبال منافع عمومي گروه خود نيستند. آنها از جمله مكنون اولوسن بر اين باور هستند كه در رفتار گروهي و مشاركتي، انگيز هاي عقلاني براي طفيلي گري و سربار ديگران شدن وجود دارد. بدين صورت كه هريك از مشاركت كنندگان كه مي توانند در تامين نفع مشترك سهيم شوند ترجيح مي دهند كه خودشان سربار ديگران شوند اما ديگران چنين تصميمي نگيرند.
تفسيرگرايان هنجارها، ارزشها، مباني فرهنگي، باورها و رويكردهاي مذهبي، ديني را مبناي تصميم‌گيري‌هاي افراد براي مشاركت، همكاري و همياري در فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي مي دانند. بنابراين براي فهم افعال و رفتارهاي مشاركتي يا غير مشاركتي به فهم معاني و ارزشهايي كه رفتاركنندگان به آنها استناد مي كنند نيازمنديم.
كاركردگرايان نهادهاي مشاركتي را بر حسب آثاري كه بر نظام اجتماعي مي گذارند تبيين مي كنند، سازمانها، گروه‌ها و تشكل ها، نهادهايي هستند كه از مشاركت كنندگان تاثير مي پذيرند و از سويي ديگر بر همديگر و به نوبه خود بر جامعه تاثير مي گذارند. از اين ديدگاه مشاركت و نهادهاي مشاركتي زماني در جامعه گسترش مي يابد كه در بقا و تعادل جامعه اثرگذار باشد.
از نظر ساختارگرايان ساختارهاي اجتماعي و نظام ها، رفتارهاي مشاركتي را هدايت يا محدود مي كنند و عامل مشاركت را در نظامهاي مديريتي جستجو مي كنند و اين گروه ساختار ها و چارچوبهاي قانوني را داراي نقش اساسي در گسترش مشاركت مي دانند و به همين دليل بر نهادينه شدن مشاركت و وجود چارچوب هاي قانوني تاكيد مي نمايند.
نظريه قدرت محله اي به بعد اعمال قدرت در محله توجه مي كند و قدرت محوري ترين موضوع در اين تئوري است.
نظريه همراه ساختن معتقد است كه اصولا ساكنين محلي و مردم قادر نيستند كه نقش سازنده اي در جهت انجام پروژه ايفا نمايند، لذا مشاركت آنها تنها در جهت كاهش ضديت آنها

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع مشارکت مردم، افزایش مشارکت، قانون اساسی، انقلاب اسلامی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع نظام اداری، تاثیرپذیری، تحول اداری، ارزش های دینی