پایان نامه رایگان با موضوع مشارکت مردم، افزایش مشارکت، قانون اساسی، انقلاب اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

تمركز و… معمولا نيز اين مفهوم در كنار واژه توسعه بكار رفته است (دري نوگوراني، 1369). برخي صاحبنظران، مشاركت را به معناي شركت فعالانه افراد در حيات سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و بطور كلي تمامي ابعاد حيات دانستهاند و تمامي ابعاد زندگي را عرصه مشاركت دانستهاند. در بسياري از نوشته ها، كنش مشاركتي از طريق سه شاخص محوري از كنش غير مشاركتي تفكيك شده است:
الف: داوطلبانه بودن
ب: آگاهانه بودن
ج: مسئوليت پذيري(طالبی نژاد، 1390).
تعريف مشاركت عبارت است از، درگير شدن جامعه در توسعه سلامت و فرايندي است كه به وسيله آن بين دولت و جوامع محلي در زمينه برنامه ريزي، اجرا و كاربرد فعاليت هاي سلامتي در جهت بهره گيري از خود اتكايي و كنترل اجتماعي افزايش يافته بر زير ساخت و تكنولوژي مراقبت سلامت اوليه، شراكت به وجود آيد (دماری، 1387).
در تعريف بانك جهاني مشاركت فرآيندي است كه از رهگذر آن افراد ذي ربط بر توسعه و تصميم ها و منابعي كه نقش تعيين كننده در آنها دارند تاثير مي گذارند. به عبارتي مشاركت جامعه عبارتست از :فرايند درگير ساختن افراد جامعه در تصميم‌گيري‌هاي مربوط به مراقبت از سلامت فردي، برنامه ريزي خدمات سلامتي، سياست سازي، اولويت گذاري، بيان مشكلات و كيفيت از مزاياي مشاركت، تداوم و پايداري است، يعني مالكيت برنامه ها افزايش مي يابد، برنامه ها پايدار مي شوند ونهادينه شدن برنامه هاي سلامت تسريع مي گردد. افزايش اثر بخشي، افزايش توانمندي افراد و تسريع بومي شدن خدمات از مزاياي مشاركت مردمي است و يكي از ضرورتهاي اساسي مشاركت مردمي اين است كه بين ايده هاي برنامه ريز و نقطه نظرات مردم شكاف عميقي وجود دارد كه بايد پر شود روش پركردن شكاف، استفاده از راهبرد مشاركت جامعه است ( سازمان جهانی بهداشت، 2002).
مشاركت به منزله ي هدف نيز تلقي شده است كه ممكن است به صورت توانمندسازي مردم
در قالب يك مهارت، دانش و تجربه و به منظور بر عهده گرفتن مسؤوليت بيش تر براي توسعه جلوه گر شود (فلاحی، 1383).
دو تفسير از مشاركت ذكر شده است:
1. مشاركت به عنوان وسيله است
2. مشاركت يك هدف است.
در نهايت ما از مشاركت به عنوان ابزاري براي مقبوليت برنامه ها و همچنين به عنوان ابزاري براي توانمند سازي استفاده مي كنيم. نمودار 1 نشان مي دهد زماني كه ما از مقام بالاتر پروژه را بين مردم مطرح مي كنيم، احتمال مقبوليت آن كمتر است
توانمندي — تشريك مساعي مشاوره توزيع اطلالاعات
(دماری، 1387).
2-2-2-تعريف و مفهوم مشاركت مردمي
مشاركت به معنای درگير شدن بسيار نزديك مردم در فراگردهاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي موثر بر زندگي آنان است. مشاركت باعث مي شود مردم همواره دسترسي ثابت و پيوسته به فراگرد تصميم‌گيري‌هاي و اقتدار داشته باشند. مشارمت در اين معني ضرورتي در بالندگي انسان به شمار مي‌رود(طوسي، 1378) يا به عبارتي مشاركت فرايند فعال و هدف گرايي است كه طي آن همه افراد در سطوح مختلف در جهت شناسايي و حل مساله مشترك فعاليت مي كنند) فردريك و كينيت2، 1972).
به اعتقاد ساشكين)3 1984) در عمل، حداقل بايد در چهار زمينه اصلي مشاركت وجود داشته باشد تا به آن مديريت مشاركتي اطلاق گردد:
1. افراد بتوانند در تعيين هدفها، مشاركت داشته باشند.
2. افراد بتوانند در تصميم سازي مشاركت كنند، يعني از ميان گزينه هاي مختلف، يكي را انتخاب كنند.
3. افراد در حل مشكلات مشاركت كنند، فرايندي كه شامل تعريف مشكل يا مساله و ارائه راه حلهاي عملياتي و انتخاب از ميان آنان است.
4. افراد در ايجاد تغيير و تحولات مشاركت كنند.
2-2-3-پیشینه فعاليت های مشارکتی در ایران
تشکل‌های مردمی در ایران دارای سوابق تاریخی دیرینه ایی هستند. در واقع از زمانی که زندگی اجتماعی انسان ها در روستاها و سپس در شهرها شکل گرفت نیاز به یاری گری و مشارکت مطرح شد و کمک توانمندان به ناتوانان در اشکال فردی و گروهی شکل گرفته ونهادینه شده است. به طور کلی می توان دو الگوی مشارکت و به تبع آن دو سازمان سنتی و مدنی را از همدیگر تفکیک کرد. الگوی اول مش ارکت، الگوی سنتی است که حول خود سازما نهای سنتی را شکل داده است. منظور از مشارکت سنتی مشارکت بر اساس سنت، عرف، عادت و مذهب است و میان افراد جامعه به شکل نهادی و خودجوش وجود دارد. این مشارکت محصول گذشت سالیان دراز بوده است و از گذشته در میان مردم وجود داشته و از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته است و پاسخی به نیازهای تحولات تاریخی بوده اند. در این الگو، دولت هیچ نقشی در هدایت و سازماندهی نداشته و آنجام کارها بر عهده مردم است.
این الگو علی رغم تحولات اجتماعی سده اخیر در جامعه ایرانی با اندکی تغییرات، هنوز هم با قدرت در بسیاری از شهرهای ایران به حیات خود ادامه می دهد. این الگوی مشارکت حول محور تشکلهای مردمی از جمله کانونها و هیات های مذهبی، کانون های قرض الحسنه و غیره را شکل گرفته است و امروزه فعالیت در چارچوب این کانون ها آنجام می‌گیرد.
الگوی دوم مشارکت، مشارکت جدید و یا مدنی است. در این الگو، مشارکت بر اساس محرکی است که افراد را به فعالیت وا می دارد. این محرک معمولا از جانب سازمان های دولتی برای جلب و افزایش مشارکت مردم در امور مختلف در قالب برنامه های خاص وارد می‌شود. این الگو می‌تواند اجباری و یا داوطلبانه باشد. این الگو پیرامون خود سازمان های متعددی را شکل داده است که از جمله آنها می توان به شوراها، شورايار يهاي محله ايي، سازمان های مردم نهاد و غیره اشاره کرد. تجربه و سابقه این الگوی مشارکتی در اداره شهرها را می توان به زمان مشروطیت و برپایی انجمن‌های بلدی نسبت داد.
2-2-4- درآمدی بر اصول، قوانین و مقررات سازما نهای مرد م نهاد
انقلاب اسلامی از آنجا که یکی ازاهداف عمده انقلاب تلاش برای افزایش مشارکت مردم در امور شهر بود، بر این اساس و با توجه به نقش موثر سیاست عدم تمرکز در اداره امور عمومی و ضرورت سپردن امور محلی به دست مردم محل، تشکیل شوراهای اسلامی مردمی مورد توجه قرار گرفت و برای تامین مشارکت مردم در پیشبرد سریع برنامه های توسعه جایگاه ویژه ایی در قانون اساسی به خود اختصاص داد. در قانون اساسی اصول سوم و هفتم و صدم درباره شوراها بحث کرده و به روشنی اداره امور کشور را با اتکا به آراء عمومی و مشاركت مردم امکان پذیر دانسته است(گروه توانمندسازی آموزش، 1390).
2-2-5- ضرورت و مزاياي جلب مشاركت‌هاي مردمي در روند توسعه
در نظريه هاي نوين اقتصاد و مديريت، مردم اصلي ترين عامل توليد و بزرگترين سرمايه اجتماعي در هر جامعه اي محسوب مي شوند كه اگر زمينه مشاركت، خلاقيت، بالندگي و توسعه براي آنها بوجود بيايد، مي توانند نقش سازنده اي در پيشرفت و توسعه يافتگي جامعه ايفا نمايند. امروزه در كشورهاي توسعه يافته دنيا كه بيش از پيش به ضرورت و » اهميت تاثير گذاري مردم در روند توسعه همه جانبه پي برده شده است، سياست شهروندان اولويت اول در تمامي امورند، را سياست رايج خود قرار داده اند. اين سياست موجب شده تا مشاركت سازنده و مبتني بر اعتمادي ميان دولت و شهروندان بوجود آيد و شهروندان نسبت به مسائل محيطي و ديگر شهروندان احساس مسئوليت كنند و همين طور دولتمردان و كارگزاران بوروكراسي اين الزام را درك كنند كه بايد به انتظارات و خواسته هاي شهروندان گوش فرا داده و ارضاء نيازها و انتظارات شهروندان را اولويت نخست فعاليتها و اقدامات خود قرار دهند(الواني و دانايي فرد، 1380).
صاحب نظران معاصر را اعتقاد بر اين است كه مردم را بايد هر چه بيشتر در اداره امور محلي و اخذ تصميمات و سياستهايي كه مستقيما با سرنوشت آنا بستگي دارد، شركت داد. اين مشاركت مردم در اداره امور جامعه، باعث مي شود كه چشمان خود را بر روي حقايق محيط اجتماعي خويش باز نگه دارند، نيازهاي دسته جمعي را دريابند، به نظام سازماني و اداري بر مقدرات خود بنگرند و به نقائص و مشكلات موجود در آن واقف شوند(طاهري، 1376).
به طور كلي استفاده از مديريت مشاركتي و ايجاد زمينه مشاركت مردم در اداره امور جامعه در سطوح مختلف محلي، منطقه‌اي و ملي، مي تواند پيامدها و فوايد فراواني را در روند توسعه و محروميت زدايي به همراه داشته باشد كه در اينجا به چند مورد از آنها اشاره مي كنيم:
مشاركت مردمي، باعث ايجاد تعهد، مسئوليت پذيري، همدردي، اعتماد و وفاداري در افراد جامعه نسبت به حكومت، دولت و جامعه شده و احساس مالكيت و تلاشگري را افزايش مي دهد.
مشاركت باعث تقويت بنيانهاي اعتقادي و عامل بروز و شكوفايي افكار و ايده هاي بديع (خلاقيت و نوآوري) در عرصه جامعه مي شود.
مشاركت، تضادها، تعارض ها و تنگ نظري ها را در درون جامعه كاهش مي دهد و موجب افزايش وفاق، همدلي، همگرايي، انسجام و انتقادپذيري مي شود.
مشاركت انگيزش را نيرومند مي سازد و با ارضاي نيازهاي معنوي افراد جامعه، آنها را ترغيب مي كند كه بيش از پيش در راستاي اهداف راهبردي و بلند مدت جامعه تلاش بكنند(نژاد ايراني، 1375).
مشاركت، حاشيه نشيني را از بين مي برد. يكي از دشواري هاي عمده اكثر كشورهاي در حال توسعه اين است كه اكثريت بي تفاوت در كنار اقليتي دست اندركار و مسئول قرار دارند، فراهم آوردن شرايط مناسب براي مشاركت مردم در سرنوشت خويش، راهكارهاي براي بدر آمدن ار بي تفاوتي و مبارزه با حاشيه نشيني است.
مشاركت، فرهنگ سكوت را درهم مي شكند و موجب به ميدان كشيدن شدن گروه‌ها و قشرهاي محروم جامعه شده و باعث مي گردد آنان نيز پاي به ميدان فعاليت بگذارند و علاوه بر يافتن كرامت خود دوشادوش ديگران به توليد بپردازند.
مشاركت، ناتوانان را توانمند مي سازد. ناتواني يك امر عرضي است و نا ماهوي؛ بسياري از مزدم در زندگي به ناتواني گرفتارند چرا كه بخت پروردن تواناييهاي خود را نيافته اند. مشاركت انسان را به راه توانمندي هدايت كرده و تواناييهاي بالقوه آنان را به شكوفايي مي رساند(طوسي، 1371).
2-2-6- ديدگاه امام راحل (ره) درباره مشاركت در فرهنگ جهادي
پس از انقلاب اسلامي، طرح ايده همبستگي و مشاركت عمومي براي همدلي مسلمانان، وحدت و يكپارچگي آنان، از ضروريات جهان اسلام و مه مترين استراتژي براي مقابله با توطئه هاي استكبار جهاني است. انقلاب اسلامي كه شديدا استكبار جهاني و سكولاريسم را به چالش كشانده، براي حفظ هويت خويش نيازمند، فاصله گرفتن از آن و تثبيت موقعيت و تحقق آرما نهاي خويش است. از اين رو، ايده همبستگي، وحدت و مشاركت عمومي به عنوان يك استراتژي همواره موضوعي بكر و تازه م يباشد. حضرت امام (ره) با اعتقاد راسخ به آيه (امام در سخن خود از مشاركت در تمام امور از جهت سياسي و اقتصادي و شركت در طراحي و اجراي امور و دانشجوهاي عزيز، متخصصان، مهندسان، بازاريان و كشاورزان و همه قشرهاي ملت ». ساختن كشور سخن گفته است داوطلب براي اين است كه ايران به طور مخروبه به دست ما آمده است را بسازند. از اين جهت ما به يك جهاد نياز داريم.
در اين سخن از همه نيروها درخواست مشاركت شده است و از طرفي حوزه فعاليت نيروها را فقرزدايي و ساختن نقاط دور دست و محروم مي داند.
2-2-7- مباني فلسفي مشاركت
به طور كلي مباني فلسفي مشاركت از چهار ديدگاه قابل بررسي است كه خلاصه آنها در جدول شماره2- 1 ارائه شده است.
جدول 2-1 : اهداف و نكات كليدي در ديدگاههاي فلسفي مشاركت
نظريه دموكراسي
نگرش انساني
ابزار مديريتي
ديدگاه ايدئولوژيكي
دموكراسي كاري
برابري قدرت
مسئوليت جمعي
جمع گرايي
حقوق بشر

رشد انساني
نيازهاي روحي و رواني
كار با معني
بهداشت رواني
بهبود انساني
كيفيت
رضايت
عملكرد
تعهد
بهروه وري

امور اخلاقي
اولويت سياسي
ارزش مذهبي
تقاضاي اجتماعي
لحن جهاني

(منبع: رهنورد، 1378)
مشارکت4 يکي از بهترين روش ها براي انتقال خواسته های سطح محلي به برنامه ريزان و مديران شهري است. از دیدگاه ارنشتاین

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع مشارکت مردم، جمعیت هلال احمر، تحول تاریخی، افزایش مشارکت Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع مشارکت مردم، انتخاب عاقلانه، بحران مشروعیت، انتقال اطلاعات