پایان نامه رایگان با موضوع محدودیت مالی، نگهداری وجه نقد، سود تقسیمی، ارزش بازار

دانلود پایان نامه ارشد

می‌شود.
ايرادات وارد به ROA: علاوه بر ايرادات كه به اطلاعات حسابداري وارد هست ايرادات زير نيز به ROA وارد است:
1-محدود كردن ديدگاه آتي نگر و عدم بررسي عواقب و اثرات تصميمات مديريت
2-عوامل خارجي غیرقابل‌کنترل مديريت مانند شرايط اقتصادي و سياسي و فرهنگي كه به نرخ بازده دارائي اثر می‌گذارد.
3-عدم لحاظ ديدگاه مخاطره‌ای مديريت
4-نرخ بازده دارايي بيشتر براي عملكرد کوتاه‌مدت مفيداست.
سود هر سهم16: ازجمله شاخص‌هاي سنتي و متداول سنجش عملكرد است كه براي ارزشيابي قيمت سهام نيز كاربرد دارد و به‌صورت زير بيان می‌گردد.
EPS=(خالص سود)/(عادی سهام تعداد)
نتيجه نسبت نشان می‌دهد كه به ازاي يك سهم، چه ميزان عايدي به‌دست‌آمده است و هرچقدر نسبت بيشتر باشد گوياي عملكرد مطلوب شركت بوده است از اين نسبت براي ارزشيابي سهام نيز استفاده می‌شود.
اگرچه سود سهام هر سهم يك معيار عامه‌پسندتر براي اندازه‌گیری عملكرد شرکت‌هاست اما داراي همان ايرادات وارد سود كل می‌باشد. معيار EPS ازآن‌جهت ممكن است گمراه‌کننده باشد كه برخي از مديران شرکت‌هایی كه به EPS اهميت می‌دهند مواقعی به ادغام شرکت‌های ديگر مي‌پردازند كه EPS آن‌ها بالا می‌رود ولي بايد توجه داشت كه اين معيار صحيح نيست چراکه به هنگام تصميم به ادغام نبايد نگران اين باشيم كه ممكن است EPS كاهش يابد بلكه بايد بررسي كنيم كه آيا اين ادغام موجب يك ارزش‌افزوده اقتصادي می‌شود يا نه (رودپشتي، رهنما و ديگران، 1385، ص 372 -366)1.
نرخ بازده حقوق صاحبان سهام: يكي ديگر از معيارهاي ارزيابي عملكرد نرخ بازده صاحبان سهام مي‌باشد كه سودآوري را از ديدگاه سهامدار می‌سنجد با توجه به اين مطلب كه در محاسبه آن سود حسابداري استفاده می‌شود كيفيت سود را نشان نمي‌دهد و قابل دست‌کاری توسط مديريت می‌باشد.
ارزش‌افزوده اقتصادي: ارزش‌افزوده اقتصادي عبارت است از برآورد سود حقيقي شركت در يك سال كه ممكن است با سود حسابداري تفاوت زيادي داشته باشد. ارزش‌افزوده اقتصادي نشان‌دهنده سودي است كه بعد از كم كردن هزينه سرمايه به دست مي‌آيد. اين معيار توسط استوارت،1990، به‌عنوان ابزاري جهت اندازه‌گیری اثربخشي عمليات مديريت در ثروت آفريني براي سهامداران طي يك سال مطرح شد. رابطه اصلي محاسبه ارزش‌افزوده اقتصادي به شرح زير است:
(نرخ هزينه سرمايه * سرمايه عملياتي) – 2 (1- t) × سود قبل از بهره و مالیات =ارزش‌افزوده اقتصادي
t نرخ ماليات بر درآمد است.
سرمايه عملياتي × (نرخ هزينه سرمايه – نرخ بازده سرمايه) = ارزش‌افزوده اقتصادي
سرمايه عملياتي مبلغي است كه به‌صورت اوراق قرضه با بهره، سهام ممتاز و سهام عادي مورداستفاده قرار می‌گیرد تا از طريق خالص دارايي عملياتي شركت يعني خالص سرمايه در گردش به‌علاوه خالص دارایی‌های ثابت شركت به دست می‌آید. اين سرمايه بیان‌کننده ارزش دفتري اقتصادي شركت می‌باشد و اساساً باارزش دفتري حسابداري متفاوت است (انصاري و كريمي،1388، ص 115)1.
معيارهاي خارجي ارزيابي عملكرد
اين معيارها عملكرد مديريت را در سطح بازار موردبررسی قرار می‌دهند بر اساس اين
معيارها عملكرد مديريت در صورتي مطلوب كه به افزايش در ارزش بازار سهام شركت منجر شده باشد. مهم‌ترین معيارهاي خارجي ارزيابي عملكرد، ارزش‌افزوده بازار، قيمت هر سهم و نسبت Q توبين است. كه به شرح هر يك از معيارهاي فوق می‌پردازیم:
ارزش‌افزوده بازار17: اين معيار كه در سال 1990 توسط استوارت18 جهت ارزيابي ارزش‌آفرینی براي سهامداران معرفی‌شده حاصل تفاوت بين ارزش بازار يك شركت باارزش دفتري اقتصادي آن است و بیان‌کننده تفاوت پولي است كه سهامداران از فروش سهام خود در مقایسه با مبلغي كه سرمایه‌گذاری کرده‌اند به دست می‌آورند.
سرمايه عرضه‌شده به‌وسیله سهام‌داران عادي – ارزش بازار حقوق صاحبان سهام عادي = ارزش‌افزوده بازار
سرمايه عرض شده به‌وسیله سهامداران عادي – (قيمت هر سهم × تعداد سهام در جريان)=
سرمايه عرضه‌شده به‌وسیله سهامداران عادي شامل ارزش دفتري حقوق صاحبان سهام عادي و معادل‌های سرمايه است. بر اساس اين معيار ثروت سهامداران در صورتي حداكثر می‌شود كه اين تفاوت حداكثر شود.
عملكرد شركت در صورتي براي سهامداران ايجاد ارزش می‌کند كه ارزش بازار كل شركت از ارزش دفتر سرمايه به‌کاررفته بيشتر باشد (همان منبع، ص 117-116).
نسبت قيمت به سود هر سهم: شاخص سنجش عملكرد شركت، در بازار سرمايه است؛ و نشان می‌دهد كه هر سهم به ازاي عايدي به چه قيمتي در بازار سرمايه معامله‌شده است هر چه نسبت بالا باشد، گوياي عملكرد مطلوب شركت در بازار سرمايه است (عزيزاده،1388، ص 46).

(سهم هر معاملاتی قیمت)/(سهم هر سود)=P_f
از اين نسبت براي محاسبه ارزش سهم در آينده استفاده می‌گردد:
سود هر سهم پیش‌بینی‌شده
نسبت Q توبين:
نسبت Q توبين يكي از معيارهاي بيروني ارزيابي عملكرد مديريت می‌باشد اين معيار توسط جيمز توبين برنده جايزه نوبل اقتصادي طراحی‌شده است هدف توبين برقرار كردن يك ارتباط علت و معلولي بين شاخص Q و ميزان سرمایه‌گذاری انجام‌شده توسط شركت بود اين نسبت با تقسيم ارزش بازار شركت (تعداد سهام شركت در قيمت سهام) به ارزش دفتري منهاي بدهي شركت به دست می‌آید هرقدر نسبت بيشتر باشد به معناي بالاتر بودن ارزش و دارايي شركت در بازار سهام است به‌عبارت‌دیگر اين نسبت بيانگر چگونگي استفاده از دارائی‌ها شركت و عملكرد آن است هرقدر عملكرد سهام نزد سهامداران بهتر باشد تقاضا براي سهام آن افزايش می‌یابد كه موجب افزايش قيمت سهام شركت و ارزش آن خواهد شد و بالعكس شركتي كه عملكرد آن‌ها ازنظر سهامداران بد باشد ارزش آن و درنتیجه Q توبين كاهش می‌یابد.
محدودیت تأمین مالی
بحث محدودیت‌های مالی يکی از موضوعات مهم و اساسی پیش روی تمام شرکت‌ها می‌باشد. شیوه متداول برای بررسی رابطه بین محدودیت‌های مالی، ارزش وجه نقد و سرمایه‌گذاری تفکیک شرکت‌ها به دو گروه شرکت‌های با محدوديت مالی و بدون محدوديت مالی است. فارای و همکاران استدلال می‌کنند که شرکت‌هایی که دارای محدوديت مالی شديد هستند در هنگام تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاری بر جريانات نقدی تأکید بیشتری دارند به عبارتی با افزايش اختلاف بین هزینه‌های تأمین مالی داخلی و خارجی حساسیت سرمایه‌گذاری به وجوه نقد داخلی افزايش می‌یابد. تئوری‌هایی نیز نگهداری وجه نقد در شرکت و میزان آن را بیان می‌کنند که اين تئوری‌ها عبارت‌اند از تئوری مبادله‌ای و تئوری سلسله‌مراتبی. مطابق با تئوری مبادله‌ای، شرکت‌ها سطح مطلوب نگهداری وجه نقد را بر اساس ايجاد توازن بین منافع و هزینه‌های نگهداری وجه نقد تعیین می‌کنند. سه انگیزه عمده برای نگهداری وجه نقد را می‌توان انگیزه معاملاتی، انگیزه سفته‌بازی و انگیزه احتیاطی نام برد. شرکت‌ها اغلب برای انگیزه‌های سفته‌بازی و استفاده از فرصت‌های سرمایه‌گذاری از وجوه نقد نگهداری شده در شرکت استفاده می‌نمایند. از اهداف انگیزه‌های احتیاطی نیز می‌توان برای مقابله با بحران‌ها و جلوگیری از مشکلات نقدينگی و کاهش هزینه‌های تأمین مالی اشاره کرد. بر اساس تئوری سلسله‌مراتبی نیز بیان می‌شود که رویدادهای تأمین مالی از یک‌رویه سلسله‌مراتبی تبعیت می‌کند و منابع داخلی بر منابع خارجی ترجیح داده می‌شوند. (نهندی و همکاران،1392).
شیوه اندازه‌گیری محدودیت مالی
تعیین اینکه چه شرکتی واقعاً دارای محدودیت مالی بوده و چه شرکتی مالی نیست، کاری بسیار پرمخاطره و دشوار است. لذا به‌منظور تفکیک شرکت‌ها به گروه شرکت‌های با محدودیت مالی و گروه شرکت‌های بدون محدودیت مالی نیازمند داشتن معیار هستیم. در ادبیات تئوریک و تجربی از معیارهای متعددی به‌عنوان شاخص وجود محدودیت مالی استفاده‌شده است
کامل‌ترین و صریح‌ترین تعریف از محدودیت مالی این است که شرکت‌ها زمانی در محدودیت تأمین مالی هستند که بین مصارف داخلی و مصارف خارجی وجوه تخصیص داده‌شده با یک شکاف روبرو باشند.
برای تحقیق در مورد نقش محدودیت‌های مالی بر رفتار سرمایه‌گذاری شرکت‌ها شیوه‌های مختلفی وجود دارد، دو شیوه‌ی رایج در تعیین محدودیت مالی استفاده از شاخص (kz) و شاخص (ww) و معیارهای ترکیبی می‌باشد.
شاخص (kz)
برای تمیز شرکت‌های محدود در تأمین مالی از سایر واحدهای تجاری جهت آزمون نمودن یکی از فرضیه‌های تحقیق از شاخص محدودیت در تأمین مالی کاپلان و زینگلاس که توسط تهرانی و حصار زاده در مدل زیر بومی‌شده است، استفاده می‌شود.
KZ_IR=17.330-37.486C-15.216Div+3.394Lev-1.402MTB
C: نسبت وجه نقد بر دارایی‌ها
Lev: نسبت بدهی به دارایی‌ها
Div: سود تقسیمی بر دارایی‌ها
= MTB نسبت مجموع ارزش بازار حقوق صاحبان سهام و ارزش دفتری بدهی‌ها به ارزش دفتری دارایی‌ها
روش استفاده از این شاخص بدین ترتیب است که ابتدا مقادیر واقعی را در معادله شاخص KZ وارد نموده، مقدار KZ محاسبه می‌شود. مقادیر از کوچک‌ترین به بزرگ‌ترین مرتب‌شده‌اند و سپس به پنج قسمت تقسیم‌شده‌اند که می‌توان شرکت‌های موجود در پنجک چهارم و پنجم را به‌عنوان محدودیت تأمین مالی شناسایی نمود.
شاخص ww
شاخص ww که توسط وایت و وو در سال (2006) برای اندازه‌گیری محدودیت در تأمین مالی معرفی نموده‌اند که ابراهیم کردلر و همکاران آن را در مدل زیر بومی ساخته‌اند در این تحقیق برای بررسی بیشتر در کنار شاخص محدودیت مالی کاپلان و زینگلاس، از شاخص وایتد و وو استفاده می‌شود.
WW_IR=80.04-5.182CFO-0.106Div+5.112Lev-0.662LogTA
Div: سود تقسیمی بر دارایی‌ها
Lev: نسبت بدهی به دارایی‌ها
= CFO جریان نقد حاصل از عملیات که بر جمع دارایی‌ها در انتهای دوره تقسیم‌شده است
LogTA = لگاریتم طبیعی کل دارایی‌ها
معیارهای ترکیبی
در ادبیات تئوریک و تجربی از معیارهای متعددی به‌عنوان شاخص وجود محدودیت مالی استفاده‌شده است. نظیر سطح نگهداری وجه نقد، عمر شرکت، نسبت سود تقسیمی و ساختار مالکیت استفاده می‌شود. نحوه‌ی انتخاب به این صورت است که شرکت‌هایی دارای محدودیت مالی هستند که در هر 4 فاکتور محدودیت مالی همزمان دارای محدودیت مالی باشند و بالعکس
جدول (2-1): نحوه تفکیک شرکت‌ها ازلحاظ محدودیت مالی
سطح نگهداری وجه نقد19
المیدا وهمکارانش20 (2004) نشان دادند که شرکت‌های با محدودیت مالی، با افزایش در جریان‌های نقدی، تمایل بالایی دارند که وجه نقد بیشتری را نگهداری کنند یا به دیگر سخن، حساسیت جریان نقدی-نگه‌داری وجه نقد بالاتری نسبت به شرکت‌های بدون محدودیت مالی، دارند. اچاریا و همکاران (2005) نشان دادند که شرکت‌های با محدودیت مالی تمایل بالایی برای ذخیره‌ی وجه نقد حاصل از جریان‌های نقدی دارند. هر دو مطالعه مبتنی بر این عقیده هستند که ذخایر نقدی موجب افزایش توانایی و ظرفیت شرکت‌ها برای سرمایه‌گذاری می‌شود (ارسلان و همکاران،2006). این پژوهش مشابه با پژوهش ارسلان و همکاران (2006)، شرکت‌هایی را که سطح نگه‌داری وجه نقد آن‌ها کمتر از مقادیر میانه‌ی سطح نگهداری وجه نقد تمام شرکت‌های موجود در نمونه باشد. در گروه شرکت‌های با محدودیت مالی و در غیر این صورت، در طبقه‌ی شرکت‌های بدون محدودیت مالی، طبقه‌بندی می‌کنند
عمر شرکت21
برای اندازه‌گیری عمر شرکت از تعداد سال تأسیس شرکت سپری‌شده استفاده می‌شود.
شرکت‌هایی که عمر آن‌ها کوچک‌تر از مقادیر میانه عمر تمام شرکت‌های موجود در نمونه باشد در گروه شرکت‌های با محدودیت مالی و در غیر این صورت در گروه شرکت‌های بدون محدودیت مالی طبقه‌بندی خواهند شد.
نسبت سود تقسیمی22
شرکت‌هایی که نسبت سود تقسیمی آن‌ها کوچک‌تر از مقادیر میانه نسبت سود تقسیمی تمام شرکت‌های موجود در نمونه باشد در گروه شرکت‌های با محدودیت مالی و در غیر این صورت در گروه شرکت‌های بدون محدودیت مالی طبقه‌بندی خواهد شد. مطابق با ازکان (2004)
ساختار مالکیت23
شرکت‌هایی که درصد مالکیت بلوکی سهام آن‌ها کمتر از میانه درصد مالکیت بلوکی سهام تمام شرکت‌های نمونه باشد دارای محدودیت مالی و در غیر این صورت دارای عدم محدودیت مالی‌اند.
محدودیت مالی و کارایی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع سرمایه در گردش، مدیریت سرمایه، صاحبان سهام، حقوق صاحبان سهام Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع بورس اوراق بهادار، سرمایه در گردش، بورس اوراق بهادار تهران، محدودیت مالی