پایان نامه رایگان با موضوع متادون، حافظه کوتاه مدت، مصرف مواد، مواد مخدر

دانلود پایان نامه ارشد

برای وابستگی به افيون ها می باشد (لوينسون، 1997، نقل از رستمی و حدادی، 1384؛ پتیچن، استوهلر، دگلون، لیوتی، والدوگر و همکاران ، 2001؛ کریک، 1994 نقل از رستمی و حدادی، 1384).
ويژگي درمان نگهدارنده با داروي متادون آنست كه داروي متادون بر اساس نوع و مقدار مواد مصرفي و طول مدت مصرف، تجويز شده و به خوبي جايگزين مواد مصرفي بيماران مي شود. اين دارو علايم ترك را از بين مي برد به ويژه در مراحل اوليه درمان، ولع مصرف و لغزش هاي موجود را كاهش مي دهد و بيماران ارتباط خوبي با اين نوع روش درماني برقرار مي سازند. مصرف مقدار ثابت متادون، سرخوشي شديد ناشي ازمصرف هرويين را به وجود نمی آورد (جمیسون، بیلز و لاروند، 2002؛ نقل از عبیدی زادگان و همکاران، 1387). به عبارت ديگر، با مصرف متادون، مصرف مواد افيوني غيرمجاز منجر به احساس وجد و سرخوشي نخواهد شد و احتمال استفاده از افيون های غيرمجاز يا افزايش دوز مصرفی توسط مراجعان کاهش می يابد. درمطالعات متعدد اثر بخشی این درمان با درجات مختلف در ارتباط با حمایت روانی و درمان روانی بیماران وابسته به مواد مخدرنشان داده شده است ( لینگ وهمکاران، 1976؛ سان و همکاران، 1990؛ پوسر و همکاران، 1996؛ سویکا و همکاران،1997؛ لیسون- ولف و همکاران، 2002؛ وال و هاگا، 2003؛ ماتیک و همکاران، 2004؛ ویچن و همکاران، 2005). افراد وابسته به مواد افيوني، از طريق درمان نگهدارنده با متادون به جايگزينی ثابت از يك ماده مجاز، دسترسی پيدا می کنند. در نتيجه افرادی که تحت درمان هستند، به طور موقتی، از استرس دائمی مصرف مواد افيوني غيرمجازکه اغلب با فعاليت های مجرمانه و فعاليت های جنسی و تزريقی خطرناك همراه است رها می شوند. با استفاده از اين نوع درمان، فرد به جای تجربه چرخه دائمی نوسانات خلقي، به حالات خلقي نسبتاً، ثابتي دست مي يابد (دول، نيسواندر و کريک، ١٩٩۵، به نقل از رستمی و حدادی ،1384).

4-2- درمان نگهدارنده با بوپرنورفین
بوپرنورفین آگونیست نسبی گیرندة مو29و آنتاگونیست قوي گیرندة کاپا 30می باشد آگونیست هاي نسبی گیرندة مو، به گیرندة مو متصل شده و آن را فعال می کنند، اما این فعال کردن کمتر از آگونیست هاي کامل صورت می پذیرد. به این معنا که با وجود اپیوئید بودن و داشتن عوارض خاص اپیوئیدها هم چون سرخوشی و تضعیف سیستم تنفسی، حداکثر اثر آن کمتر از آگونیست هاي کامل اپیوئید مانند هروئین و متادون است (گیرا و همکاران، 2004؛ ویچن و همکاران، 2005؛ کاکو و همکاران، 2003). به دلیل میل ترکیبی زیاد به گیرندة مو، با اپیوئیدهاي دیگر رقابت می کند و اثرات آن ها را بلاك می کند، و موجب جدا شدن مورفین، متادون، و اپیوئیدهاي دیگر از گیرنده می گردد. به همین دلیل در بیماري که در بدنش مورفین وجود دارد، ایجاد علائم ترك می کند. دیگر آگونیست‏هاي گیرندة مو نمی توانند بوپرنورفین را از گیرنده جداکنند، بنابراین نمی توانند اثر آگونیستی اپیوئید روي گیرنده اي داشته باشند که قبلاً توسط بوپرنورفین اشغال شده است. این مسئله در مورد آنتاگونیست هاي گیرندة مو نیز صادق است، یعنی نالوکسان و دیگر آنتاگونیست هاي گیرندة مو نمی توانند بوپرنورفین را از گیرنده جدا کرده و ایجاد علائم ترك کنند. سرعت آهستۀ جدا شدن بوپرنورفین از گیرندة مو مسئول مدت اثر طولانی آن، ایمن بودن در مصرف مقادیر زیاد و وابستگی فیزیکی کم است. به همین جهت می توان آن را یک بار در روز، یک روز در میان یا با فاصله اي طولانی تر تجویز نمود. بوپرنورفین دردوزهاي پایین به اندازة کافی اثرات آگونیستی اپیوئید دارد و بنابراین موجب از بین رفتن علائم ترك می گردد. با افزایش دوز دارو، اثرات آگونیستی آن به صورت خطی افزایش می یابد تا جایی که به سطح ثابت 31می رسد و پس از آن افزایش دوز دارو با افزایش اثرات آن همراه نیست. این پدیده را ” اثر سقف32 “ می نامند. به همین دلیل درمقایسه با آگونیست هاي کامل اپیوئید خطر کمتري از نظر سوءمصرف، وابستگی و عوارض جانبی دارد (کومر، والکر وکالینز، 2005 ؛ والش، گیلسون، جسینکی، استیلتون، فیلیپس و همکاران، 1994؛ هریس، مندلسون، لین، آپتون وجانس ، 2004، به نقل از رستمی و حدادی، 1384). بوپرنورفین در دوزهاي بالاتر، مانند یک آنتاگونیست عمل می کند، یعنی گیرنده ها را اشغال می کند، ولی آن ها را فعال نمی کند، و همزمان آگونیست هاي کامل را از گیرنده هاي خود جدا می کند یا آنها را بلاك می کند. بیش ترین تأثیر درمانی بوپرنورفین در محدودة 16 تا 32 میلی گرم می باشد و به صورت قرص های زیرزبانی 2و 8 میلی گرم مصرف می شوند. طبق مطالعات، بوپرنورفين با دوزهاي متوسط متادون برابري مي‎كند(فورد ، مورتون ، لینتزریس، باری وگرادا ،2004). تجويز بوپرنورفين صرف‎ نظر از دوز آن ميزان ولع براي مصرف مواد مخدر را در عرض 4 هفته كاهش مي‎دهد. تجويز مكرر بوپرنورفين، در فرد ايجاد وابستگي ميكند، اما به دليل نسبي بودن خاصيت آگونيستي، ميزان اين وابستگي بسيار كمتر از آگونيست هاي كامل اپيوئيدها است. همچنين سندرم ترك بوپرنورفين، نسبت به آگونيستهاي كامل، شدت كمتر و شروع كندتري دارد.

5-2- فرایندهای شناختی
ما اشیا و افراد آشنا را باز شناسی می کنیم، راه خود را در پیرامون خود پیدا می کنیم، حرف می زنیم، صحبت دیگران را می فهمیم، می خوانیم، می نویسیم، برنامه ریزی می کنیم، اعمال را انجام می دهیم، فکر می کنیم، تصمیم می گیریم، مسایل را حل می کنیم، یاد می گیریم و به یاد می آوریم، مجموعه این فعالیتها را فرایندهای شناختی مینامند (فراهانی، کرمی نوری و اوحدی،1390). در روان شناسی شناختی، فرایندهای شناختی به صورت تفکیک شده مورد مطالعه قرار می گیرد. در این دیدگاه شناخت از یک طرف، شبکه ای به هم پیوسته و مرتبط از فرایندهاست که اطلاعات را به صورت نظام دار پردازش می کند و از طرف دیگر، دارای زیر مجموعه های مستقلی است که اطلاعات را به شیوه های خاص پردازش می کنند و هر یک دارای ویژگی های روان شناختی و فیزیولوژیکی خاص می باشند. بعضی از جنبه های شناختی شامل توجه و حافظه می باشد (فراهانی و همکاران، 1390).

6-2- توجه
توجه33به توانایی ذهنی گفته می شود که فرد اطلاعات خاصی از میان اطلاعات دیگر انتخاب و به پردازش بیشتر آن می پردازد. به عبارت دیگر چون ظرفیت شناختی ما با محدودیت رو به روست توجه به محدود کردن پردازش اطلاعات مربوط می شود. توجه به دو نوع تقسیم می شود:
الف) توجه ارادی
ب) توجه غیرارادی
در توجه ارادی هدف مشخصی جست وجو می شود و با انگیختگی و هشیاری بیشتر فرد همراه است. در توجه ارادی، ما چیزهایی را انتخاب می کنیم که با انتظارات و توقعات ما هماهنگی داشته باشد و فرد بر آن کنترل دارد. از طرف دیگر محرک هایی نیز در خارج وجود دارند که توجه ما را به خودشان جلب می کنند. این گونه محرک های خارجی با انتظارات و توقعات ما مطابقت ندارند و معمولا غیر منتظره اتفاق می افتند و واکنش«آن چیست» را در ما به وجود می آورند و ما بر آن کنترل نداریم و به صورت خود به خودی صورت می پذیرد. به این نوع توجه، توجه غیرارادی گفته می شود. پردازش مربوط به توجه ارادی کند و آهسته است، پردازش توجه غیر ارادی تند و سریع است. پردازش های ارادی و کنترل شده ظرفیت شناختی ما را کاهش می دهد و انجام تکالیف دیگر را دشوار می سازد. در حالی که پردازش های غیر ارادی و خودکار این ظرفیت را کاهش نمی دهد و انجام تکالیف دیگر را به طور همزمان برای ما دشوار نمی سازد. پردازش های ارادی و کنترل شده قابل اجتناب اند و می توان آن ها را متوقف ساخت، در حالی که پردازش های غیر ارادی و خودکار غیرقابل اجتناب اند. وقتی محرکی در محیط ارایه گردد توجه ما را ناگزیر به خود جلب می کنند پردازش های ارادی و کنترل شده قابل انعطاف و قابل تغییرند و می توان آنها را در موقعیت های گوناگون به کار برد، ولی پردازش های غیر ارادی و خودکار غیر قابل انعطاف اند و زمانی که یادگیری می شوند، به دشواری می توان به اصلاح و تغییر آن ها دست زد. بنابراین، می توان گفت زمانی که پردازش های خودکار به کار برده می شوند، می توان توجه را در بین چند منبع اطلاعاتی تقسیم کرد و از ظرفیت شناختی بیش تر استفاده نمود؛ ولی در پردازش کنترل شده باید به برخی اطلاعات توجه خود را متمرکز نموده، در حالی که برخی اطلاعات دیگر را می توان مورد توجه قرار نداد. محرک هایی که تازه، غیر منتظره، متباین و تعجب بر انگیز باشند، توجه غیر ارادی ما را بیشتر جلب می کنند و معمولا بهتر نیز به یاد آورده می شوند (فراهانی و همکاران ،1390).

7-2- حافظه
حافظه، عنوانی است که در مورد توانایی انسان برای یادگیری، نگهداری، یادآوری و استفاده از اطلاعات و دانش به کار برده می شود و وسیله ای است که تجارب قبلی خود را در آن نگهداری و اطلاعات را برای استفاده در زمان حاضر از آن استخراج می کنیم (تالوینگ، 2000؛ تالوینگ و کریک، 2000؛ بجور کلاند، اشنایدر و هرنالدزبلاسی ، 2003؛کرودر، 1976؛ نقل از استرنبرگ، 2006). وقتی از حافظه صحبت می شود بیشتر اصطلاح یادگیری به ذهن می آید، در حالی که مرحله اول حافظه، یعنی، اکتساب و ثبت اطلاعات است و حافظه به مجموعه ی فرایندهای اکتساب، نگهداری و کاربرد اطلاعات گفته می شود. مطالعات مربوط به حافظه در روان شناسی از قدمت بسیار برخوردار است و از همان ابتدا نظر بر این بوده است که حافظه مراحل و انواع گوناگونی دارد(فراهانی وهمکاران، 1390).
امروزه سه مرحله ی اصلی را در حافظه مورد شناسایی قرارمیدهند. روان شناسان شناختی، سه نوع عملیات مشترک حافظه را بدین شرح مشخص ساخته اند: رمز گردانی34، اندوزش35و بازیابی36 (بدلی، 2000، 1998، 1999؛ براون وکریک، 2000 ؛نقل از استرنبرگ، 2006). هر عملیاتی بازنمای یک مرحله در پردازش حافظه است.
1- مرحله ی رمزگردانی (یادگیری): در این مرحله اطلاعات با ویژگی ها و خصوصیات گوناگون و از جنبه های مختلف فیزیکی (ظاهری) و معنایی ثبت می شوند و اطلاعات وارد سیستم شناختی ما می شوند که به آن درون داد37 نیز گفته می شود. در این مرحله، داده های حسی را به شکل بازنمودهای ذهنی در میآوریم .
2- مرحله ی اندوزش (نگهداری): در این مرحله اطلاعات ثبت و یاد گرفته شده در حافظه، نگهداری و محافظت می شوند تا در زمان مناسب از آن ها استفاده شود.
3- مرحله ی بازیابی (یادآوری): در این مرحله، اطلاعات مورد نیاز که بنا بر شرایط و موقعیت‏های گوناگون متفاوت خواهد بود مورد بازیابی قرار می گیرد و فرد اطلاعات را به نحو هشیارانه یا ناهشیارانه یادآوری کرده و مورد بازشناسی قرار می دهد. به این مرحله برون داد نیز گفته می شود (فراهانی و همکاران،1390).

8-2- تقسیم بندی حافظه
اتکینسون و شیفرین (1968) تقسیم بندی معروف خود را از حافظه پیشنهاد کردند: ثبت حسی38، انباره کوتاه مدت39و انباره بلند مدت40. کانال های حسی (خصوصاً حس بینایی) ثبت های اولیه را دریافت می کنند و موجب می شوند که ثبت حسی به عنوان یک عنصر مجزا در حافظه تشخیص داده شوند. اطلاعات در مدت کوتاه چند هزارم ثانیه چنان چه مورد توجه واقع نشوند از بین می روند.
حافظه کوتاه مدت یا حافظه کاری41 دومین نظام حافظه است. در حافظه کوتاه مدت زمان از بین رفتن اطلاعات طولانی تر از حافظه حسی است و تخمین این زمان دشوار است، زیرا تا حدود زیادی تحت تأثیر کنترل آزمودنی می باشد، ولی شواهدی وجود دارد دال بر این که اطلاعات در حافظه کوتاه مدت چنان چه تکرار و تمرین نشود در دوره زمانی بین 15 تا 30 ثانیه از بین می رود. مقدار و نوع اطلاعاتی که از حافظه ی کوتاه مدت به حافظه بلند مدت منتقل می شود به پردازش کنترل شده ای نیاز دارد، هر چند که اطلاعات موجود در حافظه کوتاه مدت به صورت غیر کنترل شده نیز به حافظه بلند مدت انتقال می یابد. در حافظه ی بلند مدت ساده ترین فرضیه آن است که قبول کنیم رد حافظه42 به صورت همه یا هیچ عمل می کند، اگر یک رد حافظه تشکیل شود سپس یک بازیابی43و پاسخ صحیح اتفاق خواهد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع متادون، حافظه کاری، حافظه کلامی، مواد مخدر Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع تحت درمان، متادون، حافظه کاری، گروه کنترل