پایان نامه رایگان با موضوع قضا و قدر، حقوق كودك

دانلود پایان نامه ارشد

خود و حمايت از خانواده‌هايشان.
2. فرار از مشكلات خانوادگي (اختلاف با والدين، عدم تأييد رفتار از سوي خانواده، سوءاستفاده‌هاي جسمي و …) كه به بيزاري كودك مي‌انجامد.
3. فرار از اعمالي كه در خانه از آنها انتظار مي‌رود: انجام كارهايي كه بيش از توان اوست و كودك خود را برده يا پيش خدمت احساس مي‌كند.
4. فرار از مؤسسات مرتبط با كودكان: كودك نمي‌تواند خود را به قوانين و مقررات مراكز كودكان خياباني وفق دهد (سازمان جهاني بهداشت، 1386).

گفتار دوم: تعاريف كودك، كار كودك و دوازده اسطوره درباره‌ي كار كودك
الف: تعريف كودك
بر طبق كنوانسيون حقوق كودكان، به كليه افراد زير هجده سال، كودك اطلاق مي‌شود.
ب: كار كودك
مبناي اين تعريف بر گزارش يونيسف در سال 1997، كه يكي از پايه‌اي‌ترين و در واقع، اولين گزارش معتبر و مكتوب درباره كار كودكان در دهه‌هاي اخير است
(The State of the World Children) كه مبتني بر چهار اسطوره است.
در تبيين يونيسف، كار كودك از كار مخرب و زيان‌بخش، تا كاري كه سبب رشد و تقويت جسمي و فكري او مي‌شود و به تحصيل و تفريح‌اش هم ضرري نمي‌رساند را شامل مي‌شود. يونيسف مي‌گويد: “بين اين دو قطب متضاد، يك فضاي كاري وسيع خاكستري وجود دارد، كه لزوماً استثمار كودك نيست”.
در تبيين يونيسف، كار كودك اين طور توضيح داده مي‌شود:
ـ كار تمام وقت در سنين پايين.
ـ ساعات طولاني كار در روز.
ـ كار همراه با هيجان و فشار غير قابل تحمل فيزيكي، اجتماعي و رواني.
ـ زندگي و كار خياباني.
ـ حقوق ناكافي و غير متناسب با كار.
ـ كاري كه مانع از تحصيل مي‌شود.
ـ و كاري كه به ارزش وجودي و شخصيتي كودك لطمه بزند.، مانند: بردگي مزدي و استثمار جنسي.
در همين نگاه اول مي‌بينيم، كه يونيسف كار كودك را به نوعي اجتناب‌ناپذير مي‌انگارد. و در نتيجه خواهان تبديل آن به انواع بي‌خطرتر و راحت‌تر است. مثلاً اگر ساعات كار طولاني نباشد؛ اگر هم راه با هيجان نباشد؛ اگر حقوق كافي و متناسب با كار داشته باشد؛ و اگر كار مانع از تحصيل كودك نشود؛ اما آيا كودك، اساساً بايد كار كند؟
لازم به توضيح است، كه اولاً آشنايي با مقوله كار كودك در سطح جهان و همچنين گسترش ابعاد آن، از زمان انتشار اين گزارش تاكنون، يك سير تاريخي را پيموده است، چنان كه ديگر حتي يونيسف هم نمي‌تواند خواهان حقوق كافي و متناسب براي كودك كارگر باشد، بلكه امروزه نفس مقوله كار كودك و ممنوعيت آن مدنظر است.
توضيح ديگر اين كه، بنا به ماده 138 سازمان جهاني كار (ILO) ممنوعيت كار براي كودك تا سن پانزده سالگي تعيين شده است. بنا به همين كنوانسيون، كودك از سن چهارده سالگي مي‌تواند هفته‌اي دوازده ساعت كار مفيد، كه كار شيفتي نباشد، كار شبانه نباشد و … را انجام دهد. اما به يمن تلاش سرمايه‌داري، در تبليغ تئوري “نسبيت فرهنگي” اين حداقل سن براي اشتغال به كار براي كودكان، در كشورهاي غير پيشرفته با كشورهاي “جهان سوم” به دوازده سالگي تقليل يافته است.
با توجه به دركي كه امروزه در جنبش لغو كار كودك از مقوله كار كودك داريم، اجازه مي‌خواهيم “كار كودك” را اين طور تعريف كنم: هر نوع فعاليتي، كه به جبر امرار معاش كودك و خانواده او به كودك تحميل مي‌شود، “كار” است و ما مي‌بايد خواهان لغو آن باشيم. حتي كاري كه مانع از تحصيل كودك هم نشود، كار است و جسم كودك را خسته و پژمرده مي‌كند؛ چرا كه او بايد هم به درسش برسد و هم به كار بپردازد.
وجود تعاريفي كه حقيقت كار كودك را توضيح نمي‌دهد، در اثر سمپاتي به تئوري نسبيت فرهنگي است. كه البته نامرئي است و به قول گفتني بايد در لابلاي سطور خوانده شود. ما در طي سال‌هاي اخير در جنبش لغو كار كودك شاهد تعاريفي از اين دست زياد بوده‌ايم. خانم ويربه كه يورگنسن، مسئول سازمان نجات كودك در نروژ، با توجه به واقعيت كار كودك در كشورهاي در حال رشد، در سال 1997، خواهان حق بيمه و استخدام رسمي كارگران كوچك ده سال به بالا شده بود. ظاهر قضيه، انساني و ضروري مي‌نمود. اما نتيجه اين عمل، تقليل سن كودكي، توقف رشد كودك، باز نهادن دست بهره‌كشان براي به كارگيري بيشتر و اين بار قانوني كودك، و نهايتاً الزام به كار كودك بود.
همه‌ي ما مي‌دانيم، كه قوانين در جامعه بشري نه كافي هستند و نه ضمانت اجرايي دارند، اما با اين همه نفس وجود قوانين، در خود، بيانگر ارزش‌هاي اجتماعي و طبيعتاً حاصل سالها كار و مبارزه طبقات محروم و آزادي خواهان جامعه مي‌باشند. و تصويب قوانيني كه كار كودك از ده سالگي را مجاز مي‌شمرد، هر چند كه ظاهري انسان دوستانه داشته باشد، اما يك پست رفت و بازستاني دست‌آوردهاي جامعه بشري در اين رابطه است.
ج: انواع كار كودك
” The State of the World Children ” انواع كار كودك را چنين بيان مي‌كند: كار كودك را مي‌شود به شاخه‌هاي اصلي: كار خانگي، كار بردگي، كار در مزارع و كارخانه‌ها، كار در خيابان، تن‌فروشي، و كاري كه در خانواده‌ها به ويژه بر دختران تحميل مي‌شود تقسيم كرد.
با اين تعريف، اصولاً مخالفتي جز اين كه در آن براي سرپوش گذاشتن بر واقعيات جامعه سرمايه‌داري به كار خانگي كودكان به عنوان اولين كار اشاره مي‌شود. نمي‌توان داشت در دنيايي زندگي مي‌كنم كه در حدود 250 ميليون برده سه تا چهارده ساله وجود دارند. و كار كودكان در كارخانه‌ها و كارگاه‌هاي كوچك هم وسيع است و هم بعدي جهاني دارد، كه بعداً به آن مي‌پردازيم. نكته ديگر هم اين كه در اين تبيين خود تعريف كار خانگي نيز بايد تغيير كند. چرا كه امروزه بسياري از كارهاي قطعه‌كاري، سري‌دوزي، پرس‌ آلومينيوم، دارهاي قالي‌باقي، پيچ و مهره‌سازي و … به محيط خانه كشانده شده‌اند و زنان و كودكان، ضمن رسيدن به ساير كارهاي روزمره خانه، به اين كارها هم مي‌پردازند.
به گزارش يونيسف، و به عنوان نمونه، در مجارستان 34 درصد كودكان زير چهارده سال به كارهاي خانگي، يعني خدمت كاري، مشغولند. به نظر يونيسف كار بردگي بيشتر در جنوب آسيا وجود دارد. بردگاني كه بيشتر از هشت يا نه سال ندارند. بنابه گزارشات يونيسف كودكان برده در هندوستان در كارخانه‌هاي سيگار سازي و كاغذ آن، قالي بافي، صفحه و ديسكت‌سازي، كبريت و فشفشه‌سازي، ابريشم بافي و تراش الماس و … مشغول به كارند. كارخانه‌هاي ميزانپور و بابدوهي و آساني واقع در ايالت اوترا پراداش هندوستان، كه در آنها كودكان به ناچار تا بيست ساعت در روز كار مي‌كنند، تنها يك نمونه از بردگي كودكان هستند.
در اينجا بايد بر اين نكته نيز تأكيد كنيم كه كودكان كارگر در اين گونه كارخانه‌ها از سنين دو و سه سالگي مشغول به كارند و نه از هشت و نه سالگي و اينكه كار كودك و عرصه‌هاي آن امروزه از ساختن ابزارهاي جراحي گرفته تا دوختن كفش نايك و ري‌بوك در چين. نيشكر و قهوه مكزيك، جاده‌سازي، صنعت الكتريسيته، و دباغي در ايتاليا، كشتي‌راني و ماهي‌گيري و چرم‌سازي در انگليس و كامبوج و فرانسه و آلمان و … . قالي‌بافي، توپ‌ فوتبال‌سازي در كشورهايي مثل ايران، هند و پاكستان و بنگلادش، تا كار سرفي و پادويي و خياباني در تمامي كشورهاي جهان وجود دارد.
عرصه‌هاي كار كودك چنان متنوع و تعداد كودكان كارگر چنان زياد است كه يونيسف در سال 1997، تنها در عرصه كار سخت و پر مشقت، با احتساب كار كودكان در حمل آب آشاميدني براي خانه‌ها در آفريقا، تعداد كودكان كارگر در سراسر جهان را 400 ميليون نفر تخمين زده است. در ادامه بحث به بيان 12 اسطوره در مورد كار كودك مي‌پردازيم.
1. اسطوره‌ي اول:
“كار كودك فقط در كشورهاي جهان سوم يا غير پيشرفته وجود دارد”.
يونيسف مي‌گويد: “در آمريكا در تحقيقاتي كه در سال 1990 صورت گرفت، روشن شد اغلب كودكان مكزيكي و آمريكاي لاتيني كه در نيويورك زندگي مي‌كنند در مزارع سم‌پاشي شده پنبه مشغول كار هستند و بسياري از آنها خود مستقيماً مورد سم‌پاشي قرار گرفته‌اند. در ايتاليا، فقط نيم ميليون كودك در كشاورزي، چرم‌سازي و نساجي به بيگاري مشغول هستند. و در انگليس، از هر پنج سانحه‌اي كه در حين انجام كار منجر به مرگ شده است يك مورد مربوط به كودكان كارگر بوده است”.
در مورد توضيح اين اسطوره، بايد اين نكته را اضافه كنم كه اگر تكيه بر وسعت و عموميت و جهاني بودن كار كودك، به دليل خواست لغو فوري آن صورت گيرد، امري به جا و شايسته است. اما اگر تكيه بر وسعت و عموميت و جهاني بودن كار كودك، حكم قضا و قدري كه گويا غير قابل تغيير است و چون شتري است كه جلوي در همه خانه ها مي‌خوابد را پيدا مي‌كند، آنگاه نه تنها بايد آن را مورد نقد جدي قرار داد، بلكه بايد نقش سرمايه‌داري در استثمار مضاعف كودكان كشورهاي غير پيشرفته را كه در مجموع كار ساختن بيشترين و پرفروش‌ترين توليدات را انجام مي‌دهند، مصرانه خاطر نشان ساخت.
تا همين چندي پيش، در حدود 98 درصد كل توپ فوتبال و تنيس جهان را كودكان چهار تا پانزده ساله پاكستاني مي‌ساختند، و اكنون به يمن جنبش لغو كار كودك در پاكستان، اين توليدات از طريق جايگزيني كار بزرگسالان با كودك صورت مي‌گيرد، اما در كشورهاي هند و بنگلادش و آفريقا، كه بخشي از اين توليدات به آنها انتقال پيدا نموده است، در كارخانه‌هاي نايكي و ري‌بوك، كودكان هفده ساعت در روز كار مي‌كنند و حقوقي معادل چهارده كرون سوئد در ماه مي‌گيرند.
2. اسطوره‌ي دوم:
يونيسف، ممنوعيت كار كودك را در گرو ريشه‌كن ساختن فقر نمي‌داند و مي‌گويد: “فقر را نمي‌توان ريشه‌كن كرد، اما كار كودك را مي‌توان ممنوع ساخت”. به همين خاطر است، كه يونيسف نجات 50 ميليون كودك از كار را با هزينه كردن 2 درصد از بودجه ساليانه نظامي در جهان براي تحصيل كودكان ممكن مي‌داند.
طبيعي است، كه سعادتمندي و رفاه نهايي بشر به دگرگوني بنيادين نظام سرمايه‌داري بستگي دارد و فقري كه به جامعه بشري تحميل مي‌شود، براي رسيدن به آن دگرگوني، مي‌بايد از بين برود و براي ريشه‌كن ساختن آن نيز از همين امروز بايد قدم برداشت. لازم به توضيح است كه در بررسي اسطوره‌هاي كار كودك كه از جانب جنبش لغو كار كودك صورت گرفته است. و يونيسف هم بعضاً آنها را به عاريت گرفته است راه‌حل‌هاي مشخص‌تر و عملي‌تري براي اين مسئله ارائه شده است.
3. اسطوره‌ي سوم:
“كار اكثريت كودكان در جهان سوم، در كارخانه‌هاي صادراتي صورت مي‌گيرد”.
همين جا بايد بگويم، كه اين نه تنها اسطوره نيست، بلكه واقعيتي است كه در متن گلوباليزاسيون عمق بيشتري هم پيدا كرده است. از شير نستله تا اچ.اند.ام، نايكي، ري‌بوك، تريومف، ابزارهاي پزشكي اتاق عمل‌هاي كشورهاي غربي، توپ‌هاي فوتبال، قهوه و نيشكر، چيدن گل براي تهيه عطر در كشورهاي هند، پاكستان، فيليپين، كامبوج و چين و … گرفته تا هر چه كه مارك ساخته شده در تايوان را بر خود دارد، نشان دهنده اين واقعيت بي‌ترديد هستند، در حالي كه يونيسف ادعا دارد فقط 5 درصد كودكان به كار در كارخانه‌هاي فرامليتي و صادراتي مشغولند.
واقعيت آن است كه با جهاني شدن سرمايه، اساساً، كار در كارخانه‌ها براي مصرف خودي ديگر معنا ندارد. اصرار بر اين مسئله كه كار كودكان جهان سوم، كار خانگي است و از سنت ناشي مي‌شود، كه از طرف نهادهاي بين‌المللي و همچنين دولت‌هاي اين كشورها صورت مي‌گيرد، به دليل وجود همان تئوري شوم نسبيت فرهنگي است. كه همان طور كه قبلاً نيز اشاره كردم، از طرف سازمان جهاني كار و يونيسف هم مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
4. اسطوره‌ي چهارم:
يونيسف، اسطوره‌ي چهارم را “بايكوت اجناس” مي‌نامد و مي‌گويد: “اين فقط شامل بخش صادراتي مي‌شود كه فقط 5 درصد كار كودك را در بر مي‌گيرد و شامل 95 درصد ديگر نمي‌شود. و از طرف ديگر بايكوت اجناس ساخته شده توسط كار كودك، اساساً وقتي مطرح مي‌شود كه خود كار كودك بدواً به رسميت شناخته شود”.
اين جا بايد بگويم، كه اولاً: بايكوت سمبليك اجناس و كالاهاي معيني، يك نوع ارزش فرهنگي را در خود مستتر دارد.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع حل اختلاف، جبران خسارت، مراجع صالح، حمل و نقل Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع حقوق كودك، حقوق انسان