پایان نامه رایگان با موضوع قرآن کریم، فرهنگ نامه ها، بررسی دلالی، معنای اصلی

دانلود پایان نامه ارشد

انسان‏ها، آنان را بر خودشان گواه ساخت و به آنان فرمود: آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: چرا گواهي داديم؛
(وإذ أخذ ربّك من بني ادم من ظهورهم ذرّيتهم وأشهدهم علي أنفسهم ألست بربّكم قالوا بلي شهدنا أن تقولوا يوم القيامة إنّا كنّا عن هذا غافلين7.)
«به خاطر بیاور زمانی را که پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذریه آنها را برگرفت و آنها را گواه بر خویشتن ساخت(و فرمود) آیا من پروردگار شما نیستم؟! گفتند آری، گواهی می‌دهیم (چرا چنین کردی) برای اینکه در روز رستاخیز نگوئید ما از این غافل بودیم.»
خليفةاللّه و انسان كامل، يعني رسول‏اكرم‏(ص) نيز كه آثار خدايي در او جلوه كرده است، به عنوان آيت كبراي حق در روز غدير از مردم اقرار گرفت و فرمود: اي مردم! آيا من از خود شما به شما اولي نيستم؟ گفتند: آری؛ «ايّها النّاس ألست أولي بكم من أنفسكم؟ قالوا بلي» .
آنچه در ميثاق الهي گذشت، اشهاد و اقرار و اعتراف به ربوبيّت خدا وعبوديّت انسان‏ها بود و در غدير خم اشهاد براي ولايت و رهبري و خلافت.
شاهد گرفتن براي آن است كه انسان بر اساس واقعيتي تصميم بگيرد و تسليم شود. خدا ربوبيّت خود و عبوديّت ما را به ما نشان داد و براي گرفتن پيمانِ اطاعت و پذيرشِ شريعت و تكليف از ما پرسيد: آيا من پروردگار شما نيستم؟ ما گفتيم: آري. پيامبر نيز مردم را بر نبوّت خود شاهد گرفت و حاضران در صحنه غدير گفتند: آري. بعد فرمود لازمه پذيرش نبوّت و ولايت من پذيرش امامت و ولايت وصي من علي(ع) است.
بسياري از ائمّه(عليهم‌السلام) به واقعه غدير احتجاج و استدلال كرده‏اند. اميرالمؤمنين(ع) نيز پس از حادثه خلافت استشهاد كرد و فرمود: مردم! مگر در غدير و موارد ديگر شاهد نبوديد كه پيامبر مرا وصي قرار داد، پس بايد رهبري مرا بپذيريد.
وجود مبارك اميرالمؤمنين(ع) در نهج‏البلاغه مي‏فرمايد: به خدا سوگند من از همه مردم حتي از خود مردم به آن‏ها أولي هستم: «فواللّه إنّي لأولي النّاس بالنّاس»8.
اين اولويت تعييني است، نه تفضيلي. آنچه وجود مبارك حضرت امير(ع) در اين خطبه نهج‏البلاغه بيان فرمود، از خطبه غديريه پيغمبر(ص) استفاده كرده است.
اولويّت وليّ الهي
پس از نزول آيه (النّبي أولي بالمؤمنين من أنفسهم وأزواجه أمهاتهم واُولوا الأرحام بعضهم أولي ببعض9)، مردم تفسير آن را از رسول گرامي پرسيدند. آن حضرت فرمود: «السّمع والطّاعة»10؛ يعني من دو سِمَت دارم: يكي رسالت كه بر اساس آن احكام الهي را نقل و خود نيز به آن عمل مي‏كنم، ديگري ولايت و امامت و رهبري جامعه؛ من فرمانده جنگ و صلح هستم و مسائل كشوري و لشكري بر عهده من است. فرمانم را بايد اطاعت كنيد. «اولي بالمؤمنين» يعني قلمرو ولايت همه مؤمنانند؛ «بأنفسهم وأموالهم و حقوقهم».
پيامبر اكرم‏(ص) در غدير خم ابتدا معارف و اصول دين را بازگو كرد و همگان به آن اقرار كردند. سپس آيه ﴿ألنّبي أولي بالمؤمنين من أنفسهم﴾11را تلاوت كرد و از حاضران اقرار گرفت: «ألست أولي بالمؤمنين من أنفسهم»12. آنگاه فرمود: هر كس صاحب اختيار خويش است، امّا پيامبر والي، متولّي، ولي و أولي بر همه است؟ اولويت(أولي) در آيه سوره احزاب و در سخن پيامبر اكرم‏(ص) تعييني است، نه تفضيلي. اگر گفته شود ديگري نيز مي‏تواند اين كار را انجام بدهد، ولي زيد أولي است، اين افعل تفضيل است، ولي أفعل تعيين مثل ﴿اُولوا الأرحام بعضهم أولي ببعضٍ﴾13كه معنايش اين نيست كه در ارث همگان مساوي‏هستند، ليكن طبقه اوّل سزاوارتر است، بلكه بدين معناست كه با بودن طبقه اوّل، ارث به طبقه دوم نمي‏رسد و هم‏چنين با بودن طبقه دوم به طبقه سوم نمي‏رسد.
بنابراين، چون اولويت تعييني است، با بودن پيامبر انسان صاحب اختيار نيست؛ نه اين كه ما صاحب اختيار خود هستيم و پيامبر نيز صاحب اختيار ما است، ولي بهتر است كه او كارهاي ما را اداره كند كه آن اولويت تفضيلي است، نه تعييني. پس معنايش اين است كه وقتي پيامبر چيزي را اراده كرد، انسان در برابر او حقي ندارد. مردم در كارهاي شخصي خود، بر خود سلطه دارند، ولي هنگامي كه در تحت رهبري رسول اكرم‏(ص) قرار گرفتند، حرف اول و آخر را رسول گرامي مي‏زند. پيغمبر اكرم‏(ص) در غدير همين بهره را از ششمين آيه سوره احزاب گرفت.
فصل دوم : واژه شناسي
در این قسمت ضرورت دارد تا به معنای لغوی و اصطلاحی واژه هایی پرداخته شود که ارتباط مستقیم ونزدیک به موضوع مورد بررسی این نوشتار دارد وآنها عبارتند از:
1. غديرخم :
غدير : ريشه اصلي آن از «غادرت الشئ » يعني فلان چيز را ترك كرديم است. غدير بر وزن فعيل و به معناي مفعول( يعني ترك شده ) است گويا سيل و يا آب باران مقداري از آبشان را در جائي همانند بركه و آبگير ترك مي كند و آن آب تشكيل بركه مي دهد.
الغدير : ج غُدر14 و غُدر و غُدران و اَغدِرَه :‌آبگير – تالاب – بركه 15
خم : قفس پرندگان16
غدير خم : مكاني است بين مكه و مدينه و در دو ميلي جحفه 17
خم : به ضم خاء نقطه دار و تشديد ميم و تنوين آن چنانكه محيي الدين نوري گفته است بستاني است در سه ميلي جحفه كه در كنار آن بستان غدير يعني گودالي است معروف به گودال خم يعني گودال نزديك به بستان خم.18
2. دين :
دين در لغت به معنايي اطاعت کردن است ودر قرآن کریم آمده است «ولا یدینون دین الحق»19 یعنی اطاعت نمی کنند طاعت حق را.و ببه معنی جززا هم آمده است «مالک الیوم الدین»20 و در اصطلاح علما دین به مجموعه احكام و معارفي اطلاق شده كه از جانب خداي سبحان نازل گشته تا برنامة زندگي بندگان او باشد.21 وهمچنین گفته شده است دین مجموعه ای از هدایت های عملی وعلمی است که از راه وحی وسنت (نبوی وعلوی)برای رستگاری آدمی در دنیا و آخرت آمده است.22
3. اكمال و اتمام
[«اكمال » و «اتمام » كه متضاد هر دو «نقص » است، ‌از ريشه «‌كمل » و «تمم» و از جهت معنا به يك ديگر نزديك هستند. اگرچه گاهي در مسامحات عرفي «اتمام » و «اكمال » جاي يك ديگر استعمال مي شوند، ليكن در نگاه دقيق لغوي با يك ديگر تفاوت دارند. راغب اصفهاني در فرق اين دو واژه مي گويد : تمام شدن يك چيز بدين معناست كه به جايي برسد كه تمام اجزاي آن بدان ملحق شود و احتياج به چيزي ديگر نداشته باشد، درحالي كه ناقص، به اشياي خارج از خودش احتياج دارد.23
اما كمال شي به اين است كه به جايي برسد كه غرض از آن شيء حاصل شود.24
بنابراين كمال در مرحله بالاتري از تمام قرار دارد، به عبارت ديگر هر كاملي تام است، اما هر تامّي كامل نيست. از اين جهت برخي گفته اند : كمال غالباً در كيفيات استعمال مي شود و در مرحله بعد از تماميت اجزاء قرار دارد. زماني كمال تحقق پيدا مي كند که خصوصيات و محسنات ديگري بعد از تماميت اجزا به آن اضافه شود.
براي مثال وقتي كه نطفه آدمي در رحم منعقد مي شود و مراحل نطفه بودن، علقه شدن، مضغه شدن، استخوان شدن، روييدن گوشت و… را پشت سر مي گذارد، به سوي تماميت خود پيش مي رود . هنگامي كه از حيث اعضاء و جوارح به مرحله نهايي رسيد، بدن انسان تام الخلقه و تام الاجزاء مي شود و آمادۀ پذيرش روح و كامل شدن مي گردد كه قرآن كريم اين مرحله را خلقتي جديد مي شمرد «سپس جنين را آفرينش تازه اي داديم. پس آفرين بر خدا كه بهترين آفرينندگان است.»25
اما انسان كامل بالفعل نخواهد بود، بلكه بالقوه است، يعني مي تواند كامل شود . زماني انسان كامل خواهد شد كه نتيجه مطلوب از آفرينش او حاصل شود، يعني از مرحله وهم و خيال بگذرد و به مرحله انديشه و عقل برسد.]26
4. ابلاغ و تبليغ
واژه ابلاغ و تبليغ مصدر ابواب افعال و تفعيل و از ريشه بلاغ و بلوغ هستند در فرهنگ نامه ها در معناي اصلي و مقصود به : رسيدن يا نزديك به رسيدن و يا به نهايت رسيدن در يك چيز تعريف شده است.27
(بلغ ) : از بلوغ و بلاغ به معناي رسيدن به نهايت مقصد و مقصود است و در اين معنا مكان و زمان يا كاري كه انجامش نيت گرفته شده، فرقي ندارد و يكسان مي باشد و چه بسا لفظ بلوغ و بلاغ درجايي به كار برده شود كه كاري نزديك به رسيدن به مقصد و مقصودش باشد ولي به نهايت نرسيده است.28
5. مولي و واژه هاي همرديف
ولی ،مولی ،اولی،ولاء،وَلایت ،وِلایت وامثال آنها،همه از ماده ی (و ل ی) اشتقاق یافته است. این واژه، از پر استعمال ترین واژه های قرآن کریم است که به صورت های مختلفی به کار رفته است در 124 مورد به صورت اسم و12مورد،در قالب فعل بکار آمده است.29
معنای اصلی این کلمه، چنان که راغب در المفردات گفته است،قرار گرفتن چیزی در کنار چیز دیگری است،به نحوی که فاصله ای در کار نباشد به همین مناسبت طبعاً ابن کلمه در باره ی قرب و نزدیکی به کار رفته است ،اعم از قرب مکانی وقرب معنوی، وباز به همین مناسبت درباره ی دوستی ،یاری و معانی دیگر استعمال شده است، چون در همه ی این ها نوعی مباشرت و اتصال وجود دارد.
راغب راجع به کلمه ی «ولایت» از نظر استعمال می گوید:وِلایت به کسر واو ،به معنی نصرت است و اما وَلایت به فتح واو به معنی تصدی وصاحب اختیاری یک کار است.وگفته شده است که معنای هر دو،یکی است وحقیقت آن،همان تصدی و صاحب اختیاری است.30
علامه ی امینی برای مولی 27 معنی مطرح کرده است وبعد از بررسی ودقت وبا ارائه ی استدلال و بیان قراین فقط معنای،اولی به شیء ،«اولویت داشتن وسزاوار تر از دیگران بودن » را مناسب ترین معنای کلمه ی مولی در حدیث غدیر دانسته است.31
انشاءالله در بخش بررسی دلالی حدیث استدلالات ایشان کاملاً منعکس خواهد شد.

بخش دوم
تبین سند و دلالت حدیث غدیر

فصل اول : گونه شناسي حديث غدير
در مورد واقعۀ غدير نقل هاي متفاوتي از شيعه و اهل سنت وجود دارد كه مي طلبد در اين قسمت به نقل آنها بپردازيم و به تفاوتهاي موجود مختصراً اشاره كنيم، نويسنده كتاب ارزشمند غايه المرام با كنكاش دقيق و محققانه و منصفانه در نوشته هاي عالمان حديث شناس و روايت نگار شيعه و اهل سنت، مجموعۀ با ارزشي از اخبار غدير يادداشت نموده ايشان 89 طرق روايي از متون حديثي اهل سنت را به همراه اسناد رجالي آنها به ثبت رسانده است. 32
بزرگاني از عامه كه در اين رهگذر مورد استناد قرار گرفته اند عبارتند از :
احمد حنبل
عبد الله بن احمد حنبل
احمد بن يحيي
حميدي
مسلم
ابن ابي الحديد معتزلي
ابو داوود
ابن مغازلي شافعي
سمعاني
ترمذي
خطيب خوارزمي
حمويني
ثعلبي
ابو نعيم اصفهاني
علي بن احمد مالكي
بلاذري

در اينجا برخي از روايات شيعه و اهل سنت را ذكر مي كنيم.
گفتار اول : قصۀ غدير به روايات شيعه
در این گفتار روایت کتاب الغدیر مقدم شده زیرا به اعتقاد علامه ی امینی این نقل اجماعی شیعه واهل تسنن است اما نقل های بعدی واقعه ی غدیر را مفصل تر ترسیم کرده و مفاد آن بیشتر مورد پذیرش شیعه می باشد.
1. واقعه غدير به روايت الغدير
[ده سال از هجرت مي گذشت كه رسول مكرّم اسلام(ص) عزم سفر حجّ نموده و همگان را مطلّع مي سازد.
گروه زيادي به مدينه آمدند تا در مناسك حجّ با او بوده و از او پيروي كنند.
«‌حجه الوداع»، «حجه الإسلام »، «حجه البلاغ »، «حجه الكمال »‌ و «حجه التمام »33 نام هايي است كه بر اين تنها حجّ رسول خدا(ص) پس از هجرت نهاده اند.
شنبه، پنج يا شش شب از ماه ذي القعده باقي مانده [ پنج يا شش روز مانده به هلال ذي الحجه الحرام ] با پاي پياده، با غسل و تدهين34 و تنها با لباس احرام از مدينه خارج مي شود. همسرانش را نيز سوار بر كجاوه با خود مي برد .
تمامي اهل بيت و مهاجرين و انصار و چه بسيار از قبايل عرب و ديگر اقشار مردم با او به راه مي افتند.35
شيوع بيماري آبله يا حصبه، توفيق همراهي را از بسياري سلب كرده بود‌، با اين وجود، جمعيت به حدي بود كه شمار آن را جز خدا نمي داند.
عدد آن را نودهزار و بيشتر ذكر كرده اند.
هنگامة حجّ بر اين سيل جمعيّت افزوده مي شود‌؛ اهالي مكّه و نيز جماعتي از يمن كه در معيّت علي بن ابي طالب(ع) و ابو موسي آمده بودند، به آنان مي پيوندند.36
مناسك حجّ را به پايان رسانده و با همان جمعيّت انبوه، راهي مدينه مي شود.
در ميانۀ راه منطقه اي به نام «جُحفه» قرار دارد كه راههاي مدينه، مصر و عراق از آنجا منشعب گشته

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع رسول اکرم (ص)، صاحب نظران، سوره معارج Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع فرمايد، مكه، مولاي، امير