پایان نامه رایگان با موضوع قرآن کریم، تقدیم و تأخیر، موسیقی کلام، فاصله آیات

دانلود پایان نامه ارشد

است مانند سخن خداوند تبارک و تعالی در پایان برخی از آیات (قبور، زور، کفور، أمور، صدور، غفور، کفور و أمور). همانطور که بیان گردید این سوره مبارکه از تنوع حروف روی برخوردار است و از فواصل «ون»، «ین» و «یق» نیز به ترتیب در کلمات زیر استفاده شده است:(ینفقون، تشکرون، تعدّون، تعملون، تختلفون و تفلحون)، (مبین، مخبتین، محسنین، مبین، مهین و رازقین)، (حریق، حریق، عمیق، سحیق و عتیق). با توجه و دقت نظر در کلمات مذکور و فواصل آنان به خوبی مشخص می‌شود که اکثراً دارای سجع متوازی هستند؛ بدین ترتیب که هم در کلمات هم وزنند و هم حروف پایانی مشترک هستند. استفاده از این نوع از سجع نه تنها موسیقی بی نظیری را بوجود آورده است بلکه آرایه ی سجع را نیز زینت بخشیده است به طوری که گوش جان از شنیدن هرآیه بوجد آمده و جان را تشنه شنیدن آیات بعدی می کند.

3ـ2ـ2ـ3ـ 1ـ1عوامل پدیدآورنده سجع در سوره ی حج

3ـ2ـ2ـ3ـ 1ـ1ـ1 تقدیم و تاخیر(موسیقی)
این دو واژه در اصطلاح به این معنا هستند که لفظی به خاطر وجود مانع و یا اهمیتی که دارد و یا به جهت ضرورت، در رتبه ای قبل از رتبه ی اصلی و یا قبل از جایگاه واقعی آن قرار داده شود. (طوفی، 1989: 189)

سامرایی در مورد اهمیت ویژه ی جایگاه تقدیم و تاخیر در قرآن می گوید: « قرآن کریم در رابطه با گزینش کلمات، بسیار دقت کرده و در چیدمان آن ها و قرار دادنشان در کنار یکدیگر، بسیار فنی عمل نموده است. در رابطه با تقدیم و تاخیر واژگان نیز همین رویه را در پیش گرفته است؛ گاهی اوقات به اقتضای حال و مقام، کلمه ای را مقدم داشته و گاهی نیز همان کلمه را به جهت رعایت سیاق و هم سویی با ساختار عمومی جمله، به زیباترین شکل به تاخیر انداخته است». (سامرایی، 1998: 53) با نگاهی گذرا به سوره مبارکه حج به بسامد بالای عنصر تقدیم و تاخیر، پی خواهیم برد. تقدیم و تاخیری که در راستای تحقق سجع و آهنگین کردن فواصل و همچنین تاکید بر برخی موضوعات صورت گرفته است. در زیر این عنصر مورد بررسی قرار گرفته است:
﴿هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيابٌ مِنْ نارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمِيمُ﴾ (19) در آیهی مذکور دو مورد تقدیم و تاخیر است که به شرح زیر هستند: «لهم» که جار و مجرور است بر نائب فاعل «ثیاب» مقدم شده است. همچنین «الحمیم» از موضع خود متاخّر شده و «من فوق رؤسهم» بر آن مقدم شده است. این تقدیم و تاخیر ضمن حفظ سجع و ایجاد هماهنگی میان فاصله آیات قبل و بعد، بر مجازاتی غیر قابل تصوّر نیز تاکید کرده است مجازاتی که در انتظار مشرکان است.
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَأُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ (57) «لهم» برای تناسب و هماهنگی با «الرَّازِقِينَ» در آیه (58). و رعایت موسیقی ای که با ایجاد سجع بوجود می آید، مقدم شده است. همچنین این آیه در بر درنده تخصیص عذاب اخروی برای کافران و تکذیب کنندگان آیات الهی نیز است.
﴿أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ وَ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ يُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلاَّ بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ﴾ (65) در این آیه دو مورد تقدیم و تاخیر وجود دارد؛ بدین صورت که: «لکم » بر «ما فی الأرض» و «بالنّاس» بر «لرؤف رحیم» مقدم شده اند. اولی برای تخصیص همه مسخرات برای اشرف مخلوقات (انسان) و دومین تقدیم و تاخیر در جهت اغراض موسیقی و حفظ فاصله و حرف روی در آیه و همچنین تاکید بر الطاف الهی نسبت به همه ی بندگان، ایجاد شده است.
﴿ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّ ذلِكَ فِي كِتابٍ إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ﴾ (70) «علی الله» بر متعلق خود «یسیر» که خبر إنّ است برای نیل به اغراض موسیقایی مقدم شده است تا بدین جهت تناسب و هماهنگی که با «نصیر» در آیه (71) دارد از بین نرود، و موسیقی آیه به بهترین شکل حفظ شود. و علاوه بر این غرض از این تقدیم و تاخیر قدرت خداوند و علم بی حد و حصر او نسبت به همه ی پدیده ها نیز مورد تاکید قرار می گیرد به طوری که به خوبی بیان می کند که همه ی علم و دانایی نزد خداوند است.
﴿وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ ما لَيْسَ لَهُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ نَصِيرٍ﴾ (71) این آیه، در میان آیات سوره حج، بیشترین تقدیم و تاخیر را به خود اختصاص داده است؛ بدین صورت که «من دون الله»، «به»، «لهم»، «به» و «للظالمین» بر متعلقات خود مقدم شده اند، حال آنکه بر اساس قواعد نحوی اصل این آیه بایستی چنین باشد: «و یعبدون ما لم ینزّل سلطاناً به من دون الله و ما لیس علم به لهم و ما من نصیر للظالمین». در این تقدیم و تاخیرها علاوه بر حفظ موسیقی و حرف روی، با نزدیکی خارج حروف به هم بر ریتم و موسیقی درونی نیز افزوده شده است و تاکید بر این مطلب دارد که انسان هایی که به خدا شرک می ورزند؛ درواقع به خودشان ظلم می کنند و اگر خداوند دستگیریشان نی کند بخاطر اعمال ظالمانه و جاهلانه خودشان است.
﴿يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ ﴾ (76) مقدم شدن جارو مجرور «الی الله» بر متعلق خود «ترجع الأمور»، این تقدیم وتاخیر ضمن رعایت تناسب و هماهنگی و ایجاد موسیقی، تاکیدی مضاعف است بر اینکه بازگشت همه کارها در نهایت به سوی خداست و معادی که از ابتدای سوره مورد تایید و تاکید الهی بوده است حتمی و قطعی است.

3ـ2ـ2ـ3ـ 1ـ1ـ2 حذف
یکی از جلوههای زیبا و با شکوه قرآن که در سراسر این کتاب آسمانی نمودی آشکار و چشمگیر دارد ساختار موسیقایی زنده و بدیعی است که به وسیلهی روشهای مختلف خلق شده است. از مهمترین این روشها حذف میباشد که در انواع مختلف آن بهکار رفته است.
قرآن كريم با تمام ويژگي‏هاي بی‌نظیر و شيوه‏هاي بياني زيبايش كه در اوج قله فصاحت و بلاغت قرار دارد، از شيوه بلاغي «حذف»، خواه در حرف باشد و خواه در، كلمه و جمله، فراوان بهره جسته است. توجه به حذف و کارکردهای آن بسیار دلپذیر است، در این میان کارکردی که حذف در ساختار موسیقیایی و آهنگین متن دارد بسیار چشمگیر و موردتوجه هست؛ چراکه گاه کلمه، عبارت و حتی جملهای تنها برای اینکه موسیقی و آهنگ آیهای را تکمیل کند حذف‌شده است.
در سطح آوایی منتقد به دنبال آن است تا دریابد «ادیب از چه نظام موسیقایی بهره گرفته و این نظام چگونه در خدمت شاعر و القای معنا قرارگرفته است». (علوی مقدم، 1381: 181) نظام موسیقیایی قرآن مجید متشکل از سازهها و روشهایی است. در جهت شکلدهی به آهنگ و موسیقی متوازن و هماهنگ، عنصر حذف یکی از عناصر مهم این نظام به شمار میرود. در ادامه تحقیق به بررسی این عنصر در سوره حج و تأثیر آن بر موسیقی پرداخته می‌شود:
﴿فَلْيَنْظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ ما يَغِيظُ﴾ (15) اگر «ما» مای موصوله باشد یغیظه باید باشد که ضمیر عائد “ها” به خاطر علم به محذوف و رعایت موسیقی و فاصله در تقدیر است. و چنین حذفی در آیه‌ی بعدی نیز اتفاق افتاده است: ﴿ وَ أَنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يُرِيدُ﴾ (16) این آیه که در اصل «یُریدُه» باید باشد و ضمیر “ها” به دلیل علم به تقدیر آن، و مراعات سجع و آهنگین بودن در این آیه حذف‌شده است، تا با آیات قبل و بعد(یرید، یغیظ، یرید، شهید و..) تناسب و هماهنگی داشته باشد. ﴿فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ﴾ (44) همان‌طور که در آیه مشاهده می‌گردد حذف «ضمیر یاء» از آخر نکیر اسباب رعایت سجع و موسیقی کلام را فراهم آورده است. ﴿وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيم﴾ (52) مبتدای «حکیم» در این عبارت «هو» است که به «الله» برمی‌گردد، و به دلیل دلالت قرینه حذف‌شده است. تا هم‌ریتم موسیقی و آهنگ را سرعت ببخشد و همچنین به ایجاز کلام کمک شود. در حقیقت؛ این تقدیم و تأخیر، باعث تناسب و هماهنگی میان فواصل (جحیم، کریم و..) را فراهم آورده است. ﴿ فَقُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما تَعْمَلُونَ﴾ (68) مفعول به «تعملون» حذف‌شده است و تقدیر آن (بما تعلمونه یا تعلمونها و یا تعملون من العمل) بوده است. که این تقدیم و تأخیر، برای موجز آوردن کلام که بسیار در بلاغت قرآن ارزشمند است و همچنین ایجاد تناسب و هماهنگی با آیات دیگر و حفظ حرف روی یا مراعات سجع، انجام‌شده است.

3ـ2ـ2ـ3ـ 1ـ1ـ3 اعراب و فاصله
ارتباط میان نحو و بلاغت ارتباطی دقیق و محکم است؛ زیرا بلاغت در حقیقت، اوج آگاهی نسبت به بافت جملات و دلالت‌ها و نشانه‌های آن است. اعراب، بیانگر آگاهی به نظم و ترکیب‌هاست که عبدالقادر جرجانی از آن به نظم یاد می‌کند. ازاین‌روی معنا از حالت اعراب تبعیت می‌کند و با تغییر آن دست‌خوش دگرگونی می‌شود. رعایت اعراب و معنا موجب شده است تا در قرآن ضمن حفظ ایقاع و آهنگ در فاصله از نصب فعل ممانعت شود، بدون آن‌که در معنای آن خللی ایجاد شود. (قاسمی، 1393: 62) مانند آنچه در دو آیه زیر وجود دارد:
﴿وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيها خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْها صَوافَّ فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ كَذلِكَ سَخَّرْناها لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴾ (36)
﴿يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَ افْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون (77) در دو آیه فوق، در صورت بیان «لتشکروا» و لتفلحوا» و یا «لکی تشکروا» و «لکی تفلحوا»، آهنگ ایجادشده از طریق فاصله از بین می‌رفت؛ بدین ترتیب از لفظ «لعلّ» که از ادوات ترجی به‌حساب می‌آید استفاده‌شده است تا علاوه بر تحمیل نشدن نصب بر فعل مضارع، موسیقی کناری(سجع) و آهنگ برخاسته شده از آن نیز محفوظ بماند. بنابراین اهمیت اعراب و تأثیر آن بر فاصله و درنهایت ایجاد موسیقی و آهنگ برخاسته از سجع، مشخص‌شده است.
3ـ2ـ2ـ4 موسیقی معنوی(فکری)
موسیقی معنوی به مفهوم آهنگ آوایی یا «صوتی» نیست، بلکه احساس پژواک و آوایی ناشنیدنی است که در نفس جریان می‌یابد و ازنظر تأثیر به آوای قابل‌شنیدن موسیقی شباهت دارد. هرچه موسیقی یا آهنگ خوانده می‌شود ضرورتاً ناشی از آهنگ‌های آوایی شناخته‌شده نیست، چنانچه در همه‌ی هنرها ازجمله صورتگری یا مجسمه‌سازی نوعی موسیقی معنوی یا فکری وجود دارد. (ساعی، 1978: 297) موسیقی فکری یا آهنگ درونی متن قرآن، از چندین جنبه‌ی فنی در قرآن نشأت می‌گیرد که شایع‌ترین آن الهام‌بخش و القاء کننده است. لفظ الهام‌بخش بیش از یک‌بار و با صور و اشکال متفاوت مفهومی از خود را القاء می‌سازد و مانند رنگ‌های رنگین‌کمان، پیرامون پژواک‌های درونی‌اش در نفس آدمی معانی گوناگون و رنگارنگی شکل می‌گیرد. این کلمات بار معنوی، احساسی و ادراکی بسیار بالایی دارند که بر چنین القایی قادرشان می‌سازد. این بار عاطفی ممکن است حاصل کاربرد خاصی باشد که آن لفظ در نوع ویژه‌ای از شعر در طول زمان پیداکرده و یا در عبارتی مشهور، یا آیه‌ای از قرآن کریم یا بیتی دل‌نشین، جای گرفته و در هر عبارت دیگری که بنشیند، عطر آن منزلگه مألوف را دارد.

3ـ2ـ2ـ4ـ1 تضاد (طباق)
آوردن دو کلمه بامعنی متضّاد است در سخن برای روشنگری، زیبایی و لطافت آن. تضاد قدرت تداعی دارد و ازاین‌رو سبب تلاش ذهنی می‌شود. (هادی، 1391: 137) روابط گوناگون میان معانی واژگان در عبارات

قرآنی‌ یکی از شیوه‌های پرکاربرد در بهره‌گیری از بدیع معنوی‌ در آیات قرآن است. قرآن کریم، اسلوب طباق را فراوان و بدون تکلّف، به کار می‏برد و آنجا که از طبایع حقایقی همچون ایمان و کفر، طاعات و معاصی، حسنات و سیئات، ظلمات و نور، نفع و ضرر، رشد و گمراهی، جنّت و نار، سماء و ارض و حیاة و موت، سخن می‏گوید، آرایه طباق، به‌طور طبیعی رخ می‏نماید و بیان‏کننده عرصه‏های مختلف معارف آن هست. نقش طباق و تضاد در قرآن به زیبایی‌آفرینی‌ محدود نمی‌شود، بلکه در تبیین برخی مفاهیم و آشکارتر نمودن بعضی معانی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع موسیقی شعر، الهام بخشی، علم معانی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع ادبیات فارسی، پاداش و کیفر، ادبیات فارسی و عربی، شفیعی کدکنی