پایان نامه رایگان با موضوع فعل مضارع، صدق و کذب، تقدیم و تأخیر، صنایع ادبی

دانلود پایان نامه ارشد

به سیاق غیاب، درصورتی‌که مطلب یک مطلب است. این همیشه به علت یک سلسله نکات است که در علم”معانی بیان” توضیح داده‌اند که به چه علل و جهاتی گوینده سیاق سخن خودش را تغییر می‌دهد.
بلاغیون التفات را در ذیل مبحث «بیرون بردن کلام از مقتضای ظاهر» آوردهاند و آن را اینگونه تعریف کردهاند« بیان یک معنی به یکی از راههای سهگانه تکلّم، خطاب و غیبت پس از بیان آن معنی، به یکی دیگر از آن راههای سهگانه، به‌گونه‌ای که بیان دوم برخلاف مقتضای ظاهر و انتظار مخاطب باشد». (التفتازانی، بیتا: 116؛ جرجانی، بیتا: 10) اکثر بلاغیان، نکته بلاغی التفات را در این دانستهاند که: توالی کلام بر یک نوع ضمیر، باعث خستگی مخاطب میگردد و با التفات میتوان خستگی را از مخاطب برداشت و توجه بیشتر او را به کلام جلب کرد. (حسین، 1984: 282؛ الهاشمی، 1978: 213) اگر بخواهیم التفات را درروشی که دکتر شمیسا برای طبقه‌بندی صنایع بدیع اعم از لفظی و معنوی انجام داده، بررسی کنیم، التفات در زیرمجموعه صنایع معنوی و درروش ترکیب کلام قرار می‌گیرد. (محبتی، 1380: 203) با توجه به آنچه ذکر گردید، در ادامه بحث، به انواع التفات و هدف بهره‌گیری از این فن بدیعی در سوره‌ی حج پرداخته می‌شود:

3ـ3ـ5ـ3ـ1 التفات از ضمیر غایب به ضمیر مخاطب
این نوع از التفات در سوره مبارکه‌ی حج از بسامد نسبتاً بالایی برخوردار است مانند سخن خداوند متعال در آیه‌های زیر:
﴿ أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَتُصْبِحُ الْأَرْضُ مُخْضَرَّةً إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ﴾ (63) در این آیه از «أنزل» به «تصبح» التفات شده است تا بر باقی ماندن تأثیر باران برای مدت‌زمانی طولانی اشاره شود. همچنین در آیه‌ی 73 نیز این اسلوب مشاهده می‌شود: ﴿ يا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً ﴾ (73) درا ین آیه نیز خداوند تبارک از ضمیر غایب «استمعوا» به ضمیر مضارع «تدعون» ملتفت شده است و این التفات در راستای دقت بیشتر مخاطب به موضوع و مفهوم آیه است که بر عدم شرک و اعتقاد به توحید تأکید دارد.

3ـ3ـ5ـ3ـ2 التفات از فعل ماضی به فعل مضارع
عدول از ماضی به مضارع معمولاً برای بیان باقی ماندن اثر فعل صورت می‌پذیرد و در این سوره نیز از این نوع عدول بسیار استفاده‌شده است که در ادامه بحث بدان پرداخته می‌شود:
﴿ إنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ الَّذِي جَعَلْناهُ لِلنَّاسِ سَواءً الْعاكِفُ فِيهِ وَ الْبادِ سَواءً الْعاكِفُ فِيهِ وَ الْبادِ وَ مَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَلِيم ﴾ (25) همان‌طور که می‌بینیم، «یصدون» عطف به کفروا شده است؛ ودرحقیقت از ماضی غایب به مضارع غایب عدول کرده است که هدف از این عدول را می‌توان برای بیان استمرار امتناع کردن و صد شدن مستمر کافران در مقابل حق و حقیقت الهی دانست.
﴿ هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيابٌ مِنْ نارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمِيمُ ﴾ (19) ﴿ حُنَفاءَ لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكانٍ سَحِيقٍ﴾ (31) چنانچه مشاهده می‌شود در دو آیه فوق نیز این نوع از عدول(التفات) وجود دارد که به ترتیب در آیه‌ی اول از «کفروا» به «یصبّ» التفات صورت گرفته است و در آیه‌ی دوم نیز از فعل «خرّ» که ماضی است به «تخطف» عدول صورت گرفته است.

3ـ3ـ5ـ3ـ3 التفات از فعل مضارع به فعل ماضی
این نوع از التفات نسبت به نوع قبلی از بسامد کمتری برخوردار است و ادامه به نمونه‌هایی از آن در سوره حج اکتفا می‌شود:
﴿ وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُوماتٍ عَلى‏ ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعامِ فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ﴾ (28) در این آیه نیز از فعل مضارع«یذکروا» به فعل ماضی «رزقهم» عدول صورت گرفته است. با توجه به اینکه فعل مضارع دارای معنای استمرار و ثبوت است در اینجا نیز بر ثبوت و استمرار ذکر و عبادت خدا تأکید شده است. ﴿ حُنَفاءَ لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكانٍ سَحِيقٍ﴾ (31) چنانچه می‌بینیم، در این آیه از فعل مضارع «یشرک» به فعل ماضی «خرّ» التفات صورت گرفته است.

3ـ3ـ5ـ3ـ4 التفات از فعل ماضی به فعل مضارع مستقبل
در رابطه با این شکل از التفات باید ابراز داشت که در سوره‌ی مبارکه حج مستقیماً از اداتی چون(سین و سوف) که باعث تغییر معنای فعل مضارع به ـآینده می‌شود استفاده‌نشده است بلکه با استمداد از ادات شرط و یا مضارع مجزوم به لن، به خلق معنای آینده اقدام شده است که این امر در نوع خود می تواند قابل‌توجه باشد. در ادامه بحث به بررسی التفات مذکور پرداخته می‌شود.
﴿ كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَنْ تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَ يَهْدِيهِ إِلى‏ عَذابِ السَّعِير﴾(4) فعل «تولاه» به شکل صرفی مضارع بیان‌شده است اما از آن‌ها استنباط معنای آینده می‌شود و سیاقی که نشان‌دهنده زمان آینده شده، ملحق شدن آن به مَن شرطی است که معنای این فعل را به زمان آینده منتقل کرده است. این کلام از «کتب» به «تولاه» عدول یافته است.
3ـ3ـ5ـ3ـ5 التفات از آینده به مضارع
یکی دیگر از انواع التفات، التفات از فعل آینده به فعل مضارع است که در این سوره از بسامد پایینی برخوردار است و در ادامه به بررسی آن پرداخته می‌شود:
﴿ وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ وَ لَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ ﴾ (47).گوینده، در این از فعل «لن یخلف» که دربردارنده زمان آینده است به فعل «تعدّون» که زمان مضارع را در بردارد، التفات یافته است و توجه بیشتر مخاطب را به این نکته که عذابی دردناک در انتظار مشرکان است، جلب کرده است. ﴿ وَ إِنْ جادَلُوكَ فَقُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما تَعْمَلُونَ ﴾ (68) در این آیه «جادلوک» به دلیل مسبوق بودن به «إن» شرطیه دارای معنای آینده است و از این نظر شاهد التفات از آینده به مضارع صورت گرفته است؛ بدین ترتیب که از «جادلوا» به «تعملون» التفات شده است که این التفات درواقع از ضمیر آینده به مخاطب است. برای اینکه مشخص کند که او بر هر فعلی در هرزمانی آگاه است.

3ـ3ـ5ـ3ـ6 التفات عددی
صنعت التفات از مهم‌ترین و زیباترین صنایع ادبی قرآن مجید است که به اشکال و گونه¬های مختلف در این کتاب الهی به‌کاررفته است. در قرآن مجید، تغییر در خطاب اغلب با التفات عددی همراه است. به این معنا تغییر در خطاب نه از یک شخص به شخص دیگر، بلکه از شخصی به اشخاص و از اشخاص به شخصی دیگر صورت میگیرد.که بهعنوان التفات افزایشی و التفات کاهشی شناخته میشوند.

3ـ3ـ5ـ3ـ6ـ1 التفات کاهشی
در التفات عددی کاهشی، از تعداد مخاطبان اولیهی کلام کاسته میشود. به این معنا که برخی یا یکی از آنها همچنان مورد خطاب قرار میگیرد. برای این نوع از التفات سه حالت ممکن را میتوان در نظر گرفت: التفات از جمع به تثنیه (از 3 به 2)، از جمع به مفرد (از 3 به 1) و از تثنیه به مفرد (از 2 به 1) نمونههای بسیاری از هر سه حالت در قرآن مجید دیده میشود. در این سوره تنها از جمع به مفرد التفات ایجادشده است که در ادامه بدان پرداخته می‌شود.

3ـ3ـ5ـ3ـ6ـ1ـ1 التفات از جمع به مفرد
﴿يَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى‏ وَ ما هُمْ بِسُكارى‏ وَ لكِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَدِيدٌ ﴾ (2) چنانچه ملاحظه می‌شود در این آیه از لفظ «ترونها» به «تذهل» التفات صورت گرفته است و از کل به جزء معطوف شده است.
﴿ وَ إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهِيمَ مَكانَ الْبَيْتِ أَنْ لا تُشْرِكْ بِي شَيْئاً وَ طَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَ الْقائِمِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ ﴾ (26). در این آیه نیز از جمع به مفرد التفات صورت گرفته است و درواقع از «بوّانا» به «تشرک» عدول صورت گرفته است.

3ـ3ـ5ـ3ـ6ـ2 التفات افزایشی
در این نوع از التفات، بر تعداد مخاطبان اولیهی کلام افزوده میشود؛ به این معنا که مخاطب اولیه همچنان طرف خطاب باقی میماند. برای این نوع از التفات نیز میتوان سه حالت ممکن در نظر گرفت: التفات از مفرد به تثنیه (از 1 به 2)، التفات از مفرد به جمع (از 1 به 3) و التفات از تثنیه به جمع (از 2 به 3) که نمونههای این نوع نیز در قرآن به‌وفور یافت میشود. تغییر در تعداد مخاطبان (التفات عددی) پربسامدترین از انواع التفات در قرآن کریم محسوب میشود. در سوره حج، تنها از مثنی به جمع(از2به3) التفات صورت گرفته است که در ادامه بدان پرداخته می‌شود.

3ـ3ـ5ـ3ـ6ـ2ـ1 التفات از مثنی به جمع
﴿هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِم﴾ (19) چنانچه می‌بینیم اصل این سخن بدین شکل است «هذان خصمان اختصما فی ربهم» که در راستای اغراض مرتبط به التفات قاعده عدول برآن اعمال‌شده است و بر اساس اینکه هر گروه(خصم) دارای جماعتی هستند به شکل کنونی بیان‌شده است.

3ـ3ـ6 جملات خبری
در آغاز علم معانی، در بحث پیرامون انواع جمله، آنها را به دو قسم تقسیم کردهاند: خبری و انشایی. در مرزبندی میان جمله خبری و انشایی، مقولهی صدق و کذب خبر مطرح‌شده است: «هر جملهای که قابل‌تکذیب یا تصدیق باشد، خبری، و غیر آن انشایی است.» معیار تصدیق خبر، مطابقت آن با واقعیت، و چنانچه مطابق با واقعیت نباشد، کذب است: «الخَبَرُ ما یَحتَمِلُ الصِّدقَ و الکِذبَ». و نیز گفته شده است صدق خبر، مطابقت آن است با اعتقاد گوینده، هرچند که آن اعتقاد خطا باشد. جاحظ بصری معتقد بود که صدق خبر، عبارت است از مطابقت آن با واقعیّت خارجی و نیز اعتقاد گوینده». (التفتازانی، بیتا: 17و18) گفتهاند، صدق خبر مطابقت آن است با واقعیّت، و کذب خبر عدم مطابقت آن است با واقعیّت خارجی. (الهاشمی، 1987: 53) همچنین، نظام معتزلی معتقد بود که «صدق خبر، مطابقت خبر است با اعتقاد متکلم، و کذب خبر عدم مطابقت آن با اعتقاد متکلم. اما جاحظ، انحصار خبر را در صدق و کذب، انکار کرده و به‌واسطه‌ی بین صدق و کذب قائل شده است. به عقیدهی او صدق خبر مطابقت خبر است با واقع، با اعتقاد متکلم به این‌که آن خبر مطابق با واقع است». (رجایی، 1379: 25و26) و نیز گفتهاند: هرگاه نسبت کلامی (مفهوم) با نسبت خارجی (مصداق) مطابقت کند، خبر راست، و در غیر این صورت دروغ است. (رضانژاد، 1367: 60) با توجه به آنچه بیان شد در این قسمت سعی بر آن است تا به بررسی مواردی که بر ارزش و اهمیت جملات خبری می‌افزاید، پرداخته شود، و منظور از این موارد آن است که تأکید و تفخیم مفهوم و محتوای این جملات را دوچندان و یا چندین برابر می‌کند. در ادامه بحث به ذکر موارد تأکید کننده بر جملات خبری پرداخته می‌شود.
3ـ3ـ6ـ1 اسلوب تأکید اخبار در سوره
هدف از تأکید، تثبیت معنا در ذهن و یا از بین بردن شک و تردید در سخن است. (ابن عصفور، 1998: 316) سوره حج به دلیل پرداختن به موضوعات مهمی چون معاد، ایمان، جایگاه و اجر مؤمنان و مرتبت و کیفر مشرکان از اهمیت بالایی برخوردار است به همین دلیل از ابزار زبانیِ استفاده‌شده است که قادر به ارائه تأکید بر این موضوعات مهم باشد. در همین خصوص استفاده از کاربرد تأکید جمله با إنّ، أنّ، تقدیم و تأخیر، قصر و حصر، أنماء و دیگر اسلوب تأکید کننده جمله از بسامد بالایی برخوردار است که به بررسی این موارد به‌صورت کامل پرداخته خواهد شد:

3ـ3ـ6ـ1ـ1 تأکید با «إنّ»
«إنّ»، یکی از ابزاری است، که باعث تأکید جمله می‌شود. در سوره مبارکه حج از إنّ برای تأکید جمله خبری بسیار زیاد استفاده‌شده است و شاید بتوان اظهار داشت که این

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع میراث فرهنگی، فعل مضارع، علم معانی، وجوه اعجاز قرآن Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع اعجاز قرآن، هنجارگریزی، بلاغت قرآن، آثار منظوم و منثور