پایان نامه رایگان با موضوع فضائل و مناقب، نهج البلاغه، خاوران نامه

دانلود پایان نامه ارشد

أن السماواتِ وَالارضُ وُضِعَت في کُفةٍ وَ وُضَعَ أيَمانُ عَلِيً في کُفَةٍ تَرَجَحَ إيَمانُ عَلِيَّ” ( محمودي، 1376:ج1،339) اگر آسمان ها و زمين در يک کف? ترازو و ايمان علي در کف? ديگر گذاشته شوند، به طور حتم ايمان علي برآنها فزوني مي کند. “جبران خليل جبران”، فيلسوف و شاعر نامدار مسيحي عرب مي گويد:”به عقيد? من، پسر ابو طالب اولين قديسي است که با روح کلي ملازم شده و با او همنشيني ها داشته است. آهنگ‌هاي ابديّت را از روح کلّي شنيده ودر گوش قومي که از اين گونه نغمه ها شنيده بودند،منعکس ساخته، هر کس از او خوشش مي آيد، بر فطرت توحيد است و هر که با او دشمن است از بناي جاهليّت. پسر ابو طالب، شهيد را ه عظمت خود شد. او در حالتي از دنيا رفت که نماز را بر زبان داشت و قلبش از شوق لقاي پروردگار سرشار بود. اعراب حقيقت مقام و موقعيت او را نشناختند، تا زماني که مرداني از ايران ظهور کردند و گوهر و سنگريزه را تشخيص دادند.” ( ابن شهر آشوب، 1379:ج2، 123)
همچنان “فؤاد جرداق مسيحي” مي گويد: “هرگاه دشواريهاي زندگي به من روي مي آورد و ازرنج روزگار آزرده مي شوم، به آستان علي (ع) پناه مي برم، زيرا او پناهگاه هر ماتمي است.” ( همان: 124 )
انس امام علي (ع) با نماز،حتي در ميدان جنگ نيز کمرنگ نمي شود. روزي در جنگ صفين مشغول نبرد بود و ميان دو جناح درگير، منتظر زوال خورشيد بود تا نماز را بخواند،ابن عباس عرضه داشت: يا علي! چرا ايستاده اي و نمي جنگي؟ فرمود: منتظر دخول وقتم تا نماز بخوانيم. ابن عبّاس گفت: آيا اکنون وقت اين حرف ها است، در حالي که ما به کار جنگ مشغوليم، امام فرمود: براي چه مي جنگيم؟ مگر نه اين که جنگ ما براي نماز است؟
سراينده منظومه حماسي علي نامه در ميان فضائل و مناقب حضرت علي (ع) به طور مجمل به زهد و عبادات آن حضرت اشاره کرده و تنها در موارد معدودي به ترسيم مناجات آن حضرت اهتمام ورزيده است.
علي رفت بر منبر اندر زمان
ز بعد ثناي جهان آفرين
بگفت اي خداوند خورشيد وماه
شناسي که اين بند? دين طلب
نجويد بذين جز رضاي تورا
تويي ناصر مؤمنان اي خداي
هر آن کس که در دين صبوري کند

ثنا گفت برايزد کامران
ابر مصطفي کرد صد آفرين
توآگاهي از بند? بي گناه
بماندست در کار دين روز و شب
نهادست گردن قضاي ترا
از اين است رايات ايمان بپاي
ز بذ کارها باز دوري کند
( ربيع،1388: 61 پ )
در منظوم? خاوران نامه نيز زهد و عبادات حضرت علي (ع) به طور مجمل بيان شده است، بدين گونه که، معمولاً در سحرگاه شبي پر نياز، سر شار از حزن و پس از گذراندن لحظه هاي شفاف و پاک عبادت و درست در هنگامي که درد طلب به غايت رسيده است، با عارض شدن خوابي مقّدر، رخ مي‌دهند. اين خواب که بيداري واقعي و شرف هوشياري است، گشايند? معماها و وسيل? عروج روحاني، پاکان و مقبولان حق مي شود. سخن دراين مقوله را با ذکر نمونه اي آغاز مي کنيم.
قلع? “آهن رباي” از قلعه هاي قديمي و ساخت? حضرت سليمان (ع) بود از نشانه هاي آن قلعه، ماهي بلورين بود که بر فراز آن خود نمايي مي کرد.در اين دژ چهار صد بت زرّين وجود داشت.ديو عفريتي که از ديوان بندي حضرت سليمان (ع) بود برآن دژ تسلط داشت. حضرت علي (ع) پس از چند بار يورش و سنگ اندازيهاي بسيار نتوانسته بود برآن قبّه دست بيابد و براي چندين بار مأيوس و به سجده افتاد و گريست و ناليد “که يارب ندانم که اين حال چيست” تا اين که پيامبر اسلام (ص) با الهامات غيبي از حال علي (ع) با خبر مي شود و نوشته اي باقلم عنبرآگين خود مزّين به “إنّا فَتَحنا” به أميرالمؤمنين ارسال مي نمايد و مي فرمايد: که اين نامه رابر تير ببندد و آن گاه برجانب قلعه پرتاب کند که طلسم آن دژ با اين تير گشوده خواهد شد و آن حضرت چنين مي کند.
واينک گفتار سراينده:
دگر روز حيدر سپيده دمان
برون برد عنبر سرشته حرير
همان گه بيامد به آهن رباي
پس آن نامه را بريکي تير بست
چو تير خدنگش بجست از کمان
زماني همي بود رخ بر زمين
از آن پس به اسب اندر آورد پاي
به روز چهارم علي با سپاه

کمربست و برداشت تيروکمان
جهان گشت پر بوي مشک وعبير
به دست اندرون تير معجز نماي
کمان را خم آورد و بگشاد دست
برآن قبّه آمد هم اندر زمان
همي خواند بر کردگار آفرين
برفتند گردنگشان باز جاي
سوي حصن آهن گرفتند راه
( ابن حسام، 1382: 173 )

قطعاً يکي از عوامل عمده و تأثير گذاري که باعث ايجاد در نظم و نثر گرديده، مخاطب است.به عبارت ديگر هرگاه فرستنده پيام بخواهد تنها از انديشه مخاطب خود استفاده کند، يا تنها انديشه مخاطب را تحت تأثير قرار دهد، و پيامي را به او منتقل نمايد از نثر و زبان ساده گفتار استفاده مي کند، هنگامي که اراده نمايد، علاوه بر انديشه، احساسات مخاطب را نيز به فعاليّت وا دارد از نثر مخيّل،مسجّع و شعر استفاده مي نمايد. در واقع شعر جو لانگاه بهتري براي ارتباط و انتقال پيام بوده و هست؛ و مخاطب پيام را در قالب شعر بهتر مي پسندد تا نثر.زيرا در شعر پيام با موسيقي کناري و مياني، خيال، تصوير، صنايع ادبي و… ارائه مي شود و حس هاي بيشتري از مخاطب را به خود مشغول مي کند.
امّا آنچه در اين ابيات بيشتر مورد نظر است و برآن تکيه شده، سخن بي پيرايه، زلال، ناب و روشن ابن حسام و ربيع است که همچون آسمان پر ستاره و تابناک کناره هاي کوير بي کران، دل انگيز و زيباست و کششي پنهان و خواستني دارد. زيرا سخن شاعران هنرمند و بزرگ بيش از آنچه مي گويند گوياست، گويي سخن از شاعر فراتر مي رود، زيرا رمز هايي که در آن به کار گرفته شده با کشف و شهود مي توان در يافت و بر اعجاز رمز، انگشت شگفتي به دندان گزيد، از آن روي که آثار رمزي و حماسي ديني برانگيزاننده است و درون را ژرف تر مي کاود، و گاه لذّت جمال شناختي فراهم مي آورد و امّا آثاري که آشکارا بي هيچ ماي? رمزي برزبان شاعر مي گذرد چون روشن تر و بي پرده تر با احساس جمال شناختي پيوند مي خورد و از آن سخن مي گويد، موزون بودن و هماهنگي آن دريافت بلوغ شعر را آسان تر مي سازد. زيرا که ذات و جوهر? هنر زيبايي است ونيازي به اين که به چيزي دلالت کند ندارد، بلکه تنها با همان زيبايي اش به نقش خويش عمل مي کند.از اين روي هنگامي که عريان و بي پرده احساس مي شود؛ درک زيبايي و کمال را بيشتر ممکن مي سازد.و هنر وقتي جلوه مي کند که خيال و بيان هنري در کار باشد و به گفت? کروچه: بيان و زيبايي دو مفهوم جدا از هم نيستند، بلکه يک مفهوم هستند که هر کدام از اين دو واژه مترادف را که بخواهيم مي تواينم به آن اطلاق کنيم.
اين گونه است که بيان هنرمندان? ابن حسام و ربيع زيبايي احساس او را تمام و کمال به خواننده باز مي رساند و اين بلوغ شفاف و روشن واژه هاست که چنين تواني را به هنر شاعري اين دو شاعر بخشيده است.

4- 6- کرامات ومعجزات اميرالمؤمنين علي(ع)
معجزاتي که مورخين اماميّه به اميرالمؤمنين علي نسبت مي دهند، زيادتر از آن است که در حوصله اين پايان نامه گنجد. لاجرم نگارنده فقط به برخي از آنها که متفق عليه جميع مورخين سنت و جماعت و علماي اماميّه است، مبادرت مي ورزد. قبل از نگارش معجزات علي (ع) ناگزير است که گفته شود برخي از مورخين اماميّه براي اثبات جلالت قدر و عظمت مقام أميرالمؤمنين به قدري در شرح و تفصيل و بيان معجزات آن حضرت مبالغه در سخن کرده اند و امور و افعالي که فوق العاده به نظر ثقيل است به آن حضرت نسبت داده اند که معجزات واقعي و حقيقي آن حضرت را تحت الشعاع قرار داده است وآن مقدار در اين قضيه سخن به مبالغه و گزاف رانده اند که بر خي ها به معجزات مسلّم آن حضرت نيز به نظر شک وشبهه مي نگرند. در فوق اشاره شد که اين مبالغه در سخن فقط از راه ثبوت عظمت و جلالت قدر أميرالمؤمنين علي رفته است، غافل از آنکه کسانيکه معتقد به بزرگي و جلالت و عظمت مقام علي هستند نظري بر اجرا ي امور خارق العاده آن حضرت و انجام امور غير مقدور ندارند و جلالت قدر وبزرگواري آن حضرت را منوط به اخلاق پسنديده و کثرت علم ودانايي و زهد و تقوي و شجاعت آن حضرت مي دانند.

4-6-1- کرامات و معجزات علي (ع) در منظوم? علي نامه
در خلال وقايع صفيّن و جمل سراينده منظوم? علي نامه کوشيده است که تصويري از کرامات و معجزات امام علي بن ابي طالب را نيز وارد داستان کند. مثلاً در اواسط داستان “صفيّن” مقداري از داستان‌هايي که به عنوان “معجزه هاي شگفت آور امام” معروف است، وارد متن شده است از قبيل: داستان پيدا شدن ديري و راهبي و مسلمان شدن راهب و آنچه از کرامات امام برآن راهب آشکار شده و سبب اسلام اوست؛ و اينک گفتار سراينده:
چو زين دير شد تنگ امام هدي
براهب چنين گفت آن نام جوي
ندادند کس بوالحسن را جواب
کنم ديرت ازبن هم اکنون خراب
بدوگفت حيدر بگو بر صواب
بذو گفت راهب از آن در که من
دگر آنک بوذم من اندر نماز
و ليکن چوکردي توآن بانک سخت
چنان ديذم اي مرد ايزد پرست
پس ازچار گوشه چهار اژدها
همي گفت هر کس بترس از خداي
من از هيبت آن مسلمان شدم

سوي راهب دير کرد او ندي
که يا پير ما را توبنماي روي
دگر باره زد بانک حيدر صواب
بنيزه کنم با تو زان پس عتاب
کتا از چه ما دير داذي جواب
نپروردم از دين توخويشتن
يکي با جهاندار بوذم براز
ز تو عبرتي ديدم اي تنگ بخت
کزين ديرمن هر سو آتش بجست
همي کرد آتش سوي من رها
هم اکنون تو رويت بحيدر نماي
ترا ونبي را به فرمان شدم
(ربيع، 1388: 158پ – 159ر)
و نيز داستان تشنه شدن لشگريان حضرت علي (ع) و داستان چاه آبي که از زير سنگ بيرون آمد و نوشته هايي که به عبري و خطّ سياه بر آن سنگ نوشته بودند و در آن نوشته ها نام “ايليا” به عنوان نام ديگر علي (ع) ديده مي شود و نام دوازده وصي، که به طور آشکاري نشان دهند? آن است که سراينده اين منظومه شيع? اثنا عشري است. ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه ( 1404:ج7، 228 ) با شرح بيشتري آن را از نصر بن مزاحم روايت کرده است. چون أميرالمؤمنين (ع) به جانب صفيّن حرکت کرد ياران وهمراهان آن حضرت گرفتار تشنگي سختي شدند و هر چه آب همراه داشتند، تمام شد، پس به دنبال آب به سمت چپ و راست بيابان رفتند و اثري از آن نديدند، أميرالمؤمنين (ع) آنان را ازراه و جاده به سويي برد و کمي راه رفتند، پس ديري در ميان بيابان پديدار شد، علي (ع) آنان را به جانب آن دير برد تا به پاي آن رسيد. پس دستور داد کسي آن دير نشين را آواز دهد که سر از دير بيرون آورد، او را آواز دادند و سر بيرون کرد و از کرامات امام برآن راهب آشکار شد و حضرت سبب مسلمان شدن آن راهب شد. أميرالمؤمنين (ع) به او فرمود: آيا نزديک جايگاه تو آبي هست که اين گروه سيراب شوند؟ گفت:چه دور است ، ميان من و ميان آب ! بيش از دو فرسنگ فاصله است، در اين نزديکي هيچ آب پيدا نمي شود و من خودم در اين جا ماهي يک بار برايم آب مي آوردند واگر در آن صرفه جويي نکنم از تشنگي هلاک خواهم شد، أميرالمؤمنين (ع) به لشگريان فرمود: آيا شنيديد دير نشين چه گفت؟ گفتند: آري، آيا دستور فرمايي بدانجا که اشاره کرد برويم تا نيرو و تاب و توان ازما نرفته شايد به آب برسيم.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع عناصر داستان، گونه مطلق Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع خاوران نامه