پایان نامه رایگان با موضوع فرهنگ کار، توسعه دانشگاه، صنعت و دانشگاه، ساختار دانش

دانلود پایان نامه ارشد

دانش محور، از حرکت دانشگاه ملي سنگاپور به سمت مدل دانشگاه کارآفرين سخن مي گويند. آنها در تحليل خود به موارد ذيل اشاره مي کنند: مروري بر تأثيرات، توسعه نيروي انساني، خلق دانش، تجاري سازي دانش (افشاي اختراع، اعطاء پتنت، اعطاء ليسانس)، شرکت هاي انشعابي کارآفرينانه، جذب استعداد خارجي، و مطالعه تطبيقي دانشگاه ملي سنگاپور با دانشگاه هاي آسياي جنوب شرقي.
فرانک و مير دانشگاه هاي امروزي را به عنوان نهاد هايي مورد توجه قرار مي دهند که در جهت ارائه دانش رسمي و نظام مند در رشته هاي مختلف، آموزش نيروي کار واجد شرايط، و همکاري با صنعت در قالب انواع مشارکت هاي مخاطره آميز مشترک گام بر مي دارند (Frank and Meyer, 2007، به نقل از احمدپور و همکاران، 1389).
بايد توجه داشت که مقوله دانشگاه کارآفرين مقوله اي هميشگي و متداول در تحقيقات مديريت نوآوري و نيز تحقيقات سياست آموزش عالي در چند دهه گذشته بوده است (Rothaermel, et al, 2007). اما ادبيات اين موضوع به طور کلان مورد بررسي قرار نگرفته است. تنها محققين اندکي در حال حاضر در حال مطالعه و بررسي اين مسأله مي باشند.
روترميل در سال 2007، در اين رابطه اظهار مي نمايد که: «تحقيقات در رابطه با کارآفريني دانشگاهي بوضوح شروع به رشد کرده است، با اين وجود هنوز اين مقوله به صورت زمينه اي تکه تکه62 باقي مانده است. در حال حاضر، هيچ پيشينه تحقيقي وجود ندارد که بطور ويژه به کارآفريني دانشگاهي پرداخته و چارچوبي در برگيرنده تکه هاي مختلف تشکيل دهنده کارآفريني دانشگاهي (براي مثال، انتقال فناوري، ليسانس دهي دانشگاهي، پارک هاي علمي، انکوباتورها، شرکت هاي انشعابي، دفاتر انتقال فناوري (TTOs) و نظاير آن) باشد» (Rothaermel, et al., 2007، به نقل از احمدپور و همکاران، 1389)
گارت جونز درباره تخريب خلاق و کارآفريني در محيط اقتصادي، و در نتيجه محيط دانشگاهي، سخن مي گويد. او به مسأله تمرکز و عدم تمرکز، برنامه هاي استاندارد و يا منعطف، و نيز ساختار هاي مکانيکي و ارگانيک اشاره دارد (Jones,2007). از نقطه نظر وي، توجه به محيط خارجي بسيار حائز اهميت مي باشد (احمدپور و همکاران، 1389).
ژو و پنگ (Zhou & Peng, 2008) دانشگاه کارآفرين را به عنوان دانشگاهي تعريف مي کنند که بشدت بر توسعه منطقه اي و رشد اقتصادي، از طريق کارآفريني داراي فناوري بالا63، بر اساس قابليت تحقيق، و انتقال فناوري و کارآفريني قوي، تأثير مي گذارد. به زعم ايشان، دانشگاه کارآفرين داراي چهار ويژگي اساسي است:
اين دانشگاه، انتقال فناوري و کارآفريني را بر اساس تحقيق و توسعه فناوري بالا متقبل مي گردد.
منابع کافي سرريز دانش و تحقيق علم و فناوري از طريق نوآوري بوده، و تأثيري قوي بر اقتصاد و صنايع منطقه اي دارد.
کارآفريني بطور گسترده اي در ايدئولوژي پذيرفته شده و از طرف دولت و مديريت دانشگاه بطور نظام مندي حمايت مي گردد. تعداد قابل ملاحظه اي از کارکنان در شکل گيري بنگاه و يا کارآفريني فناوري بالا شرکت دارند. بعلاوه، شرکت هاي انشعابي و يا URE ها بشدت بر صنايع منطقه اي مؤثرند.
مکانيزم هاي سازماني در بين دانشگاه و صنعت وجود دارد. براي مثال، دفاتر انتقال فناوري و کميته هاي همکاري صنعت و دانشگاه (Zhou & Peng, 2008، به نقل از احمدپور و همکاران، 1389)

2-4 الگوها، چارچوب ها و مدل هاي دانشگاه کارآفرين
از يک نقطه نظر، مدل ها، چارچوب ها و مفهوم سازي هاي دانشگاه کارآفرين را مي توان در دو گروه طبقه بندي نمود: گروهي که بر جنبه هاي کارآفرينانه دانشگاه هاي کارآفرين تمرکز دارند (براي مثال، Ropke, 1998; Jacob et al., 2003; Etzkowitz, 2004)، و گروهي ديگر که با عوامل مؤثر بر شکل گيري و گذار دانشگاه هاي کارآفرين سر و کار دارند (براي مثال،Guerrero et. al., 2006; Guerrero&Urbano, 2010). اما در مجموع، چنانچه ژو (Zhou, 2008) اشاره مي نمايد: «طلوع مدل هاي دانشگاه کارآفرين در حال وقوع مي باشد» (Salamzadeh et al. 2011).
ادبيات موجود درباره نقش هاي در حال تغيير مؤسسات آموزش عالي، حاکي از سؤالاتي هنجاري درباره سياست و دانشگاه معاصر بوده و به واسطه دستور کار کارآفرينانه و تطابق متفاوت در زمينه هاي مختلف به آنها مي پردازد (Goldstein, 2008; Powers, 2003). اين ادبيات از لحاظ تمرکز به مطالعات خرد64 در ارتباط با کارآفريني دانشگاهي، و مطالعات کلان65درباره دانشگاه کارآفرين تقسيم مي گردد، اما هر دو آنها66 به جنبه هاي مختلف همان سؤال اصلي مي پردازند. يعني، دانشگاه ها چگونه با چالش هاي تغيير کارآفرينانه67 در سياست آموزش عالي مواجه شده و تطابق مي يابند، چالش هايي که فشارهايي را در جهت افزايش مشارکت اجتماعي و اقتصادي در خارج از دانشگاه اعمال مي نمايند؟ در حالي که تعدادي از استثنائات قابل توجه وجود دارد (براي مثال، Debackere & Veugelers, 2005; Jacob et al. 2003)، مشارکت هاي اندکي سعي در ارائه رويکردي نظري بمنظور مفهوم سازي چگونگي پاسخگويي دانشگاه ها به الزامات کارآفرينانه داشته اند. در نتيجه نياز به ارائه يک چارچوب نظري جهت اعلان طرح سياستگذاري، درک اثرات گسترده تر مشارکت اجتماعي- اقتصادي روزافزون، و سازماندهي پاسخ هاي نهادي احساس مي گردد (Nelles & Vorley, 2010).
به زعم ژو (Zhou, 2008)، دانشگاه کارآفرين مفهومي متمايز از فعاليت کارآفريني دانشگاهي است. از نظر وي، يک دانشگاه کارآفرين مي بايست سه مأموريت را دنبال کند: آموزش، پژوهش و خدمت به اقتصاد از طريق فعاليت هاي کارآفرينانه بطور همزمان. دانشگاه کارآفرين در عين مشارکت مستمر در نوآوري فناورانه جامعه، چهار ويژگي اصلي دارد که مي توانند به عنوان ضوابط ظرفيت دانشگاه کارآفرين بکار روند:
اعمال انتقال فناوري و کارآفريني بر مبناي توسعه فناوري هاي جديد68.
منابع کافي S&T و spin-over نوآوري دانشي در مناطق خود؛ همچنين داشتن تأثير قوي بر اقتصاد و صنايع محلي.
ايدئولوژي کارآفريني بطور گسترده مورد پذيرش بوده و بطور سيستماتيک حمايت گردد. تعداد قابل توجهي از کارکنان براي پيوستن به تشکيل شرکت در زمينه هاي داراي نوآوري جديد69 موجود بوده… و شرکت هاي انشعابي و يا شرکت هاي تحت راهبري دانشگاه ها70 بر صنايع محلي تأثير بگذارند تا صنايع پيشرو آن را شکل دهند.
مکانيزم هاي سازماني در لايه مياني دانشگاه- صنعت وجود دارد.، براي مثال، دفاتر انتقال فناوري، و يا دفتر مجوز فناوري71، و کميته همکاري صنعت- دانشگاه72. (Zhou, 2008)
البته چنين به نظر مي آيد که اغلب پژوهشگران به دنبال مدلي کارآفرين تر براي دانشگاه کارآفرين بوده اند، براي مثال، لازروني و پيکالوگا در مقاله خود، «بسوي دانشگاه کارآفرين»، به بررسي و تحليل ظهور و تکامل دانشگاه ها در جهت دانشگاهي کارآفرين تر پرداخته و شاخص هاي عملکرد را بازبيني مي نمايند (Lazzeroni and Piccaluga, 2003). همچنين، پانسکو در مقاله خود امکان توسعه و بسط مدل دانشگاه کارآفرين در موسسات آموزش عالي روماني را مورد توجه قرار مي دهد (Paunescu, 2007).
گوررو، کربي و اوربانو (Guerrero et al, 2006)، در مروري که بر ادبيات دانشگاه کارآفرين73 داشتند، به مدل هاي تئوريک74 و مطالعات تجربي75 صورت گرفته در ارتباط با دانشگاه هاي کارآفرين پرداخته و عوامل محيطي (رسمي و غير رسمي) که خلق و توسعه اين نوع از دانشگاه ها را متأثر مي سازند، را مد نظر قرار داده اند. شايان ذکر است که اين مطالعه در سال 2006 صورت گرفته و نتايج حاصله تا همين سال را پوشش مي دهند. از نظر ايشان مي توان پنج مدل تئوريک را در ارتباط با دانشگاه کارآفرين شناسايي نمود. اين مدل ها عبارتند از: مدل کلارک (Clark, 1998)، مدل اسپورن (Sporn, 2001)، مدل اتزکويتز (Etzkowitz, 2004)، مدل کربي (Kirby, 2005)، و مدل ارائه شده توسط گوررو، کربي و اوربانو (Guerrero et al, 2006). ايشان مي کوشند تا عوامل محيطي را در قالب عوامل رسمي و غير رسمي در هر يک از اين مدل ها استخراج کرده و مدلي کامل تر ارائه دهند (Guerrero et al, 2006).

2-4-1 مدل کلارک
مدل کلارک (Clark, 1998) که حاصل بررسي پنج دانشگاه اروپايي است، مقوله هاي مربوط به گذار کارآفرينانه اين دانشگاه ها را مطرح مي نمايد. اين دانشگاه ها عبارتند از: دانشگاه وارويک76 (انگليس)، دانشگاه تونتي77 (هلند)، دانشگاه استراتکليد78 (اسکاتلند)، دانشگاه صنعتي چالمرز79 (سوئد)، و دانشگاه جونسوو80 (فنلاند). وي به اين نتيجه رسيد که دانشگاه ها در هنگام گذار به کارآفرين شدن، از پنج عامل اثرگذار متأثر مي گردند، اين پنج عامل عبارتند از: هسته هدايتگر تقويت شده81، يک محيط پيراموني توسعه اي بسط يافته82، يک پايه مالي متنوع83، يک فرهنگ کارآفرينانه يکپارچه84، و يک هسته آکادميک با انگيزه85. که گوررو و همکاران (2006)، سه عامل اول را جزو عوامل رسمي، و دو عامل آخر را جزو عوامل غير رسمي مي دانند.
کلارک (Clark, 1998) معتقد است که دانشگاه هاي پويا در قرن بيست و يکم دانشگاه هايي هستند که کارآفرين بوده و بتوانند ارزش هاي تخصصي و مديريتي را ارائه کنند. وي همچنين اظهار مي دارد که هدفمند کردن فعاليت ها، ايجاد توازن ميان پژوهش ها، آموزش و خدمات اجتماعي و تنوع در تأمين بودجه از جمله ويژگي هاي بارز دانشگاه هاي پويا در قرن جديد است. وي يافته هاي خود را از طريق مصاحبه هاي نيمه ساختاري ، مشاهده مستقيم و مستند سازي بدست آورده است و مشارکت اصلي وي، شناسايي پنج عنصر مهم در دانشگاه کارآفرين مي باشد. اجزاء مدال کلارک عبارتند از: هسته هدايتگر تقويت شده، يک محيط پيراموني توسعه اي بسط يافته، يک پايه مالي متنوع، يک فرهنگ کارآفرينانه يکپارچه، و يک هسته آکادميک با انگيزه.

2-4-2 مدل اسپورن
اسپورن (Sporn, 2001) مدلي براي مطالعه نحوه تطابق آموزش عالي و ارتباط ساختار دانشگاه و نيروهاي محيطي ارائه مي دهد و مقوله هاي مديريت، حاکميت86و رهبري را مطرح مي نمايد. به زعم گوررو و همکاران (Guerrero et al, 2006) عوامل مدل وي نيز در همان دو دسته، رسمي و غير رسمي، قرار مي گيرند. عوامل رسمي مدل وي عبارتند از: مأموريت ها و اهداف، ساختار، مديريت، اداره و رهبري. همچنين اين مدل داراي يک عامل غير رسمي، يعني فرهنگ سازماني، بوده و يک عامل تعديل کننده، يعني محيط، مي باشد.
همانگونه که اشاره شد، هدف اصلي تحقيق وي بررسي چگونگي راهبرد تطبيق با تغييرات محيطي بوده و رويكرد مربوط به عوامل محيطي و ساختاري دانشگاه را دنبال مي کند. مشارکت اصلي وي، شناسايي عوامل تعيين کننده مربوط به روند تطابق با محيط متغير، فرهنگ، ساختار، حاکميت، نحوه اداره87 و رهبري است. اين تحقيق در دانشگاه هايي از ايالات متحده، ايتاليا و استراليا صورت گرفته است. اسپورن (Sporn, 1999) در تحقيق خود چند قضيه پژوهشي را مطرح مي نمايد که در قالب جدول زير نشان داده شده اند. مقصود وي از طرح اين قضاياي پژوهشي، رسيدن به يک تئوري تطبيق88 براي دانشگاه هاست.
جدول 2-1 قضاياي پژوهشي اسپورن بمنظور رسيدن به يک تئوري تطبيق براي دانشگاه ها (Sporn, 1999)
عامل کليدي
قضاياي پژوهشي
محيط
تطبيق در دانشگاه از طريق تقاضاي محيطي حاصل مي گردد که مؤسسه مي تواند آن را به عنوان بحران و يا فرصت تعبير کند.
مأموريت، اهداف
دانشگاه ها بمنظور تطبيق، نياز به توسعه بيانيه مأموريت و اهداف ويژه دارند.
فرهنگ
يک فرهنگ کارآفرينانه، ظرفيت تطبيق دانشگاه ها را ارتقاء مي بخشد.
ساختار
يک ساختار متمايز، تطبيق در دانشگاه را ارتقا مي بخشد.
مديريت
مديريت دانشگاهي متخصص، به تطبيق کمک مي کند.
حاکميت
حاکميت مشترک بمنظور اعمال استراتژي هاي تطبيق ضروري است.
رهبري
رهبري متعهد، يک عنصر ضروري براي تطبيق موفق بشمار مي آيد.

2-4-3 مدل اتزکويتز و همکاران
اتزکويتز و همکاران (Etzkowitz et al.2000) مکانيزم ها و ساختارهاي نوظهور توسعه دانشگاه کارآفرين را تبيين مي کنند. مدل آنها چهار مقوله اساسي را در بر مي گيرد: تغيير داخلي شامل بازنگري در وظايف موجود؛ تأثير

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع کسب و کار، انکوباتورها، سرفصل دروس، سنجش عملکرد Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع کسب و کار، کارکنان دانشگاه، دانشگاه کارآفرین، عوامل بازدارنده