پایان نامه رایگان با موضوع فرهنگ عامه، آداب و رسوم، بازی های بومی، زبان فارسی

دانلود پایان نامه ارشد

ی توجهی بدر آید . در کنار این ها به متل ها ، افسانه ها ، ترانه های کودکان به هنگام بازی هایی که اجرا می کنند ، اصطلاحات و تعابیری که به کار می برند ، مباحث و مسائل ادبیات عامیانه را تشکیل می دهد . این گونه مسائل و مباحث ادبی ویژگی های خاص خود را دارد . از لابلای این مسائل می توان دیدگاه های جامعه شناختی ، فرهنگی ، اقتصادی ، تاریخی ، زبان شناختی و ادبی و غیره را پیش کشید و به تحلیل و بررسی آن پرداخت و تاریخ نانوشته و شفاهی مردم کوهپایه نشین که مورخان از پرداختن بدان ها غافل مانده اند ، و یا اجازه ی پرداختن بدانها را نداشته اند ، بیرون کشید و تاریخی مردم شناسانه نوشت .
اگر چه بیشتر ترانه ها و دوبیتی هایی که به دست آمده در این منطقه زمزمه می شود ، خاطره گونه و صرفاً جهت سرگرمی سروده شده و یا خوانده می شود ، با این وجود می شود روحیه ی مردم ، اخلاقیات ، خلقیّات ، افسانه ها و باورداشت های مردمی را بیرون کشید و ارزش های فرهنگی را از خلال آن بازنمود . این اشعار بیشتر باعث شعف و شادی ، قهر و آشتی ، تجربیات تلخ و شیرین ، ورق زدن خاطرات دلنشین و شورانگیز ، خواسته ها و نیازمندی های مردم کوهپایه نشین می شده است .
فرصت مغتنمی یافتم تا در این پایان نامه با ارائه گزارشی از ترانه های عامیانه و بومی – محلّی منطقه اتاقور تهیه کنم و مسایل مربوط به آن را در پیوند با زندگی مردم و روش انتقال آن به نسل های بعدی ( = امروزی ) و حاصل تجربیات و میراث فرهنگی و نحوه ی زندگی آنان است ، مورد توجه قرار دهم . نخست بر آن شدم تا بر طبق برنامه ی کاری ، ترانه های منطقه را گردآوری نمایم . این ترانه ها از یک تجربه ی مشترک در میان اقوام گذشته و حال حکایت می کند .
بر آن شدم که ابتدا ترانه ها را از زبان مردم منطقه بشنوم . صدای گویندگان و حافظان و ضابطان این ترانه ها را ضبط کنم . پس مترصّد ثبت آن شدم . ترانه های ضبط شده بر کاغذ آمد . چون تعدادی از ترانه ها از زبان مردم شنیده می شد ، از نظم و انضباطی برخوردار نبود . بناچار از افراد دیگری جویا شدم . به اصطلاح به دنبال نسخه اساس گشتم . نسخه بدل ها و دست کاری شده ها هم گاهی به کار می آمد سعی کردم آن ها را هم ضبط کنم تا اینکه بتوانم از این راه برخی از مشکلاتی را که برای رسیدن به ترانه های درست بروز می کند ، حل نمایم . را حل کنم . این کار صورت گرفت . دسته بندی ترانه ها خود وقت فراخی می طلبید . طبقه بندی فیش ها صورت گرفت . این طبقه بندی بر اساس موضوعات ، مفاهیم ، مضامین انجام پذیرفت . پس بر آن شدم تا از دید زبان شناسی این اشعار را مورد تحلیل ، توضیح ، تفسیر قرار دهم . برخی از این ترانه ها به جهت مهاجرت افراد ، چنان دستخوش تغییراتی شده بود که گزینش و به گزین کردن آن به آسانی دست نمی داد . دخل و تصرّف چندان بود که انتخاب درست آن ها ، ما را با مشکل مواجه می کرد . لذا برگردان متن و گزارش آن را در صدر کار قرار دادم تا بتوانم از مفاهیم آن اطلاع حاصل کنم و فهمیدن مطلب را آسان تر سازم . کلّیّه ی یافته های من در این زمینه نیاز به اطمینان کامل داشت که این ترانه ها مختص همین مناطق و ولایت هست یا نه ؟ لذا کسی را یافتم که با توجه به سن بالای صد سال از حافظه ای دست نخورده برخوردار بود و این خود منبع درست و کاملی برای ثبت و ضبط و تحقیق و تفحّص من به شمار می آمد . حاضر کردن ایشان برای این کار آسان نبود ، چون هر ترانه ی عاشقانه ای را می خواند و به یاد عاشق از دست داده ی خود می افتاد، اشک و بغض امانش را می برید . این بغض چنان گلویش را می فشرد که ناچار منتظر می ماندم تا دوباره سر حال بیاید و روحیه ی حساس او به حالت عادی برگردد و آماده ی خواندن اشعار شود . این کار چندان تکرار شد که به حدود صد ترانه رسید . همین تعداد کفایت می کرد . در چندین جلسه نشست با ایشان ترانه ها تکرار می شدند و حتّی برخی ترانه ها به اشکال مختلف خوانده می شد که ناچار می شدم ، همان گونه که می شنیدم ، ثبت گردد . لذا تحقیقات بنده گاه چندین ترانه را بدون مکث می خواند و خود گوینده ، بیش از بنده بر سر لذّت و شعف می آمد که بی اختیار هیجانش گل می کرد و گاه تا حدّ سماع و « انگشت دراقنی » می کشید . با وجود کهولت سن چنان زیبا و فریبا و دلنواز و احساسی می خواند و حرکات موزون خود را چاشنی آن می کرد و مناسب با آن آهنگ تنظیم می نمود که حیفم آمد بدان اشاره نکنم . ای کاش محققان موسیقی و موسیقی دانان اینگونه افراد را به صورت علمی مد نظر قرار دهند و آهنگ ها را از زبان ایشان بشنوند تا بتوانند این آهنگ های سنّتی را حفظ کنند . دریغ و درد که در طول تحقیق دو تن از حافظان ترانه های محلی که با دردی جانکاه و جانفرسا می جنگیدند ، از دست رفتند و یک نفر دیگر هم به دلیل چنگ انداختن چنگال بی رحم بیماری با مرگ دست و پنجه نرم می کند و دیگر امیدی به بودن ایشان نیست .
آنچه می آید خلاصه ای است از تحقیق در کوهستان های گیلان جهت جمع آوری ترانه ها ، دوبیتی ها و افسانه های گالشی منطقه ی اتاقور . تا چه قبول افتد و چه در نظر آید .

2- 2. توضیح و توصیف فرهنگ عامه
فولكلور (Folklore) در زبان‌ فارسی‌ به‌ فرهنگ‌ مردم‌، فرهنگ‌ عامه‌، دانش‌ عوام‌، فرهنگ‌ توده‌ و… ترجمه‌ شده است‌. برای معادل لفظ فولکلور در زبان فارسی ترکیباتی از قبیل دانستنی های عوام ، دانش توده ، فرهنگ توده ، فرهنگ مردم ، فرهنگ توده ، فرهنگ عامه ، اطلاعات مردم و معلومات توده برگزیده شده است . ( اینجوی شیرازی ، 1378 : 10 )
« فرهنگ عوام در زبان فارسی معادل کلمه ی بین المللی فولکلور گرفته شده است . فولکلور نیز کلمه ای است مرکب از دو جزء : یکی folk و دیگری lore و معنی آن دانش عوام است . … در زبان فارسی فولکلور را فرهنگ عامه و فرهنگ عوام و دانش عوام ترجمه کرده اند . مرحوم هدایت آن را فرهنگ توده خواند . » ( محجوب ، 1386: 35 )
فولکلور ، در اصطلاح به مجموعه ی افسانه ها ، ضرب المثل ها ، ترانه ها ، لغزها ، چیستان ها ، رقص ها ، پیشگویی ها ، اعتقادات و مراسم در مورد تولد ، مرگ ، ازدواج ، کشاورزی ، پیشگیری و معالجه ی بیماری ها و به طور کلی آداب و رسوم و عقاید رایج در میان جوامع گوناگون که به صورت شفاهی یا از طریق تقلید و تکرار از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود ، اطلاق می گردد . ( ماسه ، 1391: 55 )
فولکلور اصطلاحی است که در علم مردم شناسی مطرح است و به مطالعه ی دقیق تر ، فولکلور به مجموعه ای از دانستنی ها ، باورها و رفتارهای مراسمی اطلاق می شود که در بین توده ی مردم ، بدون در نظر گرفتن فایده های علمی و منطقی آن ، سینه به سینه و نسل به نسل به صورت تجربه های زندگی به ارث رسیده باشد و یا به علمی گفته می شود که در آداب و رسوم ، سنت ها ، ادب و فرهنگ عامه بحث می کند . در واقع مجموعه ی آداب و رسوم ، عقاید ، عادات ، افسانه ها ، حکایت ها ، مثل ها ، ترانه ها و اشعار عامیانه و رفتارهایی چون شیوه های غذا خوردن ، لباس دوختن و پوشیدن ، آداب و رسوم کفن و دفن ، مراسم عروسی و … در شمار فولکلور هستند . ( ستوده ، 1380 : 111 )
اصطلاح فرهنگ عامّه در جهان سابقه ای صد و سی ساله و در ایران سابقه ای کمتر از یک قرن دارد و امروزه یکی از شاخه های علم مردم شناسی به شمار می آید . فرهنگ عامه شاملِ افسانه ها در انواع مختلف آن ، ضرب المثل ها ، چیستان ها ، بازی ها ، ترانه ها و اشعار عامیانه ، آداب و رسوم و سنّت ها ، جشن ها و آداب آن ، آیین ها در شیوه ی مختلف آن ، و چون آن می شود . شرایط و موقعیّت است که به این فرهنگ عامه شکل و رنگ و حالت می دهد . این فرهنگ در درون خود به همه ی زوایای زندگی مردم ساکن در منطقه ی مورد مطالعه ، نحوه ی برخورد با طبیعت ، پیشه ها و شغل ها و نوع نگرش ، بینش و اندیشه ی مردم می پردازد . مردم ساکن در منطقه که به شغل کشاورزی ، باغداری ، دامداری و چون آن مشغول اند ، با خود مضامین و مفاهیم ، محتوا و درونمایه و پیام و مطالب و مباحثی را مربوط به شغل و پیشه به همراه می آورند . کوهپایه نشینان آداب خود را دارند و جلگه نشینان نوع نگرش خود را دارند . این مفاهیم شامل خوراک ، پوشاک ، غم و هجران ، شادی و خوشباشی ، عشق و دلدادگی ، گفت و گوهای تنهایی و چون آن می شد . کسانی که به قول محلّی ها « سواد روشن » هستند ، بیش از دیگر افراد خود را درگیر مفاهیم می کنند . غالباً این افراد بسیار « حاضر جواب » اند . صریح اللهجه ، رک و بی پروا سخن می گویند . تعارف ندارند . به مصلحت کس یا کسانی سخن نمی گویند و زبان نمی آلایند . نیش و کنایه هایشان ، فحش و دشنام و متلک هایشان گزنده و تند و آزار دهنده است . کمتر کسی تاب شنیدن چنین سخنانی را دارند . این افراد بسیار حسّاس و احساسی اند . زود از کوره درنمی روند و اما چون خشم شان فوران می کند ، کنترل کردنشان آسان نیست . سیار موقعیّت سنج هستند . حافظه ی قوی شان همواره به کمکشان می آید . سنگین و باوقارند . امّا این سنگینی برای بسیاری از افراد قابل تحمّل نیست . تجربه شان بیشتر و مفیدتر از دیگران است . این تجربه را مفت و ارزان به دست نیاورده اند . همنشینی با بزرگان کرده اند و از این همنشینی برایشان مفید فایده بوده است . خوب از این رازش ها و داشته ها بهره می گیرند . خوب حفظ و نگه داری می کنند و از عهده ی آن خوب بر می ایند . گنجور خوبی برای حفاظت از گنج خانه ی آداب رسوم و ارزش ها هستند .
به مناسبت هایی که پیش می آید ، جشن هایی که برگزار می شود ، آیین هایی که بر پا می شود ، حضورشان غنیمت است . در جشن های آیینی ، جشن های ملّی ، جشن های بومی – محلّی حتی جشنواره هایی که بر پا می شود – چه آن هایی که پیشینه ای دارند و چه آن هایی که نوپدیدند – قوانین و آداب برگزاری آن ها را از این اشخاص جویا می شوند . جشن های خانوادگی چون آداب سوکواری را به خوبی می دانند و رعایت می کنند و به دیگران به قدر خریدارانشان منتقل می کنند .
بازی های بومی – محلّی خود حکایت دیگری دارد . برای هر بازی آدابی تراشیده اند ، ترانه هایی در نظر گرفته اند ، آن ترانه ها را می خوانند و با دست افشانی و پایکوبی جمع ان را خوش می کنند . روان شناسان این بازی های بومی – محلّی را که امروزه به صورت جشنواره برگزار می شود ، توصیه می کنند و آن را لازم می دانند ، چرا که معتقدند این بازی ها چه کودکانه و چه بازی های کهنسالان ، مردم را علاوه بر شادی و خنده و دعوت به جشن و سرور ، به همخوانی دعوت می کنند . فردگرایی در بازی های محلّی به کناری می رود و به جمع گرایی بدل می شود . خلوت و افسردگی به کناری افکنده می شود و به حرکات دسته جمعی بدل می شود . حتّی دل را از زنگار کدورت ها و شائبه ها و کینه ها می زدایند و به صلح و آتشی با همدیگر گرایش پیدا می کنند . این ترانه ها با آهنگ خاص و متناسب بازی انتخاب می شود و اگر چه در آن معنی و مفهومی نهفته نباشد ، باز هم خریدار دارد . بسیاری از دردها را می شود با همین بازی ها و خواندن ترانه های بومی – محلّی درمان کرد . در بازی های بومی – محلّی تحرّک ، پویایی نقش بارزی ایفا می کند . ورزیدگی جمعی در کنار ترقّی روحی و تحوّل بنیادین درونی از همین راه حاصل می شود .

2-3. تعاریف فرهنگ عامه
فولکلور از دو جزء لاتینی « فولک » (= folk ) به معنای « توده ی مردم » و به طور کلّی « عوام » و در مقابل « خواص ، نخبگان و فرهیختگان جامعه » گفته می شود و « لور » ( =lore ) به معنای « دانش ، ادب و مجموعه ای از معارف و دانستنی های غیر تخصصی » گرفته شده است .
فولکلور یا فرهنگ عامه را باید « مجموعهای از دانستنیها و اعمال و رفتاری دانست که در بین عامه مردم بدون در نظر گرفتن (و حتّی بدون وجود) فواید علمی و منطقی آن، سینه به سینه و نسل به نسل و به صورت تجربه به ارث رسیده است. » (روح الامینی، 1370: 266)
این‌ اختلاف ها‌ بیش‌ از هر چیز به‌ استنباط‌های‌ متفاوتی‌ مربوط‌ می‌شود که‌ نسبت‌ به‌ دو بخش این‌ اصطلاح‌، یعنی‌ Folk

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع بازآفرینی، زبان مقصد، زبان فارسی، زبان مبدأ Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع ادبیات شفاهی، ابراز وجود، ادبیات عامه، ضرب المثل