پایان نامه رایگان با موضوع فرهنگ عامه، آثار ادبی، آداب و رسوم، توسعه ی پایدار

دانلود پایان نامه ارشد

است سرشار از کشف و شهود، تازگی و گاه شگفت انگیزی و باز گفته اند سه مصراع اول دو بیتی دست به دست هم می دهند که شاعر حرف تازه اش را در مصراع آخر بزند و مصراع آخر حکم ضربه ای نهایی داشته باشد.
این گونه مصراع ها علاوه بر آهنگ عروضی ویژه ای که دارند، به نوعی آهنگ دیگر نیز رسیده اند که برای مخاطب عام شنیدنی تر شده اند .
نیز گفته و نوشته اند : اشعار عامیانه عموماً به اشعاری گفته می شود که سراینده مشخصی ندارند و اصطلاحا «لاادری» اند. اشعار عامیانه از غنای ویژه ای برخوردارند و بسیاری از آنها اصیل و بی قاعده اند. این اشعار اغلب قالب های ساده ای دارند و وزن آن مبتنی بر امتداد صوت و تکیه ی هجاهاست.
برای شنیدن ترانه های عامیانه ذوقی می خواهد و کمی حوصله ای تا راز بن مایه های آن آدمی لذت ببرد . چونان « بلوش های جنگلی » ( تمشک های خاردار ) با زحمت خار باید چید و از محصول آن لذت برد . شاید باشند کسانی که از خارهای تمشک پرهیز کنند و زحمت چیدن به خود ندهند و باز گذارند و روند . اما بسیارند کسانی که زحمت خار را به جان می خرند تا بتوانند از تمشک های تازه و چشم نواز ، با دست های خود بچینند و با لذتی دوچندان بخورند . نه تنها از خارها نگریزند که احساس نوازش به آنان دست دهد .
یکی دیگر از ویژگی های دوبیتی های عامیانه ، استفاده ی تر و تازه و داغ داغ از آن بوده است . احساس می کنم که سراینده ی این اشعار ، بی وسواس آن را سروده و حتّی نیاز نمی دیده که آن را بازنگری کند و با این کار برخی از ایرادهای آن را مرتفع سازد . چون سرایندگان این اشعار نبایستی از سواد خواندن و نوشتن بهره برده باشند ، بلکه بی سوادان خوش ذوق و قریحه ای بوده اند که توان سرودن در آنان بوده و می سرودند و با سروده های خود دیگران را به شعف و شادی وامی داشته اند و حتّی وقت خود را هم خوش می کرده اند .
احساس دیگری هم دارم و آن اینکه سرایندگان این اشعار خرده ذوقی از موسیقی و آهنگ داشته اند . چرا که این اشعار بن مایه های آوازی دارند . به راحتی می شود آن ها را تنظیم کرد و خواند . ترانه های عامیانه می توانستند با وسواس بیشتری به جاودانگی برسند ، وسواسی که به پردازش های پس از زایش نیاز داشته اند.
« این جملات ساده ، پرشور ، و آهنگ دار که همچون شعرهای رسمی زیاد در بند وزن و قافیه نیستند ، تجلّی گر روح ازاد و زندگی ساده و بی تکلّف مردم هستند و عشق ها ، امیها ، عواطف و هیجانات این مردم ساده و توصیف جلوه ها و زیبایی های طبیعت در آن ها موج می زند . » ( خلعتبری ، 1390 : 9 )
یکی از ویژگی های ترانه های گالشی یافتن پاسخ مناسب برای پرسش های ابهام آمیزی که با آن برخورد می کنند و پاسخ درخوری برای آن نیافته و می کوشند با کنجکاوی های ساده و بی آلایش که خود آن را می یابند و یا می تراشند ، به ابهامات خود پایان دهند و به نوعی از سردرگمی در آیند . این حاصل برخورد انسان روستایی با طبیعتی است که با آن خو کرده و با همان خلقیات خودزندگی را ادامه داده و سعی کرده با طبیعتی که همه گونه با او رفتار کرده ، کنار بیاید . این کنار آمدن بهانه ای می شود تا از طریق ترانه ها و دوبیتی هایی که از خود به جا می گذارد ، دردها و آلام خود را به نوعی تسکین دهد یا با طبیعت – به هر نحو ممکن – کنار بیاید و شاید از این طریق به دنبال فرصت هایی می گردد تا بتواند طبیعت را رام خود کند و به تسخیر خود درآورد . این طبیعت با تمام زیبایی که برای دیگران دارد ، ممکن است برای کسی که در دل طبیعت ، کوه و جنگل زندگی می کند ، آن جذابیتی را که برای کسی که فقط برای تفریح دل یه طبیعت گردی می دهد ، فرق خواهد داشت. از همین جاست که برخی از منتقدان آثار ادبی معتقدند کسی که کنار دریا زندگی می کند ، صدای امواج را نمی شنود . حال آن که کسی که برای تفریح به طبیعت روی می آورد ، این صدا را به وضوح می شنود و لذت هم می برد و به هیجان می آید و خستگی ناشی از کار را از تن خود دور می کند .

2-14. هویّت بومی و ضرورت شناخت فرهنگ عامه
« ما که در استان سرسبز گیلان زندگی می کنیم ، یک زبان مادر داریم به نام فارسی و یک زبان مادری داریم به نام گیلکی که هر دو برایمان عزیزند ، زیرا یکی هویّت ملّی ما و دیگری هویّت قومی ما است . » ( خیرخواه ، 1392 : 5 )
احساسات ، آرزوها ، رویاها ، حماسه ها ، داستان ها ، تخیلات ، معیارهای اخلاقی و اجتماعی ، میراث معنوی بشری در فرهنگ عامه انعکاس دارد ، بر ماست که این ارزش ها را پاس داریم ، هر فردی موظف است در نگهداری میراث معنوی و فرهنگی نیاکان خود کوشا باشد و در حفاظت از آن بازمانده ی نیاکان تا حد ممکن بکوشد . چرا که شناخت فرهنگ بومی – محلی شناخت هویت خود آدمی است . نباید از گذشته برید . ارزش ها را نادیده گرفت . زیرا فرهنگ عامه متن اصلی زندگی هر فرد است . حالات و رفتار و اندیشه های آدمی نیز با شنیدن و خواندن آن ارزش های کهن صیقل می خورد و تغییر پیدا می کند و با تغییر در رفتارهای نادرست ، هم فرد و هم جامعه اصلاح پیدا می کند . زیرا بسیاری از سخنان حکمت آمیز در همین فرهنگ عامه نهفته است .
« در هر جامعه ای برای دستیابی به توسعه ی پایدار ، شناخت بستر فرهنگی موجود و آگاهی از سیر اندیشه و فرهنگ آن جامعه ، ضروری و اجتناب ناپذیر است . این مهم به دست نمی یابد مگر با پژوهش های گسترده در تمام زمینه های فرهنگی ، از جمله فرهنگ عوام که جمع آوری و ثبت نشود ، بخشی از هویت قومی و ملی نیاکان ما نابود می شود . » ( بشرا ، 1386 : 12 )

2-15. بی معنایی و بی محتوایی برخی ترانه ها
تعدادی از ترانه های به دست آمده از لحاظ محتوایی چندان به هم ربط و پیوند ندارند ، گویا سرایندگان تنها آن ها را برای سرگرمی می سروده اند . به محتوا و مفهوم کاری نداشته اند :
لب دریا بوشوم با قند و چایی
آب دریا شور بو بخوردم چایی
دس دراز بودم بگیتم یه ماهی
می دس مئن بومه دوندون طلایی
می توان به راحتی پی به شعر گویی سراینده اش برد . رفتن به لب دریا با قند و چایی ، شوری آب دریا و خوردن چایی ( به قافیه ی تکرار شده در هیمن بیت توجه کنید ، گوینده به تنگنای قافیه افتاده است ) در همان حال دست را به سوی دریا دراز کرده تا ماهیگیری کند ، به جای ماهی دندان طلایی به دستش افتاده است . چه ارتباط مفهومی بین این ابیات می تواند باشد ، بماند .
« می توان دید که واژگان یک دوبیتی و یا کلمات همنشین در یک مصرع یا بیت ، برای ارائه ی یک مفهوم کفایت نمی کند و نمی توان معنای روشنی از آن دریافت . » ( پورشعبان ، 1393 : 11 )

2-17. زبان ترانه های گالشی
یکی از فاکتورهای ویژه ی ترانه های گالشی ، زبان ساده و تصاویر سیّالی است که با شنونده ، بی تکلّف و تعارف ّ احساس خویشاوندی قلبی می کند . به قولی ، با شنیدن یا خواندن آن مخاطب حالی به حالی می شود ، نیاز به تأمّل های جدی ندارد ، خواننده با آن به راحتی می تواند ارتباط قلبی برقرار کند . لایه های تو در توی معنای کمتر در این قالب خودنمایی می کند . از همین روست که برخی این قالب را عالی ترین قالب شعر فارسی می دانند . جمعی آن را ترانه می خوانند و حتّی بعضی از سروده های این قالب را نیز در ردیف شعر عامیانه نهاده اند . صمیمی ترین و زلال ترین این گونه اشعار را می توان در ترانه های گالشی و عامیانه و خودمانی منطقه ی اتاقور مشاهده کرد .
صمیمیّت و سادگی مهمترین عناصر اشعار عامیانه ی اتاقور است . اگر از لغزش قافیه صرف نظر کنیم ، می بینیم همان صمیمّت در واژه واژه ی این دوبیتی ها تنیده شده است . این صمیمیّت و سیّالیّت در تمامی اشعار عامیانه در جریان است .
از جمله ویژگی های ادبیات روستایی ، سادگی و غیر رسمی بودن زبان این گونه ادبی است . چرا که سرایندگان گمنام این ترانه ها با اصول و فنون ادبی این قالب ادبی آشنایی نداشته و صرفاً با ذوق خدادادی که داشته اند به سرودن این گونه ترانه ها مبادرت می ورزیدند. در عین حال شنوندگان و مخاطبان این ترانه ها هم آدمهایی ساده و درس نخوانده بوده و سرایندگان می کوشیدند در خور فهم و درک همین مردم زبان به گفتن بگشایند و اشعار خود را بسرایند . در عین حال با توجه به مضامین و عناصر تشکیل دهنده ی شعرهای روستایی می نماید که این مفاهیم از مشاهدات و واقعیات مردمی وام گرفته شده اند . به همین دلیل اشعار روستایی ، اشعاری محسوس و عینی اند . سادگی بیان و زبان هم در نوع خود در تمام گونه های ادبی مشاهده می شود .
شنوندگان اشعار روستایی ، احساس و عواطف و رویاهای خود را در آن می یابند و نشانه های غم و شادی و هراس و نفرت خود را هم در آن می بینند .

2-18. سبک ترانه های گالشی
دوبیتی ها بخشی از تاریخ نانوشته و شفاهی مردم است. از نخستین نیازهای بشر و وسیله ای برای تلطیف عواطف روحی مردم شمرده می شود . دوبیتی ها ، سیر تکاملی هوش ، چگونگی دیدن ، درک و دریافت درست و زیبا از هستی و پدیده های آن ، چگونگی لذّت بردن از آفریده های آفریدگار است .
دوبیتی ها ، توصیف کننده و به تصویر کشنده ی زندگی مردم اندر رنج و سختی روستاست که با وجود همه ی سختی ها بدان می نازند . رنجش را به جان می خرند . با سختی هایش کنار می آیند . زندگی خود را همسو با رنج کوه و طبیعت و جنگل می سازند و سرشت و خوی شان چونان استواری کوه و صلابت جنگل و حال و هوای کوهی است . عواطف روحی شان با همین شکل زندگی بنا شده ، قناعت را پیشه ی خود کرده ، دمی خم به ابرو نیاورده و نمی آورند . زبان به شکوه و گلایه نمی گشایند و به همین حد از زندگی قانع اند . چون خدا به همین حال و روز اینان را دوست دارد و برکت به سفره هایشان به همین خاطر می دهد .
ترانه های گالشی ، زبان دل ، مظهر عواطف و احساسات لطیف و موزون روستاییان است .
عوامل چندی در پیدایی ترانه های گالشی نقش ایفا می کند :
شرایط جغرافیایی ، رویدادهای تاریخی ، سنّت ها و آداب و رسوم ، فرهنگ ها و باورها ، بر این دوبیتی ها تأثیر گذراده است . نغمه ها ، افسانه ها ، آوازها در فرم دوبیتی های گالشی اثر گذار بوده است . ترانه های این منطقه با وجود جلگه ای و کوهی بودن دارای حس و رنگ مخصوص به خود طبیعت منطقه است . عناصر جلگه ای به گونه ای در این ترانه ها بازتاب دارند و داده شده اند . عناصر جنگلی و کوهی هم به نوبه ی خود در ترانه ها نقش خود را بازی کرده اند . این تفاوت به صورت محسوسی در ترانه های منطقه اتاقور مشاهده می شود . نحوه ی زندگی ، نگرش معیشتی ، بینش فرهنگی ، تفاوت خلق و خوی را می توان در این ترانه ها بازنمود . اگر چه همجواری و تعاملات فرهنگی با سایر اقوام را نباید نادیده انگاشت .

2-19. سرایندگان و گویندگان اشعار عامیانه
ترانه های محلی افرادی چون امیری پازواری ، پیرشرفشاه ولابی ، حسینا ، باقر لارستانی ، محیا ، فائز دشتستانی ، فاضل جمی را مردم محلّی انتخاب کرده اند و با تغییراتی خوانده اند که با اصل شعر شاعر تفاوت هایی ملموس و محسوس دارد .
اغلب سرایندگان ترانه های محلّی ، شاعرانی گمنام اند که از آنان هیچ اطلاعی در دست نداریم و یا آنقدر افسانه دور و بر آنان سروده و گفته و نوشته اند که در لابلای افسانه ها گم شده اند و انسانی خیالی پدید آمده اند .
نخستین گستره ای که نه آفرینندگانش نامی از خود به جا گذاشته اند و نه تاریخی روشن دارد ، فرهنگ مردم است . این فرهنگ گاهی چنان دور می رود که هزاران سال را پشت سر می گذارد و گاه دیرسالی آن به سده ای هم نمی رسد . ( محمدی- قایینی ، 1380 : 10 )
ژوکوفسکی در کتاب ارزنده ی خود می نویسد : « به این ترانه ها نام مخصوص تصنیف داده اند . مؤلف آن تصنیف ها هرگز شناخته نشده است . » ( ژوکوفسکی ، 1389 : 23 )
بسیاری از ترانه ها و دوبیتی های مردمی که امروزه به نام افرادی خاص مشهور شده است ، ساخته و پرداخته ی مردم است . بارها گفته شده که از افرادی که در آثار ادبی و هنر مناطق مختلف کشور که در سرایش اشعار عامیانه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع ادبیات عامه، زنان ایران، استان گیلان، فرهنگ عامه Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع استان گیلان، زبان فارسی، فرآورده های لبنی، دریای خزر