پایان نامه رایگان با موضوع فرهنگ عامه، ضرب المثل، ادبیات عامیانه، آداب و رسوم

دانلود پایان نامه ارشد

و Lore در میان‌ پژوهشگران‌ وجود دارد. در حقیقت‌، مفهوم‌ این‌ اصطلاح‌ ارتباطی‌ مستقیم‌ با تعریفی‌ دارد که‌ از Folk (مردم‌ یا عامه‌) و Lore (فرهنگ‌) صورت‌ می‌گیرد. مثلا در یکی‌ از فرهنگ‌های‌ ادبی‌ که‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ منتشر شده‌ Folk به‌ مفهوم‌ «عامیانه‌» در نظر گرفته‌ شده‌ و با توجه‌ به‌ این‌ استنباط‌ درباره ی‌ Folk Literature که‌ جزیی‌ از فرهنگ‌ عامه‌ بوده‌، چنین‌ آمده‌ است‌: «ادبیات‌ عامه‌ در میان‌ جوامعی‌ که‌ اکثریت‌ مردم‌ آن‌ قادر به‌ خواندن‌ و نوشتن‌ نیستند، رواج‌ دارد».(در فرهنگ‌ اصطلاحات ادبی ‌، اصطلاح های‌ Folk Lore و Folk-Literature ، به‌ یک‌ مفهوم‌ در نظر گرفته‌ شده‌ و در ذیل‌ آن ها چنین‌ آمده‌ است‌:
«ادبیات‌ عامه‌ یا ادبیات‌ توده‌ یا فرهنگ‌ عوام‌ یا فولکلور در مقابل‌ ادبیات‌ رسمی‌ است‌ که‌ مخلوق‌ ذهن‌ مردم‌ باسواد و تحصیل‌ کرده‌ است‌ و مجموعه‌ای‌ است‌ از ترانه‌ها و قصه‌های‌ عامیانه‌، نمایش‌نامه‌ها، ضرب‌المثل‌ها، سحر و جادو و طب‌ عامیانه‌ که‌ در میان‌ مردم‌ ابتدایی‌ و بی‌سواد رواج‌ دارد» (داد، ۱۳۷۵: ۲۲)
این فرهنگ عامه یا توده ی مرم چه بسا یک زبانزد ، یا ضرب المثل را شامل می شود که در خود رویدادی ساده ، یا پیروزی یا شکستی ساده را در خود نهفته داشته و سینه به سینه نقل شده و آن رویداد از ذهن مردم پاک شده ، ولی ضرب المثل خود را حفظ کرده و چرخیده و به ما رسیده است . فرهنگ عامه فرهنگ واقعی مردم را در خود دارند و اصالت مردم در همین فرهنگ عامه نهفته است . بیشترین بازتاب فرهنگ عامه شاید در ترانه ها و ضرب المثل ها صورت گرفته باشد . این فرهنگ را باید جست و جو کرد ، پژوهش علمی روی آن انجام داد و به حقایق پشت پرده ی آن دسترسی پیدا کرد . فرهنگ عامه تجربیات گذشتگان را در خود دارند ، این تجربه ها بسیار مفید فایده تر از مواردی هستند که ما از آن ها به عنوان الگو استفاده می کنیم و هیچ بهره ای از آن نمی بریم . فرهنگ عامه ، طرز فکر عامه ی مردم را در امور عینی به آموزندهترین و کاملترین وجهی بیان میدارد به علاوه تجربههای اجتماعی و تاریخی را که به وسیله طبقات مختلف مردم انباشته شده است به طور موجزی در قالب بیانی شیرین خلاصه میکند. آرین پور سخن بسیار راهگشایی دارد ، من معتقدم که همین توضیح دکتر را می شود به ترانه های عامیانه هم تعمیم داد . ایشان می نویسند :
« ضرب المثلها در میان مردم و از زندگانی مردم پدید میآیند و با مردم پیوند ناگسستنی دارند. این جملات کوتاه و زیبا مولود اندیشه و دانش مردم ساده و میراثی از غنای معنوی نسلهای گذشته است که دست به دست و زبان به زبان به آیندگان میرسد و آنان را با آمال و آرزوها، غم و شادیها، با عشق و نفرت، با ایمان و صداقت و با اوهام و خرافات پدران خود آشنا میسازد. » (آرین پور، 1374: 451)
برای درک درست تر از مفهوم فرهنگ عامّه به تعریف و تبیین آن از جنبه های گوناگون می پردازم :
فرهنگ عامیانه – یا ترانه های عامیانه ای که در این پایان نامه قصد کاوش در آن را داریم – به نوشته ها و سروده های ادبی – ولی غیر رسمی –که شامل لالایی ها ، دوبیتی های عامیانه ، ترانه های گالشی و محلّی گفته می شود ، کاربردهایی صرفاً سرگرم کننده دارد و بیانگر حالات و روحیات و خلقیات مردم کوهپایه نشین است .
قومی که از آن ها در این پایان نامه از آن ها سخن به میان می آید ، گالش نام دارند . گالش ها حق دارند که ادبیاتی داشته باشند که از طریق این ادبیات بتوانند لذت ببرند ، سرگرم شوند ، هیجانات خود را بروز دهند ، تجربیات خود را منتقل کنند ، خودشان را در آیینه ی ادبیاتی که دارند ، ببینند ، ادبیاتی که بازتاب دهنده ی واقعیات زندگی روزمره مردم آن دیار است . کارکردن آن هم متناسب با واقعیات زندگی همان مردم است . این ادبیات باید برای مردم ارزش داشته باشد و برای آن ارزش قائل شوند . شناختی از آنان به مردم بدهد و افعال و اقوال مردم را در خود ثبت و ضبط کند ، مواریث فرهنگی شان را در خود محفوظ نگه دارد . میراثی که از طریق آن زبان ، بیان ، آداب ، رسوم ، تجربیات ، آیین ها و باورداشت های مردم را حفظ کرد . بدان رفتار کرد . به باورداشت هایشان احترام گذاشت و از نیاکان و آبا و اجدادشان جدا نشد و به آن ها و ارزش ها و اعتقاداتشان به دیده ی تحقیر ننگریست .
از طریق ترانه ها و دوبیتی های روستایی می شود با فرهنگ و زبان مردم آن دیاری که مورد مطالعه قرار می گیرد ، قرار گرفت و تایخچه ی مردم آن دیار را به قلم آورد و از طریق آن ها با فرهنگ های مردمی که در آن منطقه زندگی می کنند ، اشنا شد .
فرهنگ عامه ، انواع مضامین ادبی در خود نهفته دارد : داستان های عاشقانه ، داستان های پهلوانی ، اشعار غربتی ، زبان حال ، شکوائیه ، دل گفته ها ، نجواهای خودمانی ، داستان های ماجرایی ، توسل و مانند آن از آن جمله است .

در پایان با این جمله ی زیبا سخن خود را در این بخش به پایان می برم :
« مجموعه ی تظاهرات هنری هر قوم که در قالب کلام ریخته شده ، ادبیات آن قوم به شمار می آید . » ( حجازی ، 1387 : 16 )

2-4. خصایص فرهنگ عامه
فرهنگ عامه اگر چه در میان مردم بیشتر به شکل خرافه رواج پیدا کرده و تبلیغ شده ، و موهومات بدان راه یافته ، با این وجود نباید غافل ماند که بسیاری از روحیات و رفتارها و هنجارهای مردم عامه در این فرهنگ بازتاب دارد . با ژرفانگری در باورها و سنن و آدبا و رسوم مردم روستایی ، بسیاری از ناگفته ها و ناشنیده ها را می توان بیرون کشید و با موازین علمی بر روی آن ها کار کرد و به تاریخ نانوشته ی مردم دست یافت . جامعه شناسان ، مردم شناسان ، زبان شناسان و فرهنگ دوستان چندی است که تمام هم و غم خود را مصروف داشته تا بتوانند به وقایعی زندگی مردمی ، اتفاقات و رویدادها و حوادث زندگی نیاکانی که در کوهپایه ها می زیستند و تار یخ نویسان از آن ها غافل مانده اند ، از دل همین ترانه ها وآوازها و دیگر مباحث فرهنگ عامه بیرون کشند و به نکات تازه ای دست پیدا کنند . شناسایی رفتارها ، عقاید و رفتارهای اجتماعی مردم کوهپایه نشین که در گذشته می زیسته اند ، نه تنها لازم و ضرروی است بلکه یکی از محورهای مهم علومی مانند جامعه شناسی ، مردم شناسی و تاریخ به شمار می آید .
یکی از خصوصیات فرهنگ عامه ، بازتاب افکار و احساسات و تجربات مردم در آن است .
وان ژنپ(1924) نیز فولکلور را باورها و اعمال گروهی بدون نظریه علمی و فاقد پشتوانه‌ای منطقی می‌داند که واجد چنین خصوصیاتی است:
«1- فولکلور، اعمال و رفتارهای جمعی و گروهی است که در بین عامه مردم رایج باشد. بنابراین عمل و رفتار یک نفر یا یک خانواده را نمی‌توان فولکلور نامید.
2- اعمال و رفتارهای فولکلوری به مناسبت و بنابر مقتضیات تکرار می‌شود؛ یعنی آنچه که یک یا چند مرتبه یا در دوره محدودی اتفاق می‌افتد فولکلور نیست.
3- فولکلور نه بطور خاص، بلکه در مجموعه فعالیتهای زندگی نقشی را بر عهده دارد.
4- ابداع‌کننده و زمان شروع رفتار و اعمال فولکلوری مشخص نیست این پدیده‌ها بوسیله عامه مردم به وجود آمده است. البته در گذشته دور مبدعی داشته ولی به مرور ایام آن شخص فراموش شده و فقط عمل او به جا مانده است.
5- مقدار زیادی از اعمال فولکلوری بی‌ادبانه و دور از نزاکت تلقی شده و در محافل رسمی و اشرافی از انجام و بیان آنها خودداری می‌شود.»( رنجبر، و ستوده ، 1380: 111)
وارانیاک سه خصیصه یا وجه مشخصه برای فولکلور برمی شمرد ، که عبارتند از :
1. فولکلور بر میراث و اصول تمدنی قدیمی و کهن بنا شده است .
2. فولکلور با هیچ گونه روش علمی و استدلال منطقی ، همراه نیست ؛ یعنی نه معلمی آن را تدریس می کند ، و نه از کتاب و نوشته ای می توان آموخت ؛ بعلاوه عاری از هر گونه آرایش روشنفکری و پیرایش نظری است .
3. این خصوصیت عدم تحول روشنفکری و نظری باعث شده است که در جریان اشاعه ی اصول تمدن جدید ، فولکلور بدون اینکه با آن ها ترکیب شود ، در کنارشان قرار گیرد و در نتیجه عناصری بسیار قدیمی را تقریباً دست نخورده حفظ کند . این پدیده خصوصاً در هنرهای عامیانه تجلی می کند . » ( روح الامینی ، 1379 : 267 )

2-5. پیشینه ی فرهنگ عامه
برای نخستین بار یک باستان شناس انگلیسی به نام ویلیام جان تامس با نام مستعار امبروز مورتون ، بیش از یک قرن پیش ، کلمه ی فولکلور را ساخت . او می نویسد : « آنچه ما در انگلستان ، رسوم باستانی عامیانه یا ادبیات عامیانه می نامیم ، می توان دقیقاً با یک ترکیب خوب ساکسونی ، یعنی « فولک – لور » یا « دانش عامیانه » بیان کرد . (جولیوس گولد ، ویلیام ل . کولب : 1376 : 403 ) اصطلاح فرهنگ توده در ابتدا در اوت 1946 شنیده شد ( انجوی شیرازی ، 1371 : 9 ) و به گفته ای دیگر در 1885 برای نامیدن دانش عوام به کار گرفته شد ( هدایت ، 1378: 233 ) که از دو بخش fplk که به معنی عامه ، توده ، عوام مردم است و lore به معنای دانش ، دانستنی ، مجموعه ی اطلاعات ، معلومات ، فرهنگ و موادی که اساس این علم را تشکیل می دهد ، می باشد ( انجوی شیرازی ، 1378: 9 ) در ایران برای نخستین بار رشید سایمی در یک سخنرانی در اسفند 1314 اصطلاح فرهنگ عامه را به جای فولکلور به کار برد ( شریفی ، 1387: 1103 )
بسیاری از متخصصان علم مردم شناسی بر این باورند که با مطالعه در باورها و اعتقادات آیین و خرافی و افکار و اندیشه های مردم می توان به سرچشمه بسیاری از پرسش های بی جواب این علم دست پیدا کرد . آداب و رسوم و سنن مردم روستایی و عامه با همین اعتقادات و حتی خرافات گره خورده است . در دین زردشت با توجه به ادعیه ها و نیرنگ هایی که مورد توجه بوده ، به برخی اعتقادات برمی خوریم که در آن ها احترام به نوامیس ، تأثیر چشم زخم ، پرهیز از چشم شور ، آداب جشن ها و مانند آن در این دعاها لحاظ می شده است . بسیاری از جشن های باستانی ما هم از جمله مهرگان ( میتراکانا ) ، نوروز ، سده ، چهارشنبه سوری و مانند آن آداب و آیین هایی داشته که مردم ملزم به رعایت آن بوده اند . چنین به نظر می رسد که ترکیب نخستین ترانه ، آوازها ، قصه و اعتقادات بشری با هم نزدیک بوده اند . زندگی واقعی ، معنوی ، دین و آیین ، زندگی اجتماعی و مانند آن در این ترانه ها و باورها بازتاب داشته اند .
در آثاری که در ایران پیش از این به نگارش در آمده ، بسیاری از باورها و اعتقادات دینی و خرافی دست در دست هم داده و باعث شده تا قصه ها ، افسانه ها ، داستان ها شکل گیرد . داستان های تاریخی چون اسکندر نامه ، داستان های مذهبی چون حمزه نامه و حیدر نامه ، افسانه های عامیانه چون حسین کرد شبستری ، داستان های عارفانه چون مثنوی معنوی ، افسانه های عیاری چون سمک عیار ، داستان های طنز آمیز کلثوم ننه و مانند آن از جمله آثاری هستند که در خود ادبیات عامیانه را جای داده است . در این میان نباید از آثار ارزنده ی فضل الله صبحی مهتدی با عنوان افسانه های کهن ، احمد شاملو با گنجینه ی فرهنگ عوامش با عنوان کتاب کوچه و انجوی شیرازی با عنوان فرهنگ مردم ایران ، بازی های نمایشی غافل ماند .
کتاب های ارزنده ای چون امثال و حکم ، چرند و پرند دهخدا ، یکی بود و یکی نبود جمالزاده و مخصوصاً کتاب های فرهنگ عوام امیر قلی امینی ، فرهنگ عامیانه ی جمالزاده ، اوسانه ی و نیرنگستان هدایت ، تمثیل و مثل وکیلیان داستان های امثال دکتر ذوالفقاری در زمره ی همین آثار عامه به شمار می آید .

2-6. مباحث فرهنگ عامه
فرهنگ عامه یا ادبیات شفاهی که از آن تحت عناوین دیگری چون ادبیات گفتاری ، ادبیات محاوره ای و چون آن یاد می کنند ، شامل قصّه ها ، افسانه ها ، اسطوره ها ، ترانه ها ، تصنیف ها ، بازی ها ، جشن ها ، آداب و رسوم و سنن ، چیستان ها ، ضرب المثل ها ، زبانزدها ، متل ها و چون آن می شود . این گونه ادبی ، سینه به سینه و به طور شفاهی از فردی به فرد دیگر ، از نسلی به نسلی دیگر انتقال پیدا می کند . این گونه ی ادبی به عامه ی مردم تعلق دارد . همین تعلّق باعث می شود تا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع فرهنگ عامه، آداب و رسوم، بازی های بومی، زبان فارسی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع آداب و رسوم، قهوه خانه ها، اثر ادبی و هنری، اجتماعی و سیاسی