پایان نامه رایگان با موضوع فرآیند کسبوکار، مدل فرآیندی، قابلیت اطمینان

دانلود پایان نامه ارشد

به سرویسهای کسبوکار دست یابیم یعنی در ادامه بر اساس این گروهبندیها سرویس کسبوکار کاندید را تعیین میکنیم. در ادامه باید این موضوع بررسی شود که آیا این سرویسها قابل اعتماد میباشند و از لحاظ امنیتی با سیاستهای امنیتی تطابق دارند یا خیر، و بعد از منطبق بودن سرویس کاندید با نیازمندیهای امنیتی آن را به عنوان سرویس کاندید نهایی در نظر میگیریم.
سپس منطق همنواسازی را تعیین میکنیم، یعنی مشخص میکنیم که چه بخشی از منطق فرآیندی (قوانین کسبوکار، منطق فرآیند، منطق استثنائات، توالی و ترتیب انجام، سیاستهای امنیتی) در همنواسازی کنترل شده و چه بخشی از آن به سرویسهای کسبوکار و یا نرمافزارهای لایههای پایینتر واگذار میشود. در این راستا بعد از طی کردن مراحل فوق تحلیلگر باید سرویسهای کسبوکار به دست آمده را با اصول معماری سرویسگرا ارزیابی کند و در صورت لزوم اصلاحات لازمه را انجام دهد. سپس تعیین میکنیم که چگونه سرویسهای کسبوکار با یکدیگر ترکیب شوند، یعنی سرویسهای فرآیند از مدل فرآیندی (همخوانی) به مدل سرویسگرا (همنواسازی) تبدیل میشوند.بنابراین فرآیندهای کسبوکار با سرویسهای همنواسازی جایگزین میشوند. بعد از این مراحل سرویسهای نرمافزاری مورد نیاز برای سرویسهای کسبوکار تعریف میشوند، این سرویسها به شکل تراکنشهای دانهریزی میباشند که عملی محاسباتی یا دادهای را پیادهسازی میکنند؛ برای دستیابی به قابلیت استفاده مجدد به این شکل عمل میکنیم که ابتدا تمام سرویسهای نرمافزاری را لیست کرده و سپس سرویسهای یکسان را استخراج میکنیم، لذا امکان استفاده مجدد را برای سرویسهای تکراری داریم. همچنین در سرویسهایی که اشتراک دارند بهتر است که تمامی سرویسهای مشترک را گروهبندی کرده و این گروهها مورد بررسی قرار گیرند تا اگر توانستیم سرویسهای همگروه را در قالب یک سرویس عمومی ارائه دهیم، بنابراین سرویسها به شکلی اصلاح میشوند که حداقل همپوشانی و حداکثر خودمختاری و قابلیت استفاده مجدد را داشته باشیم.
برای طراحی و پیادهسازی سرویسها با توجه به اطلاعاتی که در این فاز جمعآوری شده و بررسی تمامی شرایط و جوانب، این تصمیم گرفته میشود که هر سرویس نرمافزاری از سیستمهای موروثی (در این صورت سرویسهای نرمافزاری قابل استخراج از سیستمهای موروثی را تعیین میکنیم) استخراج شود و یا به شکلی مستقل پیادهسازی شود.
به طور کلی میتوان گفت ابتدا دامنه کسبوکار را بررسی کرده و سرویسهای مورد نیاز را شناسایی میکنیم، این شناسایی بر اساس اهداف کسبوکار و بررسی فرآیندهای آن انجام میگیرد. سپس ویژگیهای هر یک از این سرویسها را به صورت جزئیتر مشخص کرده و نحوه تعامل آن‌ها با یکدیگر را هم تعیین میکنیم. در این راستا میتوانیم از نمودارهای مختلفی مانند نمودار ارتباط سرویسها، نمودار همکاری بین سرویسها و… استفاده نماییم. خروجی این فاز سرویسهای کسبوکار به همراه ویژگیها و نیازمندیهای امنیتی آن‌هاست که باید اجرا شوند.
فاز پیادهسازی و اجرا در مدیریت فرآیند کسبوکار سرویسگرای امن: در این فاز همانطور که انتظار داریم نقش مدیریت فرآیند کسبوکار کم رنگ‌تر از معماری سرویسگرا شده چرا که در این فاز فرآیندهای کسبوکاری که مدل شده بودند را بر اساس اطلاعات فاز قبلی پیادهسازی و اجرا مینماییم. بنابراین عمده کار در این فاز از طریق دخالت معماری سرویسگرا صورت میگیرد. در این فاز استقرار و پیادهسازی فرآیندها را پیشرو داریم؛ در این قسمت فرآیندهای مربوطه را به همراه قوانین کسبوکار و مدل امنیتی پیادهسازی مینماییم. قلب سیستم مدیریت فرآیند کسبوکار موتور فرآیندی است که فرآیند کسبوکار را همانطور که تعریف کردهایم، با استفاده از سرویسهای مورد استفاده در معماری سرویسگرا اجرا میکند. این موتور وضعیت فرآیند را در هر زمان معین ردیابی میکند و اطمینان حاصل میکند که گامهای فرآیندی تعریف شده با توالی درستی دنبال میشوند. مقیاس و محیط زمان اجرا به منظور تأمین نیازمندیهای سطوح سرویس باید توسط پیکربندی فرآیندهای کسبوکار انجام میپذیرد. پس از پیکربندی فرآیندهای کسبوکار امکان پیادهسازی آن‌ها در محیطی امن و مطمئن به وجود میآید. آنچه که در این فاز بسیار مهم است این است که در کنار مدل فرآیند، مدل امنیتی هم موجود میباشد که سبب کنترل نیازمندیهای امنیتی میشود.
ادامه کار اجرای فرآیندها با استفاده از رویکرد معماری سرویسگرا پیش میرود. در این قسمت بر حسب مدل‌های ایجاد شده در فازهای قبلی به طراحی سرویسها میپردازیم. به عبارتی ابتدا سرویسهای نهایی و واسطهایشان را به طور دقیق مشخص نموده و روشهای اجرایی آن‌ها را مشخص مینماییم. یعنی در این فاز ابتدا به طراحی و مدلسازی سرویسهایی که موجود نیست میپردازیم. سپس معماری سرویسها را مشخص نموده و مرزها و دامنههای آن‌ها را مشخص مینماییم و همچنین استانداردها و نیازمندیهای فنی برای پیادهسازی را تعیین میکنیم. در ادامه پیادهسازی این سرویسها را پیشرو داریم. در پیادهسازی باید موضوعات پیکربندی مدیریت نسخهها و رضایتمندی سرویسها را مد نظر داشته باشیم. برای استقرار سرویسها ابتدا یک مرحله پیش ارائه داریم و سپس استقرار نهایی صورت میگیرد. سرویسها را به وسیله یک زبان برنامهنویسی پیادهسازی میکنیم. در این قسمت تستهای واحد، جامعیت و تست سیستمی نیز بر روی سرویسها صورت میگیرد. در مسیر توسعه سرویسها بهکارگیری الگوهای طراحی و انجام عملیات اصلاح بر روی سرویسهای موجود گامی موثر میباشد. هدف اصلی این فاز استقرار و تست پذیرش سرویسها در محیط اجرا میباشد. در این فاز سرویسهایی که پس از تست وارد مرحله اجرا میشوند در یک پایگاه ذخیره سرویسها ثبت و ذخیره میشوند تا در ادامه هر زمان که به استفاده مجدد از آن‌ها نیاز شد بتوان به آن‌ها دسترسی داشت. در شکل 3-5 میتوانیم کلیه مراحلی که در رابطه با شناسایی سرویس‌های منطبق با کسبوکار در فازهای تحلیل و اجرا بیان شده است را مشاهده نماییم. برای اجرای فرآیندهای کسب‌وکار ابتدا بررسی میشود که سرویس مورد نیاز موجود است یا خیر، اگر سرویس فوق در پایگاه ذخیره موجود نبود آن را طبق روشی که مطرح شد پیادهسازی میکنیم. پیادهسازی و اجرای فرآیندها باید منطبق با مدل و سیاستهای امنیتی باشد و سرویسهای کسبوکار مورد استفاده باید از فیلتر ویژگی‌های امنیتی عبور نمایند

شکل3-5 مراحل شناسایی سرویسهای کسبوکار

الگوریتم مراحل مختلف شناسایی سرویسهای کسبوکار را مطرح نمودیم. در این راستا باید از توابع مختلفی برای انجام هر کدام از مراحل استفاده نماییم که در ادامه به برخی از آن‌ها میپردازیم.
Algoritm 1 identify business sercices
1. Su-bprocess ← Process. Detect sub-process
2. Well define component ← Sub-process. Division sub-process
3. Group ← Well define component. Make group
4. Similarity ← Group. Find similar component
5. Final Group← Group without similarity. Delet similarity in group
6. Candidate Service← Final Group. Define services
7. if Service is available in Repository then
6. return service
7. else
8. Repository ←Service. Save service in repository
9. return service

فاز مدیریت و کنترل در مدیریت فرآیند کسبوکار سرویسگرای امن: در این فاز هر دو رویکرد مدیریت فرآیند کسبوکار و معماری سرویسگرا هر دو دارای نقشهای اساسی میباشند. اندازهگیری فرآیندها در زمانی که در حال اجرا هستند اطلاعاتی را فراهم میکند که برای چگونگی عملکرد هر یک از عناصر فرآیندهای کسبوکار و چگونگی بهبود آن‌ها لازم است. به علاوه امکان مراقبت و مدیریت فرآیندها را در سطح سیستمی و فنی پیشرو داریم. در حین اجرای فرآیندها گروههای مختلفی از افراد با توجه به نقشهایی که دارند با فرآیندها به گونهای که خاص نقش آن‌هاست درگیر میشوند که این ارتباط‌ها نیاز به کنترل و مدیریت دارد. با استفاده از فاز مدیریت و کنترل از دید مدیریت فرآیند کسبوکار میتوان تمامی فرآیندها را زیر نظر گرفت و به اطلاعات با ارزشی (مانند چرخه زمانی هر تراکنش، زمان انتظار برای انجام هر فرآیند، هزینه و…) در رابطه با آن‌ها دست یافت. در این قسمت علاوه بر کنترل و مدیریت فرآیندها بر روی کسبوکار هم کنترل و نظارت میشود. در این قسمت مدیریت بلادرنگ فرآیندهای کسبوکار را خواهیم داشت. تنظیمات امنیتی، تنظیمات سیستم و تعیین سطوح دسترسی در این بخش صورت میگیرد. پس به طور کلی از دید مدیریت فرآیند کسبوکار در این فاز کنترل فعالیت کسبوکار، کنترل فرآیندها، مدیریت بلادرنگ فرآیندهای کسبوکار و مدیریت فرآیندها را پیشرو داریم.
از دیدگاه معماری سرویسگرا نظارت و کنترل بر روی سرویسهاست، در اینجا نظارت و کنترل بر روی منابع سرویسها، کنترل نسخه سرویسها و همنواسازی را مدنظر داریم. سپس به کنترل و نظارت نیازهای امنیتی و نیازمندیهای غیر عملکردی سرویسها از جمله قابلیت اطمینان، کارایی، امنیت و کنترل دسترسی و… پرداخت. در ادامه هم به کنترل کارایی سرویسها، تحلیل گزارشات و آمارها و هماهنگ کردن مستمر سرویسها میپردازیم. نتایج به دست آمده از این مرحله معیارهای اصلی برای ارزیابی و بهبود میباشند.
فاز ارزیابی و بهبود در مدیریت فرآیند کسبوکار سرویسگرای امن: در این فاز هر دو رویکرد معماری سرویسگرا و مدیریت فرآیند کسبوکار دخیل میباشند چرا که با ارزیابی و بهبود فرآیند کسبوکار اجرا شده، سرویسهای کسبوکار نیز تغییر میکنند. بعد از فاز اجرا و مدیریت حال بررسی شاخصها و سنجههایی که از قبل تعریف شده بود امری ضروری است. در این فاز از اطلاعات موجود برای ارزیابی و بهبود مدل‌های فرآیندی مورد استفاده قرار میگیرند. این ارزیابی با تکنیک‌های مانند کاوش فرآیند و نظارت بر فعالیتهای کسبوکار انجام می‌شود. کاوش فرآیند مجموعه‌ای از روشها و ابزارهای مرتبط با نظارت بر فرآیند می‌باشد. هدف از کاوش فرآیند، تحلیل ثبت وقایع استخراج شده در طی نظارت بر فرآیند و مقایسه آن‌ها با یک مدل فرآیند منطقی می‌باشد. این کاوش را از سه منظر می‌توان بررسی کرد: منظر فرآیندی: در این منظر کنترل گردش کار و علت انجام فرآیندها بررسی می‌شود.
منظر سازمانی: در این منظر ساختار سازمانی و افراد درگیر در فرآیند مورد نظر می‌باشند.
منظر دادهای: در این منظر داده‌ها مورد بررسی قرار می‌گیرند.
فرآیندها بر اساس یک سری پارامترهای کلیدی در زمینه اندازهگیری کارایی فرآیند، بررسی نیازهای امنیتی، نیازمندیهای غیرعملکردی و … تحلیل و بررسی میشوند برای انجام عمل پایش و ارزیابی ابزارهای مختلفی وجود دارد که کارایی و راندمان کسبوکار را میسنجند و فرآیندها و گردش کار را پایش و در آخر هم گزارش دهی میکنند، با استفاده از این گزارش به دست آمده میتوان دید مناسبی برای اعمال تغییرات پیدا کرد و در صورت لزوم تغییرات لازمه را بر روی سیستم اعمال نمود تا بهینهسازی صورت بگیرد و در نتیجه میتوان تمامی ویژگیها و خصوصیات کسبوکار را پوشش داد. بر اساس نتایج به دست آمده از ارزیابی و ارائه راهحلهای بهبود سیستم، یک بازخورد از این مرحله به فازهای ابتدایی چرخهحیات داده میشود تا بر اساس آن بتوان تغییرات را اعمال نمود و مدل فرآیند را بهبود داده و سپس با استفاده از تجزیهوتحلیل و شبیهسازی در رابطه با اعمال تغییرات تصمیمگیری میشود و سیستم بهینه شود.
از دیدگاه معماری سرویسگرا هم برای هماهنگ کردن مستمر سرویسها باید نسبت به تغییراتی که در راستای بهبود کسبوکار و مدل فرآیندی صورت میگیرد سرویسها هم دچار تغییر شوند. از طرفی خود سرویسها هم با استفاده از شاخصها و معیارهایی که در فاز مدیریت و کنترل گفته شد مورد ارزیابی قرار میگیرند و ممکن است در این راستا نیاز به بهبود و اعمال تغییرات داشته باشند. آن چه که در اینجا مهم است برچسبگذاری سرویسهایی است که از لحاظ امنیتی توانستهاند نیازها و ویژگیهای امنیتی مورد نیاز را داشته باشند و همچنین در زمان اجرا هم دچار کمترین میزان مشکل شدهاند. با این کار در استفاده مجدد از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع فرآیند کسبوکار، مستندسازی، منابع اطلاعاتی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع فرآیند کسبوکار، سیستم مدیریت، مدل پیشنهادی