پایان نامه رایگان با موضوع عوامل انسانی، تحلیل محتوا، روزنامه‌نگاری، حوزه عمومی

دانلود پایان نامه ارشد

می‌شوند. از نمونه علم ساده می توان به جوشیدن آب در صد درجه یا به اثر نیروی جاذبه اشاره کرد. اما «پیچیدگی» از جایی آغاز می‌شود که نمی‌توان رابطه‌ای روشن میان علت‌های احتمالی چندگانه و یک نتیجه مشخص یافت. این شرایطی است که دانش علمی به زمینه ربط می2یابد و فاکتورهای زمینه‌ای بر نتیجه اثر می‌گذارند و آن را دستخوش تغییر می‌کنند. اختلاف نظرهای این سطح از علم، ماهیتی شناختی دارند. نمونه علم پیچیده هنگامی است که یافته‌های آزمایشگاهی، در تجربه میدانی به فرجام‌هایی یکسره پیش‌بینی نشده می‌انجامند، یا دانش کشاورزی مدرن در کشورهای جهان سوم موفق از کار در نمی‌آید. در دانش«قطعیت نایافته»، تاکید بر روی عدم اطلاع، عدم تعین، گمراه شدن در اندازه‌گیری، متغیرهای آماری و از این جور چیزهاست. بدین ترتیب علم قطعیت نایافته، نتایج بسیار نابسنده پیش می‌گذارد. اعتماد در این مورد از دانش، معیاری بسیار مهم است. از نمونه‌های علم قطعیت نایافته می‌توان به کاربردهای غذایی زیست تکنولوژی اشاره کرد. در سطحی دیگر، «ابهام» به چندگانگی تفسیرهای بنیاد شده بر ارزیابی‌ها یا مشاهدات همانند اشاره کرد. اگر مجموعه‌ای از داده‌ها، روش‌ها یا ابزارهای اندازه‌گیری چنان باشند که بتوان تفسیرهای گوناگون بر آنها بنیاد کرد و بحث در بگیرد که انجامه‌های چنین شرایطی برای جامعه انسانی چیست، در این صورت این معنی از دانش را می‌توان مبهم دانست. مورد گازهای گلخانه‌ای از این جمله است: این که زمین در حال گرم شدن است یا اینکه اکنون در حال ورود به یک عصر یخبندان هستیم( 5Auwereaert, 200 به نقل از وحیدی، 238:1388)
اوریرت بر بنیاد جداسازی این چهار شکل علم، می‌کوشد نشان دهد که هر کدام از این سطح‌ها، باید به شکل خاصی از ارتباطات علم پیش برده شوند. مدلی که اوریرت ارائه می‌کند ، چهار سطح مختلف ارتباطات علم را در بر می‌گیرد. در حالت نخست که انتشار است، نتیجه‌های علمی به یک گروه منفعل و همانند منتقل می‌شوند. این کار از راه یک سامانه آموزش رسمی و یا به واسطه رسانه‌های همگانی صورت می‌گیرد. در پایه دانش پیچیده، هرچند فرستنده هنوز کارگزاری است که می‌کوشد دانش را به گیرنده برساند، اما به سبب آنکه دانش در اینجا با زمینه ربط یافته است، گروه هدف از اهمیتی ویژه برخوردار می‌شود. در واقع در این سطح اینکه آیا گروه هدف، دانش مورد نظر را دریافت کرده و آن را درست تفسیر کرده است و اینکه آیا در اساس پذیرای دانش هست یا نه، از اهمیت برخوردار می‌شود. در پایه‌ای بالاتر بخشی از دانش با قطعیت نایافتگی روبروست و این به معنی آن است که تحقیقاتِ بیش تر، به ضرورت، علمی بیشتر در پی نمی‌آورند. . در برقراری ارتباط پیرامون این بخش، علم، داده‌ها و چشم‌انداز نخستین را فراهم می‌کند اما بخشی مهم از فرآیند با مشارکت نمایندگان همگان پیش برده می‌شود. بدین ترتیب هدف ارتباط آن است که به شهروندان در تصمیم‌گیری مشورت داده شود. فرآیند ارتباطات در دانش قطعیت‌نایافته فرآیندی دوسویه است که میان کارشناسان و ناکارشناسان صورت می‌گیرد. دست آخر، در دانش مبهم که از پایه پیچیدگی بالاتری برخوردار است، نا‌استواری‌ها چنان زیادند که از داده‌هایی یگانه، تفسیرهایی گوناگون داده می‌شود. در ارتباطات اینگونه از علم، گفتگویی میان سویه‌های علاقه‌مند به وجود می‌آید و در هنگامی که علم همه جواب‌ها را ندارد، دانش‌های مکمل از منبع‌های دیگر مانند تجربه و دانش‌های عملی در دسترس قرار می‌گیرند. (وحیدی ب، 191:1388).

مشارکت همگانی در علم

درگرفت همگانی در علم
کنشگران:
کارشناسان علمی
+گروه‌های خاص هدف
+نمایندگان همگان
+کارشناسان بیرونی

آگاهی همگانی از علم
کنشگران:
کارشناسان علمی
+گروه‌های خاص هدف
+نمایندگان همگان

فهم همگانی علم
کنشگران:
کارشناسان علمی
+ گروه‌های خاص هدف

کنشگران:
کارشناسان علمی

تسلطِ فرستنده
گبرنده‌محور
کارشناسان / افراد غیرحرفه‌ای
شریک‌ها
آگاه سازی
یک سویه
تک گویی
بالا به پایین
رسانه‌های همگانی
زمینه
گروه هدف
نیازها، آرزوها
چرخه بازخورد
مشاوره
دوسویه
مشارکت محدود
گفتگو
مشارکت باز
متقابل
پایین به بالا
دانش محلی
بدون برخورد
برخوردها:
شناختی (درک ناکامل یا نادرست)
برخوردها:
شناختی + ارزش‌گذارانه/ فکری
برخوردها:
شناختی ارزش‌گذارانه/ فکری + هنجاری (ارزش ها و هنجارهای مختلف)
ساده
پیچیده
قطعیت نایافته
مبهم

نمودار(3-2) پلکان ارتباطات علم (Auweraert, 2005:5)
همچنان که در مدل اوریرت مشاهده می‌شود همچنان که علم از یافته‌های پایه دور می‌شود، بر زمینه‌ای قرار می‌گیرد که نمی‌تواند پیوستگی و تعامل خود را با آن نادیده بگیرد. بدین ترتیب حتی با فرض کنار گذاشتن دیدگاه‌های فلسفی که ارزش عینی یافته‌های علمی را به چالش می‌کشند، علم – در معنای همه سطح‌هایی که اوریرت از آنها یاد می‌کند – فرآیندی اجتماعی است که نمی توان نقش جامعه را در پیشبرد آن نادیده گرفت، یا آن را از مشارکت آگاهانه در هدایت سطح‌های مختلف علمی باز داشت.

6-3-2 نظریه کنشگر- شبکه (ANT)
نظریه کنشگر – شبکه110 که برخی آن را نظریه پذیرش یا عضوگیری111 و جامعه شناسی ترجمه و تحویل112 نیز نامیده‌اند (قاضی طباطبایی و ودادهیر، 129:1386)، نظریه‌ای اجتماعی با محوریت علم فناوری113 است که در آن فرض بر مشارکت افراد (عوامل انسانی)، اشیا و فضاها (عوامل غیر انسانی) در متن تکثرزا یا چندگونگی تعاملی و تاثیر متقابل این تکثر بر بازتولید عوامل انسانی و غیر انسانی است. این نظریه ضمن اجتناب از رویکردهای یک جانبه گرایانه رئالیستی (تاکید صرف بر امور طبیعی و واقعی) و برساخت‌گرایی اجتماعی (روایت فرهنگی از امور و تعریف طبیعت در چارچوب زمینه‌های فرهنگی) در تبیین علم و تولید علم، رویکردی ترکیبی ارائه کرده است مرکب از رئالیسم علمی، برساخت‌گرایی اجتماعی و تحلیل گفتمان؛ و بر این نکته اصرار می‌ورزد که علم فرایند مهندسی نا متناجسی است که در آن کلیه مولفه‌های اجتماعی، تکنیکی، مفهومی و متنی در هم‌آمیخته و ترجمه و تفهیم می‌شوند (قاضی طباطبایی و ودادهیر، 130:1386).
تأكيد و توجه عمده در نظريه كنشگر – شبكه به شبكه‌سازي، كنشگران، ائتلاف‌ها و شبكه‌هايي كه ساخته مي‌شود و گفتگوها و چانه‌زني ميان كنشگران (انسان- انسان، انسان – غير انسان و …) است. در اين رهيافت، ستيز براي ايجاد يك شبكه و نظام، بسيار اساسي است و هدف اين نظريه، كشف و توصيف فرايندهاي داخلي الگويابي، نظم‌گيري اجتماعي،نظم‌بخشی و مقاومت و به عبارت دیگر کشف فرآیندهایی است که اغلب ترجمه نامیده می‌شوند (مهدی زاده و توکل، 115:1386).
مفهوم کلیدی کنشگر – شبکه واژه ترجمه یا تحویل است که لاتور (1987)، آن را برای توصیف فرآیندی که از طریق آن کنشگران با یکدیگر مرتبط می‌شوند اطلاق کرده است. طبق این دیدگاه کنشگران از موقعیتی به موقعیت دیگر، کنشگران یکسانی نیستند بلکه در جابجایی بین فعالیت‌ها متحول می‌شوند (فرهمند، 63:1392)
در اين نظريه، كنشگران فقط انسان‌ها نيستند بلكه همان طور كه كرافورد114 معتقد است: «كنشگر يا عامليت هر چيزي هست: ماشين، حيوان، متن، همه اينها با هم و هر چيز ديگر. در اين نظريه، شبكه در تركيب ناهمگني از كنشگران بافتي، مفهومي، اجتماعي و فني تحقق مييابد. كنشگران، تركيب چيزها115، هويت‌ها، روابط و نوشته‌هاي نمادين هستند كه قابليت وارد شدن 116در شبكه‌هاي مختلف را دارند (كرافورد، 1:2004 به نقل از اجاق، 31:1391).
از اين جهت، رسانه‌ها به‌مثابه كنشگران شبكه قلمداد ميشوند و نقش آنها وساطت يا ميانجي‌گري117 بین حوزه علم و حوزه عمومی است. رسانهها بين کنشگران این دو حوزه قرار مي‌گيرند و كمك مي‌كنند كه “تعامل آنها بتواند به‌طور موثري كنترل يا منسجم (داراي روابط تركيبي) شود” (كاقان و بوكر، 2001 : 258 به نقل از اجاق، 31:1391).
این نظریه بر آن است که علم و جامعه، هر دو به مثابه سوژه‌ای برای تکامل مشترک هستند. علم و جامعه هستارهايی هستند ملازم يکديگر که در فعاليت‌های علمی با يکديگر تعامل دارند و در تکوين همديگر نقش پويايی ايفاء می‌کنند. علم در حالي که جامعه را مخاطب قرار می‌دهد به گفتارهای جامعه نيز گوش فرا می‌دهد. علم فناوری مدرن بخش تفکيک ناپذيری از جامعه و در کنش متقابل با آن است و نمی‌تواند بدون توجه به افکار و نگرانی‌های عمومی و آنچه که جامعه طلب می‌کند و يا نسبت به آن احساس خطر می‌کند مسیر موفقیت‌آمیزی طی کند (قاضی طباطبایی و ودادهیر، 139:1386).
برای اینکه رسانهها بتوانند تعامل سازنده‌ای بین حوزه علم و حوزه عمومی ایجاد کنند باید نقش واسطه دو طرفه را در ساخت متون ارتباطي ايفا کنند. برای این منظور باید از يك طرف، رسانه‌ها با توجه به ويژگي‌ها، منافع و علايق كنشگران در شبكه، محتواي اين متون را بر‌ سازند و از طرف ديگر، محتواي متون ارتباطي نیز بر روش و كيفيت تعاملات بين كنشگران تاثير بگذارد. توضيح آنکه در يك حالت ايده‌آل، رسانه‌ها (نهاد رسانه‌اي/كنشگران رسانه) از راه كسب شناخت از ويژگي‌هاي مخاطبان، پيام رسانه‌اي را متناسب با ويژگي‌هاي مخاطبانشان مي‌سازند و آن را براي مخاطبانشان قابل فهم مي‌سازند(اجاق، 31:1391).
به همين دليل بسياری از دانشگاه‌ها و دانشمندان برجسته در دنيا به دنبال درک واقعی جامعه و شرايط اجتماعی توليد علم در رشته‌های تخصصی خود هستند. علم فناوری‌های مدرن محصول مشترک جامعه و طبيعت، مردم و دانشمندان / متخصصان، نهادهای مدنی و دانشگاه‌ها و عوامل انسانی و غيرانسانی است. علم فناوري ديگر از جامعه جدا نيست، اين دو در حال برساختن يکديگرند. در يک چنين شرايطی، هرگونه بی‌توجهی يا کم‌توجهی به طرفين و استحاله يکی به نفع ديگری، و سوء‌استفاده از عوامل دخيل در توسعه علم فنآوری (برای مثال؛ استفاده ابزاری از مردم برای مشروعيت بخشيدن به برنامه های علم فنآوری) و مرزبندی‌ها و قطب‌بندي‌های کاذب رشته‌ای، حرفه‌ای(انسانی غيرانسانی؛ پزشکی غير پزشکی)، اجتماعی (غربي شرقي، بومي غيربومي) و ايدئولوژيک (خودی غيرخودی) می‌تواند سياست‌های علم‌فناوری کشور را در عصری که توسعه علم‌فناوری مستلزم فرايندی پويا، شبکه‌ای پيچيده، عواملی تفکيک‌ناپذير، توسعه‌ای غيرخطی، و ماهيتی اجتماعی در کليه مراحل يکپارچه توليد، توزيع و مصرف دانش است، با مخاطرات و ناهمواري‌های جدی مواجه کند(قاضی طباطبایی و ودادهیر، 139:1386).
بخش چهارم: مرور تجربی
در این بخش به مرور کارهای پژوهشی که در این حوزه انجام شده است می پردازیم.
1-4-2 پژوهش‌های خارجی
محمد جواد ترابی در پایان نامه‌اش با موضوع «تحلیل محتوای سرویس دانش و فناوری سه خبرگزاری پرمخاطب ایرانی (مهر، ایسنا و جام‌جم‌آنلاین) »، پژوهش‌های انجام شده درباره روزنامه‌نگاری علم را به تفکیک منطقه‌ای در جهان مرور کرده است(ترابی، 1392: 24-13)، این پژوهش‌ها را می‌توان در جداول زیر مرتب کرد:

جدول شماره (1-2) : پژوهش های انجام گرفته در حوزه روزنامه‌نگاری علم در آمریکای شمالی
منطقه
نام پژوهش/ پژوهشگر
یافته ها
آمریکای شمالی
تحلیل محتوای مطالب علمی روزنامه‌های نیویورک تایمز، شیکاگو تریبون، واشنگتن پست118

یافته‌ها نشان می‌دهد که در سه دهه انتهایی قرن بیستم، این سه روزنامه هرچند به میزان اندک ولی با شیب یکنواخت و صعودی به مطالب علمی پرداخته‌اند. پوشش اخبار علمی از منظر طیف موضوعات و حجم داده‌های پوشش شده تفاوت قابل ملاحظه‌ای میان این رسانه‌ها نمی‌کرد. یافته قابل توجه این پژوهش، حذف روش علمی و اطالاعات مفهومی از میان اخبار علمی است.

تحلیل کیفی پوشش اخبار پزشکی و دانش در بازه های دوساله بین 1989 تا 1995 در روزنامه های لس آنجلس تایمز و واشنگتن پست119
در این تحلیل آمده است که برخلاف پژوهش‌های پیشین دیگر نمی‌توان با مطالعه موردی اخبار علمی، تمامی گرایش‌ها و سوگیری‌های گزارشگری، ویراستاری و دروازه‌بانی خبر را تشخیص داد، چرا که این رسانه‌ها نسبت به گذشته به مراتب محتاط‌تر و مسئولیت‌پذیرتر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع مدل کمبود، علم و فناوری، اجتماع علمی، زمینه اجتماعی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع بیوتکنولوژی، تحلیل محتوا، روزنامه‌نگاری، نظریه کنش