پایان نامه رایگان با موضوع عملکرد سازمان، عدم تمرکز، عملکرد شعب

دانلود پایان نامه ارشد

فضايي که در آن بانکها در شرايط رقابتي به واسطهگري مالي مشغول باشند تغيير يافته است. همچنين تهديدات وفشارهاي ناشي از جهاني شدن و رشد روزافزون مؤسسات مالي و اعتباري غيربانکي، بانکها را برآن داشته است تا براي بقا و رقابت نسبت به بهبود عملکرد خود در بازارهاي داخلي و خارجي اقدام نمايند(ايران زاده و برقي، 1388). تعامل رقابتي با اقتصاد جهاني از طريق يک نظام بانکي عقب مانده امکان پذير نبوده و طبعاً مستلزم آمادگي و به روز بودن بانکهاي تجاري کشور براي هماوردي در بازارهاي رقابتي جهان است(ديواندري و همکاران،1387). سازمانهايي ميتوانند در دنياي پررقابت امروزي به فعاليت و حيات خود ادامه دهند که داراي عملکرد سازماني بهينه و برتر نسبت به رقبا باشند. عملکرد سازماني يکي از مهمترين سازه هاي مورد بحث در پژوهشهاي مديريتي است و بدون شک مهمترين معيار سنجش موفقيت در سازمانها به حساب ميآيد(ابزري، رنجبريان، فتحي و قرباني، 1388). عملکرد هر بنگاه اقتصادي ميتواند در تعيين موقعيت فعلي بنگاه(ميزان موفقيت در دستيابي به اهداف راهبردي) ؛ حرکت و جهتگيريهاي آينده؛ و برنامهها و فعاليتهاي بهبود دهنده مؤثر باشد(ورهايز، مورگان و اوتري، 2009).در اين راستا مسئله چالش برانگيز مديران امروزي، درک اهميت و ميزان تأثير ويژگيهاي سازمان بر عملکرد است. از اين رو دلايل تفاوت عملکرد در بين سازمانها را عموماً از طريق ديدگاه مبتني بر منابع2(RBV) ميتوان توضيح داد(راست وهمکاران3، 2004). براساس اين ديدگاه عدم تجانس در سطوح، ارزش، غير قابل تقليد بودن و غير قابل جانشين بودن منابع و قابليتهاي سازمانها علت اصلي تفاوتهاي عملکرد ميان آنهاست(ورهايزومورگان، 2005). ديدگاه مبتني بر منابع، بر ناهمگني و بيتحرکي منابع به عنوان منابع بالقوه مزيت رقابتي متمرکز است(بارني4، 1991). منابع سازماني ميتوانند به عنوان داراييها و قابليتها تقسيمبندي شوند. داراييها منابع مشهودي هستند که سازمان اندوخته است مانند صرفه جويي ناشي از مقياس، شهرت و اعتبار و ارزش برند. قابليتها همچون چسبي هستند که اين داراييها را با هم همراه کرده و سازمان را قادر ميسازد تا آنها را به شکلي رقابتي توسعه دهد مانند کيفيت برتر محصولات سازمان و مهارتهايي که منجر به نوآوري ميشود(بارني، 1991؛ دي5، 1994). استراتژيگرايي مهمترين قابليت سازمان است. استراتژيگرايي مسيرهاي استراتژيک اجرا شده بوسيله سازمان در جهت ايجاد رفتارهاي مناسب که منجر به عملکرد برتر ميشود را منعکس ميکند و عناصر محيطي را با ويژگيهاي سازماني متناسب ميکند. استراتژيگرايي اصول راهنمايي است که فعاليتهاي بازاريابي و تدوين استراتژي سازمان را بهبود ميبخشد(تئودوسيو، کهاجياس و کاتسيکا6،2012). موفقيت شرکت وابسته به توسعه قابليتها و ارتباطي است که براي شرکت منحصربه فرد است و در ميانمدت تا بلندمدت حفظ ميگردند. دستيابي به شناخت کافي از بازار و کنترل منابع ارزشمند مزيت رقابتي، همچون قابليتهاي بازاريابي ميتواند شواهدي واقعي براي مديران در راستاي تشخيص نياز به بهبود قابليتها فراهم کند(حاجيپور، درزيان عزيزي و شمسي گوشکي، 1391). در ادبيات بازاريابي، قابليتهاي مرتبط با بازاريابي به عنوان عامل کليدي در دستيابي به عملکرد شرکت مورد توجه قرار ميگيرند. بنابراين اين اعتقاد وجود دارد که شرکتهايي با قابليتهاي بازاريابي برتر، ويژگيهايي دارند که آنها را قادر ميسازد تا به عملکرد برتر و مزيت رقابتي پايدار دست يابند. مطالعات تجربي قبلي نشان ميدهند که قابليت بازاريابي عاملي است که به عملکرد متفاوت در ميان شرکتها ميانجامد(چانگ، پارک و چايي7، 2010). با توجه به مطالب فوق، هدف اين پژوهش بررسي نقشي است که استراتژيگرايي و سرمايههاي ناملموس سازماني از طريق شکلدهي قابليتهاي بازاريابي بر عملکرد شعب بانکهاي خصوصي دارد، بوده است.

1-3 اهميت و ضرورت انجام تحقيق
امروزه ماهيت کسب وکار با چالشها و تغييرات سريع و مهمي مواجه است که فعاليتهاي اقتصادي سازمانها را دگرگون ساخته است. وقوع رويدادهايي مانند گسترش رقابت، پيشرفت فناوري اطلاعات، تغيير در ساختارهاي سازماني و تلاش همه جانبه واحدهاي اقتصادي براي احراز رتبه برتر، ضرورت توجه به بهبود مستمر عملکرد سازماني را اجتناب ناپذير کرده است. بقا و بالندگي در چنين محيطهايي تنها با بدست آوردن عملکرد سازماني برتر امکانپذير است که لازمه آن رسيدن به ويژگي سازمانهايي با عملکرد برتر وتوجه به مقولههاي تأثيرگذار بر عملکرد سازماني است(قرباني زاده، بدرآبادي، ابراهيم زاده، 1391).جهت رسيدن به عملکرد برتر يک کسب و کار، بايد مزيت رقابتي را پايدار نمود. سازمانها همواره به دنبال اين موضوع بودهاند که چطور مزيت رقابتي خود را در محيطهايي نامطمئن و به سرعت در حال تغيير کسب کنند(دوبني و لوفمان8، 2000). در صورتيکه سازمان بتواند به واسطه شايستگيهاي خود، مزيت رقابتي پايداري خلق نمايد که براي مشتريان ارزشمند بوده و همواره برتر از رقبا باشد، در واقع عملکردي شايسته از خود برجاي گذاشته و رقابتپذيري را به ارمغان آورده است(بارني، 1999). يک روش مهم و کليدي براي ايجاد تمايز و يک جايگاه رقابتي، استفاده از ديدگاه منبع محور در راستاي تحقق مزيت رقابتي پايدار است. يکي از ضروريات کليدي براي موفقيت شرکتها در محيط رقابتي، شناسايي اين نکته است که چگونه ميتوان فوايد و مزاياي رقابتي را هميشگي کرد؟ براي توسعه و بکارگيري يک مزيت رقابتي سازمانها بايستي قابليتهايي داشته باشند که بتوانند در ايجاد منابع غيرقابل تقليد، باارزش، کمياب و غيرقابل جايگزيني مورد استفاده قرار گيرند(عطاران، ديواندري و آدينف، 1391). براي هر شرکتي در هر صنعتي که باشد کليد موفقيت تنها اتکا بر يک منبع براي کسب مزيت نيست بلکه بهترين و موفق ترين شرکت ها ميدانند که همواره بايد از زواياي تازهاي به مزيت رقابتي بنگرند و از انواع منابع براي خلق مزيت رقابتي بهره بگيرند(استاک9، 1998).
اختلاف نظرها: انديشمندان و متخصصان بازاريابي در طول بيش از سه دهه بر اين باور بودهاند که عملکرد کسب و کار تحت تأثير بازارگرايي قرار ميگيرد. آنها معتقد بودهاند که کسب و کاري که بازارگرايياش را افزايش دهد، عملکرد بازارش را بهبود خواهد بخشيد(آقازاده ومهرنوش، 1389). اين در حالي است که بسياري از پژوهشگران اين سؤال را مطرح ميکنند که آيا بازارگرايي به تنهايي ميتواند مزيت رقابتي پايدار و عملکرد برتر براي سازمان فراهم آورد. آنها بويژه نگرانند که بازارگرايي ممکن است سازمان را بجاي تلاش براي درک عميق نيازهاي پنهان مشتريان کنوني و آينده بسوي تمرکز بر نيازهاي اظهار شده مشتريان سوق دهد. آنها همچنين هشدار ميدهند که تأکيد بيش از حد بر مشتري ممکن است مانع نوآوري و فعاليتهاي تحقيق و توسعه شود و به توانايي سازمان جهت ارائه محصولات و خدمات نوآورانه به بازار آسيب وارد آورد(تئودوسيو، کهاجياس و کاتسيکا، 2012). بعلاوه هنگامي که رقباي سازمان هم بازارگرا باشند بازارگرايي نه تنها در فراهم آوردن مزيت رقابتي با شکست مواجه ميشود بلکه تنها به عنوان هزينه کسب و کار و يا مانعي براي شکست مطرح ميشود(کومار و همکاران10، 2011). در حاليکه جريان در حال رشد تحقيقات بر پذيرش گزينه جايگزين که استراتژيگرايي است تأکيد ميکنند. اين محققين ادعا ميکنند که سازمانها ميتوانند بازارگرايي را با ساير عناصر مهم استراتژيگرايي که عناصر محيطي سازمان را با ويژگيهاي داخلي همراه ميکند تکامل بخشند و از اين طريق عملکردشان را افزايش دهند(تئودوسيو و همکاران، 2012).
خلأهاي تحقيقاتي موجود: سازمانها منابع با اهميت خود را در ايجاد، حفظ و اهرم قرار دادن قابليتهاي بازاريابي خود توسعه دادهاند. تحقيقات اخير سطح دانش مربوط به ارتباط بين قابليتهاي بازاريابي و عملکرد شرکت را ارتقا دادهاند تحقيقات تجربي کمي بر توانايي سازمانها در اهرم قرار دادن منابع ناملموس درون قابليتهاي بازاريابي متمرکز شدهاند. محققان تا به امروز بر سرمايه ناملموس سازمان به عنوان اهرمي براي قابليتهاي بازاريابي هيچگونه تمرکزي نداشته اند(گريفيث و همکاران11، 2010).
ميزان نياز به موضوع: صنعت بانکداري کشور به واسطه تغيير و تحولات عمدهاي که در زمينههاي تکنولوژي، ساختارهاي سازماني و توسعه ارتباطات به وجود آمده، تغييرات زيادي را تجربه نموده است. نياز به همگامي با تحولات محيطي، اين صنعت را نيز به سوي جهتگيريها و استراتژيهاي جديدي رهنمون ساخته است. علاوه بر آن بانکها به عنوان اصليترين نهادهاي مالي جامعه با رقابتهاي شديد جهاني نيز مواجه هستند(دهقان، دهقان و فتحي، 1391). بانکهاي تجاري فعال در کشور از دو منظر ناگزير از ارتقاي قابليتها و شايستگيها به منظور رقابتپذيري در بازارهاي جهاني اند: 1) به عنوان فراهم کنندگان بستر مالي فعاليتهاي بين المللي بنگاهها و صنايع کشور، 2) به عنوان عرضهکنندگان و فروشندگان خدمات بانکي در بازارهاي مالي جهان(ديواندري وهمکاران، 1387).

1-4 اهداف تحقيق
پژوهش حاضر اثر ابعاد استراتژيگرايي و منابع ناملموس سازمان بر قابليتهاي بازاريابي و عملکرد بانکهاي خصوصي در سطح شهر کرمانشاه را مورد بررسي قرار داده است.
1-4-1 هدف اصلي:
شناخت اثرگذاري استراتژيگرايي، داراييهاي ناملموس و قابليتهاي بازاريابي بر عملکرد شعب بانکهاي خصوصي سطح شهر کرمانشاه.
1-4-2 اهداف فرعي:
1)شناخت تأثير عوامل محيطي(آشفتگي بازار و شدت رقابت) و امل سازماني عدم تمرکز بر ابعاد استراتژيگرايي بانکهاي خصوصي سطح شهر کرمانشاه.
2)شناخت تأثير ابعاد استراتژيگرايي شامل مشتريگرايي، رقيبگرايي، گرايش به داخل/هزينه و نوآريگرايي بر قابليتهاي بازاريابي شعب بانکهاي خصوصي سطح شهر کرمانشاه.
3)شناخت تأثير سرمايههاي انساني، رابطهاي، سازماني و اطلاعاتي بر قابليتهاي بازاريابي شعب بانکهاي خصوصي سطح شهر کرمانشاه.
1-4-3 اهداف کاربردي
پژوهش حاضر در صنعت بانکداري به اجرا در آمدهاست با توجه به اين موضوع ميتوان گفت:
1)بانکهاي دولتي و خصوصي
2)مؤسسات مالي و اعتباري
3)ساير سازمانهاي مالي-خدماتي
ميتوانند از نتايج پژوهش استفاده نمايند.
1-5 چارچوب نظري
روابط ميان متغير پژوهش حاضر را ميتوان در قالب مدل زير به نمايش گذاشت.

.

نمودار(1-1) مدل مفهومي پژوهش
(منبع: تئودوسيو و همکاران، 2012 ؛ گريفيث و همکاران، 2010)

1-6 فرضيههاي تحقيق:
فرضيه اصلي 1: قابليتهاي بازاريابي بر عملکرد شعب بانکهاي خصوصي تأثير مثبت دارد.
فرضيه اصلي 2: مشتريگرايي بر قابليتهاي بازاريابي تأثير مثبت دارد.
فرضيه فرعي1-2: آشفتگي بازار بر مشتريگرايي تأثير مثبت دارد.
فرضيه فرعي 2-2: شدت رقابت بر مشتريگرايي تأثير مثبت دارد.
فرضيه فرعي 3-2: عدم تمرکز بر مشتريگرايي تأثير مثبت دارد.
فرضيه اصلي3: رقيبگرايي بر قابليتهاي بازاريابي تأثير مثبت دارد.
فرضيه فرعي1-3: آشفتگي بازار بر رقيبگرايي تأثير مثبت دارد.
فرضيه فرعي2-3: شدت رقابت بر رقيبگرايي تأثير مثبت دارد.
فرضيه فرعي3-3: عدم تمرکز بر رقيبگرايي تأثير مثبت دارد.
فرضيه اصلي4: گرايش به داخل/هزينه بر قابليتهاي بازاريابي تأثير مثبت دارد.
فرضيه فرعي1-4: آشفتگي بازار بر گرايش به داخل/هزينه تأثير مثبت دارد.
فرضيه فرعي2-4: شدت رقابت بر گرايش به داخل/هزينه تأثير مثبت دارد.
فرضيه فرعي3-4: عدم تمرکز بر گرايش به داخل/هزينه تأثير مثبت دارد.
فرضيه اصلي5: نوآوريگرايي بر قابليتهاي بازاريابي تأثير مثبت دارد.
فرضيه فرعي1-5: آشفتگي بازار بر نوآوريگرايي تأثير مثبت دارد
فرضيه فرعي2-5: شدت رقابت بر نوآوريگرايي تأثير مثبت دارد.
فرضيه فرعي3-5: عدم تمرکز بر نوآوريگرايي تأثير مثبت دارد.
فرضيه فرعي4-5: مشتريگرايي بر نوآوريگرايي تأثير مثبت دارد.
فرضيه اصلي6: سرمايه انساني بر قابليتهاي بازاريابي تأثير مثبت دارد.
فرضيه اصلي7: سرمايه رابطهاي بر قابليتهاي

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع نهج البلاغه، حقوق جزا، اختلال نظام Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع عملکرد سازمان، منابع سازمان، رقابت در بازار