پایان نامه رایگان با موضوع عملکرد بازار، اطلاعات بازار، عملکرد سازمان

دانلود پایان نامه ارشد

کارآفريني که در آن کارآفريني- که يک عامل رواني است- تعيينکننده نوآوري ميباشد و نوآوري توسط يک کارآفرين از طريق ايجاد شرکت جديد ساخته ميشود.
2)نظريه تکنولوژي- اقتصادي که در آن نوآوري به عنوان نوآوريهاي تکنولوژيکي تفسير ميشود و متخصصان فني و فعاليتهاي تحقيق و توسعه(R&D) ايجاد کننده نوآوري هستند.
3)نظريه نوآوري استراتژيک که در آن نوآوري يک فرآيند است که کل سازمان در آن درگير ميشوند و استراتژي دستورالعمل براي اين فرآيند است که بوسيله مدير ارشد مورد تأکيد قرار ميگيرد(لسکووار- اسپاکاپان و باستيک، 2007).
نوآوريگرايي به باز بودن سازمان براي ايدههاي جديد و گرايش به تغيير از طريق پذيرش تکنولوژيها، منابع، مهارتها و سيستمهاي مديريتي جديد اشاره دارد. امکان دارد يک سازمان هنگام پذيرش ايده جديد با مقاومت شديد مواجه شود. نوآوريگرايي محرک اصلي براي غلبه بر موانع و افزايش توانايي سازمان براي پذيرش يا پيادهسازي موفقيتآميز سيستمها، فرآيندها يا محصولات جديد است(ژو، گائو، يانگ و ژو152، 2005). سازمان نوآور به عنوان يک سازمان اثربخش، کيفيتگرا، منعطف که داراي توانايي نوآورانه است، تعريف ميشود. انعطافپذيري، توانايي مورد نياز براي توليد طيف وسيعي از محصولات به روز، درخواست براي اطلاعات بازار سازمان را قادر ميسازد تا در جستجوي فرصتهاي جديد باشد(لسکووار- اسپاکاپان و باستيک، 2007). ايجاد مشتريان جديد و حفظ مشتريان کنوني دو وظيفه کليدي مديران ميباشد. وظيفه نخست از طريق قابليتهاي نوآوري ميتواند انجام شود در حاليکه وظيفه ديگر، از طريق قابليتهاي بازاريابي انجام ميشود. سازمانها براي موفقيت نياز دارند تا هر دو وظيفه را همزمان انجام دهند(اوکاس و وي يت ان گو153، 2011). با وجود توسعه محصولات پيشرفته و يا جديد بسياري از سازمانها صرف نظر از اندازه، مليت و يا صنعت براي ايجاد، توسعه و سرمايهگذاري در فرصتهاي بازار جدال ميکنند(ليسبوا، اسکارميس و لاگس، 2011). هورلي و هولت(1998) پيشنهاد ميکنند که شرکتهايي با ظرفيت بالاي نوآوري در پاسخ به محيط خود و توسعه قابليتهاي جديد که منجر به مزيت رقابتي و عملکرد برتر ميشود، موفقتر هستند(تئودوسيو، کهاجياس و کاتسيکا، 2012). قابليتهاي نوآوري براي مزيت رقابتي و عملکرد برتر بازاريابي ضروري ديده شدهاند. نوآوري به خصوص درباره عملکرد بازاريابي يک تعيينکننده قدرتمند به نظر ميرسد(مريلس، راندل- تايل و لاي154، 2010). شرکتهاي موفق فعاليتهاي بازاريابي و نوآوري را در مسير عملکرد برتر بازار به طور همزمان به اجرا در ميآورند. اين رابطه مکملي بين توانايي براي نوآوري و بازاريابي محصولات و خدمات ارائه شده از بالاترين اهميت برخوردار است. در حاليکه نوآوري سازمانها را قادر به ايجاد ارزش(ايجاد پايگاه مشتري) ميکند بازاريابي به حفظ ارزش( حفاظت از پايگاه مشتري به عنوان دارايي نامشهود ارزشمند) کمک ميکند(اوکاس و وي يت ان گو، 2011).

2-2-6-3 پيشينه متغير
نوآوري شرط اصلي رقابت در قرن 21 است. رقابت فزاينده، تلاطمات شديد محيطي، تغييرات فن آوري و عدم اطمينانهاي محيطي، سازمانها را مجبور به پذيرش نوآوري به عنوان بخش اصلي استراتژي آنها کرده است(خيمنز، 2008). نوآوري براي کارآيي اقتصادي کشورها و شرکتها بسيار مهم است. نوآوري يکي از عوامل کليدي موفقيت بلندمدت شرکتها به خصوص در بازارهاي پويا است(بيکر و سينکولا155، 2002). تحقيقات نوآوري ميان انواع مختلف نوآوري تمايز قائل ميشود زيرا آنها داراي ويژگيهاي مختلف هستند و پذيرش آنها به وسيله عوامل سازماني و محيطي تحت تأثير قرار نميگيرد(دامانپور، واکر و آولاندا، 2009). دامانپور(1991) يک طبقهبندي توسعه يافته و پذيرفته شده را پيشنهاد داده است. او بين نوآوري فني و اداري تمايز قائل ميشود(خمينز و سانز-واله، 2011). نوآوريهاي فني شامل محصولات، بازاريابي، خدمات و فناوري مورد استفاده براي توليد محصولات، فروش محصول و يا ارائه خدمات به طور مستقيم مرتبط به فعاليتهاي پايه سازمان ميباشد. نوآوري اداري مربوط به ساختار اداري و فرآيندهاي سازماني که به طور غيرمستقيم به فعاليت پايه سازمان مربوط است و بيشتر به طور مستقيم مرتبط با مديريت آن ميباشد. پس ميتوان گفت در حالي که نوآوريهاي فني شامل فرآيند جديد و محصولات و خدمات جديد ميشود، نوآوريهاي اداري به شيوهها، سياستها و روشهاي جديد سازماني اشاره دارد(دامان پور و ايوان156، 1984). زالتمان و همکاران(1973) در حدود 20 نوع نوآوري را شناسايي کردند که بر حسب ويژگي سازمان و تمرکز و نتيجه نوآوري دستهبندي شدهاند(دامانپور و همکاران، 2009). عليرغم تنوع انواع نوآوري، تمايز ميان نوآوري محصول و نوآوري فرآيند، بطور گسترده مطالعه شده و شناخته شدهترين گونه شناسي نوآوري است(همان). نوآوري محصول بر ارائه کالاها و خدمات جديد، ميزان درآمد حاصل از آنها، ميزان موفقيت کالاها و خدمات جديد و سرعت مناسب در ارائه محصولات تأکيد دارد(طبرسا و همکاران، 1391). نوآوري فرآيند تمرکز داخلي دارد و هدفش افزايش کارآيي و اثربخشي فرآيندهاي داخلي سازمان به منظور تسهيل در توليد و تحويل کالا يا خدمات به مشتريان ميباشد(آبرناتي و اترباخ، 1978؛ بوئر و دورينگ، 2001). ادکوئيست و همکاران(ادکوئيست و همکاران157، 2001 ؛ مي يوس و ادکوئيست158، 2006 ) اين دو گونهشناسي (نوآوري محصول و نوآوري فرآيند) را در کنار هم قرار دادند و طبقه بندي ارائه نمودند که ميان دو گونه از نوآوري محصول(نوآوري در محصول و نوآوري در خدمات) و دو نوع نوآوري فرآيند(تکنولوژيکي و سازماني) تمايز قائل ميشود(دامانپور و همکاران، 2009). در حاليکه نوآوري تکنولوژيکي به طور مستقيم با فعاليتهاي ابتدايي سازمان مرتبط است و عمدتاً تغييرات در سيستمهاي توليد سازمان ايجاد ميکند، نوآوريهاي اداري بطور غيرمستقيم با وظايف اساسي سازمان مرتبط هستند و عمدتاً سيستمهاي مديريت سازمان را تحت تأثير قرار ميدهند(دامان پور و ايوان، 1984). همل159(2006) ميان دو نوع از نوآوري فرآيند تمايز قائل ميشود: نوآوري در فرآيندهاي عملياتي(نظير خدمات مشتري، تدارکات و خريد) و نوآوري در فرآيندهاي مديريت(نظير برنامهريزي استراتژيک، مديريت پروژه و ارزيابي کارکنان) که مشابه تمايز مييوس و ادکوئيست ميباشد(دامان پور و همکاران، 2009). با توجه به تمرکز بر نيازهاي مشتري در بخش خدمات، ماهيت نوآوري خدمات از طريق ارتباط آن با استفادهکننده خدمت بهتر درک ميشود. نوآوري خدمات به عنوان معرفي خدمات جديد به مشتريان موجود يا جديد و ارائه خدمات موجود به مشتريان جديد تعريف ميشود(همان). نوآوري فرآيندهاي تکنولوژيکي عناصر جديد معرفي شده به سيستم توليد سازماني يا عمليات خدمت به منظور توليد محصولات يا ارائه خدمات سازمان به مشتريان ميباشد(آبرناتي و اترباخ160، 1978 ؛ دامانپور و گوپالاک ريشنان161، 2001). محرک چنين نوآوريهايي کاهش در زمان تحويل، افزايش انعطافپذيري عملياتي و کاهش هزينههاي توليد است(بوئر و دورينگ162، 2001).نوآوري فرآيند اداري با تغييرات در ساختار و فرآيند سازمان، سيستمهاي مديريتي، دانش به کار برده شده در اجراي وظايف مديريت ومهارتهاي مديريتي مرتبط است(دامان پور و همکاران، 2009). اهميت نوآوري به عنوان محرک عملکرد و مزيت رقابتي به خوبي در ادبيات پوشش داده شدهاست(لسکوار-اسپاکاپان و باستيک،2007 ). نوآوري براي مقابله با آشفتگي محيط خارجي به شرکت کمک ميکند بنابراين يکي از محرکهاي اصلي موفقيت بلندمدت در کسب و کار بويژه در بازارهاي پويا است(خمينز و سانز-واله، 2011). شرکتها به منظور رقابت در بلند مدت نياز به يک فرهنگ نوآور دارند و بايد به نيازهاي مشتري پاسخ گويند(تاجديني و ترومان، 2012).رايت و همکاران(2005) با استفاده از يک نمونه از کسب و کارهاي کوچک دريافتند که در محيطهاي با ثبات نوآوري محصول بر عملکرد تأثير نميگذارد اما در محيطهاي متخاصم اثر مثبت بر عملکرد دارد. منصوري و لاو163(2008) با تمرکز بر يک نمونه از شرکتهاي خدماتي دريافتند که وقوع و تکرار و ميزان نوآوري خدمات اثر مثبت بر رشد داشته اما تأثيري بر بهرهوري ندارد. برودرل و پري ايسن دورفر164(2000) دريافتند که نوآوري مهمترين عامل در پيشبيني رشد شرکت است. نيلي و همکاران165(2001) در مطالعه خود نشان دادند که شرکتهاي نوآور داراي فرهنگ قوي، تصور روشني از رسالت و هدف، يک استراتژي به خوبي سنجيده شده و فلسفه کاري بهبود مستمر هستند که بطور کلي از رضايت مشتري ومديريت کيفيت جامع ناشي شدهاست. فرهنگ نوآوري محور اغلب به عنوان يک قابليت اصلي براي فرآيندهاي نوآوري ذکر شده است. خمينز و سانز- واله(2011) نشان دادند که دو متغير يادگيري سازماني و نوآوري به شکل مثبت سهيم در عملکرد هستند و يادگيري سازماني بر نوآوري اثر مثبت ميگذارد. نتايج آنها همچنين نشان ميدهد که اثر يادگيري سازماني بر نوآوري قويتر از اثر يادگيري سازماني بر عملکرد است. اثر مثبت يادگيري سازماني و نوآوري بر عملکرد براي شرکتهاي توليدکننده بيشتر از سازمانهاي خدماتي است اما رابطه بين يادگيري و نوآوري براي سازمانهاي خدماتي قويتر است. يک بررسي کمي از يافتههاي 30 مطالعه تجربي از سالهاي 1984 تا 2003 نشان داد که نوآوري تأثير مثبت بر عملکرد دارد(واکر166، 2004). جانسن و همکاران167(2006) دريافتند که نوآوريهاي اکتشافي در محيطهاي پويا و نوآوريهاي استخراجي در محيطهاي رقابتي براي عملکرد مالي واحدهاي نوآور سودمند هستند. دامانپور و همکاران(2009) با استفاده از يک پانل تشکيل شده از 428 سازمان خدماتي دولتي انگلستان در طي چهار سال اثر پذيرش سه نوع نوآوري خدمت، فرآيند تکنولوژيکي و فرآيند مديريتي را آزمودند. نتايج آنها نشان ميدهد که هرساله تمرکز بر نوع خاصي از نوآوري زيان آور است و انحراف از هنجارهاي صنعت در اتخاذ انواع نوآوري احتمالاً ميتواند براي عملکرد سازمان مفيد باشد. نتايج ژنگ ژو و همکاران(2005) نشان ميدهد که بازارگرايي و نوآوريگرايي شديداً نگرش شغلي کارکنان نظير رضايت شغلي، تعهد سازماني و اعتماد به عملکرد آينده سازمان را بهبود ميبخشد. همچنين فرهنگ سازماني و نگرش مثبت مديران ارشد نسبت به تغيير ، جهت توسعه بازارگرايي و نوآوريگرايي سودمند هستند. ژانگ و دوان(2010) بيان ميکنند که بازارگرايي و نوآوريگرايي اثر مثبت و معناداري بر موفقيت محصول جديد دارند. ناران ژو-والنسيا، خمينز و سانز- واله168(2011) بيان ميکنند که فرهنگ سازماني عامل تعيينکننده استراتژي نوآوري است، بعلاوه فرهنگ ادهوکراسي استراتژيهاي نوآوري را پرورش ميدهد و فرهنگ سلسله مراتبي تقليد را ترويج ميکند. نتايج مطالعه اوکاس و وي يت انگو(2011) در ميان شرکتهاي استراليايي و ويتنامي نشان ميدهد که قابليت نوآوري، قابليت بازاريابي بر اثر بازارگرايي بر عملکرد بازار اثر ميانجيگري دارند. نتايج آنها همچنين نشان ميدهد که تعامل قابليت نوآوري و بازاريابي به شکل معناداري عملکرد بازار را تحت تأثير قرار ميدهد. دامانپور و گوپالاک ريشنان(2001) دريافتند که سازمانهاي خدماتي همانند شرکتها در بخش توليدي، تمايل به تأکيد بر پذيرش نوآوري خدمات در مقابل نوآوري فرآيند دارند.

نمودار(2-5) مدل فرضيه اصلي 5
منبع: تئودوسيو و همکاران(2012)
نتايج تئودوسيو، کهاجياس و کاتسيکا(2012) نشان ميدهد که نوآوريگرايي اثر مثبت بر قابليتهاي بازاريابي دارد. آنها بيان ميکنند که نوآوريگرايي قابليت مؤسسات بانکي براي ايجاد و پيادهسازي ايدههاي جديدرا تسهيل ميکند که نتيجه آن فعاليتها و فرآيندهاي بازاريابي کارآمدتر و عرضه خدمات بهبود يافته به مشتريان است.
جدول(2-4) پيشيه ارتباط متغير نوآوريگرايي با قابليتهاي بازاريابي
رديف
رابطه متغير نوآوريگرايي با قابليتهاي بازاريابي
عنوان مقاله
نويسندگان
1
نوآوريگرايي تأثير مثبت بر عملکرد دارد
استراتژيگرايي، قابليتهاي بازاريابي و عملکرد
تئودوسيو، کهاجياس و کاتسيکا(2012)، يونان
2-2-6-4 تحليل ونتيجه گيري
مطالب ذکر شده در پيشينه فرضيه نشاندهنده تأثير

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع عملکرد سازمان، بهبود عملکرد، منابع محدود Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع عملکرد سازمان، بر عملکرد سازمان، عملکرد نوآورانه