پایان نامه رایگان با موضوع علی کریمی، دوران کودکی، جام جهانی، آموزش و پرورش

دانلود پایان نامه ارشد

نوستالژی نشان میدهد.
فایرلی61 (2003) نیز تعریفی جامع ارائه میدهدد. فایرلی نوستالژی را به عنوان “میل و اشتیاق (علاقه کلی، نگرش مثبت یا اثر مطلوب) نسبت به چیزی (انسان، اماکن، تجربیات و اشیا) که برخواسته از دوران جوانی فرد (تجربه شخصی) یا بهصورت نیابتی و شاید هم از طریق اجتماع و یا رسانه (تجربه نیابتی) میباشد” (12). تعریف فایرلی و تعریف هالبروک و اسچیندلر بسیار شبیه به هم هستند، اما تعریف فایرلی برخی نکات قابل توجه را ارائه میدهد. نکته قابل اشاره در تعریف فایرلی معرفی جامعه و رسانه به عنوان کاتالیزور نوستالژی است و احتمال اینکه، نوستالژی بوسیله تجارب نیابتی (دست دوم) ایجاد شود را بیان میدارد. در نتیجه، نوستالژی را میتوان از طریق واسطههای اجتماعی مانند خانواده، دوستان، آموزش و پرورش، دین و رسانه گسترش داد. به عبارت دیگر، افراد میتوانند تجارب نوستالژی نیابتی داشته باشند. استفاده از رسانه به عنوان ابزار اجتماعی فرصت به وجود آمدن نوستالژی را افزایش میدهد، نظر به اینکه این امر میتواند از طریق تلویزیون، سینما، روزنامه، مجله و اینترنت صورت گیرد.
جدول 2-1: خلاصهای از تعاریف نوستالژی
تعریف
مقوله
میل و اشتیاق برای گذشته (78).
حالتی مشتاقانه که بوسیله شئی، صحنهای، بویای یا قطعهای از موسیقی ارتقا مییابد (99).
سلیقهای است (علاقه کلی، نگرش مثبت یا اثر مطلوب) نسبت به مقصودی (انسان، اماکن، تجربیات و یا اشیا) که وقتی فرد جوانتر بوده (در اوایل بلوغ، در دوران بلوغ، در دوران کودکی و یا حتی قبل از تولد) بیشتر رایج بوده است (محبوبیت، مد روز و یا توزیع گسترده) (14).
حالتی احساسی که در آن فرد برای تصویر آرمانی یا نسخهای با اهمیت از دوره زمانی گذشته میل و اشتیاق نشان میدهد (91).
میل و اشتیاقی احساسی یا تلخ و شیرین برای تجربه، محصول و یا خدمتی مربوط به گذشته (86).
حالت، احساس و یا هیجانی مثبت و پیچیده که بوسیله بازخورد از چیزی (اشیاء، افراد، تجربیات و خاطرات) مرتبط با گذشته بوجود میآید (89).
میل و اشتیاق (علاقه کلی، نگرش مثبت یا اثر مطلوب) نسبت به چیزی (انسان، اماکن، تجربیات و اشیا) که برخواسته از دوران جوانی فرد (تجربه شخصی) یا بهصورت نیابتی و شاید هم از طریق اجتماع و یا رسانه (تجربه نیابتی) میباشد (12).
زمانی

احساس و محرک

جامع

زمان و احساس

جامع

جامع

جامع

ابعاد نوستالژی: تجربه نوستالژیکی
به منظور ارائه اطلاعات بیشتر در مورد تجربه نوستالژیکی، شرح کاملتر ابعاد مرتبط با نوستالژی در تعاریف ارائه شده لازم است. این ابعاد، نوستالژی شخصی و جمعی، تجربه شخصی (دست اول) و نیابتی (دست دوم)، واقعی و ساختگی و احساسات منفی و مثبت را شامل میشود.
نوستالژی شخصی در مقابل نوستالژی جمعی
نوستالژی شخصی: نوستالژی شخصی (78، 13، 91)، نوستالژی خصوصی (69، 96)، گذشته مربوطه (13) و نوستالژی واقعی (86) همگی واژههای مترادفی میباشند. در این پژوهش واژه نوستالژی شخصی برای اشاره به خاطرات ایدهآل شخصی مربوط به گذشته مورد استفاده قرار خواهد گرفت. از آنجا که نوستالژی شخصی از یک تجربه شخصی شکل میگیرد، مشخصههای نوستالژی شخصی نسبت به نوستالژی نیابتی ویژهتر، شخصیتر و مرتبطتر میباشند (100). دوران کودکی فرد (69)، فضای خارج از خانه یا دنیای طبیعی (69)، خاطرات ورزشی (96)، تجارب گذشته خانوادگی (101) و مواد غذایی (91) مواردی هستند که مبنای نوستالژی شخصی را تشکیل میدهند. این لیست برای نوستالژی شخصی جامع نیست. از آنجا که اثرگذاری محرکهای نوستالژی از فردی به فرد دیگر فرق میکند، پس درست کردن چنین لیستی امکانپذیر نیست (6).
نوستالژی جمعی: نوستالژی جمعی میل واشتیاقی نسبت به گذشته است که متقابلا برای یک فرهنگ، نسل و یا ملتی قابل درک است (102). نوستالژی جمعی را میتوان دقیقا مثل نوستالژی شخصی از طریق نشانهها، اشیاء، تجارب و یا اشخاص نشان داد. با این وجود نوستالژی جمعی باید بر توده مردم تاثیر بگذارد. برای مثال، تصویر مشعل المپیک محرکی برای تجربهی نوستالژیکی جمعی است (25).
نوستالژی جمعی در تعریف نسل افراد نقش بارزی دارد. به این دلیل که، نسلها بوسیله تاریخ و گروههای مردمی وابسته به آیتمهایی از تاریخ بوجود میآیند که نشاندهنده آن نسلها هستند (78). ورزشها در ایجاد نوستالژی جمعی در میان نسلها نقش پررنگی دارند. اشنایدر (1991) رویدادها، تیمها و افراد مربوط به دورههای زمانی خاصی را به عنوان جنبههای نوستالژی جمعی معرفی میکند. همچنین محققان دریافتهاند که نسلها برای سالنهای ورزشی حس نوستالژیکی جمعی دارند (103).
در مقایسه نوستالژی شخصی و جمعی، نوستالژی شخصی بر محیط کوچکی تمرکز دارد، در حالی که نوستالژی جمعی بر محیط بزرگی تمرکز دارد (96). با این وجود، تجربه نوستالژیکی همیشه به شخصی و جمعی محدود نمیشود، و در حقیقت بعضی وقتها میتواند شامل هر دوی آنها باشد (78). برای مثال، برای بیشتر هواداران بیسبال سرود “مرا به بال گیم (بازیهای توپی) ببر” نشانهای از نوستالژی جمعی است که هواداران بعضی اوقات آن را در طول بازی میخواندند. اگرچه، این سرود هم میتواند یکی از نشانههای نوستالژی شخصی باشد در صورتی که خاطره فردی مثل خوردن شکلات با قاشق چوبی حین نگاه کردن بازی بیسبال همراه با خانواده هنگام بچگی را برانگیزاند.
تجربه شخصی (دست اول) در مقابل تجربه نیابتی (دست دوم)
بعد دیگر نوستالژی که برای درک تجربه نوستالژیکی حیاتی است میزان آشنایی فرد با شئی، شخص و یا تجربه نوستالژیکی است. بعضی محققان معتقدند افراد در طول زندگیشان فقط در دوره زمانی خاصی میتوانند حس نوستالژیکی داشته باشند (78، 13). این تجارب شخصی مثالی برای نوستالژی شخصی میباشد. دیگر محققان معتقدند که فرد میتواند تجربه نوستالژی نیابتی را از تجارب دیگران داشته باشد؛ نوستالژی برای چیزهایی که تجربه مستقیمی از آن ندارد (104، 12، 7). کاملا محتمل است که در شدت تجربه نوستالژیکی برای تجربه شخصی و نیابتی تفاوتهایی وجود دارد.
نظر به اینکه شخصیت نوستالژیکی این پژوهش علی کریمی میباشد و تمام آزمودنیها دوران بازیگری و فعالیت وی در فوتبال را به خاطر دارند پس مبنای پژوهش نوستالژی شخصی است.
علی کریمی
آنروزها که هیچ کس انتظار نداشت زمینهای فوتبال، حتی یک تکه چمن سبز هم داشته باشند، در آخرین روزهای تلویزیونهای سیاه و سفید، بازیکنی پیدا شد که به راز توپ آشنا بود. جوانی با صورت سرد که مثل یک سوارکار روی یک اسب سرکش، میتاخت. ما سرخوش از جامجهانی 98 فرانسه هنوز پوسترهای خداداد عزیزی، کریم باقری، حمید استیلی، مهدی مهدویکیا و احمدرضا عابدزاده را به دیوار میزدیم که نوبت وی فرا رسید. او چند ماه بعد از یک آشوب فوتسالی، با همان روح عاصی، مثل همان روزهای اول در سالن آزادی بازی به بازی همه را دریبل زد تا از روزنههای گوش و چشم، خودش را به قلب ما برساند. او کسی نبود به جز علی کریمی. زمانی که نیمکت ورزشگاه آزادی فلزی بود و علی پروین سرمربی پرسپولیس بود. سکوهای ورزشگاه آزادی ساعت سه بعدظهر روزهای وسط هفته هم خالی نبود. زمانی که روزی هزار نفر سر تمرین تیم مورد علاقه خود میرفتند. روزهایی که بازیکنی بود که با برش عرضی زمین توپ را با هنرنمایی به دروازه تیم حریف میرساند و هواداران را به وجد میآورد، این بود علی کریمی. آخرین گل کوچک بازی که خودش را برای تئوریهای فلسفی فوتبال آماده میکرد.
داستان سریع آغاز شد و به نقطه اوج رسید جایی که در اولین دوره حضورش در تیم ملی در فینال، برابر کویت در نقش دفاع چپ با زیبایی خاصی گل زد، فراموش کرده بودیم که تازه شش ماه بود که این بازیکن کشف شده بود. این فراموشی کار دست ما داد و وی در یک طغیان عجیب در یک بازی نه چندان مهم داور را ناکار کرد و یک سال از میادین فوتبال حذف شد. بعد محرومیت یکساله کریمی سر از تیم الاهلی امارات درآورد، جایی که گزارشگرهای عربی دوست داشتن توپ به او برسد تا از هنرنماییهای او لذت ببرند و به سبک خودشان شوف شوف (بنگرید بنگرید) کنند و لقب “ساحر الایرانی” را به او بدهند. لقبی که بعدها به جادوگر آسیا و مارادونا آسیا تبدیل شد. کریمی در آرامش دبی خودش را پیدا کرد و با حضور بلاژویچ تبدیل به ستاره تیم ملی شد، اگرچه به سد محکمی به نام ایرلند جنوبی خورد و دستش از جام جهانی 2002 کره و ژاپن کوتاه ماند.
در همین روزها بود که کریمی به عنوان چهارمین ایرانی جایزه مرد سال فوتبال آسیا را گرفت. با گرفتن این جایزه زمان پرواز وی از دبی به مونیخ فرا رسیده بود. کریمی در بایرن مونیخ عالی شروع کرد و با وجود همهی بدشانسیها و موانع دیگر خودش را به سرمای مونیخ تحمیل کرد و در ترکیب ثابت این تیم قرار گرفت. اما یک مصدومیت باعث شد که کریمی از روزهای اوج فاصله بگیرد. کریمی فصل بعد را نیز در بایرن ماند و سپس به قطر رفت و دوباره و دوباره به خانه خودش برگشت. یادمان هست که بعد از برگشت به پرسپولیس ورزشگاه آزادی دوباره رنگ قرمز صد هزاری را به خودش دید (بازی با پگاه گیلان)، همچنین یادمان هست که دو بازی بعد از آن، در داربی سرخابیهای تهران گلی زد که محبوبیت وی را دو چندان کرد. بعد به استیل آذین رفت و آنجا هم درخشان ظاهر شد. جایی که وقتی در بازی مقابل پرسپولیس اخراج شد، لباس استیل آذین را درآورد و لباس پرسپولیس را به هواداران نشان داد تا از این طریق به هواداران نشان دهد که قلبش برای پرسپولیس و طرفداران پرسپولیس میتپد. سپس در یک غافلگیری به شالکه رفت و بعد از مدتی دوباره به پرسپولیس برگشت و دو سال در جمع قرمزها ماند. دو فصل بدون جام، که در نهایت با یک خداحافظی احساسی به پایان رسید. و اما فصل اخر، وقتی که از تهران به تبریز رفت تا قلبهای مملو از عشق تراکتوریها را به دست آورد. و در نهایت از قطار تیم ملی، برای جام جهانی 2014 برزیل جا ماند تا با وجود فتح یک جام چیزی که کمتر برای وی اتفاق افتاده بود به خداحافظی فکر کند، و با یک خداحافظی به سبک خودش کفشهایش را آویزان کرد. تا کلمه حیف از نهان فوتبالدوستان برآید. حیف که شاید کسی رو دستش نیاید. کسی که در زمین فوتبال هیچ وقت دنبال قهرمان شدن نبود، هیچ وقت دنبال اول شدن ندوید، هیچ وقت با پیشنهادهای پر زرق و برق مهیج نشد.
به درود آقای کریمی، ما چراغها را روشن نگه میداریم برای بچههای نسل هاوش و هیرسا تا یادشان نرود روزی دلخوشی فوتبالدوستان جادوگری بود که هشت میپوشید.
در زیر نظر چند فوتبالیست، مربی و بزرگان فوتبال دنیا در مورد اعجوبه تکرار نشدنی فوتبال آسیا را میآوریم که سندی باشد برای دلیل انتخاب ما:
فرانس بکن ‌باوئر : کریمی یک بازیکن حرفه ای است. از اینکه در بایرن مونیخ حضور دارد خوشحال هستم.
فیلیکس ماگات :اگر کریمی از ابتدا در اروپا بازی میکرد بایرن مونیخ توانایی مالی برای خرید او را نداشت.
میشائیل بالاک : کریمی بازیکن با کلاسی است.
فیلیپ لام : کریمی بازیکنی سرشار از تکنیک است. اما از نظر روحیه و ایجاد انگیزه او بازیکن متفاوتی است. او گاهی از این حیث در اوج قرار می‌گیرد و گاهی هم برایش خیلی این موضوعات اهمیت ندارد.
روی ماکای : کار کریمی با توپ باور نکردنی است.
اوون هارگریوز : کریمی قابلیت های تکنیکی بالایی دارد.
سباستین دایسلر : کریمی بازیکن بزرگ و لایقی است و استاندارد های لازم برای بازی در سطح اروپا را دارد. از اینکه نیمکت نشین او هستم ناراحت نیستم.
مهمت شول : کریمی يك فوتباليست عالي است. او چهره آرامي دارد و يك بازیکن با اخلاق به شمار مي‌رود.
حسن صالح حميدزيچ : بازی در کنار کریمی لذت بخش است
میروسلاو بلاژویچ : کریمی استعداد و شرايطي را داشت كه شايسته بازي در رئال مادرید و بارسلونا است. او اگر ایرانی نبود در بارسلونا یا رئال مادرید بازی می کرد.
نوستالژی نیابتی: نوستالژی نیابتی (105)، که با عناوین نوستالژی شبیهسازی شده (86) و نوستالژی بین فردی (13) نیز شناخته میشود؛ اشتیاقی برای گذشته است که ماحصل تجربه شخصی فرد نیست. در حوزه نوستالژی نیابتی بین زمان و تجربه تمایز وجود دارد. فرد برای چیزی حس

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع بازاریابی، بازاریابی ورزشی، خدمات ورزشی، رویداد ورزشی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع تاثیرپذیری، دوران کودکی، احساس تنهایی، رفتار خرید